ایران در حال عبور از اقتصادی متکی به پرداخت نقدی به جامعهای است که اعتبار نقش بیشتری در خریدهای روزمره آن دارد؛ اما آیا افزایش استفاده از اعتبار نشانه توسعه مالی است یا فقط خانوارهای بیشتری را بدهکار میکند؟
حامد قنادپور، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، میان «دوره گذار» و «دوره بلوغ» اعتبار تفاوت قائل میشود.
در دوره گذار، بخشی از کاربران هنوز با مفهوم بدهی، رتبه اعتباری و پیامدهای رفتار بازپرداخت آشنا نیستند. برخی بازیگران نیز ممکن است بدون توجه کافی به توان مالی مشتری، استفاده از اعتبار را گسترش دهند.
این وضعیت میتواند در کوتاهمدت به بدهی نامتناسب منجر شود؛ اما قنادپور معتقد است با بلوغ بازار، رفتار کاربران، مدلهای اعتبارسنجی و قواعد عرضه اعتبار نیز منظمتر خواهند شد.
یکی از ادعاهای اصلی لندتکها، ورود افرادی به نظام مالی رسمی است که پیشتر از بانک وام نگرفتهاند. این گروه با عنوان اعتبارگیرندگان باراول شناخته میشوند و میتوانند یکی از شاخصهای سنجش شمول مالی باشند.
به گفته قنادپور، شرکت اعتبارسنجی ایران و مدلهای داخلی لندتکها میتوانند تا حدی مشخص کنند که فرد پیشتر تسهیلات یا اعتبار رسمی دریافت کرده است یا خیر.
برآورد او از فعالیت اعتباری مورد اشارهاش در سال گذشته نشان میدهد حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد کاربران، پیش از دریافت این اعتبار سابقه وام بانکی نداشتهاند.
این عدد در صورت تأیید، فقط نشانه رشد فروش اعتباری نیست. نشان میدهد بخشی از جامعه که در مدل سنتی دریافت وام امکان یا انگیزه ورود به بانک را نداشت، از مسیر پلتفرمهای دیجیتال وارد نظام رسمی اعتبار شده است.
بااینحال، دسترسی بیشتر بهتنهایی به معنای شمول مالی مؤثر نیست. اعتبار باید متناسب با توان بازپرداخت، با هزینه شفاف و برای نیازی عرضه شود که زندگی کاربر را بهبود دهد.
نبود سابقه اعتباری نیز یکی از چالشهای این گروه است. در مدلهای سنتی، فردی که قبلاً وام نگرفته داده بازپرداختی کافی ندارد و ممکن است نتوان درباره ریسک او قضاوت دقیقی انجام داد.
لندتکها تلاش میکنند این خلأ را با مدلهای اعتبارسنجی داخلی و استفاده از دادههای مکمل پوشش دهند. قنادپور معتقد است این مدلها میتوانند تصویری دقیقتر از برخی کاربران بدون سابقه بانکی ایجاد کنند.
بخش دیگری از گفتوگو به آینده شکل اعتبار اختصاص دارد. در مدل سنتی، فرد برای هر نیاز درخواست وامی جداگانه ارائه میکند؛ اما در مدل اعتباری، کاربر میتواند یک سقف اعتبار داشته باشد و متناسب با نیاز خود از آن استفاده کند.
ورود اعتبار به زندگی روزمره، نشانه مهم بلوغ این بازار است. افراد در گذشته بیشتر برای خرید خانه، خودرو یا بازسازی مسکن وام میگرفتند؛ اما امروز از اعتبار برای نیازهای معمولتر نیز استفاده میکنند.
خرید اقساطی کالاهای روزمره لزوماً نشانه بحران نیست. کارت اعتباری در بسیاری از کشورها برای هزینههایی مانند خرید روزانه یا سوخت استفاده میشود و نقش آن، هماهنگکردن زمان هزینه با جریان درآمد فرد است.
بااینحال، یک رفتار مشابه میتواند برای دو کاربر معنای متفاوتی داشته باشد. استفاده از اعتبار برای مدیریت جریان نقدی با وابستگی مستمر به بدهی برای تأمین نیازهای پایه یکسان نیست.
به همین دلیل، ارزیابی موفقیت جامعه اعتباری فقط با تعداد کاربران یا مبلغ اعتبار ممکن نیست. نرخ بازپرداخت، هزینه اعتبار، میزان بدهی نسبت به درآمد و تأثیر آن بر رفاه خانوار نیز باید سنجیده شوند.
قنادپور مسئولیتپذیری لندتکها را هم یک ضرورت اجتماعی و هم یک الزام کسبوکاری میداند. پلتفرمی که به کاربران نامتناسب اعتبار بدهد، در نهایت با افزایش نکول و کاهش پایداری مدل خود روبهرو خواهد شد.
نخستین مسئولیت لندتک، شناخت درست بخشهای مختلف مشتریان است. دهکهای درآمدی متفاوت، نیازها و توان بازپرداخت یکسانی ندارند و نمیتوان یک محصول اعتباری را بدون تغییر برای همه عرضه کرد.
نوع کالایی که به کاربر پیشنهاد میشود نیز اهمیت دارد. در دهکهای پایینتر، تمرکز بر نیازهای معیشتی میتواند اثر متفاوتی نسبت به تبلیغ کالاهایی داشته باشد که فقط مصرف بیشتر را تشویق میکنند.
این تفاوت فقط در تأیید یا رد درخواست خلاصه نمیشود. ممکن است کاربر از نظر فنی واجد شرایط اعتبار باشد، اما پلتفرم همچنان باید تصمیم بگیرد کدام رفتار و کدام گروه کالا را به او ترویج کند.
در اینجا مرز میان تسهیل دسترسی و تحریک مصرف شکل میگیرد. مسئولیتپذیری یعنی پلتفرم فقط به امکان فروش نگاه نکند و تناسب اعتبار با نیاز و شرایط کاربر را نیز بسنجد.
قنادپور برای ارزیابی بازار اعتبار دیجیتال در پنج سال آینده، بهبود کیفیت زندگی را مهمتر از شاخصهایی مانند تعداد کاربران، کاهش وثیقه یا حتی هزینه اعتبار میداند.
دسترسی بیشتر و حذف وثیقه زمانی ارزش دارند که به حل یک مسئله واقعی منجر شوند. اگر اعتبار فقط مبلغ بدهی خانوار را افزایش دهد، توسعه بازار به معنای توسعه اجتماعی نخواهد بود.
این گفتوگو نشان میدهد جامعه اعتباری نه ذاتاً توسعهیافتهتر است و نه الزاماً بدهکارتر. نتیجه به نحوه اعتبارسنجی، طراحی محصول، رفتار کاربران و مسئولیت بازیگران بستگی دارد.
آزمون اصلی لندتکها نیز تعداد وامهای پرداختشده نیست؛ باید دید اعتبار تا چه اندازه توانسته دسترسی مالی را افزایش دهد، بدون آنکه کاربر را وارد چرخهای ناپایدار از بدهی کند.