وحید صیامی، کارشناس بانکی / این یادداشت توضیح میدهد اقتصاد پرداخت دقیقاً به چه حوزهای میپردازد و چرا شناخت آن برای سیاستگذاران و مدیران صنعت پرداخت ضروری است. بخش مهم این دانش به بررسی ساختار بازار، رقابت، قیمتگذاری و تنظیمگری مربوط میشود؛ موضوعاتی که بدون توجه به آنها، اصلاح وضعیت فعلی صنعت پرداخت دشوار خواهد بود.
فهرست مطالب
۱-۱ علم اقتصاد (Economics)
مباحث و موضوعات اجتماعی، از جمله مباحث علم اقتصاد دامنهای بسیار وسیع از محتواها را دربرمیگیرند؛ یک تقسیمبندی مفید در علم اقتصاد آنست که میتوان دانش اقتصاد را در سه لایه مختلف دستهبندی کرد، که هر لایه شامل مباحثی از علم اقتصاد هستند که در نتیجه مشاهده پدیدارهای اقتصادی در دنیای پیرامون ما با مقیاس مشاهدهی مشخصی هستند.
بر این اساس سه لایه مشاهده متفاوت مورد استفاده در اقتصاد عبارتند از:
- اقتصاد کلان، که مشاهدات پدیدارهای در سطح سیستمی در مقیاس کلان (=جامعه) را صورتبندی میکند. معمولا جامعه را برابر یک سیستم اقتصادی از تولید و مصرف در مقیاس کلان در نظر میگیرند. در اکثر محتواهای علم اقتصاد مربوط به این لایه از مشاهده، یک جامعه برابر با یک کشور در نظر گرفته میشود، ولی لزوما چنین نیست، مثلا برخی موضوعات در مقیاس جهانی نیز بررسی میشوند؛ مثلا کل دنیا بهمثابه یک سیستم از تجارت جهانی میان عناصر سیستم (=کشورهای) تعریف میشود.
- اقتصاد صنعتی که مشاهدات پدیدارهای در سطح سیستمی در مقیاس میانی (=نهادهای جامعه) را صورتبندی میکند. در ادبیات اقتصادی نهادهای جامعه از اقسامی همچون بازارهای محصولات/خدمات، اکوسیستمهای تجاری، اکوسیستم نوآوری کشور، یک منطقه جغرافیایی در کشور، نظامهای بوروکراتیک اقتصاد و دیگر موارد هستند، که بهمثابه یک سیستم مورد شناخت و تحلیل قرار میگیرند. نمونههایی از سیستمهای در سطح میانی عبارتند از بازار خودرو ایران، بازار پرداخت ایران، شبکه بانکی کشور، نظامهای پرداخت ملی کشور، نظام گمرکی کشور، نظام مالیاتی ایران و ….. هر یک از سیستمهایی که در مقیاس میانی مشاهده میکنیم، در هنگام مشاهده در مقیاس کلان، همچون یک زیرسیستم و یا عنصری در سیستم اقتصاد جامعه/کشور دیده میشوند.
- اقتصاد خرد که مشاهدات پدیدارهای در سطح سیستمی در مقیاس خرد(=عاملان اقتصادی) را صورتبندی میکند. سیستمهای قابل مشاهده در این سطح در سه قسم فرد، خانوار و بنگاه وجود دارند. بنگاه بهمثابه یک سیستم اقتصادی متشکل از مجموعهای از افراد، داراییها، سرمایه و روالها (سازماندهی) است و در سطح سیستمی موضوعات مثل رشد بنگاه، تابع تقاضا، مدل کسبوکار بنگاه و … قابل بررسی است. بنگاهها در اشکال مختلف بنگاه مالی، بنگاه تولیدی/خدماتی، واحد دولتی و … از یکدیگر بیشتر از یکدیگر تفکیک میشوند. در رابطه با یک شخص بهمثابه یک سیستم اقتصادی، میتوان به آن بخش از اقتصاد اشاره کرد که به بررسی موضوعاتی چون هزینه-درآمد شخص، تابع مطلوبیت، رضایتمندی و … میپردازد. در مورد فرد، در متون اقتصادی از واژه تابع بیشتر استفاده میشود که تابع در واقع یک سیستم ساده است. موضوعات بررسی شده در مقیاس خرد در علم اقتصاد (علم اقتصاد خرد) بسیار کثیر و متنوع هستند.
سیستمهای قابل مشاهده در مقیاس خرد، هنگام مشاهده در مقیاس میانی، همچون عناصر و روابطی در آن سیستمها دیده میشوند.
استفاده از ساختارهای چندلایهای برای شناخت و تحلیل پدیدارها تحت پارادایم سیستمی بسیار مرسوم است. بعنوان نمونهای دیگر میتوان از شناخت و تحلیل چندلایهای بدن انسان بهمثابه یک سیستم پیچیده نام برد؛ در مقیاس خرد، سیستمهای سلولی موضوع علم ژنتیک هستند. در مقیاس متوسط اعضای بدن سیستمهای موضوع علم پزشکی هستند. در مقیاس کلان، اندامهای بدن (اندام تنفسی و …) سیستمهای موضوع علومی همچون بهداشت، ارگونومی، طب ورزشی و … است.
۱-۲ علم اقتصاد برای کسبوکارها
با توجه به اثر تعیینکنندهی سازوکارهای اقتصادی بر افراد جامعه و بیش از آن بر کسبوکارها، در دنیای امروز، ضروری است که مدیران کسبوکارها با بخشهایی از علم اقتصاد آشنایی کافی و یا حداقلی داشته باشند. برای مدیران بنگاهها در هنگام مدیریت و تدبیر امور بنگاه تحت مدیریت خود، موضوعات و مباحث اقتصادی سطح خرد مفید و جذاب بوده و بایستی بر دانش و توانمندی خود در استدلال، فهم و ارائه پیشنهاد در چارچوبهای اقتصادی راجع به مسائل و موضوعات در دستور کار بنگاه خود بیافزایند. خوشبختانه دیسیپلینهای دانشگاهی موجود در رشتههایی مانند مدیریت، فاینانس، امبیای دربردارنده تدریس سرفصلها و موضوعات اصلی علم اقتصاد در شناخت و تحلیل بنگاه هستند. اما مدیرانی با تحصیلات دانشگاهی در رشتههای مهندسی چنین آموزشی را دریافت ننموده و باید بطور شخصی برای توانمندسازی خود برنامهریزی و اقدام کنند.
۱-۳ علم اقتصاد برای دستگاههای اجرایی، نهادهای نظارتی، تنظیمگران و شوراها
مشاهده پدیدارها در مقیاس میانی (Meso-level) و توصیف آنها با ادبیات و ترمینولوژی علم اقتصاد، بخش بسیار مهمی از دانش اقتصاد را شکل میدهند. این بخش از دانش اقتصاد، «Industrial Organization» که در زبان فارسی با منطقی که دقیقا معلوم نیست به اصطلاح «اقتصاد صنعتی» ترجمه شده است.
این بخش از علم اقتصاد بیشترین توجه را از جانب دولتهای کشورها و سازمانهای بینالمللی دریافت کرده و میکند.
از دهه ۱۹۶۰ میلادی به بعد، به اتکای نظریات مطرح در فضای دانشگاهی، بررسیهای صورتپذیرفته روی تحولات اقتصادی کشورها و اوضاع سیاست بینالملل، مجموعهای از کنوانسیونهای بینالمللی و توافقات چندجانبه دولتی میان حکومتها در کشورهای مختلف، منجر به تاسیس دو نهاد تخصصی ذیل سازمان ملل شدند. این دو نهاد عبارت از «برنامه توسعه ملل متحد/UNDP»، و «سازمان توسعه صنعتی ملل متحد/UNIDO» بود. یکی از نقشهای مهم این دو سازمان، ایفای نقش بهعنوان کانونی برای انباشت و بازتوزیع دانش مورد نیاز برای «توسعه» -یعنی مسیری که کشورهای جهان میخواهند بپیمایند- بود؛ در طی سالها دانش غنی، تجربی به همراه اطلاعات بسیار زیاد از اقدامات کشورها در زمینه توسعه است. واضح است که تکهای بزرگ از مبحث توسعه «توسعه صنعتی/ Industrial Development» است.
در اینجا واژه Industrial یا صنعتی نه به معنای صنعت بهعنوان امری متمایز از خدمات و کشاورزی، که اشاره به ساماندهی امور کشورها در تمامی عرصههای صنعتی، کشاورزی، خدمات، معادن و …. در مقیاس صنعت/بازار، و تولید نه منظور رفع نیاز که با هدف کسب سود بیشتر بود.
طی چند سال آنچه آشکار شد این بود که توسعه یک کشور به صرف مدیریت اقتصاد کشور در مقیاس کلان و مورد توجه دادن شاخصهایی همچون تولید ناخالص داخلی و دنبال کردن سیاستهای کلی همچون مقرراتزدایی و آزادسازی در بازارها و حذف تعرفهها در تجارت بینالمللی دستیافتنی نیست. بلکه باید یک لایه عمیقتر شد. توسعه یک کشور هنگامی حاصل میشود که در آن کشور هر یک از بازارها و صنایع و بخشها و مناطق آن کشور موضوع شناخت، تحلیل، برنامهریزی، اعمال تغییرات و راهبری تحولات قرار گیرد.
در اقتصاد صنعتی، موضوع شناخت بازار بوده و موضوعاتی چون ساختار بازار، کارکردهای بازارها، رقابت، قیمتگذاری، عرضه و تقاضا، حقوق مصرفکنندگان، مکانیزمهای بازار، چیدمانهای نهادی و چارچوبهای نهادی پشتیبانیکننده از بازارها، نظارت و تنظیمگری، رقابتپذیری و بسیاری موارد دیگر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند.
بخش دوم: اقتصاد پرداخت/ Economics of Payments
بازارهای خدمات پرداخت از موضوعات مورد توجه دولتهای زیادی در سراسر جهان در دهههای اخیر بودهاند. طی دو دهه گذشته روندی مستمر از برگزاری کنفرانسهایی درباره بررسی بازارهای خدمات پرداخت توسط بانکهای فدرال رزرو آمریکا، بانک مرکزی ژاپن و بانک مرکزی اروپا و بانکهای مرکزی کشورهای اروپایی را شاهد بودهایم که با نام کنفرانس اقتصاد پرداخت/ Economics of Payment Conference یا عبارتی مشابه شناخته میشوند. در این کنفرانسها موضوعات مربوط به بازارهای خدمات پرداخت مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
محتواهای به بحث گذاشتهشده و ارائهشده در این کنفرانسها مبنای خوبی برای تعیین چیستی و محدوده اقتصاد پرداخت هستند. بر اساس این محتواها، اقتصاد پرداخت خود شامل سه دسته از مباحث زیر است:
- Foundations of money and payment systems
- Payments and the macroeconomy
- The industrial organization of payments
دستهبندی فوقالذکر و نام دستهها بر اساس استاندارد JEL (طبقهبندی موضوعی ادبیات اقتصادی در نشریات) است.
بخش اول به بررسی خدمات پرداخت بهعنوان یک مقوله در اقتصاد مالی کلان (Macroeconomics and Monetary Economics) میپردازد و نقش پول و سیستمهای پرداخت را در ارتباط با «رفاه جامعه» مورد توجه قرار میدهد.
بخش دوم به بررسی کارکردها و نقش بازار خدمات پرداخت بهعنوان یک زیرسیستم در سیستم اقتصاد کشور میپردازد.
بخش سوم که قسمت اعظم مباحث اقتصاد پرداخت را شامل میشود درباره شناخت و تحلیل بازارهای خدمات پرداخت با استفاده از ادبیات، روشها و نظریات اقتصاد صنعتی است.
بخش سوم: نتیجهگیری کاربردی
راهبری کارآمد و مدیریت توسعه و تحولات صنعت/بازار خدمات پرداخت که بر عهده بخشهایی از نظام حاکمیتی، خصوصا بانکهای مرکزی است، منوط به آگاهی و داشتن تسلط کافی متولیان امر بر دانش «اقتصاد پرداخت» است. بخش اعظم دانش اقتصاد پرداخت، مربوط به شناخت و تحلیل صنعت/بازار پرداخت در مقیاس میانی (Meso-level) و بکارگیری دانش و نظریات اقتصاد صنعتی است.
خوشبختانه درباره این شاخه از علم اقتصاد، یعنی اقتصاد صنعتی، یک هماهنگی بینالمللی مستقر و تثبیتشده وجود داشته و سازمانهای بینالمللی وجود دارند که بهعنوان کانونی برای انباشت و بازتوزیع دانش اقتصاد صنعتی در میان کشورهای جهان عمل میکنند.
دانش اقتصاد صنعتی که توسط این سازمانها ارائه میشود، با شکل و کیفیتی توسط این سازمانها ارائه میشود که قابل فهم و دریافت توسط مدیران دولتی و متولیان تنظیمگری و نظارت بر بازارها در بستهترین اقتصاددها و یا ضعیفترین و فقیرترین کشورهای دنیا نیز باشد. این دانش بهصورت عمومی، بدون محدودیت و به رایگان در دسترس جهانی است. به موازات مدیریت دانش، برخی از سازمانهای بینالمللی موظف به ارائه خدمات مشاوره به کشورها در زمینه اصلاحات و تعدیلات در بازارها، از جمله بازار خدمات پرداخت است.
ضروری است که متولیان نظام پرداخت الکترونیکی در بانک مرکزی و شاپرک، نسبت به مطالعه و فهم مباحث و موضوعات «اقتصاد پرداخت» و بکارگیری روششناسی و شناختشناسی مطرحشده در اقتصاد پرداخت جهت فهم و تحلیل وضعیت نظامهای پرداخت در ایران اقدام کنند. تنها در این صورت است که میتوان امیدوار شد که از وضعیت کنونی بازار/صنعت پرداخت رهایی یافت. وضعیتی که به هیچوجه قابل قبول نیست.