دو کلمه حرف حساب

تاریخچه دزدی با و به‌وسیله خودپردازها

در زمان‌های قدیم که عابربانک تازه به ایران آمده بود، اگر کسی با عابربانک گول می‌خورد و به هر نحوی به وسیله خودپرداز جیبش را می‌زدند، خیلی زشت نبود. آن‌قدر همه چیز جدید و فضای خودپردازها ناآشنا بود که اگر یک سارق می‌آمد و پول‌هایتان را می‌دزدید، به هیچ وجه کسر شأنتان نمی‌شد. سطح متوسط آگاهی جامعه پایین بود و به‌وجود آمدن این مسائل طبیعی به نظر می‌رسید. در صورت دزدی به وسیله عابربانک تنها اتفاق ناخوشایندی که ممکن بود پیش بیاید این بود که مسئولین همیشه در صحنه، عابربانک را منهدم کنند و بگویند خودپردازها وسیله تأمین مالی تروریسم هستند.

زمان گذشت؛ چند مورد دزدی به وسیله عابربانک متداول شد. عده‌ای انتظار داشتند که پس از برنده شدن در قرعه‌کشی، آقای قرعه‌کشی شخصاً به آنها زنگ بزند و آنها را پای عابربانک بکشاند و بگوید: «علی‌الحساب مقداری پول برای من بریز تا بتوانم جایزه شما را با آژانسی چیزی ارسال کنم» و بلافاصله حساب بانکی فرد خوش‌بین خالی می‌شد. در آن سال‌ها هنوز کسی فرد مال‌باخته را شماتت نمی‌کرد. به هر حال این اتفاقی جدید بود و خیلی‌ها نمی‌دانستند که «تماس تلفنی و درخواست رفتن به عابربانک»، سازوکار خبررسانی برنده شدن در قرعه‌کشی نیست!

زمان باز هم به جلو آمد. عده‌ای با قیافه‌ای حق به‌جانب و ژستی آگاه به مردم هشدار می‌دادند که وقتی دزدها کنار عابربانک به سراغ شما می‌آیند، رمز کارت بانکی خود را برعکس وارد کنید و بلافاصله پلیسی از پشت شمشادها می‌پرد و دزد بد را به سزای اعمالش می‌رساند. انتظار نداشتیم که کسی صحت این قضیه را کندوکاش کند که البته یک بار یک نفر این کار را امتحان کرد! او با واردکردن رمز به صورت برعکس، برگشته بود و هرچه منتظر مانده بود، هیچ کسی از لابه‌لای شمشادها بیرون نپرید.

زمان زیادی گذشت و از گوشه و کنار زیاد شنیدیم که تحت عنوان رادیو و بخت‌آزمایی زنگ می‌زنند و ملت را پای عابربانک می‌کشانند و با گرفتن رمز و اطلاعات، حسابشان را خالی می‌کنند. آن‌قدر این قضیه تکرار شد که به خود آمدیم و دیدیدم که‌ای داد بی‌داد؛ الآن دهه ۹۰ خورشیدی و هزاره سوم میلادی است و دیگر نباید کسی گول این چیزها را بخورد. پیش خود گفتیم شاید اطلاع‌رسانی در این زمینه تا جایی ضعیف بوده که همچنان مردم شناخت کافی ندارند. این شد که رفتیم سراغ صداوسیما.

از تلویزیون خواستیم در این مورد اطلاع‌رسانی کند تا از تکرار فجایع این‌چنینی جلوگیری شود. صداوسیما هم با ما بسیار خوب برخورد کرد و درخواستمان را پذیرفت؛ منتها ساخت این برنامه را به گروه کودک و نوجوانان سپرد و این تیم با ساختن میان‌برنامه‌هایی که فقط بعضی از بچه‌های خوره تلویزیون جذبش شدند، می‌گفت: «به سراغ عابربانک که می‌روید، خیلی مواظب باشید. اول به چپ نگاه کنید، دوم به راست نگاه کنید، اگر کسی نیامد رمز خود را وارد کنید.» از آنجایی که بچه‌ها کارت بانکی ندارند و بزرگسالان فکر کردند این برنامه مخصوص کودکان است، اکثرشان آن برنامه را ندیدند و متأسفانه اطلاع‌رسانی تلویزیون راه به جایی نبرد.

خلاصه که تبلیغات کج‌دار و مریز باعث کاهش آمار دزدی به وسیله خودپردازها نشد و افراد به صورت سینه به سینه و با سرعت بسیار کمی از اخبار بد عابربانک‌ها مطلع شدند. سارقان هم کم‌کم از سرقت‌های سنتی توسط عابربانک‌ها منصرف شده و بعضی از آنها به دزدی فیزیکی خودپردازها رو آوردند.

دزدیدن خود عابربانک خیلی طبیعی به نظر نمی‌رسید. عده‌ای گفتند این دستگاه‌ها بد نصب شده و افراد دیگری معتقد بودند که زمین کج است و شانس نداریم و از این حرف‌ها. کسانی که مسئول عابربانک بودند، پس از شنیدن این خبر پیچ‌های عابربانک‌ها را سفت کرده و تعداد دوربین‌های مداربسته اطراف خودپردازها را دوبرابر کردند. البته سرقت‌های نرم به مراتب هوشمندانه‌تر از دزدی‌های خرکی خود جسم عابربانک انجام می‌شد. خوشبختانه سارقان درشت‌اندام عابربانک‌ها، بویی از خلاقیت نبرده بودند و آسان‌تر از هم‌صنفان نرم‌افزاری خود به دام افتادند.

متأسفم که این را می‌گویم ولی حقیقت این است که امروز و در اواسط سال ۲۰۱۸ میلادی، اگر کسی به شما زنگ بزند و با کنترل از راه دور، به وسیله عابربانک حساب بانکی‌تان را خالی کند و یا به هر نحوی با خودپرداز، گولتان بزند، دیگر کسی شما را تحسین نمی‌کند و به هیچ عنوان روایت این داستان برایتان وجهه خوبی ندارد.

درباره نویسنده

آرش ترابی

آرش ترابی فعال حوزه رسانه و دانش‌آموخته رشته مدیریت تکنولوژی از دانشگاه علوم و تحقیقات است. او از تابستان 96 با راه پرداخت همکاری می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید