اتریوم در حال تعویض موتور است؛ بازسازی بزرگ‌ترین زیرساخت مالی بلاکچینی

اتریوم در حال تعویض موتور است؛ بازسازی بزرگ‌ترین زیرساخت مالی بلاکچینی

از مرج و رول‌آپ‌ها تا «Lean Ethereum»؛ چرا ویتالیک بوترین می‌خواهد حافظه، موتور اجرا، رمزنگاری و حریم خصوصی اتریوم را تا پایان دهه از نو طراحی کند؟
۱۷ دقیقه مدت مطالعه

اتریوم یک بار، درحالی‌که صدها میلیارد دلار دارایی و هزاران برنامه روی آن قرار داشت، موتور خود را عوض کرد. در سپتامبر ۲۰۲۲، شبکه بدون متوقف‌شدن استخراج را کنار گذاشت و از اثبات کار به اثبات سهام رفت؛ عملیاتی که به «مرج» مشهور شد و از آن به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین تغییرات زیرساختی تاریخ نرم‌افزارهای متن‌باز یاد می‌شود. حالا ویتالیک بوترین می‌گوید اتریوم باید بار دیگر چنین ریسکی را بپذیرد؛ با این تفاوت که این‌بار قرار نیست فقط سازوکار اجماع عوض شود. تقریباً همه‌چیز، از شیوه ذخیره اطلاعات و اجرای قراردادها تا رمزنگاری، تأیید تراکنش‌ها، حریم خصوصی و حتی ماشین مجازی اتریوم، روی میز بازطراحی قرار گرفته است.

نام این پروژه Lean Ethereum است؛ چشم‌اندازی چندساله که بوترین آن را «سومین تکرار بزرگ اتریوم» و هم‌سنگ مرج توصیف کرده است. او به نقل از The Block نوشته است: «تقریباً هر بخش عمده پروتکل جایگزین خواهد شد.» بااین‌حال، Lean Ethereum یک فورک بزرگ و ناگهانی نیست. مجموعه‌ای از تغییرات است که احتمالاً طی سه تا چهار سال و در چندین ارتقای متوالی وارد شبکه خواهد شد؛ آن‌هم فقط در صورتی که پژوهش‌ها، آزمایش‌ها و توافق توسعه‌دهندگان به نتیجه برسد.

این بازسازی در لحظه‌ای آغاز شده که اتریوم، با وجود جایگاه مرکزی خود در امور مالی غیرمتمرکز، استیبل‌کوین‌ها، توکن‌سازی دارایی‌ها و قراردادهای هوشمند، با پرسشی اساسی روبه‌رو است: آیا معماری‌ای که برای جهان بلاکچینی دهه گذشته ساخته شد، برای میزبانی نظام مالی و اقتصاد دیجیتال دهه آینده نیز کافی است؟

از «رایانه جهانی» تا شبکه‌ای چندلایه

اتریوم در سال ۲۰۱۵ با ایده‌ای فراتر از بیت‌کوین آغاز شد. قرار نبود فقط دفتری برای ثبت انتقال پول باشد؛ هدف، ساختن یک رایانه جهانی و برنامه‌پذیر بود که هرکس بتواند روی آن قرارداد هوشمند، توکن، بازار، سازمان یا برنامه مالی ایجاد کند. همین قابلیت، زمینه ظهور عرضه اولیه توکن‌ها، استیبل‌کوین‌ها، دیفای، NFTها، سازمان‌های خودگردان و نسل بزرگی از اپلیکیشن‌های بلاکچینی را فراهم کرد.

اما رشد اتریوم هزینه داشت. هرچه برنامه‌ها و کاربران بیشتر شدند، رقابت برای فضای محدود بلوک‌ها افزایش یافت و کارمزدها در دوره‌های شلوغی به ده‌ها و گاهی صدها دلار رسید. شبکه‌ای که قرار بود زیرساختی عمومی باشد، برای بسیاری از کاربران خرد بیش از حد گران شده بود.

پاسخ اتریوم، انتقال بخش بزرگی از پردازش به شبکه‌های لایه دوم بود. در این معماری، رول‌آپ‌هایی مانند آربیتروم، آپتیمیسم، بیس و شبکه‌های مبتنی بر دانش صفر تراکنش‌ها را خارج از زنجیره اصلی پردازش می‌کنند و نتیجه یا اثبات آن را برای تسویه نهایی به اتریوم می‌فرستند. بوترین این تقسیم کار را به نظام قضایی تشبیه کرده است: لایه اول قرار نیست همه کارها را انجام دهد؛ باید دادگاهی محکم و قابل اعتماد باشد و فعالیت اقتصادی در لایه‌های بالاتر شکل بگیرد.

این استراتژی با ارتقای دنکن در مارس ۲۰۲۴ وارد مرحله عملیاتی مهمی شد. دنکن «بلاب‌ها» را معرفی کرد؛ فضای داده‌ای موقتی و ارزان که رول‌آپ‌ها می‌توانند اطلاعات تراکنش‌های خود را در آن منتشر کنند. نتیجه، کاهش چشمگیر هزینه بسیاری از تراکنش‌های لایه دوم بود. در سال ۲۰۲۵ نیز پکترا امکانات حساب‌ها، تجربه کاربری و عملیات اعتبارسنج‌ها را بهبود داد و فوساکا با PeerDAS کاری کرد که اعتبارسنج‌ها به‌جای دانلود کامل داده‌های بلاب، تنها بخش‌هایی از آن را نمونه‌برداری کنند. بنیاد اتریوم می‌گوید این تغییر، ظرفیت نظری بلاب‌ها را تا هشت برابر افزایش داده است.

بااین‌حال، راهبرد رول‌آپ‌محور مسئله را کاملاً حل نکرد. کاربران امروز گاهی باید بدانند دارایی‌شان روی کدام شبکه است، از چه پلی استفاده کنند، نقدینگی در کجا قرار دارد و برای پرداخت کارمزد به چه توکنی نیاز دارند. بوترین خود نوشته است اتریوم نباید مانند «۳۴ بلاکچین متفاوت» احساس شود. مقیاس‌پذیری افزایش یافته، اما تجربه کاربری و نقدینگی تکه‌تکه شده است.

هم‌زمان رقبایی مانند سولانا مسیر دیگری در پیش گرفته‌اند: اجرای سریع و یکپارچه تراکنش‌ها روی یک زنجیره اصلی، با سخت‌افزار قدرتمندتر و تمرکز بیشتر بر سرعت و تأخیر کم. در چنین شرایطی، اتریوم دیگر نمی‌تواند تنها به قدمت، جامعه توسعه‌دهندگان یا ارزش دارایی‌های مستقر روی خود تکیه کند. فایننشال تایمز در سال ۲۰۲۵ وضعیت شبکه را یک «بحران میانسالی» توصیف کرد؛ بحرانی که در آن اتریوم همچنان زیرساختی بزرگ بود، اما روایت روشنی برای رقابت با زنجیره‌های سریع‌تر و حفظ ارزش اقتصادی اتر نداشت.

Lean Ethereum دقیقاً چیست؟

اصطلاح Lean Ethereum نخستین‌بار در ژوئیه ۲۰۲۵، یک روز پس از دهمین سالگرد راه‌اندازی شبکه، به‌صورت منسجم از سوی جاستین دریک، پژوهشگر بنیاد اتریوم، مطرح شد. دریک تأکید کرد که این نوشته دیدگاه شخصی او است، نه تصمیم نهایی اتریوم. اما این دیدگاه به‌تدریج با برنامه‌های تیم‌های اصلی توسعه ترکیب شد و در سال ۲۰۲۶ در قالب یک «strawmap» یا نقشه راه پیشنهادی، صورت‌بندی دقیق‌تری پیدا کرد. نسخه به‌روزشده آن پس از نشست پژوهشگران در برلین و جلسات تیم‌های کلاینت در سوالبارد منتشر شد و هفت ارتقای احتمالی تا سال ۲۰۲۹ را ترسیم کرد.

این چشم‌انداز سه ستون دارد:

Lean Consensus یا بازطراحی لایه اجماع؛ برای نهایی‌شدن سریع‌تر تراکنش‌ها، کاهش پیچیدگی، افزایش مقاومت در برابر سانسور و آماده‌سازی برای رمزنگاری پساکوانتومی.

Lean Data یا بازطراحی لایه داده؛ برای افزایش عظیم ظرفیت بلاب‌ها، کاهش نیاز هر نود به دانلود و نگهداری همه اطلاعات و مقاوم‌کردن زیرساخت داده‌ای رول‌آپ‌ها در برابر حملات آینده.

Lean Execution یا بازطراحی اجرای قراردادها؛ برای جایگزین‌کردن اجرای تکراری تراکنش‌ها با اثبات‌های رمزنگاری‌شده و حرکت به سوی یک موتور ساده‌تر و مناسب‌تر برای محاسبات مبتنی بر دانش صفر.

دریک برای این مسیر دو تعبیر به کار برده است: «حالت دژ» و «حالت هیولا». حالت دژ به اتریومی اشاره دارد که بتواند در برابر دولت‌ها، سانسور، حملات پیچیده و کامپیوترهای کوانتومی دوام بیاورد. حالت هیولا، شبکه‌ای است که بدون قربانی‌کردن تمرکززدایی بتواند ظرفیت اجرای خود را چندین مرتبه افزایش دهد. هدف اعلامی دریک رسیدن به حدود ۱۰ هزار تراکنش بر ثانیه در لایه اول و ظرفیت بسیار بزرگ‌تر در مجموعه لایه‌های دوم است؛ اما این اعداد فعلاً هدف پژوهشی‌اند، نه ظرفیت تضمین‌شده یک ارتقای مشخص.

بزرگ‌ترین تغییر در جایی است که کمتر دیده می‌شود

بوترین «State» یا وضعیت جاری شبکه را مخرب‌ترین و تحول‌آفرین‌ترین بخش برنامه جدید می‌داند. State را می‌توان حافظه زنده اتریوم در نظر گرفت: موجودی تمام حساب‌ها، مالکیت NFTها، اطلاعات قراردادها، مانده استخرهای نقدینگی و همه داده‌هایی که برای دانستن وضعیت فعلی شبکه لازم است.

این مفهوم با تاریخچه زنجیره تفاوت دارد. تاریخچه می‌گوید در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است؛ State می‌گوید اکنون چه چیزی وجود دارد. مشکل اینجاست که هر کاربر می‌تواند با پرداخت یک هزینه یک‌باره، داده‌ای ایجاد کند که نودهای شبکه باید برای مدت نامحدود آن را نگهداری کنند. با رشد State، راه‌اندازی نود به فضای ذخیره‌سازی و سخت‌افزار بیشتری نیاز پیدا می‌کند. در نهایت، افراد عادی کنار می‌روند و اداره شبکه بیشتر به دیتاسنترها و اپراتورهای بزرگ وابسته می‌شود؛ درست برخلاف هدف تمرکززدایی.

برنامه Lean Ethereum می‌خواهد State کنونی را حفظ کند، اما رشد آن را محدود سازد و در کنارش انواع تازه‌ای از حافظه ایجاد کند که انعطاف کمتری دارند، اما بسیار ارزان‌تر و مقیاس‌پذیرترند. قراردادهای پیچیده، بازارهای سفارش و برنامه‌هایی که به دسترسی آزاد و دائمی به داده نیاز دارند، می‌توانند از State قدیمی استفاده کنند. توکن‌ها، NFTها و بسیاری از برنامه‌های ساده‌تر می‌توانند به قالب ارزان‌تر مهاجرت کنند.

کوین‌دسک گزارش داده است که در سناریوی مورد بررسی، اتریوم ممکن است تا سال ۲۰۳۰ در کنار حدود دو ترابایت State سنتی، بیش از ۱۰۰ ترابایت State جدید و مقیاس‌پذیر داشته باشد. The Block نیز به نقل از بوترین نوشته است که این طراحی می‌تواند کارمزد بعضی توکن‌ها و برنامه‌ها را بیش از ۱۰ برابر کاهش دهد؛ بدون آنکه توسعه‌دهندگان مجبور باشند قراردادهای موجود خود را فوراً بازنویسی کنند.

به زبان ساده، اتریوم می‌خواهد به‌جای آنکه همه داده‌ها را در یک گاوصندوق گران نگهداری کند، چند نوع فضای ذخیره‌سازی بسازد: گاوصندوقی انعطاف‌پذیر برای برنامه‌های پیچیده و انباری ارزان‌تر برای داده‌های استاندارد و قابل ساختاربندی.

از اجرای دوباره تراکنش‌ها تا اثبات اجرای درست

در معماری فعلی، نودهای اتریوم تراکنش‌ها را اجرا می‌کنند تا مستقلاً مطمئن شوند نتیجه صحیح است. این سازوکار اعتماد به اپراتور مرکزی را از میان می‌برد، اما یک ناکارآمدی آشکار دارد: هزاران نود کار مشابهی را بارها تکرار می‌کنند.

Lean Ethereum می‌خواهد اتکای شبکه به اثبات‌های STARK بازگشتی را افزایش دهد. در این مدل، یک سیستم قدرتمند محاسبات را انجام می‌دهد و اثباتی فشرده تولید می‌کند که نشان می‌دهد نتیجه مطابق قواعد پروتکل به دست آمده است. نودهای دیگر به‌جای تکرار تمام محاسبات، اثبات را بررسی می‌کنند. «بازگشتی» بودن نیز به این معناست که می‌توان چندین اثبات را در یک اثبات دیگر فشرده کرد؛ مانند گزارشی حسابرسی‌شده که صحت مجموعه بزرگی از گزارش‌های زیرمجموعه را تأیید می‌کند.

این تغییر می‌تواند هزینه اجرای نود را کاهش دهد و ظرفیت پردازش را بالا ببرد. هدف بلندمدت آن است که مرورگر، کیف پول یا حتی تلفن همراه بتواند بدون اعتماد کامل به یک سرویس‌دهنده، درستی وضعیت شبکه را بررسی کند. در این صورت اتریوم بیشتر از آنکه ماشینی باشد که همه اعضای آن تمام محاسبات را تکرار می‌کنند، به لایه‌ای برای محاسبات اثبات‌پذیر تبدیل خواهد شد.

اما این تحول ریسک تازه‌ای ایجاد می‌کند: تولید اثبات‌های سریع و ارزان ممکن است در ابتدا به سخت‌افزار تخصصی یا مجموعه محدودی از شرکت‌ها وابسته باشد. بنابراین اتریوم باید میان سبک‌ترشدن فرایند اعتبارسنجی و جلوگیری از تمرکز در بازار تولید اثبات تعادل برقرار کند. Lean Ethereum فقط زمانی واقعاً غیرمتمرکز خواهد بود که بررسی اثبات آسان باشد و تولید آن نیز در انحصار چند بازیگر قدرتمند قرار نگیرد.

آیا اتریوم EVM را کنار می‌گذارد؟

از سال ۲۰۱۵ تاکنون، ماشین مجازی اتریوم یا EVM محیط اجرای تمام قراردادهای هوشمند شبکه بوده است. بخش بزرگی از اثر شبکه‌ای اتریوم نیز از همین استاندارد آمده؛ هزاران ابزار توسعه، زبان برنامه‌نویسی، قرارداد و زنجیره دیگر با EVM سازگار شده‌اند.

بااین‌حال، EVM در دورانی طراحی شد که اثبات‌های دانش صفر نقش امروزی را نداشتند. معماری آن برای تولید سریع اثبات رمزنگاری بهینه نیست. به همین دلیل بوترین و برخی پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند در بلندمدت موتور ساده‌تری مانند RISC-V یا leanISA در زیرساخت اصلی قرار گیرد.

این به معنی حذف ناگهانی EVM یا از کار افتادن قراردادهای موجود نیست. ایده مورد نظر بوترین آن است که موتور جدید در لایه پایه فعال شود و EVM به یک لایه سازگاری یا ترجمه تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که برنامه‌های قدیمی همچنان کار کنند. تغییر نیز می‌تواند مرحله‌ای باشد: ابتدا استفاده داخلی و محدود، سپس امکان نوشتن برنامه‌های جدید و در نهایت، در صورت موفقیت، انتقال مرکز ثقل اجرا به معماری تازه.

بر سر انتخاب موتور آینده هنوز توافق وجود ندارد. پژوهشگران Offchain Labs، توسعه‌دهنده اصلی آربیتروم، استدلال کرده‌اند که WebAssembly ممکن است گزینه مناسب‌تری باشد. این اختلاف صرفاً فنی نیست. انتخاب ماشین مجازی، زبان‌ها، ابزارها و مسیر سرمایه‌گذاری هزاران توسعه‌دهنده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اتریوم باید موتور خود را بهینه کند، بدون آنکه بزرگ‌ترین مزیتش، یعنی سازگاری و جامعه توسعه‌دهندگان، از بین برود.

چرا تهدید کوانتومی ناگهان جدی شده است؟

کامپیوترهای کوانتومی فعلی توان شکستن رمزنگاری اتریوم را ندارند و صفحه رسمی اتریوم نیز تأکید می‌کند که دارایی کاربران امروز در معرض خطر فوری نیست. مسئله، زمان لازم برای مهاجرت شبکه‌ای با میلیون‌ها حساب و میلیاردها دلار دارایی است. اگر اتریوم منتظر ظهور یک کامپیوتر کوانتومی قدرتمند بماند، برای تغییر امضاها، حساب‌ها، اعتبارسنج‌ها و ساختار داده خود دیر خواهد بود.

اتریوم در بخش‌های مختلف به ابزارهای رمزنگاری آسیب‌پذیر در برابر کامپیوترهای کوانتومی متکی است: امضاهای ECDSA برای حساب کاربران، امضاهای BLS برای اعتبارسنج‌ها و تعهدات KZG برای بلاب‌ها. جایگزینی هرکدام مستلزم تغییر در پروتکل، نرم‌افزار کیف پول‌ها و رفتار کاربران است.

بنیاد اتریوم اکنون تیم مستقلی برای رمزنگاری پساکوانتومی دارد و سال ۲۰۲۹ را به‌عنوان هدف برنامه برای حفاظت کامل پساکوانتومی مطرح کرده است. تمرکز خاصی نیز بر بلاب‌ها وجود دارد، زیرا اگر زیرساخت داده‌ای رول‌آپ‌ها در برابر تهدید کوانتومی ایمن نباشد، بخش بزرگی از راهبرد مقیاس‌پذیری اتریوم آسیب‌پذیر خواهد ماند.

این اولویت‌بندی مورد استقبال برخی پژوهشگران قرار گرفته، اما زمان‌بندی آن محل اختلاف است. الی بن‌ساسون، هم‌بنیان‌گذار StarkWare، در واکنش به نقشه راه گفته است: «سه تا چهار سال، به‌ویژه برای آمادگی کوانتومی، خیلی طولانی است.» دانکراد فایست، پژوهشگر پیشین بنیاد اتریوم، نیز پیشنهاد کرده بخش بزرگی از برنامه در حدود یک سال اجرا شود. CoinDesk جمع‌بندی کرده است که جامعه پژوهشی بیشتر بر سر مقصد توافق دارد و اختلاف اصلی اکنون بر سر سرعت رسیدن به آن است.

حریم خصوصی از یک ابزار جانبی به هدف پروتکل تبدیل می‌شود

اتریوم شفاف ساخته شده است. هرکس می‌تواند موجودی یک آدرس، تراکنش‌ها و تعامل آن با قراردادها را مشاهده کند. این شفافیت برای حسابرسی عمومی مفید است، اما برای استفاده روزمره یا ورود مؤسسات مالی مشکل ایجاد می‌کند. هیچ شرکت بزرگی نمی‌خواهد حقوق کارکنان، زنجیره تأمین، راهبرد معاملاتی یا ارتباط تجاری خود را در معرض مشاهده عمومی قرار دهد. کاربران عادی نیز لزوماً نمی‌خواهند هر پرداخت آنها برای همیشه قابل ردیابی باشد.

حریم خصوصی در گذشته عمدتاً به برنامه‌های جانبی واگذار می‌شد. Lean Ethereum آن را به گفته بوترین به یک «هدف درجه‌اول» تبدیل می‌کند. این تغییر فقط به پنهان‌کردن مبلغ تراکنش محدود نیست؛ جلوگیری از پیوندزدن حساب‌ها، مخفی‌ماندن درخواست‌های کیف پول از ارائه‌دهندگان RPC، مقاومت تراکنش‌های خصوصی در برابر سانسور و امکان اثبات برخی اطلاعات بدون افشای هویت کامل نیز بخشی از مسئله است.

یکی از پروژه‌های عملی این مسیر Kohaku است؛ مجموعه‌ای متن‌باز از ابزارها و اجزای نرم‌افزاری که به توسعه‌دهندگان کیف پول اجازه می‌دهد امکانات حریم خصوصی، امنیت و بازیابی حساب را ساده‌تر به محصولات خود اضافه کنند. هدف این نیست که همه کاربران به یک کیف پول جدید مهاجرت کنند، بلکه قابلیت‌های خصوصی بتوانند در کیف پول‌های موجود ادغام شوند.

این مسیر با چالش حقوقی مهمی همراه است. نهادهای نظارتی ممکن است ابزارهای حریم خصوصی را با پول‌شویی یا دورزدن تحریم‌ها یکی بدانند. اتریوم برای جذب بانک‌ها و مؤسسات احتمالاً باید میان محرمانگی و امکان اثبات انطباق تعادل ایجاد کند؛ برای مثال کاربر بتواند بدون انتشار تمام اطلاعات خود ثابت کند شرایط قانونی مشخصی را دارد. موفقیت در این بخش می‌تواند اتریوم را از یک دفتر عمومی کاملاً شفاف به زیرساختی تبدیل کند که هم حریم خصوصی افراد را حفظ می‌کند و هم امکان افشای انتخابی و حسابرسی را فراهم می‌آورد.

نخستین ایستگاه‌ها: گلمستردام و هگوتا

Lean Ethereum قرار نیست با فشردن یک دکمه فعال شود. مسیر رسمی شبکه همچنان از ارتقاهای مرحله‌ای عبور می‌کند. گلمستردام، ارتقای بعدی اتریوم که در برنامه فعلی برای نیمه دوم ۲۰۲۶ قرار دارد، قرار است شیوه ساخت و تأیید بلوک‌ها را تغییر دهد، مسیر اجرای موازی تراکنش‌ها را هموار کند و ظرفیت لایه اول را بالا ببرد. صفحه رسمی اتریوم تأکید می‌کند که این ارتقا فقط یک گام در مسیر بلندمدت است و تاریخ نهایی آن به پیشرفت آزمایش‌ها وابسته خواهد بود.

پس از آن، هگوتا قرار دارد؛ ارتقایی که هنوز پیشنهادهای اصلی آن نهایی نشده‌اند. بوترین گفته است هگوتا احتمالاً آخرین فورک با ماهیت «پیشاـLean» خواهد بود و بیشتر ارتقاهای پس از آن مستقیماً اجزای معماری جدید را وارد شبکه خواهند کرد.

این سابقه، هم دلیلی برای خوش‌بینی است و هم هشدار. اتریوم توانست مرج را پس از سال‌ها تأخیر با موفقیت انجام دهد. دنکن، پکترا و فوساکا نیز نشان دادند شبکه می‌تواند ارتقاهای پیچیده را بدون توقف اجرا کند. در مقابل، تجربه اتریوم نشان می‌دهد فاصله میان ایده پژوهشی و نرم‌افزار آماده استفاده ممکن است بسیار طولانی باشد. Glamsterdam نیز نسبت به برنامه اولیه کندتر پیش رفته و بنیاد اتریوم پیچیدگی آن را «بسیار فراتر از تغییرات معمول» توصیف کرده است.

بنیاد اتریوم نیز در حال «Lean» شدن است

بازطراحی فنی با تغییرات سازمانی هم‌زمان شده است. بنیاد اتریوم در ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۵۴ موقعیت شغلی، معادل نزدیک به ۲۰ درصد نیروی خود را حذف کرد و ساختار فعالیت‌هایش را در پنج خوشه بازآرایی کرد. این تعدیل پس از چند ماه تغییر مدیریتی و خروج چند چهره ارشد انجام شد و پرسش‌هایی درباره توان اجرایی بنیاد ایجاد کرد.

بوترین گفته است بنیاد باید کوچک‌تر شود و منابع خود را بر چهار ویژگی متمرکز کند: مقاومت در برابر سانسور و تصرف، متن‌بازبودن، حریم خصوصی و امنیت؛ مجموعه‌ای که با سرواژه CROPS معرفی می‌شود. هم‌زمان نهادهایی مانند Etherealize و ETHLabs بخشی از فعالیت‌های مربوط به مؤسسات مالی، توسعه تجاری و شتاب‌بخشیدن به پژوهش را خارج از بنیاد دنبال می‌کنند.

این تغییر می‌تواند نشانه بلوغ اکوسیستم باشد: بنیاد کمتر نقش شرکت مرکزی را بازی کند و بازیگران مستقل مسئولیت بیشتری بپذیرند. اما خطر دیگری نیز وجود دارد. پروژه‌ای در ابعاد Lean Ethereum به هماهنگی گسترده میان پژوهشگران، تیم‌های کلاینت، توسعه‌دهندگان لایه دوم، کیف پول‌ها، اعتبارسنج‌ها و کسب‌وکارها نیاز دارد. کوچک‌شدن بنیاد، تنها زمانی مفید است که تمرکز بیشتر واقعاً به اجرای سریع‌تر منجر شود، نه پراکندگی بیشتر تصمیم‌ها.

گاردین پیش‌تر شکاف درونی اتریوم را با دو تعبیر «کامپیوتر» و «کازینو» شرح داده بود: بخشی از جامعه اتریوم را زیرساختی عمومی برای حل مسائل واقعی می‌بیند و بخشی دیگر بیشتر به بازار، قیمت اتر و بازده سرمایه‌گذاری توجه دارد. Lean Ethereum تلاش می‌کند پاسخ گروه نخست را تقویت کند، اما برای جلب گروه دوم باید نشان دهد برتری فنی چگونه به تقاضای اقتصادی برای ETH تبدیل خواهد شد.

اتریوم آینده چه جایگاهی خواهد داشت؟

آینده اتریوم را نمی‌توان فقط با تعداد تراکنش بر ثانیه سنجید. سولانا و شبکه‌های دیگر ممکن است در سرعت خام یا تجربه یکپارچه از آن جلوتر باشند. مزیت مورد ادعای اتریوم، ترکیب دیگری است: امنیت اقتصادی، تعدد کلاینت‌ها، امکان اجرای نود با سخت‌افزار نسبتاً در دسترس، جامعه توسعه‌دهندگان، سابقه عملیاتی و اتصال شبکه‌ای بزرگ از رول‌آپ‌ها و برنامه‌ها.

