خسارت و تورم پنهان انحصارگران: لندتک‌های سوپراپ‌ها و چرخه ویرانگر اعتباردهی

خسارت و تورم پنهان انحصارگران: لندتک‌های سوپراپ‌ها و چرخه ویرانگر اعتباردهی

چگونه پلتفرم‌ها با پول پذیرنده، اقتصاد خرد را به گروگان می‌گیرند
۵ دقیقه مدت مطالعه

روح‌الله پرنیان، مدیرعامل شرکت کربن / ظاهر ماجرا جذاب و مدرن است: «الان بخر، بعداً بپرداز» (BNPL). سرویسی که پلتفرم‌های بزرگ فروشگاهی و سوپر‌اپ‌های شناخته شده، به عنوان یک دستاورد فین‌تکی به کاربران خود عرضه می‌کنند تا در شرایط سخت اقتصادی، قدرت خرید ایجاد کنند. اما در پشت پرده این نمایشِ توسعه‌یافتگی، یک مکانیسم اقتصادی به شدت مخرب در جریان است که هیزم آتش آن را سرمایه در گردش کسب‌وکارهای کوچک و محلی تأمین می‌کند. این پلتفرم‌ها در حال تبدیل شدن به نهادهای مالی هستند که با پول دیگران برای خود اعتبار می‌خرند، سودهای کلان می‌برند و در نهایت، هزینه این بازی خطرناک را به شکل تورم و گران‌فروشیِ اجباری به کل جامعه تحمیل می‌کنند.

۱. بازی با پول پذیرنده: سرمایه‌داری بدون سرمایه

هسته اصلی این مدل تجاری بر یک بی‌عدالتی ساده استوار است: تاخیر در تسویه حساب با پذیرنده (فروشگاه، راننده، رستوران و غیره) . پلتفرم‌ها پولی که حقاً و قانوناً متعلق به پذیرنده (مغازه‌دار، رستوران‌دار یا تأمین‌کننده) است را در حساب‌های خود نگه می‌دارند. این رسوب مالی عظیم، به آن‌ها منابع نقدینگی رایگانی می‌دهد تا سرویس‌های اعتباری خود را تامین کنند. به عبارت ساده‌تر، این شرکت‌ها با پولی که مال خودشان نیست به کاربران اعتبار می‌دهند و روی همان پولِ بادآورده، از هر دو طرف چرخه (کاربر و فروشنده) کارمزد و سود دریافت می‌کنند. این یعنی استفاده از منابع صفر درصدی برای خلق سودهای نجومی.

۲. چرخه تورم و گران‌فروشی اجباری

این انحصارگران به دلیل در اختیار داشتن پایگاه کاربری بزرگ، فروشندگان را در یک «دوراهی باخت-باخت» قرار می‌دهند. مشتری توقع دارد از پلتفرم و اعتبار خود استفاده کند و فروشنده می‌داند که اگر این سرویس را نپذیرد، از بازار حذف می‌شود. اما تن دادن به این بازی چه بهایی دارد؟

  • کارمزدهای سنگین و غیرمنطقی: پلتفرم‌ها درصدهای بالایی از فروشنده کسر می‌کنند.
  • بحران نقدینگی: تسویه دیرهنگام باعث می‌شود فروشنده نتواند جنس فروخته شده را دوباره از بازار جایگزین کند.
  • نتیجه ناگزیر: فروشنده‌ای که از پس کارمزد پلتفرم برنمی‌آید و خواب پولش هر روز بیشتر می‌شود، برای زنده ماندن تنها یک راه دارد: گران کردن پایه قیمت کالا. این یک گران‌فروشی از سر طمع نیست؛ این تاوان انحصار است. در نهایت، دود این تورم مستقیماً به چشم همان مصرف‌کننده‌ای می‌رود که فکر می‌کرد با BNPL در حال سود بردن است.

۳. ریسک‌های سیستماتیک مالی: وقتی دومینو فرو می‌ریزد

استفاده از رسوب مالی برای اعتباردهی، اقتصاد خرد را روی یک بمب ساعتی بنا می‌کند. این بازیِ با حاصل‌جمع صفر، ریسک‌های عمیقی دارد:

  • نکول اقساط (برگشت نخوردن پول): اگر کاربران در شرایط تورمی نتوانند اقساط خود را پرداخت کنند، پلتفرمی که پول خودش درگیر نیست، برای جبران کسری، تسویه با فروشندگان را باز هم به تعویق می‌اندازد.
  • مرگ کسب‌وکارهای خرد: طولانی‌تر شدن چرخه تسویه، باعث ورشکستگی فروشندگانی می‌شود که حاشیه سود پایینی دارند و توان تحمل خوابِ سرمایه را ندارند.
  • مارپیچ تورمی بی‌پایان: فروشندگانِ باقی‌مانده برای جبران این ریسک‌ها و تاخیرهای روزافزون، قیمت‌ها را دوباره و دوباره بالا می‌برند و این چرخه ویرانگر ادامه پیدا می‌کند.

۴. دفاتر لوکس زعفرانیه و خواب زمستانی رگولاتور

در حالی که کسب‌وکارهای محلی زیر بار فشار مالیات، تورم و کمبود نقدینگی در حال خرد شدن هستند، سودهای نامتعارف حاصل از این انحصار و رسوب‌گیری، خرج اجاره و تجهیز دفاتر چند هزار متری و فوق‌لوکس در زعفرانیه و جردن می‌شود. در اینجا بزرگترین غایب ماجرا، نهاد تنظیم‌گر (رگولاتور) است. نهادهایی که معمولاً تمام توان خود را صرف فشار بر کسب‌وکارهای کوچک و محلی می‌کنند، در برابر این شرکت‌های بزرگ که از قدرت و انحصار خود سوءاستفاده می‌کنند، کاملاً منفعل هستند. رگولاتور باید به جای برخورد با معلول، جلوی این چرخه معیوبِ تسویه دیرهنگام و استفاده از پول فروشنده به عنوان اهرم مالی را بگیرد.

۵. تجربه جهانی: سایه سنگین راکت اینترنت

این مدل تهاجمی در دنیا بی‌سابقه نیست. استراتژی‌های این‌چنینی دقیقا یادآور مکتب شرکت‌هایی نظیر راکت اینترنت (Rocket Internet) است؛ غول سرمایه‌گذاری آلمانی که زادگاه و الگوی فکری بسیاری از پلتفرم‌های فعلی ایران بوده است. راکت اینترنت در شرکت‌های زیرمجموعه خود در بازارهای در حال توسعه (مثل فودپاندا و پلتفرم‌های مشابه) همواره استراتژی «رشد به هر قیمتی با فشار بر تامین‌کننده» را پیش می‌گرفت. بلوکه کردن پول پذیرنده‌ها برای تامین مالی عملیات یا ایجاد وابستگی اجباری، یکی از تکنیک‌های شناخته‌شده در این مدل‌های کسب‌وکار بود.

اما تفاوت اینجاست که در اقتصادهای توسعه‌یافته، رگولاتورها این روزنه را بسته‌اند:

  • جداسازی حساب‌ها (Ring-fencing): طبق قوانین مالی اروپا (مثل بخشنامه‌های PSD2)، پلتفرم‌ها به هیچ وجه حق ندارند پولی که متعلق به پذیرنده است را با منابع مالی خود برای وام‌دهی یا سرمایه‌گذاری ترکیب کنند و تسویه باید در سریع‌ترین زمان ممکن انجام شود.
  • قوانین سخت‌گیرانه BNPL: در کشورهایی مثل استرالیا و بریتانیا، شرکت‌های BNPL به شدت تحت نظارت قرار گرفته‌اند تا اطمینان حاصل شود که هزینه‌های پنهانِ تامین اعتبار، از طریق فشار بر بازرگانان، منجر به افزایش عمومی قیمت‌ها (Surcharge rules) نشود.

نوآوری فین‌تکی زمانی ارزشمند است که به خلق ارزش واقعی منجر شود، نه اینکه با گروگان گرفتن سرمایه فروشنده، تورم را در رگ‌های اقتصاد پمپاژ کند. تا زمانی که نهادهای ناظر، انحصار این غول‌های فناوری را محدود نکنند و تسویه آنی یا قانون‌مند را الزامی نسازند، این پلتفرم‌ها همچنان با پول مردم، اقتصاد را به بازی می‌گیرند و هزینه‌ امپراتوری‌های خود را از سفره‌های کوچک‌شده مردم تامین خواهند کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل