فرهاد اینالویی، عضو هیئتمدیره هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری، معتقد است بزرگترین نقطه شکست بانکهای ایرانی را نمیتوان فقط در دیتاسنتر، شبکه ارتباطی، کربنکینگ یا نیروی انسانی جستوجو کرد. مسئله اصلی، معماری و قواعدی است که بانکها را به مجموعهای محدود از زیرساختهای متمرکز وابسته کردهاند.
به گفته او، الزامات تنظیمگر در سالهای گذشته بانکها را به سمت ایجاد چند دیتاسنتر متمرکز، استفاده از سامانههای یکپارچه کربنکینگ و اتصال نئوبانکها و خدمات بانکداری باز به همین هستهها سوق داده است. در نتیجه، هر یک از این زیرساختها میتوانند به گلوگاه و نقطه شکست تبدیل شوند.
اینالویی ریشه این انتخاب را در یک برداشت نادرست میبیند: اینکه یکپارچگی فقط در سیستم متمرکز به دست میآید. داده، نرمافزار و خدمات مشتری میتوانند در معماری غیرمتمرکز نیز یکپارچه باشند. تمرکز همه سامانهها در کربنکینگ، دامنه اثر اختلال را افزایش میدهد؛ زیرا آسیب به هسته میتواند بخش بزرگی از خدمات بانک را همزمان متوقف کند.
از نگاه او، بانک پایدار بانکی نیست که هرگز با اختلال روبهرو نمیشود؛ بلکه بانکی است که پیش از بحران درباره ریسکهای خود فکر کرده، معماری سرویسها را تفکیک کرده و برای بازگرداندن خدمات حیاتی تمرین داشته است. در چنین مدلی، از کار افتادن یک سرویس نباید به توقف طولانی تمام بانک منجر شود.
او خرید تجهیزات را آخرین حلقه این مسیر میداند. تابآوری ابتدا مسئله سازماندهی، معماری، فرایند و نیروی انسانی است. افزودن سختافزار بدون اصلاح ریشههای معماری ممکن است بخشی از کمبودها را جبران کند، اما نقطه شکست اصلی را از بین نمیبرد.
حرکت به سمت معماری میکروسرویس میتواند دامنه هر اختلال را محدود کند. در این الگو، آسیب یک سرویس فقط همان بخش را متوقف میکند و تمام خدمات بانکی را از دسترس خارج نمیسازد.
اینالویی استفاده ترکیبی از معماریهای متمرکز و غیرمتمرکز را نیز پیشنهاد میکند. در این مدل، پردازشها میتوانند خارج از زنجیره انجام شوند و ثبت نهایی تراکنش در یک زیرساخت توزیعشده صورت گیرد. بااینحال، رسیدن به چنین بلوغی زمانبر است و ادامه سنگینتر کردن سامانههای قدیمی، ریسک بانکها را در این فاصله افزایش میدهد.