بازار تأمین مالی جمعی ایران در مردادماه ۱۴۰۵ حدود چهار هزار و ۹۲ میلیارد تومان منابع جذب کرد؛ رقمی که در مقایسه با تیرماه ۳۸ درصد افزایش یافته است. همزمان، میانگین نرخ سود طرحها نیز به حدود ۴۶ درصد رسیده است. کنار هم قرار گرفتن این دو عدد، تصویری از بازاری میدهد که هم بزرگتر شده و هم هزینه تأمین مالی در آن افزایش یافته است.
بر اساس دادههای «کرادپلاس» که دیجیاتو منتشر کرده، حجم تأمین مالی جمعی در تیرماه دو هزار و ۹۷۵ میلیارد تومان بود. این رقم در مرداد با افزایشی ۳۸درصدی به چهار هزار و ۹۲ میلیارد تومان رسید.
میانگین نرخ سود طرحهای تأمین مالی جمعی نیز در مرداد حدود ۴۶ درصد اعلام شده است. دیجیاتو هر دو عدد را بالاترین سطوح ثبتشده در بازار تأمین مالی جمعی عنوان کرده است.
بااینحال، برای خواندن وضعیت این بازار، عدد ۴.۱ همت بهتنهایی کافی نیست. رشد حجم تأمین مالی در کنار نرخ سود ۴۶درصدی نشان میدهد کرادفاندینگ در ایران در شرایطی توسعه پیدا میکند که قیمت پول و هزینه دسترسی بنگاهها به منابع مالی نیز بالاست.
روند ماهانه تأمین مالی جمعی در ایران
از مرداد ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۵؛ واحد ارقام: میلیارد تومان
سال ۱۴۰۱
سال ۱۴۰۲
سال ۱۴۰۳
سال ۱۴۰۴
سال ۱۴۰۵
از ۹ همت به ۵۶ همت؛ بازاری که در یک سال بیش از شش برابر شد
رشد مردادماه را باید در امتداد مسیری دید که بازار تأمین مالی جمعی طی دو سال گذشته پیموده است. راه پرداخت در بهمنماه ۱۴۰۴ گزارش داده بود که حجم تأمین مالی جمعی طی یک سال از حدود ۹ همت به ۵۶ همت رسیده؛ یعنی بیش از ۶.۲ برابر شده است.
ببینید: تأمین مالی جمعی در عرض یکسال بیشتر از ۶ برابر افزایش یافته است
این جهش نشان میداد تأمین مالی جمعی از ابزاری محدود در بازار سرمایه فاصله گرفته و به یکی از مسیرهای قابلتوجه تأمین منابع برای بخشی از کسبوکارها تبدیل شده است. آمار مرداد ۱۴۰۵ نیز از ادامه جریان جذب منابع در این بازار حکایت دارد.
رشد بازار فقط در حجم پول دیده نمیشود. تعداد بازیگران نیز طی سالهای اخیر افزایش یافته است. راه پرداخت در بهمن ۱۴۰۴ و در گزارشی درباره خروج چهار سکوی «دونگی»، «رایان فاندینگ»، «زُچ» و «آتیه ایرانیان» از اکوسیستم کرادفاندینگ نوشته بود که از مجموع ۷۴ سکوی دارای گواهینامه، ۷۰ سکو فعال بودهاند؛ درحالیکه تعداد سکوهای فعال در سال پیش از آن ۳۸ مورد اعلام شده بود.
افزایش تعداد سکوها در کنار خروج برخی بازیگران، نشانه ورود این بازار به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن دیگر فقط صدور مجوز و ورود بازیگران جدید مطرح نیست و عملکرد، پایداری و کیفیت فعالیت سکوها نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ببینید: دونگی، رایان فاندینگ، زُچ و آتیه ایرانیان از اکوسیستم کرادفاندینگ ایران خارج شدند
فرابورس و توسعه دامنه کرادفاندینگ
نقش فرابورس در توسعه بازار تأمین مالی جمعی نیز طی ماههای گذشته پررنگتر شده است. مدیرعامل فرابورس ایران در آذرماه ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که طی هشتماهه نخست آن سال، ۴۵۰ شرکت از طریق کرادفاندینگ تأمین مالی کردهاند. او همچنین از برنامه فرابورس برای توسعه تأمین مالی جمعی مبتنی بر سهام خبر داده بود.
راه پرداخت در فروردین ۱۴۰۵ نیز گزارش داد که در دوره ۳۰روزه جنگ، هزار و ۶۹۶ میلیارد تومان تأمین مالی از بستر فرابورس انجام شده است. کنار هم گذاشتن این دادهها نشان میدهد تأمین مالی جمعی حتی در دورههای پرریسک اقتصادی نیز به یکی از کانالهای در دسترس برای تأمین منابع بخشی از بنگاهها تبدیل شده است.
ببینید: تأمین مالی ۱۶۹۶ میلیارد تومانی از بستر فرابورس در ۳۰ روز جنگ
نرخ ۴۶درصدی؛ عددی بهاندازه ۴.۱ همت مهم
در روایت رشد بازار تأمین مالی جمعی معمولاً توجه اصلی به حجم منابع جذبشده معطوف میشود؛ اما در آمار مرداد، عدد دیگری نیز وجود دارد که برای فهم وضعیت بازار به همان اندازه اهمیت دارد: میانگین نرخ سود ۴۶درصدی.
نرخهای بالاتر میتوانند برای سرمایهگذاران جذابیت ایجاد کنند و بخشی از منابع را به سمت طرحهای تأمین مالی جمعی بکشانند؛ اما همین نرخ از سوی دیگر، هزینهای است که کسبوکار تأمین مالیشونده باید بپردازد.
از این منظر، رشد کرادفاندینگ را میتوان از دو سو دید. در سمت عرضه منابع، سرمایهگذار با بازده اسمی بالاتری روبهرو است و در سمت تقاضا، بنگاهی قرار دارد که حاضر است برای دسترسی به منابع چنین هزینهای را بپذیرد.
بنابراین، افزایش همزمان حجم بازار و نرخ سود فقط نشانه استقبال بیشتر از یک ابزار مالی نیست؛ بخشی از آن را باید در شرایط عمومی تأمین مالی در اقتصاد ایران و دشواری دسترسی بنگاهها به منابع جستوجو کرد.
بازار بزرگتر شده؛ کیفیت رشد را چگونه باید سنجید؟
عبور تأمین مالی جمعی از مرز چهار هزار میلیارد تومان در یک ماه، از بزرگتر شدن این بازار خبر میدهد؛ اما حجم تأمین مالی بهتنهایی معیار کافی برای سنجش بلوغ آن نیست.
در مرحله بعد، شاخصهایی مانند نرخ نکول، میزان تأخیر در بازپرداخت، تعداد طرحهای موفق و ناموفق، تعداد سرمایهگذاران فعال، تمرکز منابع میان سکوها، متوسط زمان تأمین هر طرح، سهم صنایع مختلف از منابع و بازده واقعی سرمایهگذاران اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
به بیان دیگر، پرسش بازار تأمین مالی جمعی ایران بهتدریج از «این بازار چقدر پول جذب میکند؟» به «این بازار با چه کیفیت، ریسک و هزینهای رشد میکند؟» تغییر کرده است.
آمار مرداد پاسخ کاملی به پرسش دوم نمیدهد، اما یک نشانه روشن در اختیار میگذارد: بازار تأمین مالی جمعی ایران همزمان بزرگتر و گرانتر شده است. تأمین مالی ۴.۱همتی در یک ماه و میانگین نرخ سود ۴۶درصدی، دو روی همین وضعیتاند.
رکورد مرداد را بیش از آنکه صرفاً عددی تازه بدانیم، میتوان نشانه تغییر جایگاه کرادفاندینگ در ساختار تأمین مالی ایران تلقی کرد؛ ابزاری که سهم بیشتری از تأمین منابع بنگاهها بر عهده گرفته، اما رشد آن نیز مانند سایر بخشهای بازار پول و سرمایه، از شرایط اقتصاد کلان و هزینه بالای پول جدا نیست.