حل ناترازی انرژی فقط به افزایش تولید یا کاهش اجباری مصرف محدود نیست. ایجاد انگیزه اقتصادی برای خانوارها و سودآورکردن سرمایهگذاری در بهینهسازی نیز میتواند بخشی از راهحل باشد. مهران محرمیان، رئيس مرکز فنآوری اطلاعات و هوشمندسازی سازمان بهینه سازی و مدیریت راهبردی انرژی، از مدلی میگوید که در آن صرفهجویی انرژی به یک دارایی قابل معامله تبدیل میشود و فینتکها نقش واسط میان مردم، بازار و تأمینکنندگان مالی را بر عهده میگیرند.
در این مدل قرار است متناسب با تعداد اعضای هر خانوار، سهمیه مشخصی از انرژی به سرپرست خانوار اختصاص پیدا کند. اگر مصرف واقعی کمتر از سهمیه باشد، مقدار باقیمانده قابل فروش یا استفاده برای خرید خواهد بود. خانوارهای پرمصرف نیز باید انرژی مازاد بر سهمیه خود را با قیمت بازار تهیه کنند.
برای نمونه، اگر خانواری سهمیه ماهانه ۵۰۰ کیلوواتساعت برق داشته باشد و ۳۰۰ کیلوواتساعت مصرف کند، میتواند ۲۰۰ کیلوواتساعت باقیمانده را بفروشد یا به پول تبدیل کند. در مقابل، اگر مصرفش از سهمیه بیشتر شود، باید کسری خود را خریداری کند. به گفته محرمیان، قیمت این مبادلات به بازار بورس انرژی متصل خواهد بود.
قرار نیست مردم مستقیماً با بانک اطلاعاتی مرکزی سهمیهها ارتباط داشته باشند. این مخزن مرکزی که برای نگهداری اطلاعات سهمیهها طراحی شده، از طریق واسطها در دسترس قرار میگیرد. مردم میتوانند مانند گذشته از اپلیکیشنهای پرداخت، خدمات بانکی و دیگر کانالهای رایج برای مشاهده و پرداخت قبض استفاده کنند؛ با این تفاوت که قبض دیگر فقط یک عدد ریالی نیست و سهمیه انرژی را نیز در بر میگیرد.
اینجا نخستین نقش فینتکها شکل میگیرد: پرداخت قبض و مدیریت خریدوفروش سهمیه انرژی. این خدمات نظام کارمزدی خود را خواهند داشت و میتوانند اپلیکیشنهای پرداخت را برای ورود به بازار انرژی ترغیب کنند.
لایه دوم، پلتفرمهای صرفهجویی انرژی است. این پلتفرمها میتوانند مصرف خانوار را تحلیل کنند، خدمات مشاوره ارائه دهند، تجهیزات کممصرف بفروشند یا مدیریت کامل انرژی خانه را بر عهده بگیرند. درآمد آنها نیز میتواند از سهمی از انرژی صرفهجوییشده تأمین شود. در این مدل، کاهش مصرف از یک توصیه عمومی به یک قرارداد اقتصادی میان خانوار و پلتفرم تبدیل میشود.
نقش سوم فینتکها به تأمین مالی مربوط است. اگر خانواری برای نصب پنجره دوجداره، عایقکاری یا خرید تجهیزات کممصرف منابع کافی نداشته باشد، یک پلتفرم میتواند هزینه اولیه را تأمین کند و بازپرداخت را طی چند ماه از محل سهمیه انرژی انجام دهد. پرداخت اقساط در اینجا الزاماً ریالی نیست و میتواند با انرژی صرفهجوییشده انجام شود.
محرمیان میگوید پلتفرمهای تأمین مالی جمعی و بانکها نیز در این بازار نقش خواهند داشت و تلاش میشود ورود سرمایههای خرد به پروژههای انرژی تسهیل شود. به گفته او، APIهای پرداخت قبض و وثیقهگیری سهمیه آماده شدهاند و آغاز فعالیت به صدور مجوزها و اعلام رسمی اجرای طرح وابسته است.
در این چارچوب، فینتک دیگر فقط ابزار پرداخت قبض انرژی نیست؛ به بخشی از زنجیره کاهش ناترازی تبدیل میشود. پرداخت، اعتبار، تأمین مالی و داده میتوانند صرفهجویی را از یک رفتار فردی به بازاری تبدیل کنند که هم برای خانوار منفعت دارد و هم برای بخش خصوصی قابلیت درآمدزایی ایجاد میکند.