راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

بانکداری باز؛ و باز هم بازتر

نوآوری کلمه‌ی کلیدی فرآیند توسعه محصولات جدید است. هنری چسبرو در کتاب خود با نام نوآوری باز، به ما می‌آموزد سازمان‌هایی که قدم در راه نوآوری و خلق محصولات تازه می‌گذارند، می‌توانند (و باید) درهای خود را بر روی ایده‌های بیرونی نیز بگشایند.

نوآوری همچنان که می‌تواند پاداش و برتری به همراه داشته باشد، می‌تواند ریسک‌ها و پیامدهای ناشناخته را هم به دنبال خود بیاورد. نوآوری باز به ما می‌آموزد که باید این هر دو را با دیگران شریک شد. با کمرنگ شدن مرزهای بین داخل و بیرون سازمان، جریان دوسویه‌ی نوآوری به داخل و خارج از سازمان برقرار می‌شود.

در مدل‌های بسته‌ی نوآوری، تلاش سازمان بر این است که باهوش‌ترین افراد صنعت را به استخدام بگیرد. در فضای نوآوری باز، این اصلی پذیرفته‌شده است که نوآوری فرآیندی گروهی است و برای بهره بردن از یک نوآوری، لزوماً نباید آغازکننده‌ی آن بود. به‌بیان‌دیگر، نوآوری باز شروع دورانی جدید است که در آن پیوندهای همکاری و هم‌افزایی بین بازیگران بیشتر (و بسا کوچک‌تر و بسا رقبای پیشین) به‌پیش برد جریان ارزش‌آفرینی می‌انجامد.

در این الگو، نوآوری طی یک جریان مداوم و به شکل گروهی اتفاق می‌افتد، بدون آنکه لحظه‌ی وقوع مشخصی داشته باشد. یک برداشت از عنوان بانکداری باز می‌تواند به‌سادگی همین باشد: آشنا کردن و آشتی دادن بانک‌ها (و تمام زیست‌بوم اطرافشان همچون شرکت‌های توسعه‌دهنده محصول و زیرساخت بانکی و مالی) با این فضا و الگو و پیش‌نیازها و دیدگاه و سازوکارهای لازم برای به‌کارگیری آن: پذیرفتن دیدگاه غیر انحصارطلبانه؛ پذیرفتن این‌که نوآوری جریانی دو سویه است، نمی‌توان در این دادوستد فقط گیرنده بود و در برابر چیزی نداد؛ این‌که دانش را باید منتشر کرد؛ که ذکات علم یاد دادن است و سازمانی که در انتشار ساده‌ترین مستندات آموزشی خود خسیس و دست‌بسته است، فرسنگ‌ها از رسیدن به چنین فضایی دور است.

بانکداری باز، همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، عرصه‌ی دادوستد و همکاری است. دوره‌ی کمرنگ شدن مرزها و آسان شدن دسترسی به منابع است. با این دیدگاه، اگر بخواهیم از عناوین و اسم‌ها فراتر برویم و ارزشی جدی و واقعی ایجاد کنیم، همکاری و شفافیت اصل اساسی و پایه‌ای کار است و داشتن زیرساختی تعامل‌پذیر و سرویس گرا ابزار ضروری آن.

کسب‌وکارهای نوپا (یا همان استارتاپ‌ها) بازیگران کوچک ولی کلیدی این عرصه هستند: مشتاقانی که می‌خواهند بازی را بازتر کنند. تیم‌های کوچک و چابکی که فقط برای آموختن و یافتن شکل گرفته‌اند و می‌توانند به‌سرعت و بر مبنای دریافت بازخوردهای سریع، مسیرشان را اصلاح کنند. این فضا و الگوی کسب‌وکار، برآمده و ناشی از ناپایداری و پیش‌بینی‌ناپذیری و عدم قطعیت فزاینده‌ی بازارهای جدید است. برای سازمان‌هایی به بزرگی بانک‌ها (و شرکت‌های بزرگ خدمت رسان به آن‌ها) همین‌قدر کافی است که درهای خود را به روی این جستجوگران پرتلاش باز نمایند و با کمک گرفتن از این نیروی پیشران خودانگیخته و بی‌مرز، شتاب جریان نوآوری را در رگ‌های سازمان خود احساس کنند.

علی حاجی‌زاده مقدم؛ مدیر مرکز نوآفرینی فردا

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.