راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

تأثیر مدیریت بازاریابی در بانکداری الکترونیک

پیمان رحمانی؛ کارشناس ارشد کارآفرینی از دانشگاه تهران – کامبیز رستگار؛ کارشناس و محقق حوزه کسب‌وکار / امروزه با گسترش رقابت‌های تجاری در عرصه داخلی و جهانی در صنعت بانکداری، بانک‌ها برای موفقیت در ارائه خدمات خود، نیاز به مدل‌های جدیدی از بازاریابی بانکی دارند ولی متأسفانه به دلیل عدم آشنایی با مدل‌های نوآور تنها از روش‌های سنتی به‌صورت پراکنده و بی‌ارتباط با اهداف اصلی بانک‌ها و مؤسسات اقدام می‌نمایند.

بازاریابی درست شامل فعالیت‌هایی است که برای ایجاد، حفظ و یا تغییر طرز فکر یا رفتار مخاطبان نسبت به بانک انجام می‌گیرد. وقتی در ارائه خدمات از شیوه‌های بازاریابی سنتی استفاده می‌شود بر میزان دشواری‌های سازمان به‌شدت افزوده می‌شود بنابراین بازاریابی خدمات بانکی امروزه به چیزی بیشتر از بازاریابی سنتی نیاز دارد.

بازاریابی با یک عقیده شروع می‌شود و به تحویل‌داران و فروشندگان خدمات بانکی ادامه پیدا می‌کند. موفقیت بازاریابی دیگر فقط منوط به واحد بازاریابی نیست و درگرو کار تیمی کلیه ارکان سازمان هست. بازاریابی واقعی یعنی آگاهی نسبت به آن چیزی که باید ارائه شود نه فروش آن چیزی که ارائه‌شده است.

بانک‌ها از طریق شناخت نیازهای مشتریان و ارائه راه‌حل‌های لازم برای برطرف کردن این نیازها، رهبری بازار را به دست می‌آورند و این امر فقط با نوآوری و ارتقاء کیفیت خدمات تحقق می‌یابد. بازاریابی خدمات بانکی امروز دیگر به شاخه مجزا نیست و در حقیقت همانند کارآفرینی یک علمی بین‌رشته‌ای هست که با امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به‌صورت همه‌جانبه ارتباطی قوی و معنی‌داری پیداکرده است.

یکی از شاخصه‌های مهم در ارائه و فروش خدمات بانکداری الکترونیکی توجه به چرخه عمر و نیازهای مالی مشتریان هست. باید توجه داشت که در هر مرحله از چرخه عمر برخی نیازها اهمیت بیشتری می‌یابد و تلاش برای برآورده ساختن آن‌ها از ضرورت بیشتری برخوردار است.

فاکتور کلیدی این چرخه Marketing Mix هست و منظور از آن هماهنگی بین کلیه اجزاء و مراحل فرآیند کار به‌منظور متقاعدسازی و تأثیرگذاری بر روی مشتریان هست به‌عبارتی‌دیگر ازنظر مشتریان محصول مناسب باقیمت مناسب با توزیع مناسب و به‌کارگیری شیوه‌های ارتباطی مناسب همگی باهم عمل می‌کند و اگر هر یک از این اجزاء با سایرین ناهماهنگ باشد منجر به کاهش اثربخشی و کارایی مجموعه می‌گردد و از دستیابی به اهداف بازمی‌دارد.

در حقیقت در مدل‌های سنتی بازاریابی تمرکز بر روی فروش و جذب مشتریان جدید و بر اساس اهداف کوتاه‌مدت هست درحالی‌که در بازاریابی نوین تمرکز بر روی مشتری و حفظ مشتریان کنونی و اهداف بلندمدت برنامه‌ریزی گردیده است.

با توجه به اینکه نرخ سودهای بانکی توسط نهاد ناظر یکپارچه گردیده است مطمئناً مزیت رقابتی فقط در استفاده از علم روز و ایجاد خلاقیت و نوآوری خلاصه می‌گردد. درنهایت تمام تلاش و کوشش کلیه سطوح سازمان در این جمله خلاصه می‌شود که چیزی که برای مشتریان ارزش تعیین‌کننده و نهایی را دارد توانایی بانک در ارائه سرویس موردنظرشان است و در صورت عدم توانایی در برآورده سازی این نیاز، نشان‌دهنده وجود مشکلات پایه‌ای در سازمان خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.