Lean Ethereum می‌خواهد این مزیت را حفظ کند، اما ضعف‌های آن را کاهش دهد. در صورت موفقیت، اتریوم از یک بلاکچین اجرای قراردادهای هوشمند به لایه عمومی محاسبه، داده و تسویه اثبات‌پذیر تبدیل می‌شود؛ زیرساختی که هم برنامه‌های خرد و مصرف‌کننده، هم رول‌آپ‌ها و هم بازارهای مالی توکن‌شده بتوانند روی آن فعالیت کنند. در این سناریو، لایه اول نقش داور و حافظ امنیت را دارد، لایه‌های دوم مقیاس را فراهم می‌کنند و اثبات‌های رمزنگاری‌شده میان این دو پیوند برقرار می‌کنند.

اما موفقیت فنی به‌تنهایی کافی نیست. اتریوم باید سه آزمون را پشت سر بگذارد.

نخست، آزمون اجرا؛ آیا جامعه‌ای پراکنده می‌تواند در مدت سه یا چهار سال مجموعه‌ای از تغییرات بسیار پیچیده را به نرم‌افزار پایدار تبدیل کند؟

دوم، آزمون یکپارچگی؛ آیا شبکه‌های لایه دوم می‌توانند به‌جای جزیره‌هایی با پل‌ها، کیف پول‌ها و نقدینگی جداگانه، تجربه‌ای شبیه یک اتریوم واحد بسازند؟

سوم، آزمون اقتصاد ETH؛ آیا افزایش فعالیت در رول‌آپ‌ها، استیبل‌کوین‌ها و دارایی‌های توکن‌شده به تقاضای پایدار برای اتر و امنیت اقتصادی لایه اول منجر خواهد شد، یا ارزش عمده در شبکه‌ها و اپلیکیشن‌های بالادستی انباشته می‌شود؟

شکست در هرکدام از این آزمون‌ها می‌تواند اتریوم را در موقعیتی دشوار قرار دهد: شبکه‌ای امن و پیچیده که کاربران عادی زنجیره‌های ساده‌تر را ترجیح می‌دهند؛ یا زیرساختی که فعالیت اقتصادی زیادی را میزبانی می‌کند، اما توکن بومی آن سهم محدودی از این ارزش می‌گیرد. در آن سوی رقابت، سولانا سرعت و یکپارچگی را عرضه می‌کند و شبکه‌های ماژولار نیز می‌کوشند اجزای اجرا، داده و تسویه را به محصولات جداگانه و قابل ترکیب تبدیل کنند.

بااین‌حال، سابقه اتریوم نشان می‌دهد این شبکه توانایی تغییر معماری خود را دارد. مرج ثابت کرد زیرساختی عمومی می‌تواند بدون خاموش‌شدن، بنیادی‌ترین سازوکار خود را عوض کند. Lean Ethereum شرط‌بندی بزرگ بعدی بر همین توانایی است: اینکه شبکه بتواند هم‌زمان سریع‌تر، سبک‌تر، خصوصی‌تر، قابل اثبات‌تر و در برابر تهدیدهای آینده مقاوم‌تر شود؛ بی‌آنکه برنامه‌ها، دارایی‌ها و جامعه‌ای را که طی یک دهه ساخته، پشت سر بگذارد.

پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا اتریوم تغییر خواهد کرد. نقشه راه نشان می‌دهد تغییر آغاز شده است. پرسش این است که آیا این بازسازی پیش از آن کامل می‌شود که رقبا تعریف تازه‌ای از بلاکچین عمومی، زیرساخت مالی و «رایانه جهانی» به بازار تحمیل کنند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل