انتخاب سردبیر شرکت‌ها عصر تراکنش نوآوری (Innovation) کسب‌وکارها

بخشی از مناطق ۲ و ۵ شهرداری به مرکزیت دانشگاه شریف در حال تبدیل شدن به منطقه فناوری تهران است / دره فناوری تهران

شکل‌گیری کسب‌وکارهای کوچک فناوری حول دانشگاه‌های بزرگ دنیا اتفاق جدیدی نیست. حالا ما بعد از چندین تجربه ناموفق در شکل‌دهی به مناطق فناوری آیا می‌توانیم امیدوار باشیم با اقداماتی که انجام شده مناطق اطراف دانشگاه شریف به هاب فناوری کشور تبدیل شود.

ماهنامه عصر تراکنش / همان زمان که تهران، چشم آغامحمدخان قاجار را گرفت و آن را پایتخت ایران اعلام کرد، فکرش را نمی‌کرد روزی بشود کانون اقتصادی ایران. نقل‌قول‌های سینه‌به‌سینه را هم رها کنیم، در رمان‌های تاریخی مانند تهران مخوف، اثر مشفق کاظمی، تصویر واضحی از تهران به نمایش گذاشته شده است؛ شهری که باغ و بستان‌های فراوان دارد، از شمال تا غرب. خلاصه که توصیفات نویسنده از نگاه امروزی‌مان به بیست‌وپنجمین شهر پرجمعیت دنیا خیلی دور است. امروز اگر بخواهیم تهران را با چند واژه تشریح کنیم، احتمالاً بگوییم ترافیک، دود، آلودگی.

دودمان قاجار

سردودمان قاجاریه مربوط به یکی از طایفه‌های ترک آغوز به نام ایل قاجار بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران مهاجرت کردند. قاجار (قَجَر)، قاجاریه یا قاجاریان نام دودمانی است که از حدود سال ۱۱۷۴ تا ۱۳۰۴ بر ایران به مدت ۱۳۰ سال فرمان راندند. بنیان‌گذار این سلسله آغامحمدخان قاجار است. او تهران را به‌عنوان پایتخت انتخاب کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمدشاه قاجار بود که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی جای او را گرفت.

 

اما در تاریخ که گشت بزنیم متوجه می‌شویم این شهر خیلی هم بی‌هویت نشده است. مثلاً اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم که چه شد این شهر به کانون اقتصادی ایران تبدیل شد، می‌توانیم نگاهی بیندازیم به کوچه البرز، کوچه‌ای که با نام مدرسه البرز شناخته می‌شود؛ مدرسه‌ای که اتفاقاً خیلی از مشاهیر ایرانی از آن فارغ‌التحصیل شده‌اند و اتفاقاً هنوز هم اسم و رسم دارد و ورود به آن، کار هر کسی نیست.

سازنده دبیرستان البرز

ساموئل مارتین جردن، بانی و سازنده دبیرستان البرز و مدرسه دخترانه آمریکایی تهران است. او معلم و مبلغ آمریکایی بود و از سال ۱۸۹۹ تا سال ۱۹۴۰ ریاست کالج آمریکایی تهران (دبیرستان البرز) را به عهده داشت. خیابان جردن تهران که بعدها بزرگراه آفریقا نام گرفت، به افتخار او نام‌گذاری شد.

 

این کوچه تنها به نام مدرسه‌اش خلاصه نمی‌شود، تاریخ شرکت‌های پرداختی مانند سپ و توسن را هم که مرور کنیم، به همین کوچه می‌رسیم. هر دوی این شرکت‌ها تاریخ خود را در آنجا آغاز کردند، اما به‌مرور زمان از آن فاصله گرفتند. سپ این روزها در تدارک رفتن به پارک فناوری پردیس است و توسن هم در بلوار اسفندیاری دفتر دارد.

 

یک تصادف زیبا

ساموئل جردن هم احتمالاً مانند آغامحمدخان نمی‌دانست که روزی ما از تصمیم و مدیریتش، تاریخ را نقل کنیم. گرچه ساموئل جردن آمریکایی و همسرش دبیرستان البرز را پایه‌گذاری کردند، اما بی‌شک این دکتر محمدعلی مجتهدی است که هم‌اکنون، نامش برای نسل‌هایی از ایرانیان، به طرزی جدایی‌ناپذیر با البرز پیوند خورده است. مجتهدی در سال ۱۳۲۰ مسئولیت شبانه‌روزی دبیرستان البرز و سه سال بعد، مدیریت کل دبیرستان را بر عهده گرفت. او ۳۴ سال مدیر دبیرستان البرز باقی ماند و با نحوه خاص مدیریتش، دانش‌آموزان برجسته‌ای را پرورش داد، تا آنها نیز هر یک به سهم خود، نقش موثری در ساخت فضای علمی و فرهنگی ایران ایفا کنند.

تاریخ کوچه البرز خیلی پرفراز و نشیب‌تر از این حرف‌هاست. مدیر مدرسه البرز، از این کوچه خاطره‌انگیز آغاز کرد، اما در سال ۱۳۲۵، مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ نیز شد. در سال ۱۳۴۱، رئیس دانشگاه پلی‌تکنیک تهران و در ۱۱ آبان ۱۳۴۴ مسئول تشکیل و تأسیس دانشگاه صنعتی شریف شد و ۱۱ ماه بعد، یعنی در اول مهر ۱۳۴۵ دانشگاه را به‌صورت کامل تأسیس کرد و تحویل داد. پس از انقلاب اسلامی ایران، مجموعه دانشگاه صنعتی آریامهر اصفهان و تهران به دو دانشگاه صنعتی تهران و دانشگاه صنعتی اصفهان تفکیک شدند.

بنیان‌گذار دانشگاه شریف

دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف را بنیان نهاد. او همچنین در دوره‌هایی ریاست دانشگاه‌های ملی ایران، پهلوی و پلی‌تکنیک تهران را عهده‌دار بود.

 

دانشگاه صنعتی تهران در آن روزها و شریف بعد از انقلاب که با هدف تربیت و تأمین بخشی از نیروهای متخصص مورد نیاز کشور تأسیس شده بود، در روزهای انقلاب از این هدف فاصله گرفت. بسیاری از دانشجویان این دانشگاه قبل از انقلاب به مجاهدین پیوستند، تعدادی از آنها هم در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق شهید شدند؛ مصداقش هم نام همین دانشگاه که از نام مجید شریف واقفی، از فارغ‌التحصیلان دوره اول مهندسی برق این دانشگاه گرفته شده است.

مجید شریف‌واقفی کیست؟

مجید شریف‌واقفی یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق بود که توسط دیگر اعضای سازمان به خاطر تعلقات اسلامی‌اش در اردیبهشت ۱۳۵۴ کشته شد. فیلم سینمایی «سیانور» به بخش‌هایی از زندگی شریف‌واقفی می‌پردازد. این فیلم ساخته بهروز شعیبی و تولید سال ۱۳۹۴ است که بخش غالب آن داستانی است.

 

حالا دیگر به نظر می‌آید دانشگاهی که برخلاف سایر دانشگاه‌های تهران، رنگ‌وبوی فعالیت‌های سیاسی ندارد، بیش از همه شکل فنی و کسب‌وکاری به خود گرفته و به همان هدف اصلی خود بازگشته است. البته این را هم بگوییم که خیلی‌ها از شریف، راهی به کسب‌وکارهای ایرانی پیدا نمی‌کنند و اصطلاحاً نمره‌هایشان، بلیت هواپیمایی است که با آن از کشور خارج می‌شوند.

 

سیلیکون‌ولی؛ دره‌ای در دنیای تکنولوژی

دلیل نام‌گذاری سیلیکون‌ولی هم یک تصادف است. این دره در ابتدا محل حضور بسیاری از تولیدکنندگان و نوآوران تولید تراشه بوده است. سیلیکون‌ولی از اوایل قرن بیستم به خانه صنعت روبه‌رشد و پرجنب‌وجوش الکترونیک تبدیل شده است. این صنعت کار خود را با آزمایش و نوآوری در حوزه‌های رادیو، تلویزیون و نظامی آغاز کرد. دانشگاه استنفورد و فارغ‌التحصیل‌های این دانشگاه نقش مهمی در پیشرفت این منطقه ایفا کرده‌اند.

همبستگی و اتحاد قوی منطقه‌ای کمک بزرگی به رشد سیلیکون‌ولی کرد. از دهه ۱۸۹۰، رهبران دانشگاه استنفورد مأموریت خود را خدمت کردن به غرب و شکل دادن به مدارس بر همین اساس دانستند. برای ۵۰ سال ابتداییِ توسعه سیلیکون‌ولی، منطقه‌گرایی کمک کرد تا منافع دانشگاه استنفورد با منافع شرکت‌های غربی فعال در زمینه تکنولوژی‌های پیشرفته هم‌راستا شود.

اکوسیستمِ دره سیلیکون را می‌توان مشتمل بر مولفه‌های مختلفی دانست؛ یکی از مولفه‌ها همان دانشگاه استنفورد است که مشتمل بر آزمایشگاه‌های پژوهشی و هیات علمی و دانشجویان برجسته‌ای است که در تلاش و کوشش برای نوآوری و خلاقیت هستند. دانشگاه برکلی نیز در سمت دیگر خلیج سانفرانسیسکو بیش از پیش به توسعه و تجاری‌سازی فناوری و حمایت از شرکت‌های نوپا پرداخته است. زیرساخت مناسب نیز به‌عنوان بخشی از اکوسیستم می‌تواند به‌عنوان جوهره دره سیلیکون محسوب شود. زیرساخت مورد نظر مشتمل بر دفاتر حقوقی و سیستم‌های پشتیبانی و از همه مهم‌تر سرمایه‌گذاران خطرپذیر است که به‌طور عمده در خیابان سند هیل در جوار دانشگاه استنفورد مستقر شده‌اند.

سرمایه‌گذاران خطرپذیر پس از آنکه شرکت اپل با ارزش‌گذاری ۳/۱ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۰ وارد بورس شد، بیش از پیش فعال شدند، ولی اکوسیستم مورد نظر با برآمدن کارآفرینان در دره سیلیکون تکامل پیدا کرد. کارآفرینان، به پشتیبانی و آموزش تیم‌های فناور با ایده‌های نو، خلاقانه و ممتاز برخاستند تا با جلب سرمایه به ایجاد شرکت‌های نوپا برای تولید محصول یا ارائه خدمات اقدام کنند. در دره سیلیکون همکاری، شفافیت، تعامل حرفه‌ای و خلاقیت به یک اصل اولیه تبدیل شده است.

 

خیابان مدیسون؛ یک تصادف تبلیغاتی

در دنیای تبلیغات و طی سالیان متوالی، خیابان مدیسون نشانی بسیاری از شرکت‌های تبلیغاتی بوده است. دلیل این حضور متراکم هم یک شخص بوده که برای اولین بار، دفتر تبلیغاتی خود را بدون هیچ انگیزه از پیش تعیین‌شده‌ای در این خیابان راه‌اندازی می‌کند، اما بعد از مدت‌ها الگوی خیلی‌ها می‌شود. دیوید اگیلوی یک مهاجر بود که در سال ۱۹۳۸ از انگلستان به آمریکا مهاجرت کرد. او برای تحصیل به دانشگاه آکسفورد رفت، اما هیچ‌وقت تحصیلات خود را به پایان نرساند. قبل از تبلیغات به شغل‌هایی مثل فروشندگی، آشپزی و کشاورزی اشتغال داشت و قبل از آنکه به اسطوره‌ای در تبلیغات تبدیل شود، هیچ تجربه‌ای در این زمینه نداشت. او در ۳۸ سالگی به تبلیغات علاقه‌مند شد و در طول سه سال بعد شرکت او به یک شرکت موفق و مشهور در حوزه تبلیغات تبدیل شد. اگیلوی لقب «سلطان خیابان مدیسون»، «پدر تبلیغات» و «جادوگر تبلیغات» را به جهت اعتبارش در این کسب‌وکار یدک می‌کشد.

 

مرغ همسایه غاز نیست

در شرایط خوبی نیستیم، خیلی‌ها دیگر شور و هیجان سال‌های پیش را ندارند و به اصطلاح امیدشان ناامید شده است. خیلی از کسب‌وکارها هم که با هزار امید و آرزو کار خود را آغاز کرده بودند، امروز دیگر آینده را زیبا نمی‌بینند، اما جز زمان‌های محدود و چندساله، چه زمانی بوده که ما در کشورمان خیال‌مان از بابت همه چیز راحت بوده باشد؟ برای بعضی‌ها به یک عادت تبدیل شده که در شرایط سخت و استرس‌زا کار کنند. اتفاقاً همان‌ها که مقاومت بیشتری از خود نشان دادند و به اصطلاح عرصه را رها نکردند، موفق‌تر از سایرین ظاهر شدند.

در این میان کسب‌وکارهایی که کارشان با فناوری عجین شده و استارت‌آپ‌ها مثال‌های خوبی هستند. به تصادف‌های زیبایی مثل خیابان البرز، دانشگاه شریف، سیلیکون‌ولی و خیابان مدیسون اشاره کردیم که حالا تاریخی شده‌اند و اتفاقاً در آغاز، خبر از آینده پررونق خود نداشته‌اند. شرکت‌هایی مانند سپ، توسن، مدرسه‌ای مانند البرز و دانشگاهی مانند شریف، نمی‌دانستند که قرار است روزی به قطب‌های فناوری‌های صنعت پرداخت و آموزش در کشور تبدیل شوند. حالا و در همین روزهایی که به اعتقاد خیلی‌ها آنچنان خوب نمی‌گذرد، تعدادی از کسب‌وکارهای فناوری به نزدیکی همان دانشگاه، در محله طرشت پناه برده‌اند؛ به پارک فناوری شریف.

البته یک کارخانه نوآوری هم در همان حوالی و در شهرک بیمه قرار دارد. می‌توانیم بگوییم حالا ما همه چیز را داریم؛ هم یک دانشگاه فنی، هم کسب‌وکارهایی که یک جا متمرکز شده‌اند و هم سرمایه‌گذارانی که احتمالاً دانشگاه شریف برای آنها یادآور افرادی است که با سخت‌کوشی سر از آنجا درآورده‌اند. چرا نتوانیم مانند خیلی‌ها از صفر و در کمال ناباوری آغاز کنیم و به جایی که می‌خواهیم برسیم؟

پارک فناوری شریف، در مرکز تهران قرار دارد، دسترسی‌ها در این نقطه به همه جا راحت‌تر است و برای هر کسی نام‌آشناتر. سعی کرده‌ایم به این موضوع بپردازیم که این پارک فناوری چه شرایطی را برای کسب‌وکارها فراهم کرده و آنها چرا باید به اینجا بیایند و کار خود را از آنجا آغاز کنند. از این رو با دهبیدی‌پور، معاون پارک علم و فناوری دانشگاه شریف گفت‌وگویی کردیم.

این را هم باید اضافه کنیم که تنها دانشگاه صنعتی شریف در این حوزه فعالیت نمی‌کند، بلکه سایر دانشگاه‌های صنعتی نیز برای این منظور برنامه‌های مدون و منظمی در نظر گرفته‌اند.

 

پارک شریف یک روند طبیعی را طی کرده است

مجید دهبیدی‌پور، رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف، شکل‌گیری پارک دانشگاه شریف را یک فرایند طبیعی می‌داند که از حدود دو دهه پیش آغاز شده است. او در این‌باره می‌گوید: «سال ۱۳۷۹ مرکز کارآفرینی، سال ۱۳۸۲ مرکز رشد، سال ۱۳۸۸ صندوق پژوهش و فناوری و سال ۱۳۹۲ شتاب‌دهنده تشکیل شد. هدف مرکز کارآفرینی ترویج کارآفرینی و توسعه مهارت‌های دانشجویان در ارتباط با مفاهیم کارآفرینی و ملزومات آن بود. مرکز رشد خدمات حمایتی لازم را در اختیار شرکت‌های نوپا قرار می‌دهد و صندوق پژوهش و فناوری با هدف ایجاد یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر و اعطای وام و ضمانت‌نامه بود. شتاب‌دهنده نیز با هدف سرعت‌بخشی به تیم‌های نوآوری و خلاق دانشجویی شکل گرفت.

در حقیقت در گذر زمان نهادهای جدید با ماموریت‌های مختلف برای سرویس‌دهی به جامعه مخاطب خود شکل گرفتند. سال ۱۳۹۳ مجوز پارک علم و فناوری گرفته شد که چتری است برای اینکه کل این فرایند را راهبری و مدیریت کند؛ در واقع پارک، مسئول هدایت، راهبری و نظارت بر کل این فرایند و اکوسیستم است. نکته مهم این است که شکل‌گیری این جریان نوآوری یک روند طبیعی بوده و متناسب با نیاز، نهادهای جدید هم برای خدمات‌دهی به مخاطبان شکل گرفته است.»

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۷۹ با همکاری دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و با مدیریت دکتر سیدعلیرضا فیاض‌بخش، به‌عنوان اولین مرکز کارآفرینی در کشور فعالیت خود را آغاز کرد.

 

او به محل استقرار پارک علم و فناوری شریف اشاره کرد و گفت: «ما سه سایت را برای پارک پیش‌بینی کرده‌ایم. سایت یک اراضی اطراف دانشگاه است. طبیعی است که شرکت‌های نوپا، دانش‌بنیان‌ها و استارت‌آپ‌ها به نیروی انسانی و منابع دانشی نیاز دارند و باید نزدیک نیروی انسانی توانمند باشند. بنابراین آنها دفاتر کار خود را جایی قرار می‌دهند که دسترسی به منابع انسانی و دانشی راحت‌تر است؛ با این حساب، نزدیکی به دانشگاه، بهترین تصمیم برای تأسیس دفتر برای آنهاست. نکته دوم هم بحث تأثیر هم‌جواری بر هم‌افزایی است. در تمام پارک‌ها و مراکز رشد سراسر دنیا این کنار هم بودن و ایجاد این شبکه، اثربخش است.

ما در فاز اول، مفهوم ناحیه نوآوری شریف را دنبال کردیم. هدف ما این است که فضایی برای شرکت‌هایی که نیاز دارند نزدیک دانشگاه باشند، شکل بگیرد و از طریق هم‌افزایی آنها ارزش خلق شود. سایت B پارک، اراضی دانشگاه در منطقه ۲۲ تهران است. در آنجا بحث واگذاری زمین و ایجاد ساختمان و ابنیه برای شرکت‌های بالغ در نظر گرفته شده است. سایت C نیز در شهر قدس است که سایت سخت‌افزاری است. برای مثال کسانی که نیاز به سوله دارند یا اینکه می‌خواهند کار تولیدی با رعایت موارد محیط زیستی انجام دهند، در آنجا مستقر می‌شوند. ما از سایت یک شروع کرده‌ایم و امیدوارم به سایر سایت‌ها هم برسیم.»

او در پاسخ به این سؤال که تأسیس این مرکز در کنار دانشگاه شریف چه دلیلی داشت، گفت: «ما از دانشگاه شریف هستیم و طبیعی است که دانشگاه شریف، پارک خود را در فاز اول در اطراف دانشگاه و بعد هم در سایر اراضی خود بسازد. زمین‌های فاز B و C ما نیز برای دانشگاه است. البته این جریان مختص شریف نیست، دانشگاه تهران هم در حال اجرای برنامه‌های بسیار خوبی است. پارک دانشگاه تهران در امیرآباد است و برنامه و نهادهای خیلی خوبی دارد. برای مثال شهر دانش را در امیرآباد طراحی کرده‌اند. عملاً می‌توان گفت دانشگاه تهران، توسعه فناوری را به‌عنوان یک مأموریت دنبال می‌کند.

در اطراف دانشگاه صنعتی امیرکبیر هم این موضوع را مشاهده می‌کنید که شرکت‌های دانش‌بنیان در مجتمع‌ها و مراکز نوآوری گرد هم آمده‌اند و این نشان از برنامه‌های خوب و مؤثر داخل دانشگاه دارد. این امر به مأموریت اکثر دانشگاه‌هایی تبدیل شده که در زمینه فناوری فعالیت‌هایی داشته‌اند. اکثر پارک‌های علم و فناوری در دنیا را که نگاه می‌کنید، در نزدیکی دانشگاه هستند. موضوع دسترسی به نیروی انسانی و فناوری خیلی مهم است. ۸۰ درصد پارک‌های علم و فناوری در دنیا نیز در فاصله کمتر از پنج کیلومتری دانشگاه هستند.»

او درباره استقبال کسب‌وکارها از این پارک گفت: «پارک عناصر مختلفی برای مخاطبان مختلف دارد. شتاب‌دهنده برای تیم‌های جوانی است که می‌خواهند یک استارت‌آپ جدید را راه‌اندازی کنند. در طول چهار سال و نیم فعالیت شتاب‌دهنده شریف، دو هزار ایده به ثبت رسیده که از این میان، ۱۰۳ تیم موفق شده‌اند از خدمات آن استفاده کنند.

بخشی از این موضوع، به غربالگری و بخشی به محدودیت امکانات بازمی‌گردد. این عنصر اول است و کار آن در ارتباط با تیم‌های نوپاست. حدود ۱۴ سال است که از فعالیت مرکز رشد می‌گذرد و تقریباً سالانه ۱۵۰ درخواست برای آن ثبت می‌شود. تعداد شرکت‌هایی که در طول یک سال پذیرش می‌شوند، بین ۱۵ تا ۲۰ شرکت هستند. این محدودیت هم به‌دلیل محدودیت فیزیکی ماست. تعداد کل شرکت‌های پذیرفته‌شده در مرکز رشد ۲۸۵ مورد است. در ارتباط با فاز پسارشد هم ما ۲۵ شرکت را پذیرش کرده‌ایم که به آنها سرویس ارائه می‌دهیم.»

 

نیم‌نگاهی به آینده

دهبیدی‌پور به آینده پارک علم و فناوری و تبدیل آن به یک قطب در منطقه امیدوار است و می‌گوید: «من دو جریان را خیلی پررنگ می‌بینم. یک روند فرایند پرشتاب شکل‌گیری استارت‌آپ‌های جدید توسط دانشجویان، فارغ‌التحصیلان و استادان است. این فرهنگ به وجود آمده و فضایی وجود دارد که باعث شده افراد، این روند را به‌عنوان یکی از راه‌های مناسب ارزش‌آفرینی انتخاب کنند. تعداد درخواست‌های ثبت‌شده در مرکز رشد و شتاب‌دهنده، نشانگر این موضوع است و برای ما قابل لمس است. این جریان زایندگی از دل دانشگاه شروع شده و بیرون می‌آید و اغلب علاقه دارند که دفاتر کاری آنها نزدیک به دانشگاه باشد.

جریان دیگر نیز حضور سرمایه‌گذاران مانند شتاب‌دهنده‌های خصوصی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و بانک‌هاست که صاحب سرمایه و علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در این حوزه به‌منظور ارزش‌آفرینی بیشتر هستند. این موضوع هم در حال تبدیل‌شدن به یک روند روبه‌رشد است که وقتی این دو را با هم در نظر می‌گیریم به این نتیجه می‌رسیم که این فضا در آینده برای شرکت‌های دانش‌بنیان و استارت‌آپ‌ها بسیار مناسب است. درباره اینکه در منطقه چه چشم‌اندازی می‌توان داشت، باید بگویم به نظر من و متناسب با شواهدی که اکنون پیش روی ماست، اینجا یک نقطه خیلی خوب در تهران خواهد بود؛ جایی که محل استقرار شرکت‌های دانش‌بنیان است که هدف آنها ارزش‌آفرینی است و می‌خواهند از طریق شبکه‌سازی خود را توسعه دهند. من به این ناحیه امیدوار هستم و چشم‌انداز آن را هم مثبت می‌بینم.»

برج فناوری طرشت

در تقاطع بلوار اکبری و صالحی، یک ساختمان ۱۵ طبقه و با ۱۵ هزار متر مربع کاربری مفید قرار دارد که در حال حاضر قراردادهای آن با بیش از ۴۰ واحد فناور منعقد شده است.

 

دهبیدی‌پور به معافیت‌ها و تسهیلات در نظر گرفته‌شده برای کسب‌وکارهای حاضر در پارک علم و فناوری شریف اشاره کرد و گفت: «پارک‌های علم و فناوری طبق قانون می‌توانند خدمات موثری را به مخاطبان خود ارائه دهند. خدمات تسهیل‌گری پارک‌ها متنوع است و طیف وسیعی؛ از خدمات تجاری‌سازی تا مثلاً معافیت مالیاتی را در بر می‌گیرد، اما ما فعلاً این معافیت مالیاتی را فعال نکرده‌ایم؛ چراکه خودمان باید به یک بلوغی برسیم بعد آن را اجرایی کنیم.

این کار، روال‌هایی دارد که باید آن را تنظیم کنیم. بخش دیگر را می‌توان در قالب مرکز رشد در نظر گرفت. شرکت‌های نوپا اجاره یک‌سوم یا یک‌چهارم منطقه را برای دفاتر خود پرداخت می‌کنند. علاوه بر این خدمات مرتبط آموزشی، مشاوره، بازاریابی، منتورینگ و غیره را دریافت می‌کنند. در فاز شتاب‌دهی فضای رایگان اشتراکی در اختیار کسب‌وکارها قرار می‌گیرد، همین‌طور سرمایه اولیه به آنها تعلق می‌گیرد. منتورینگ، شبکه‌سازی و بحث بازاریابی نیز در اختیار آنها قرار داده می‌شود.»

 

نحوه ورود به پارک دانشگاه شریف چگونه است؟

او در مورد سازوکار ورود به پارک علم و فناوری شریف گفت: «افراد متناسب با درخواستی که دارند در سایت‌های ما می‌روند و ثبت‌نام می‌کنند. برای شتاب‌دهنده به سایت setak.sharif.ir، برای مرکز رشد به سایت sati.ir و برای پسارشد هم به سایت techpark.sharif.ir مراجعه می‌کنند. در این سامانه امکان ثبت‌نام برای افراد فراهم می‌شود. پس از آن نیز مراحل مصاحبه، ارزیابی و در نهایت پذیرش انجام می‌شود.»

به گفته رئیس پارک علم و فناوری شریف مدت‌زمان ثبت‌نام تا پذیرش در پارک شریف بستگی به دوره دارد. این دوره‌ها سه نوع هستند؛ دوره اول که متعلق به تیم‌های شتاب‌دهی است دو تا سه هفته به طول می‌انجامد. در مرکز رشد به‌دلیل محدودیت فضا ممکن است حتی به دو یا سه ماه هم برسد. در واقع ارزیابی انجام می‌شود، اما فضایی نیست که در اختیار شرکت‌ها قرار گیرد. مدت‌زمان پذیرش برای شرکت‌ها هم یک دوره دوماهه است.

دهبیدی‌پور با بیان اینکه میزان پذیرا بودن پارک علم و فناوری شریف از استارت‌آپ‌ها و شرکت‌ها بستگی به فضایی دارد که در اختیار ماست، گفت: «ما کل فضایی که در مرکز رشد داریم تقریباً سه هزار متر مربع است و حداقل دو یا سه برابر این میزان را می‌توانیم پوشش دهیم. در شتاب‌دهنده کل فضایی که در اختیار داریم ۶۰۰ مترمربع است که حداقل می‌تواند چهار یا پنج برابر گسترش پیدا کند. در فضای پسارشد هم این اعداد می‌تواند خیلی بالاتر باشد.»

طرشت ولی
منطقه‌ای که در نقشه نشان داده شده است از خیابان آزادی تا بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری، از بزرگراه یادگار امام تا بزرگراه جناح طی این سال‌ها محل تجمع شرکت‌های دانش‌بنیان برآمده از دانشگاه شریف شده است. این منطقه به مرکزیت دانشگاه شریف به تبعیت از منطقه سیلیکون‌ولی در زبان ساکنان این شرکت‌های نوپا به «طرشت‌ولی» معروف شده است.

 

او در پایان در پاسخ به این سؤال که میزان موفقیت پارک علم و فناوری پردیس را چگونه ارزیابی می‌کند، گفت: «پارک فناوری پردیس یکی از موفق‌ترین پارک‌های کشور است؛ از لحاظ تیم مدیریتی، چشم‌انداز، برنامه‌ها، تعداد، نوع و جنس شرکت‌ها. پارک بالغ و حرفه‌ای است و درس‌آموز برای کشور. من یکی از بهترین تجربیات کشور را شکل‌گیری پارک علم و فناوری پردیس می‌دانم. البته شاید آن اوایل مساله دوری از تهران مطرح می‌شد، اما در حال حاضر آمارها نشان می‌دهد که شرکت‌های مطرح به این پارک رفته‌اند. شاید مسافت در شرکت‌های کوچک اثرگذار باشد، اما الان که شرکت‌های توانمند به این پارک رفته‌اند و پردیس به بلوغ رسیده، اعتقادی ندارم که این بعد مسافت مانع از توسعه می‌شود.

ضمن آنکه پارک برای خدمات‌دهی به شرکت‌های کوچک در داخل شهر هم برنامه‌های خوبی دارد. اتفاقاً باید به یک جنبه دیگر از الگوی موفقیت هم نگاه کرد، آن هم این است که خیلی از افراد شاغل در شرکت‌های حاضر در پارک علم و فناوری پردیس، محل زندگی و اسکان خود را شهر پردیس قرار داده‌اند و این تمرکززدایی یک اتفاق مثبت است. اینکه فرد از شهری مانند تهران خارج شود و در شهر پردیس که یکی از شهرهای بسیار خوب است، زندگی کند، به نظرم اتفاق مثبتی است. به‌طور کلی به اعتقاد من پردیس یک الگوی خیلی خوب و افتخاری برای جامعه فناوری کشور است.»

درباره نویسنده

فاطمه قوّتی

فاطمه قوّتی کارشناس ارشد روزنامه نگاری است. او در حال حاضر به عنوان خبرنگار با راه پرداخت همکاری می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

/* ]]> */