ارزهای رمزنگاری شده (Cryptocurrency) بلاکچین (Blockchain) عصر تراکنش

فقدان ارزش ذاتی؛ بهترین ویژگی ارز دیجیتال / بیت‌کوین ارزش ذاتی ندارد و این جذاب‌ترین استدلال برای توجیه لزوم استفاده از آن است

بسیاری از منتقدان بیت‌کوین با اشاره به نظریه‌های پولی کلاسیک، فقدان ارزش ذاتی را به‌عنوان یک نقطه‌ضعف مهلک برای بیت‌کوین مطرح می‌کنند. واقعیت این است که این ویژگی یک نقطه‌ضعف نیست، بلکه نقطه‌قوت بیت‌کوین است. حتی اقتصاددانان کلاسیک هم به معایب و ضعف‌های ساختار مالی وابسته به ذخایر طلا و کالاهای مشابه اشاره کرده‌اند و همواره امیدوار بودند ساختاری بهتر جایگزین آن شوند. عصر دیجیتال این فرصت را در اختیار ما قرار داده است.

ماهنامه عصر تراکنش / «ارزش ذاتی» همان عبارتی است که منتقدان بدبین به بیت‌کوین همیشه بحث را به آن می‌کشانند. استدلال همیشگی آنها این است: «بیت‌کوین نمی‌تواند به‌عنوان پول استفاده شود؛ چراکه خودش به‌عنوان یک کالا ارزش ذاتی ندارد. برای اینکه از ابزاری بتوان به‌عنوان پول استفاده کرد باید ابتدا این ابزار خودش به‌عنوان کالایی با ارزش ذاتی معامله شود و به‌تدریج به پول تبدیل شود. برای مثال طلا از آنجا که به‌عنوان ابزار زینتی یا ماده اولیه صنایع الکترونیکی استفاده می‌شود، مردم برای پس‌انداز ارزش آن را ذخیره می‌کنند.»

پیش از این هواداران و کاربران بیت‌کوین چندین استدلال مهم در برابر این شبهه مطرح کرده‌اند: ۱- ارزش ذاتی امری ذهنی و مدلول است، ۲- بیت‌کوین به‌عنوان کالایی که می‌تواند برای دور زدن معاملات سانسورشده استفاده شود، ارزش ذاتی دارد.

اما در این مقاله من به جای اینکه بخواهم ثابت کنم منتقدان بیت‌کوین اشتباه می‌کنند، تلاش می‌کنم اصل استدلال آنها را بپذیرم؛ بیت‌کوین ارزش ذاتی ندارد و البته به نظر من این موضوع یکی از بهترین ویژگی‌های بیت‌کوین است.

.

در مغز منتقدان چه می‌گذرد؟

ارزش ذاتی چیز جدیدی نیست، حتی ارسطو هم در مورد اهمیت آن نوشته است. او می‌گوید اهمیت پول این است که «به‌صورت ذاتی در زندگی انسان کاربرد داشته باشد برای مثال چیزهایی مانند آهن، نقره و امثالهم» می‌توانند به‌عنوان پول استفاده شوند. تصورش سخت نیست که چرا این ذهنیت برای مدت‌زمان طولانی دوام آورده است، ارزش کالاها برای بشریت هزاران سال است که موضوع مهمی است و اولین چیزی است که به دید هر خام‌دستی می‌رسد.

ارسطو و پول

ارسطو می‌گوید: «وقتی استفاده از سکه کشف شد، علاوه بر مبادله کالاهای ضروری، فنی دیگر نیز از دسته فنون پول درآوردن به وجود آمد به نام خرده‌فروشی که شاید در ابتدا موضوعی ساده بود، اما همین‌طور که مردم یاد گرفتند چه زمانی و کجا و با کدام معاملات می‌توان منفعت بیشتری تولید کرد، این فن نیز پیچیده‌تر شد. فن پول‌درآوردن که ریشه در استفاده از سکه دارد، عموماً به‌عنوان فنی در نظر گرفته می‌شود که بیشترین ارتباط را با تحصیل پول و ثروت دارد.» ارسطو ادامه می‌دهد: «انسان‌ها به‌دنبال مفهومی بهتر از فن کسب ثروت و پول به جای تحصیل صرف سکه هستند و آنها حق دارند؛ زیرا ثروت طبیعی و فن طبیعی پول‌درآوردن دو چیز مختلف هستند.»

.

اما بر خلاف ریشه‌های باستانی ارزش ذاتی، این موضوع عملاً ارتباط مستقیمی با عملکرد پول ندارد. پول خوب و ارز مطلوب باید ویژگی‌هایی داشته باشند؛ قابل حمل، قابل معامله ساده، فراوان، با توانایی ذخیره ارزش برای مدت طولانی، قابل تقسیم به واحدهای کوچک‌تر و قابل تعویض؛ اما استفاده از آن به‌عنوان کالای مصرفی جزء ویژگی‌های مورد نظر برای هیچ واحد پولی نیست. پس چرا این‌قدر افراد مختلف بر اهمیت ارزش ذاتی پول تاکید می‌کنند؟ به نظر من دو دلیل بنیادین وجود دارد.

 .

مرده‌ریگ تاریخی

بسیاری از منتقدان بدبین فقط به این دلیل بیت‌کوین را منکوب می‌کنند که عادت کرده‌اند ذخیره پول‌شان را با اندازه فیزیکی اندازه‌گیری کنند. به عبارت ساده‌تر آنها در گذشته زندگی می‌کنند. چنین استدلال‌هایی همواره در مورد هر تحول تازه‌ای مطرح می‌شود و همواره پیش‌فرض منتقدان این است که همه رویه‌های جاری در آینده هم به همین صورت باقی خواهند ماند.

این واقعیت که تمامی صورت‌های کنونی ذخیره ارزش یک صورت فیزیکی دارند، دلیل نمی‌شود که همه روش‌های جدید هم صورت فیزیکی داشته باشند. بسیاری از منتقدان در بزنگاه رشد اینترنت هم استدلال مشابهی در مورد حضور فیزیکی برای خرید کردن داشتند.

ارزش ذاتی چیست؟

در گذشته پول به شکل سکه بود و به‌طور کلی از فلزات گرانبها مانند طلا و نقره درست می‌شد. ارزش سکه‌ها تقریباً بر اساس ارزش فلزات‌شان تعیین می‌شد؛ چراکه همیشه امکان ذوب سکه‌ها و استفاده از فلز آنها برای مقاصد دیگر وجود داشت. تا چند دهه پیش هم ارزش پول کاغذی در کشورهای مختلف بر اساس پشتوانه استاندارد طلا یا استاندارد نقره یا ترکیبی از این دو تعیین می‌شد.

.

یک خبرنگار هفته‌نامه نیوزویک در دهه ۱۹۹۰ می‌نویسد از آنجایی که ما همواره خریدهایمان را با حضور فیزیکی در محل فروشگاه انجام می‌دادیم، در نتیجه نمی‌توان انتظار داشت که این معاملات با اینترنت جایگزین شوند. خنده‌دار بودن این استدلال اکنون ثابت شده است و این استدلال منتقدان بیت‌کوین که می‌گویند پول باید ارزش فیزیکی داشته باشد هم در دهه‌های آینده به همین اندازه طنزآمیز به نظر خواهد رسید.

تاریخ به ما نشان داده که پول اصلاً نیازی ندارد که ارزش کالایی داشته باشد. نیک زابو در مقدمه مقاله مشهورش «پذیرفتن هزینه: ریشه‌های پول» می‌نویسد: «جوامع اولیه از اشیای ناکارآمد و بی‌استفاده، برای حفظ ارزش و معادله آن استفاده می‌کردند.»

خرمهره‌های شیشه‌ای در بسیاری از مناطق آفریقا و آمریکای شمالی به‌عنوان دارایی‌های پولی و به‌عنوان ابزار معامله استفاده می‌شدند، اما به‌عنوان یک کالای مصرفی کاربرد چندانی نداشتند. سنگ‌های «رأی» که توسط قوم یاپ (از اقوام محلی میکرونزی) استفاده می‌شد، نمونه دیگری از استفاده از وسیله‌ای بدون ارزش مصرفی برای ذخیره ارزش مبادلاتی است.

سنگ رأی

 قوم یاپ در جزایر میکرونزی به‌خاطر واحد پول سنگی خود (سنگ رأی) زبانزد است. این پول، شکل دایره با سوراخی در وسط دارد که معمولاً از جنس «کلسیت» بوده و قطر آن تا چهار متر (۱۳ فوت) نیز می‌رسد. بومیان ساکن «آبخوست» صاحب هر یک از پول‌ها را می‌شناسند و برای پرداخت، لزوماً آنها را جابه‌جا نمی‌کنند. پنج گونه اصلی پول وجود دارد؛ ممبول، گاو، رأی، یار و رنگ. قطر پول رنگ تنها ۳۰ سانتی‌متر (۱۲ اینچ) است. ارزش این پول‌ها به اندازه و تاریخ آنها بستگی دارد. بسیاری از آنها از دیگر آبخوست‌ها مانند گینه نو آورده شده‌اند، اما بیشتر آنها در دوره باستان از پالائو آورده شده‌اند. نزدیک به ۶٬۵۰۰ عدد از آنها در در این منطقه پراکنده هستند.

 .

جلب نظر حکومت‌ها

امروز بسیاری از نگرانی‌هایی که در مورد ارزش ذاتی کالایی پول مطرح می‌شود، نهایتاً به اقتصاددانان اتریشی مانند منگر (Menegr)، میزس (Mises) و روتبارد (Rothbard) ارجاع داده می‌شود. این‌ها نویسندگانی هستند که بر اهمیت زیاد پول و آثار آن بر جوامع نوشته‌اند.

برای این اقتصاددانان از اولین نوشته‌هایشان ارزش و پول جدایی‌ناپذیر هستند. یکی از نوشته‌های اصلی منگر با عنوان «در زمینه ریشه‌های پول» پول را این‌گونه تعریف می‌کند: «پول واقعیت تبدیل‌شدن برخی از کالاها به‌عنوان واسطه همه‌گیری مبادله است.» میزس بعدها بر اساس همین تعریف نظریه‌پردازی می‌کند.

لودویک فن میزس

لودویک هاینریش الدر فن میزس (۱۹۷۳–۱۸۸۱) فیلسوف، اقتصاددان مکتب اتریش و لیبرال کلاسیک بود. او از چهره‌های برجسته مکتب اتریشی تفکر اقتصادی شد و بیش از همه به‌خاطر کارهایش در زمینه کنش‌شناسی شناخته می‌شود. میزس بیان کرد که بدون اقتصاد بازار هیچ سیستم قیمت‌گذاری کارآمدی وجود نخواهد داشت. چیزی که او برای دستیابی به یک تخصیص عقلانی کالاهای سرمایه‌ای به سودمندترین استفاده‌شان لازم می‌دانست. سوسیالیسم شکست می‌خورد؛ چراکه بر اساس گفته فون میزس تقاضا بدون قیمت‌ها قابل محاسبه نیست.

.

او در مقاله «نظریه پول و اعتبار» می‌نویسد: «می‌توانیم عبارت پول کالایی را به پول‌هایی اطلاق کنیم که همزمان به‌عنوان کالای تجاری هم معامله می‌شوند، در برابر عبارت پول می‌توان دستوری را به چیزهایی داد که بر اساس کیفیت ویژه حقوقی به پول تبدیل شده‌اند.»

در راستای گفته‌های همین اقتصاددانان اتریشی، بسیاری از منتقدان از چارچوب‌های منقضی‌شده و تاریخ‌گذشته این‌چنین برای حمله به بیت‌کوین استفاده می‌کنند. نیلر فن در لیدن، یکی از اولین منتقدان بیت‌کوین (زمانی که هر بیت‌کوین ۷۷ سنت بود) با همین استدلال بیت‌کوین را رد کرد. او می‌گفت این ابتکار عملی نخواهد شد؛ چراکه «هیچ‌کس نمی‌تواند کاری با آن بکند، به جز اینکه خود بیت‌کوین را معامله کند.» او نهایتاً نتیجه می‌گرفت که بیت‌کوین به‌عنوان کالا مصرفی ندارد و در نتیجه نمی‌تواند به‌عنوان پول استفاده شود.

اما در شرایطی که برای اقتصاددانان اتریشی، کالای مصرفی و پول دستوری (خارج از حوزه ابزارهای اعتباری) تنها پول‌های ممکن‌الوجود بودند، زمانه تغییر کرد. در عصر دیجیتال تمایز میان کالای مصرفی و پول دستوری، از بین رفته است. به‌سادگی مشخص است که بیت‌کوین در هیچ‌یک از این دو دسته نمی‌گنجد. نه به‌عنوان کالا ارزشی دارد و نه بر اساس فرمانی حقوقی به وجود آمده است.

در دوران ما می‌توان مسقل از اجبار حقوقی پول دیجیتال را نگهداری و معامله کرد. ویژگی‌های مالی بیت‌کوین به جای آنکه در اسناد حقوق ذکر شده باشند، از طریق قوانین و منطق رمزنگاری در کدهای نرم‌افزاری آن قرار گرفته‌اند. در نتیجه موجودیت بیت‌کوین یک موجودیت ناب دیجیتالی است، بیت‌کوین پولی است که رها از تمامی محدودیت‌های جهان فیزیکی به حیاتش ادامه می‌دهد.

.

راه‌حل تناقض پول نقد فیزیکی

در واقع اگر منتقدان درس‌هایشان را درست مطالعه کرده بودند، می‌دانستند که میزس در واقع خودش می‌توانست یک تاجر بیت‌کوین باشد. او مشکل ذاتی موجود در پول‌های کالایی را درک کرده و معتقد بود که طلا، در میان تمامی گزینه‌های بد، بهترین گزینه است.

در مقاله نظریه پول و اعتبار، میزس توضیح می‌دهد که یک سیستم پولی حتی بر اساس طلا هم «معایب عمده‌ای» دارد؛ چراکه «نه‌تنها تحت تأثیر نوسانات میزان عرضه و تقاضای پول قرار می‌گیرد؛ بلکه تحت تأثیر شرایط تولید این فلز و میزان تقاضای صنعتی برای استفاده از این فلز هم هست.

کاربرد طلا در صنایع

بر اساس گزارش سالانه سازمان زمین‌شناسی آمریکا در طول سال ۲۰۱۷ بیش از ۳۴ درصد از کل طلای مصرفی در ایالات متحده آمریکا در صنایع الکترونیکی مورد استفاده قرار گرفته است. طلا به‌عنوان یک فلز هادی قدرتمند در صنایع مختلف از جمله الکترونیک، رایانه، پزشکی و هوافضا کاربرد فراوانی دارد.

.

میزس اشاره می‌کند که وقتی از کالا به‌عنوان پول استفاده می‌شود، به‌دلیل بالا و پایین شدن تقاضای صنعت برای استفاده از آن کالا، قیمت آن کالا دچار نوسانات و اعوجاج خواهد شد. پول نقد فیزیکی همواره با یکسری ویژگی‌های فیزیکی منحصربه‌فرد پیوند داشته که هرچند برای خود پول خوب بود، اما همزمان برای بقیه صنایع هم ارزشمند بود. در این مورد خاص تنوع فوق‌العاده کاربردهای طلا در میان صنایع مختلف باعث می‌شود که این اثر در طلا چند برابر بیشتر از کالاهای دیگر باشد.

جهان فیزیکی در عین حال محدودیت‌های دیگری هم برای پول ایجاد می‌کند. چیزی را که از طبیعت برداشت می‌کنیم، نمی‌توانیم به‌صورت مستمر در طول زمان توزیع کنیم. بر خلاف مواد طبیعی، بیت‌کوین پیش‌بینی‌پذیر است، به‌خاطر ویژگی انتشار دوره‌ای می‌توان دهه‌های آینده را محاسبه کرد؛ امکاناتی که خارج از دنیای دیجیتال قابل تصور هم نیستند. عرضه اشیای فیزیکی، قابل حسابرسی هم نیستند.

در هر لحظه ممکن است میزان ناشناخته‌ای طلا کشف شود و خیلی راحت ماکت آن در اختیار فردی قرار بگیرد، در حالی که بقیه مالکان آن از تغییر ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی در عرضه بی‌خبرند؛ همان‌گونه که «صدف‌های سفیدمهره» ناگهان توسط تاجران اروپایی به‌شدت به بازار تزریق شدند تا به قبایل آفریقایی زیان برسانند. اما با استفاده از بیت‌کوین هر کسی می‌تواند کل موجودی عرضه‌شده را حسابرسی کند و دقیقاً بداند در هر لحظه چه مقدار بیت‌کوین جدید تولید می‌شود.

معایب عمده سیستم طلا

در مقاله نظریه پول و اعتبار، میزس توضیح می‌دهد که یک سیستم پولی حتی بر اساس طلا هم «معایب عمده‌ای» دارد؛ چراکه «نه‌تنها تحت تأثیر نوسانات میزان عرضه و تقاضای پول قرار می‌گیرد؛ بلکه تحت تأثیر شرایط تولید این فلز و میزان تقاضای صنعتی برای استفاده از این فلز هم هست.»

.

با این تحولات خیلی ابلهانه است که به اقتصاددانان اتریشی متوسل بشویم که پیشنهادهایی را مربوط به دوران و عصر خودشان مطرح کرده‌اند. این نویسندگان یکسری اصول ثابت فراگیر تعیین نکرده‌اند. حتی آنها هم محدودیت‌ها را درک می‌کردند و امیدوار بودند که صورت بهتری از پول جایگزین فلزهای گرانبها شود. شرایط جدید نیازمند اصول نظری جدید است و بیت‌کوین چنین امکانی را در اختیار ما می‌گذارد.

.

بیت‌کوین به مثابه کلیدی برای آزادی ابزار محصور

در دوران ما این‌گونه شده است که بهترین جایگاه برای ذخیره ارزش همان جایی باشد که همزمان کاربرد کالایی هم دارد، اما تمایز اصلی اینجاست که طلا، املاک یا هر شکل دیگری از پول کالایی به این دلیل ارزش را ذخیره نمی‌کند که کارایی کالایی دارد؛ بلکه دقیقاً برعکس!

وقتی کسی تصمیم می‌گیرد که طلا یا هرگونه دارایی دیگری را با اهداف پولی ذخیره کند، کاملاً روشن می‌کند که به‌صورت آگاهانه انتخاب کرده که این کالا را با هدف نگهداری ثروت ذخیره کند؛ نه به‌عنوان یک کالای کاربردی. زمانی آثار پولی طلا به چشم می‌آید که به جای ساختن جواهر یا قطعات الکترونیکی، آن را به‌صورت شمش نگهداری کنیم.

هرچند چنین تصمیمی می‌تواند در نگاه اول بدون ضرر به نظر برسد، اما آثار مخرب اقتصادی در پی دارد. زمانی که بخش بزرگی از مردم تصمیم می‌گیرند یک کالای خاص را با هدف ذخیره ثروت انبار کنند، غالباً به‌دلیل ایجاد حباب انتظاری دچار زیان‌های بزرگی می‌شوند.

املاک نمونه واضح و مبرهن این مثال هستند. امروزه روز دلال‌ها دنبال «سیمان طلایی» هستند تا ثروت‌هایشان را حفظ کنند. مایکل استرن، یک معامله‌گر املاک می‌گوید: «نخبگان جهانی در واقع دنبال یک حساب پس‌انداز امن هستند.» در نتیجه بسیاری از آنها سراغ املاک در منهتن نیویورک می‌روند تا سرمایه‌هایشان را ذخیره کنند.

از این طریق این افراد از آپارتمان‌های لوکس به‌عنوان وسیله‌ای برای ذخیره پول استفاده می‌کنند تا به‌عنوان محلی برای زندگی. نتیجه روشن است، در مطبوعات می‌خوانیم که «آمار اداره سرشماری نشان می‌دهد که در بخش بزرگی از مرکز شهر منهتن از خیابان چهل‌ونهم تا خیابان هفتادم، از بلوار پنجم تا پارک، تقریباً از هر سه آپارتمان، یکی از آنها ۱۰ ماه در سال خالی است.» این فقط مختص آمریکا نیست و رویه‌ای مشابه در همه شهرهای بزرگ جهان در جریان است.

به گزارش گاردین؛ «رویه فوق ثروتمندان جهان برای سرمایه‌گذاری در املاک گران‌قیمت لندن با هدف ذخیره ثروت، بدون نیاز به درآمد اجاره باعث شده از سال ۲۰۱۵ تاکنون تعداد خانه‌های خالی در محله‌های مجلل کنزینگتون و چلسی ۲۲.۷ درصد رشد کند و به ۸.۵ درصد کل خانه‌های محله برسد. هر چقدر که ثروتمندان پول بیشتری در این کالاها هزینه کنند، حباب بزرگ‌تر و بزرگ‌تر خواهد شد. یک گزارش تازه از موسسه اعتباری UBS نشان می‌دهد که ریسک بازار املاک لوکس تا حد زیادی افزایش یافته است.

قحطی مسکن

به نوشته گاردین در طول سال ۲۰۱۶ دست‌کم ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در سراسر انگلیس حداقل شش ماه خالی بوده‌اند. به نوشته این روزنامه مجموع ارزش این واحدهای مسکونی معادل ۴۳ میلیارد پوند است. این روزنامه می‌نویسد این خانه‌ها در حالی خالی مانده‌اند و به بازار عرضه نشده‌اند که انگلیس به‌شدت از مشکل کمبود عرضه املاک برای خرید یا اجاره رنج می‌برد.

.

این رویه برای استفاده از املاک به‌عنوان یک ابزار برای حفظ ثروت نه‌تنها باعث خالی‌ماندن خانه‌ها می‌شود، بلکه مستقیماً بر سلامت مشوق‌های لازم برای تولید مسکن تازه هم اثر می‌گذارد. بازار مسکن در سان‌فرانسیسکو و دیگر نقاط ایالت کالیفرنیا به‌خوبی این روند را نمایش می‌دهد. نقشه زیر نقشه‌ای از مقررات نوسازی در سان‌فرانسیسکو است، تمام مناطقی که با رنگ زرد مشخص شده‌اند، در تمام مناطق زردرنگ روی نقشه، محدودیت ارتفاع ۴۰ فوتی برای ساختمان جدید وضع شده‌است.

مقررات مشخصاً برای این وضع شده‌اند تا تولید مسکن ارزان برای تأمین تقاضا افزایش پیدا کند، اما زمانی که چنین سخت‌گیری‌هایی باعث واکنش شهروندان طبقه متوسط و افزایش هزینه‌های اجاره می‌شود، اصلاً چرا چنین مقرراتی هست؟ اصلی‌ترین دلیل وجود این مقررات این است که صاحبان کنونی ملک به‌شدت با مقام‌ها لابی می‌کنند تا با ایجاد محدودیت‌های مصنوعی برای عرضه، ثروت خود را حفظ کنند.

یک گزارش تازه توسط دفتر تحلیل قوانین ایالت کالیفرنیا نشان می‌دهد: «بسیاری از شهروندان مجوز ساخت مسکن را تهدیدی برای رفاه خود ارزیابی می‌کنند. برای بسیاری از صاحبان ملک، خانه مهم‌ترین بخش از سرمایه مالی‌شان محسوب می‌شود. در نتیجه صاحبان ملک علاقه‌مندند که جلوی تولید مسکن جدید را بگیرند، چراکه تصور می‌کنند باعث کاهش ارزش خانه‌های خودشان می‌شود.»

در برابر خریداران خانه به این دلیل که ابزار قابل اعتمادی برای حفظ ارزش پول‌شان ندارند، خانه به‌عنوان بهترین ابزار برای نگهداری از ثروت تلقی می‌شود. طبیعتاً همین علت باعث می‌شود که صاحبان خانه برای محدودیت تولید مسکن لابی کنند تا دارایی‌هایشان رقیق‌تر نشود. می‌توان گفت املاک فقط به این دلیل ابزار خوبی برای ذخیره ثروت هستند که به‌صورت مصنوعی کمیاب نگه داشته شده‌اند.

بیت‌کوین این مساله را یکجا حل نمی‌کند، اما دست‌کم این امکان را در اختیار خریداران خانه قرار می‌دهد تا راه دیگری برای نگه‌داشتن ارزش ثروت‌شان در اختیار داشته باشند. اینکه اجازه بدهیم مردم توانایی بازنگری در تصمیم‌های مالی‌شان داشته باشند، قطعاً کمک خواهد کرد تا فشار برای جلوگیری از ساخت خانه‌های نو کمتر شود. همچنین با ارزان‌تر شدن مسکن، شهرها می‌توانند تراکم‌شان را افزایش دهند و کیفیت زندگی همه شهروندان را بهبود ببخشند.

برای مثال مدل‌سازی تحقیقاتی نشان می‌دهد که سان‌فرانسیسکو با افزایش تراکم جمعیتی خود می‌تواند میزان انتشار گاز دی‌اکسید کربن این شهر را به شکل چشم‌گیری کاهش دهد، امکان پیاده‌روی در شهر را بیشتر کند، کیفیت زندگی اجتماعی و محلی را بهبود ببخشد و همزمان جایگاه خود را به‌عنوان یکی از نمونه‌های شهر آفتابی کالیفرنیایی حفظ کند.

طلا نمونه دیگر این روند است. هر اندازه که افراد بیشتری طلاهای خودشان را بفروشند تا بیت‌کوین بخرند، آنگاه طلا برای استفاده در ابزار الکترونیکی، تجهیزات پزشکی و دستگاه‌های هوافضا در دسترس‌تر خواهد شد. حتی می‌توان طلا را خورد! تمام طلایی که در سراسر جهان انبار شده، می‌تواند برای استفاده در تولیدات ارزان‌تر و باکیفیت‌تر استفاده شود و بسیاری از ماجراجویی‌های ناممکن پیشین را ارزان‌تر و در دسترس‌تر کند.

آثار مخرب

زمانی آثار پولی طلا به چشم می‌آید که به جای ساختن جواهر یا قطعات الکترونیکی، آن را به‌صورت شمش نگهداری کنیم. هرچند چنین تصمیمی می‌تواند در نگاه اول بدون ضرر به نظر برسد، اما آثار مخرب اقتصادی در پی دارد.

.

اگر بیت‌کوین جانشین طلا شود، حتی می‌توان انتظار داشت که سفر به ماه ارزان شود. در نتیجه هر بار که شنیدید یک عشق طلا در مورد کاربردهای اجتماعی طلا تبلیغ کرد که راست هم می‌گوید، در واقع در حال کمک‌کردن به استدلال برای رایج‌شدن طلای دیجیتال هستند. با استفاده از بیت‌کوین به‌عنوان شاخص جهانی ذخیره ارزش، می‌توان بسیاری از کاربردهای کالاهایی را که چون تاکنون پول ناب در دسترس نبود، در جهان انبار شده‌اند، آزاد کرد.

وابستگی دلار به طلا

استاندارد طلا در سال ۱۹۷۱ و با نظر نیکسون، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا پایان یافت.

 .

حرف آخر

بیت‌کوین به بشریت اجازه می‌دهد تا به جای اینکه منابع کارآمد طبیعی را برای ذخیره ثروت انبار کند، ثروت خود را در حالتی بدون هدر دادن فرصت‌ها و هزینه‌هایی که در ذخیره کالاست، حفظ کند. این ذخیره جهانی، دائمی و دردسترس ثروت می‌تواند زمینه‌ساز بستری قدرتمند برای همه اقتصادهای آینده جهان باشد. در شرایطی که سرمایه‌ها از دیگر شکل‌های دارایی به سمت بیت‌کوین سرازیر می‌شوند، عرضه کالاهای انبارشده پیشین باعث دسترسی بهتر به مسکن ارزان، ساختن محیط‌های جوان شهری، بهبود کیفیت کالاها و… خواهد شد.

درباره نویسنده

اتاق خبر راه پرداخت

اتاق خبر راه پرداخت همه مطالب و خبر‌های مهم فین‌تک ایران را رصد و منتشر می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

/* ]]> */