بانک‌تک (BankTech) تحول دیجیتال (Digital Transformation) فین‌تک (FinTech)

بانکداری تراکنشی گرگی است در لباس میش / نگاهی به تاثیر تکنولوژی در تغییر نظام بانکداری تراکنشی

بانکداری تراکنشی

اغلب بانک‌ها، وجود بانکداری تراکنشی (Transaction Banking) را جزو لاینفک آینده‌ی خود می‌دانند. بانکداری تراکنشی وظیفه‌ی مدیریت پول نقد برای شرکت‌ها، تجارت‌های مالی و زنجیره‌ی تأمین را به عهده دارد. بانک‌های جهانی مانند سیتی گروپ (Citigroup)، اچ اس بی سی (HSBC) و جی پی مورگان (JPMorgan) چندین سال است که بر روی این مدل کسب‌وکار تمرکز کرده‌اند. امروزه، شرکت‌های بیشتری به دنبال افزایش مبلغ کارمزد هستند و قصد دارند که از این طریق، بازدهى سرمایه‌شان را بیشتر کنند. بانک‌های کوچک و محلی در بازارهای نوظهور، به دنبال افزایش حاشیه‌ی سود و سودآوری در وام‌دهی مشارکتی سنتی هستند و در راستای نیل به این هدف، قصد رشد در بانکداری تراکنشی را دارند (برای درک بهتر موضوع، شکل شماره‌ی یک را ببینید).

درآمد حاصل از بانکداری تراکنشی در مقایسه با سایر انواع درآمدهای بانکی، پایداری بیشتری دارد. یکی از نتایج این اقدام، ارائه‌ی محصولات جانبی از سوی بانک و تقویت حس وفاداری در مشتری خواهد بود. عرضه‌ی منبعی از سپرده‌های پایدارتر با هزینه‌ی کمتر که موجب حفظ نسبت نقدینگی و هزینه‌های مالی در بانک می‌شود، از مزایای دیگر این اقدام به شمار می‌آید.

شکل شماره‌ی یک: رقابت در فضای بانکداری تراکنشی افزایش یافته است

شکل شماره‌ی یک: رقابت در فضای بانکداری تراکنشی افزایش یافته است

فایننشیال تایمز (Financial Times) اخیراً عنوان کرده: «جای تعجب نیست که برخی از بانکداران سرمایه‌گذار، مایل به حرکت به سمت بانکداری تراکنشی باشند». بانکداری تراکنشی به عاملی تأثیرگذار در بهبود بازده حقوق صاحبان سهام عمده، تبدیل شده است. اچ اس بی سی، در بیانیه‌ای عمومی، اعلام کرد که از بانکداری تراکنشی انتظار دارد تا ۲۰ درصد از بازگشت ارزش دارایی محسوس را به عهده بگیرد. این مقدار، به طور قابل توجهی، بیشتر از سهم کل بانکداری عمده‌ (wholesale banking) است. سوسیه‌ته جنراله (Société Générale)، قصد دارد درآمد حاصل از این کسب‌وکار را از ۷۰۰ میلیون یورو، به ۲.۶ میلیارد یورو در سال ۲۰۲۲ برساند.

رقابت‌ها در بانکداری تراکنشی آغاز می‌شوند

ایجاد خوش‌بینی عمومی، تضمین شده نیست. با وجود رشد بازار، بانک‌ها هدف یکسانی را دنبال می‌کنند. بانک‌های محلی و منطقه‌ای نیز می‌توانند به راحتی و با خریداری راه‌حل‌های قابل دسترس از فروشندگان شخص ثالث، بانکداری تراکنشی خود را توسعه دهند. فین‌تک فیناسترا (Finastra)، یک نمونه از فروشندگان شخص ثالث است و خدماتی را در پرداخت ارائه می‌کند. این رقابت، از جنبه‌های دیگری نیز در حال رشد است و آن دسته از شرکت‌های تکنولوژی که بسترهایی را در رابطه با شناسایی نیازهای خاص مشتری بکار گرفته‌اند نیز، در این رقابت سهم دارند. تریدشیفت (Tradeshift) و پرایم رونیو (PrimeRevenue)، نمونه‌ای از این شرکت‌های تکنولوژی هستند که خدمات تراکنش‌های مالی را انجام می‌دهند.

در زمینه‌ی امور مالی زنجیره‌ی تأمین، علی‌بابا (Alibaba)، آمازون (Amazon) و سایر ابر شرکت‌های تکنولوژی، اقدام به وام‌دهی به بازرگانان کوچک موجود در بازار تجارت غیر الکترونیک خود کرده‌اند. این وام‌دهی از طریق داده‌های یکتای مشتریان و بررسی تجزیه‌وتحلیل‌های مربوطه، به انجام رسیده است. این شرکت‌ها، میلیاردها دلار را در اکوسیستم تجارت الکترونیکی خود سرمایه‌گذاری می‌کنند و در کنار آن، به شکل فزاینده‌ای به دنبال تجهیز بسترهای پرداخت هستند.

اخیراً، تعداد نه بانک با هدف ردیابی کالا و پرداخت ترخیص خودکار در سراسر جهان، دفترکل توزیع شده‌ی آی بی ام (IBM) را به کار گرفته و سیستم وی.ترید (we.trade) را راه‌اندازی کرده‌اند. آی بی ام یک سرمایه‌گذاری مشترک را با مائرسک (Maersk)، که یک شرکت کشتیرانی است، انجام داده و تکنولوژی بلاکچین را در سراسر زنجیره‌ی تأمین فیزیکی و لجستیک پیاده‌سازی کرده است. گروهی از بانک‌ها، به همراه آر ۳ (R3) و تریدایکس (TradeIX)، مارکوپولو (Marco Polo) را راه‌اندازی کرده‌اند. هدف از تأسیس مارکوپولو، توسعه‌ی راهکارهای دفترکل توزیع شده، با تمرکز بر تجارت مالی پرداخت از طریق حساب‌جاری (Open Account) است (برای درک بهتر موضوع، شکل شماره‌ی دو را ببینید).

شکل شماره‌ی دو: محصولات و راهکارهای جدید، تجارت مالی سنتی را تحت فشار قرار داده است

شکل شماره‌ی دو: محصولات و راهکارهای جدید، تجارت مالی سنتی را تحت فشار قرار داده است

… و قیمت‌ها کاهش می‌یابند.

ظهور تکنولوژی دیجیتال جدید، باعث خودکارسازی فرآیندهای دستی و حذف کاغذبازی‌های مربوط به بانکداری تراکنشی شده است. نتیجه‌ی این امر، کاهش هزینه‌ها خواهد بود. این پویایی، در کنار فضای رقابتی موجود، عاملی برای کاهش ساختاری هزینه‌ها در پرداخت‌های برون‌مرزی و تجارت مالی است. بین و کمپانی (Bain & Company) برآورد می‌کند که اگر تکنولوژی دفترکل توزیع شده به شکلی صحیح در اکوسیستم تجارت، بکار گرفته شود، بسته به نوع محصول مالی تجارت، مزایای زیر را به دنبال خواهد داشت:

کاهش هزینه‌های عملیاتی تجارت مالی تا ۵۰ الی ۸۰ درصد و تحقق بهبود ۳ تا ۴ برابری در زمان گردش (برای درک بهتر موضوع، شکل شماره‌ی سه را ببینید).

ما قبلاً شاهد کاهش قیمت‌ها در شبکه‌ی پرداخت بین‌المللی سوئیفت (SWIFT) بوده‌ایم.

این نیرو‌ها در همه‌ی مناطق وجود دارند و تمامی محصولات زیرمجموعه‌ی بانکداری تراکنشی را در شامل می‌شوند.

فین‌تک‌ها در زمینه‌ی ارز خارجی، بانک‌های متصدی را به چالش کشیده‌اند. به‌عنوان‌مثال، فین‌تک کانتوکس (Kantox)، توسعه پیدا کرده و زمینه‌ی کاری‌اش از پوشش ریسک ارزهای خارجی به مدیریت نقدینگی و مدیریت ریسک، ارتقا یافته است. این شرکت فین‌تک به ۲۰۰۰ نفر در سراسر جهان، خدمت رسانی می‌کند. ارائه‌ی رابط دیجیتالی قوی برای مشتریان، قیمت‌گذاری شفاف و پیشنهاد استراتژی‌های پوشش ریسک بر پایه‌ی داده‌های مشتریان، نمونه‌ی خدماتی است که کانتوکس به مصرف‌کنندگان خود عرضه می‌کند.

شکل شماره‌ی سه: خودکارسازی از طریق تکنولوژی دفترکل توزیع شده، باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود.

شکل شماره‌ی سه: خودکارسازی از طریق تکنولوژی دفترکل توزیع شده، باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود.

در رابطه با پرداخت و وصول‌ پول نقد، شرکت‌هایی مانند ریپل (Ripple)، در کنار گروه‌های مختلف بانکی، به سمت دفترکل توزیع‌شده و تکنولوژی‌های جدید حرکت می‌کنند. هدف از این اقدام، کاهش هزینه‌ها، نیروی انسانی و زمان فرآیندی است. به عنوان مثال، گروهی متشکل از پنج دوجین بانک‌ ژاپنی و کره‌ای، از طریق شبکه‌ی ریپل ، در حال آزمایش انتقال وجه بین مرزی لحظه‌ای، بین دو کشور، هستند. استاندارد چارترد (Standard Chartered)، بانک اکسیس (Axis Bank) و راک بانک (Rakbank) به تازگی یک بستر پرداخت برون‌مرزی را در بین کشورهای سنگاپور، هندوستان و امارات متحده‌ی عربی، با استفاده از تکنولوژی ریپل بکار گرفتند. هدف این بستر، مهیا ساختن امکان مشاهده‌ی هزینه‌ی کارمزد‌ها برای کاربر، پیش اعتبارسنجی تراکنش‌ها و افزایش سرعت عمل عنوان شده است. با نگاه به چند سال آینده، می‌بینیم که برخی از بانک‌های مرکزی، مانند بانک سنگاپور، در حال آزمودن پول دیجیتال بی‌پشتوانه، از طریق تکنولوژی دفترکل توزیع‌شده هستند.

از نقطه نظر قضائی، تکنولوژی دفترکل توزیع شده این قابلیت را دارد که فرآیند تسویه و نقل و انتقالات بانکی را دگرگون کند. هنگامی‌که یک بازرگان اوراق بهادار، تراکنشی را با سرعت نور انجام می‌دهد، روند تسویه‌ی تراکنش ممکن است تا سه روز طول بکشد. حال اگر از تکنولوژی دفترکل توزیع شده استفاده شود، اجرا، نقل و انتقال بانکی و تسویه، به صورت هم‌زمان اتفاق می‌افتد و در نتیجه‌ی آن، ریسک مربوط به اعتبار و نقدینگی، کاهش می‌یابد. با ظهور تکنولوژی جدید، نیازی به محافظت و سایر خدمات امنیتی پساتجارتی نخواهد بود.

زمان پیاده‌سازی مدل عملیاتی فرا رسیده است

بسیار از بانک‌ها، پیش‌بینی کرده‌اند که ظهور تکنولوژی جدید، موجب کاهش هزینه‌ها خواهد شد و سهم آن‌ها در بازار بیشتر خواهد شد؛ ولی این امر برای تمامی بانک‌ها صادق نیست. اگر بانکی به دنبال‌ کسب موفقیت در حوزه‌ی بانکداری تراکنشی و باقی ماندن در فاز رقابتی باشد، باید بیشتر جنبه‌های مدل‌های عملیاتی خود را پیاده‌سازی کند. تعداد زیادی از بانک‌ها در پرداخت‌ و سایر قابلیت‌های عملیاتی سیستم فناوری اطلاعات قدیمی، گیر کرده‌اند. برخی از آن‌ها برای پوشش دهی مناطق مختلف، مجبورند دو یا سه سیستم پرداخت را استفاده کنند. در چنین شرایطی، سطح هزینه‌ها و پیچیدگی‌های موجود، مانع از باقی ماندن درازمدت آن‌ها در عرصه‌ی رقابت می‌شود. بسیاری از مشتریان و شرکای بانک‌ها از کاغذ استفاده می‌کنند؛ در نتیجه، عملکرد این بانک‌ها به حجم انبوهی از کاغذبازی‌ متکی است؛ طبیعی است که این روند نیاز به بازبینی مجدد و اعمال تغییرات دارد.

بانک‌ها در تلاش برای جذب طیف جدیدی از استعدادها هستند. منظور از استعدادهای جدید، کسانی نیستند که با پیچیدگی‌های پروتکل‌ سوئیفت و مدیریت کاغذبازی آشنا باشند؛ این استعداد شامل کارکنانی می‌شود که در زمینه‌ی هوش مصنوعی تبحر دارند، توانایی پیش‌بینی نیازهای اساسی مشتری را دارند، زیروبم تکنولوژی دفترکل توزیع شده را می‌شناسند، تجزیه‌وتحلیل‌های پیشرفته انجام می‌دهند و دانش طراحی ساده و آسان رابط‌های کاربری را دارند. بعلاوه، با توجه به این نکته که تجارت و زنجیره‌ی تأمین مالی، اکوسیستم شرکای خارجی را شامل می‌شود، بانک‌ها باید تعامل خود را با شرکت‌هایی که سرعت متابولیک بالایی دارند، توسعه دهند. اغلب این شرکت‌ها با به‌کارگیری روش‌های سریع العمل رشد کرده‌اند؛ تعامل‌های میان کارکردی و انجام آزمایش‌های سریع آزمون-یادگیری، نمونه‌ای از روش‌های سریع‌العمل هستند.

بازنگری در نقش بانک

بازنگری در نقش بانک در بانکداری تراکنشی، فرصت را برای ترقی بانک‌های پیشرو مهیا می‌کند؛ این بانک‌ها باید به طور خاص بر نحوه‌ی افزودن ارزش و مطالبه هزینه، تمرکز کنند. با توجه به اعمال فشار قریب‌الوقوع در زمینه‌ی قیمت‌گذاری، شیوه‌ی مطالبه‌ی هزینه نباید بر تعداد اساس پرداخت‌ها و سایر موارد باشد. بهتر است کارمزد مربوطه، برای امکاناتی مانند تراکنش‌ها، تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، ویژگی‌های امنیتی، درگاه ارتباط مشتری با بانک‌های دیگر و …  اختصاص یابد. بیش از یک دهه‌ی قبل، تحولی مشابه در شبکه‌ی مخابراتی اتفاق افتاد: عرضه کنندگانی که هزینه‌ی برقراری هر تماس بین‌المللی را به شکل جداگانه از مشتریانشان دریافت می‌کردند، اکنون هزینه‌ی شارژ را برای برقراری ارتباطات تعیین کرده‌اند و با دریافت آن، امکانات تماس صوتی رایگان از طریق پروتکل اینترنت را در اختیار مشتری قرار می‌دهند.

نقش بانک‌ها تکامل خواهد یافت. برخی از آن‌ها، برای این که بتوانند خدمات کامل بانکداری تراکنشی را برای مشتریان ارائه کنند، بر مشارکت با شرکت‌های فعال در حوزه‌ی فناوری اطلاعات، سایر بانک‌ها، بسترهای تجارت الکترونیک و … تمرکز خواهند کرد. بانک‌های دیگر، زیرساخت‌های پرداخت و وصول را فراهم خواهند کرد و  یا تبدیل به شرکت‌هایی خواهند شد که تراکنش‌های مشخصی را در کشور یا منطقه‌ی معین، انجام می‌دهند. در این شرایط، بانک‌ها نیاز به آزمایش مدل‌های اقتصادی جدید، از تقسیم ساده‌ی درآمد گرفته تا به اشتراک‌گذاری رابطه با مشتری، خواهند داشت. مورد اخیر، ساختار قانونی جدید و مدیریت ریسک را در همکاری با فین‌تک‌های جوان ناگزیر می‌سازد و مستلزم به اشتراک گذاری داده‌های مشتریان است. در نتیجه، شرکا قادر خواهند بود که فعالیت‌های درخور را در پیش بگیرند.

تهیه‌ی پول نقد و مدیریت نقدینگی در محیطی با نرخ بهره‌ی کم، به معنی آن است که بانک می‌خواهد در خلاف جهت رودخانه شنا کند و نقش نهاد مرجع و متمرکز را برای پول نقد ایفا کند (نقش تحکیم کننده‌ی یک‌شبه‌ی جریان نقدینگی). آن‌ها همچنین تمایل دارند که خدمات ارزشمندی را (مانند مشاوره در مدیریت خزانه) توسعه دهند. به عنوان نمونه، می‌توان به سیتی ترژوری دایگناستیکس (Citi Treasury Diagnostics) اشاره کرد که تجزیه‌وتحلیل الگوبرداری آنلاین را ارائه می‌کند و یک سرویس مشاوره برای ارزیابی اقدامات خزانه‌داری است.

با وجود آن‌که تکنولوژی، بخش‌های بسیاری از بانکداری تراکنشی را از هم جدا کرده، ولی بانک‌ها موظف‌اند که یک تجربه‌ی یکپارچه را در اختیار مشتری قرار دهند. به عنوان مثال، اکثر شرکت‌های سهامی بزرگ مایل‌اند که از ارتباطات میزبان به میزبان (host-to-host) و یا از سیستم مدیریت خزانه‌ی داخلی خود برای پذیرش و تسویه‌ی تراکنش‌ها برخوردار شوند. لازم است که بانک‌ها با این قسم از سیستم‌ها ادغام شوند و بهره‌وری خود را حوزه‌هایی مانند پردازش مستقیم (Straight-through processing) تقویت کنند. تعدادی از مشتریان، درگاه وب بانک را به عنوان داشبورد (dashboard) و یا برای گزارش‌ها استفاده می‌کنند. ازاین‌رو، پرتال‌ها باید آسان و کارآمد باشند؛ به‌طوری‌که با یک بار ثبت‌نام و ورود به سیستم، انعطاف‌پذیری لازم را داشته باشند و امکان دسترسی به چندین بانک را مهیا کنند.

اما یک تکنولوژی عالی، به تنهایی برای جذب و نگهداری مشتری کافی نیست. رابطه و تخصص، هنوز هم اهمیت دارد و سال‌های زیادی برای مهیا ساختن آن نیاز است (برای درک بهتر موضوع، شکل شماره‌ی چهار را ببینید). کیفیت رابطه با مشتری، مانند درختی است که ریشه‌ی آن، توانایی بانک در پرورش راهکارهای  مناسب با مشتریان است و بانک‌هایی که در این زمینه سرآمد هستند، با استقبال بیشتری از سوی کسب‌وکارها مواجه خواهند شد.

شکل شماره‌ چهار: برقراری رابطه بر پیشرفت ماشین‌‌ها، غلبه می‌کند.

شکل شماره‌ چهار: برقراری رابطه بر پیشرفت ماشین‌‌ها، غلبه می‌کند.

یا تکامل یافتن بانکداری تراکنشی، رهبران بانک‌های بالا رتبه، باید چندین قدم را بردارند:

  1. آشنایی با بزرگ‌ترین منابع ایجاد اختلال و تأثیر آن‌ها بر ساختار بازار و مخازن سود.
  2. تعیین نقش بانک در اکوسیستم و منابع تمایز آن، بجای ایفا کردن نقش همه‌چیز برای همه‌کس.
  3. تعریف یک مدل عملیاتی مؤثر، که شامل قابلیت‌های ضروری باشد.
  4. نوسازمان کردن تکنولوژی، برای ارائه یک تجربه ساده‌تر و ارزان‌تر به مشتری.
  5. تأمین استعداد مورد نیاز، برای تسریع سرمایه‌گذاری در تکنولوژی و تجزیه‌وتحلیل.
  6. ترویج مدل‌های مشارکتی صحیح، که شامل سایر بانک‌ها و یا اکوسیستم‌های خارجی می‌شود.

بانکداری تراکنشی، یک بازار جذاب است؛ ولی با بیشترین شدن دست‌اندرکاران و پیشرفت تکنولوژی در این حوزه، هزینه‌های حاشیه‌ای کاهش می‌یابند و قیمت‌ها پایین می‌آیند؛ در نتیجه، تعداد زیادی از بانک‌ها ناکام می‌مانند و آسیب‌پذیر می‌شوند. بانک‌هایی که با سرعت پایین مدرنیزه می‌شوند، در این رقابت با شکست مواجه خواهند شد. در مقابل، بانک‌هایی که در حال طراحی دوباره‌ی مدل‌های عملیاتی خود هستند و در نظر دارند که نقش متفاوتی را ایفا کنند، از شانس بیش‌تری برای حفظ موقعیت مستحکم خود در آینده برخوردار خواهند بود.

منبع: Bain.com

درباره نویسنده

ثنا جهاندار

کارشناس ارشد مهندسی شیمی و مترجم زبان انگلیسی. او در کنار تخصص دانشگاهی، به پژوهش و تحقیق در حوزه تکنولوژی و فناوری‌های مالی علاقه زیادی دارد و در حوزه فین‌تک، با مجموعه راه پرداخت همکاری می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

/* ]]> */