تحول دیجیتال (Digital Transformation) رگ تک (RegTech) عصر تراکنش موبایل

چرا پیام‌رسانی مانند تلگرام به بستری برای کسب‌وکارهای ایرانی تبدیل شد

تلگرام در ایران فراتر از یک پیام‌رسان معمولی بوده و حتی به ابزاری برای کسب‌وکار هم تبدیل شده است. اما‌ همه‌گیر شدن یک شبکه اجتماعی که رمز موفقیت آن شبکه است،می‌تواند تبعات مختلفی داشته باشد؛ از جمله انحصار.

ماهنامه عصر تراکنش / تلگرام که خود را یک پیام‌رسان تعریف می‌کند، در ایران به اپلیکیشنی برای انواع کاربردها تبدیل شده است؛ تا جایی که از طریق آن سفارش کالا گرفته و کالا فروخته می‌شود. از نظر اقتصادی تلگرام چه کرده است؟

امروزه کانال‌های تلگرامی، محلی برای خریدوفروش انواع و اقسام کالاها به کاربران ایرانی شده‌اند. در خصوص این کانال‌های فروشگاهی و تبعات و نتایج فعالیت آنها و همچنین آینده شبکه‌های اجتماعی، با سیدفرشاد فاطمی، عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف صحبت کردیم که در ادامه می‌توانید این گفت‌وگو را بخوانید.

درباره سیدفرشاد فاطمی

سید فرشاد فاطمی اردستانی دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه کالج لندن (University College London) در سال ۱۳۸۸ دریافت کرد. دارای کارشناسی مهندسی برق – الکترونیک از دانشگاه صنعتی اصفهان و کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی – اجتماعی از موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه است. فاطمی در حال حاضر استادیار اقتصاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف است.

 

عصر تراکنش: چرا تلگرام در ایران این‌قدر مورد توجه قرار گرفت و حتی برای برخی کسب‌وکارها به بستری برای فروش تبدیل شد؟

این اتفاق دو دلیل عمده دارد. اول اینکه تلگرام فضای کاربری ساده‌ای دارد. برای حضور کسب‌وکار در پلتفرمی مانند سایت اینترنتی، نیاز به طراحی سایت، سخت‌افزار کامپیوتری و احتمالا نرم‌افزارهایی برای پیاده‌سازی و… وجود دارد، اما تلگرام فضایی ساده دارد که شبیه فضاهای تجربه‌های قبلی کاربر مانند فضای پیامک‌دادن او در سال‌های گذشته است. به همین دلیل، حضور در تلگرام به درجه آموزش بالایی نیاز ندارد و در نتیجه از لحاظ اقتصادی هزینه ورود افراد به این فضا برای کسب‌وکارهای کوچک خیلی پایین است.

از طرف دیگر با توجه به گسترش ابزارهای پرداخت الکترونیکی در کشور ما و به‌خصوص پس از اجرای طرح هدفمندسازی یارانه‌ها، همه مردمی که از لحاظ اقتصادی فعال هستند، حساب و کارت بانکی دارند و روش‌های پرداخت الکترونیکی مانند انتقال کارت‌به‌کارت و انتقال اینترنتی بسیار متداول شده است.

مساله دیگری که باید مطرح کرد، این است که چرا در کل، زندگی افراد به سمت حضور در فضاهای مجازی رفته است. در اقتصاد مبحثی هست به نام اقتصاد شبکه‌ها. وقتی شبکه‌ها شکل می‌گیرند افراد در این فضاها حاضر می‌شوند و مشارکت می‌کنند و هرچه اعضای مشارکت‌کننده بیشتر شود، افراد رغبت بیشتری برای مشارکت پیدا می‌کنند. این یک اصل کلی است و قبل از تلگرام هم اگر اپلیکیشنی با چنین قابلیت‌هایی وجود داشت، می‌توانست با توجه به همین اثر رشد کند.

ببینید: در خدمت و خیانت تلگرام / چگونه تلگرام به مادر سوپراپ‌های کاربران ایرانی تبدیل شد؟

عصر تراکنش: با توجه به شرایط اقتصادی کشورمان، شاهد وجود و افزایش کسب‌وکارهایی مانند دست‌فروشی هستیم. آیا می‌توان کسب‌وکارهای تلگرامی را با آنها مشابه دانست؟

شباهت‌هایی وجود دارد. با توجه وضعیت اشتغال در کشور و همچنین نبود مالیات در این روش‌ها و همچنین پایین‌تر بودن هزینه جلب مشتری، کسب‌وکارهایی نظیر کسب‌وکارهای تلگرامی گسترش پیدا می‌کنند. همچنین با توجه به وضعیت اقتصادی سخت جامعه، هزینه فرصت افراد پایین می‌آید و ممکن است افرادی به درآمدهای پایین‌تر با کسب‌وکار تلگرامی هم قانع شوند، اما باید توجه داشت که اگرچه شرایط اقتصادی فعلی در رونق این‌گونه کسب‌وکارها تاثیر دارد، اما همه موضوع این نیست و ممکن است با رونق شرایط اقتصادی باز هم شاهد رونق بیشتر کسب‌وکارهای تلگرامی باشیم.

هزینه پایین در تلگرام

با توجه به وضعیت اشتغال در کشور و همچنین نبود مالیات در روش‌هایی نظیر کسب‌وکارهای تلگرامی و همچنین پایین‌تر بودن هزینه جلب مشتری، کسب‌وکارهایی نظیر کسب‌وکارهای تلگرامی گسترش پیدا می‌کنند.

 

عصر تراکنش: کسب‌وکارهای تلگرامی برای اقتصاد ما مفید هستند یا مضر؟

هر مبادله‌ای که در اقتصاد رخ می‌دهد، مادامی که دو طرف مبادله رضایت داشته باشند، مفید است. البته ملاحظات دیگری هم وجود دارد؛ مانند توجه به نیاز به تولید کالاهای عمومی و بحث مالیات و درآمد دولت و همچنین پایدار بودن یک درآمد. شبکه‌های اجتماعی به‌واسطه نوع شبکه‌ای که می‌سازند، می‌توانند امکان اعتمادپذیری را در خودشان به‌مرور افزایش بدهند. برای مثال ایی‌بی و آمازون در جهان سازوکارهایی برای بازخورد گرفتن و ثبت نظرات و امتیازات کاربران و در نتیجه افزایش اعتماد کاربران فراهم کرده‌اند. می‌توان سازوکارهایی این‌چنینی را برای کسب‌وکارهای تلگرامی هم فراهم کرد.

همچنین ما در بقیه پلتفرم‌های کسب‌وکارهای اینترنتی هم با ابزارهایی نظیر نماد اعتماد الکترونیکی، ابزار ایجاد اعتماد را فراهم کرده‌ایم. برای تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی هم می‌توان چنین ابزارهایی را فراهم کرد.

برای مسائلی نظیر اخذ مالیات هم می‌توان سازوکارهایی فراهم کرد. برای مثال در کانال‌های تلگرامی، پرداخت‌ها معمولا توسط کارت‌به‌کارت و تراکنش‌های بانکی رخ می‌دهد و در نتیجه می‌تواند با استفاده از رصد تراکنش‌های بانکی، مالیات را محاسبه و مدیریت کرد.

 

عصر تراکنش: در کشورهای توسعه‌یافته غربی، اپلیکیشن‌هایی با کاربری پیام‌رسانی و اپلیکیشن‌هایی با کاربری فروشگاه اینترنتی به‌صورت جداگانه داریم، اما در ایران و در تلگرام، شاهد انجام این دو کاربری در یک اپلیکیشن با هم هستیم. این تفاوت ناشی از چیست؟

تفاوت در این است که کدام‌یک از شبکه‌های اجتماعی فراگیر شوند. اگر ابزار پرداخت کارت‌به‌کارت در کشورهای دیگر هم به اندازه ایران توسعه پیدا کرده بود، ممکن بود آنجا هم خریدوفروش در واتس‌اپ شکل بگیرد. اینکه ایی‌بی در کشورهای دیگر رشد می‌کند، به خاطر این است که در آن کشورها، پرداخت کارت‌به‌کارت به شکل کشور ما وجود ندارد و فرد برای پرداخت هزینه به یک فروشگاه اینترنتی، یا باید از طریق بانک، پرداخت و تراکنش داشته باشد یا از ابزارهای پرداخت ایمن اینترنتی مانند پی‌پال استفاده کند.

نکته اینجاست که توسعه ابزار کارت‌به‌کارت در فضای پرداخت الکترونیک نظام بانکداری ما و اعتماد مردم به این ابزار، موجب تسهیل پرداخت‌ها در شبکه‌های اجتماعی شد و این‌گونه بود که پیام‌رسان ما به محلی برای خریدوفروش هم تبدیل شد. ولی در کشورهای دیگر چون در شبکه‌های اجتماعی، ابزارهای ساده‌ای برای پرداخت وجود نداشت؛ بنابراین پیام‌رسان و اپلیکیشن خریدوفروش جداست.

 

عصر تراکنش: خرید از دوره‌گردها در جامعه‌مان را مثال می‌زنم. به نظر می‌رسد که ما اعتماد زیادی به روش‌های خرید این‌چنینی داریم و طیف گسترده‌ای از کالاها از خوراکی و پوشاک گرفته تا لوازم الکترونیکی، از دوره‌گردها خریداری می‌شود، اما در کشورهای اروپایی می‌بینیم که حتی برای خرید اقلامی مانند میوه هم استانداردهایی وجود دارد و تحت آنها خریدوفروش انجام می‌شود. آیا این تفاوت اعتمادپذیری خریدار، تاثیری در فروشگاه‌شدن تلگرام داشته است؟

ممکن است که تاثیر داشته باشد، اما باید توجه داشت که در تلگرام هم نوعی احتیاج به اعتماد به‌دلیل احتمال تکرار خرید وجود دارد؛ یعنی احتمال تکرار خرید یک خریدار، رفتار فروشنده تلگرامی را تغییر می‌دهد. در همان مثال مقایسه خرید میوه از دوره‌گرد گوشه خیابان و خرید میوه از مغازه میوه‌فروشی، نوع و کیفیت کالا متفاوت است. اگر شبکه‌های اجتماعی، بتوانند کیفیت خوبی را به مشتریان خود ارائه دهند و خریدها تکرار شوند، دیگر این فروشگاه تلگرامی مانند یک دوره‌گرد نیست و شبیه همان مغازه میوه‌فروشی می‌شود.

همان‌طور که پیش‌تر گفتم، می‌توان با سازوکارهایی میزان اعتماد خریدار به فروشگاه‌های تلگرامی و همچنین تکرار خرید را افزایش داد.

این را هم باید اضافه کنیم که حقوق مصرف‌کننده در کشورهای مختلف، تعریف متفاوتی دارد. برای مثال حق برگشت کالا در ایران از لحاظ شرعی وجود دارد، اما در قانون و عرف کسب‌وکارها نیست. در بعضی از کشورها این حق به‌صورت قانون وجود دارد و اگر کالایی را خریدی و آن را معیوب نکردی، در دوره خاصی می‌توانی آن را به‌راحتی برگردانی. مواردی از جمله رعایت این قبیل حقوق مصرف‌کننده هم در اینکه کدام پلتفرم در رقابت در فروش اینترنتی موفق می‌شود، تاثیرگذار است.

 

عصر تراکنش: اینکه تلگرام، یک اپلیکیشن همه‌کاره می‌شود، چه فرصت‌ها و تهدیدهایی از لحاظ اقتصادی دارد؟

این مساله هم محاسنی دارد و هم معایبی و باید توجه داشت که این مزایا و معایب هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌اند؛ چراکه تلگرام هنوز هم در حال توسعه است، اما باید توجه داشت که به‌طور کلی تلگرام و پلتفرم‌های این‌چنینی، هزینه مبادله را پایین آورده و پایین‌آمدن هزینه مبادله به بهینگی اقتصادی کمک می‌کند. هرچه ابزارهایی از این نوع توسعه پیدا کند، به توسعه کوتاه‌مدت اقتصادی کمک می‌کند. البته ایرادهایی هم دارد. مثلا از لحاظ اقتصاد کلان ممکن است به فرار مالیاتی و کاهش درآمدهای دولت منجر شود که باید برای حل آن چاره‌اندیشی کرد. همچنین احتمال وقوع جرائم سایبری مانند سرقت اطلاعات و دزدی اطلاعات بانکی افزایش می‌یابد که با بازنگری استانداردهای ایمنی پرداخت و همچنین آموزش می‌توان آن را کاهش داد.

 

عصر تراکنش: تهدید انحصار یک اپلیکیشن وجود ندارد؟

فضای شبکه اجتماعی به احتمال قوی به‌تدریج به سمت بازاری با قدرت بازار و انحصار پیش می‌رود. شبکه وقتی ارزش پیدا می‌کند که تعداد کاربران آن از میزانی بالاتر برود. پس به هر حال ممکن است فضا به سمت انحصار برود و قاعدتا اگر فضا به سمت انحصار رفت، نیاز به تعدیل‌گری‌هایی داریم که جلوی انحصار را بگیرد، اما بعضی از انحصارها اجتناب‌ناپذیر است و مجبور می‌شویم برای آنان رگولاتوری در نظر بگیریم.

این بحث در نهادهای ناظر بر رقابت در کشورهای دیگر هم مطرح است و شرکت‌هایی نظیر گوگل و یاهو نیز درگیر چنین پرونده‌هایی شده‌اند که چرا برای سایر بازیگران محدودیت‌هایی ایجاد کرده‌اند و در نتیجه برای آنها قوانین محدودکننده‌ای در نظر گرفته شده است.

هر جایی که انحصار رخ دهد، به رگولاتوری نیاز داریم. البته این رگولاتوری بسیار حساس است و باید به ‌گونه‌ای باشد که مزیت‌های رقابتی پلتفرم‌ها را از آنها نگیریم. باید به این فکر کنیم که آیا انحصار در آن زمینه مشخص، مفید خواهد بود یا نه و اینکه می‌توان آن را شکست یا نه. اما در هر صورت، هم انحصار کشوری و هم انحصار جهانی محتمل است.

زمانی که بحث حمایت از شبکه‌های اجتماعی داخلی مطرح شد، برخی افراد دغدغه‌هایی درباره خطر انحصار پیام‌رسان‌های داخلی و تبعات بعدی آن مطرح کردند. همان‌طور که گفتم ساختار شبکه‌های اجتماعی به نحوی است که ممکن است به سمت انحصار بروند و باید رگولاتوری آنها با دقت رخ دهد.

در مورد حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی اشتباه این بود که چندین پیام‌رسان شبکه اجتماعی وجود داشت و این مساله تمرکز کاربران را کم کرد. شبکه اجتماعی وقتی راه می‌افتد که تعداد کاربران آن، بیشتر از حدی بشود. اگر بشود این مسائل را تا جای ممکن رقابتی کرد، بهتر است؛ اما باید پذیرفت که انحصار بعضی کالاها ناگزیر است.

 

عصر تراکنش: آیا بهتر نیست حالا که امکان رقابت نیست، محدوده فعالیت اپلیکیشن را در یک محدوده در نظر گرفت و اجازه حضور آن در عرصه‌های دیگر را محدود کرد؟

باید به‌صورت دقیق بررسی شود که آن پلتفرم یا اپلیکیشن در چه زمینه‌ای انحصار ایجاد کرده و از آن محدود کردن چه مزیت‌ها و هزینه‌هایی به وجود می‌آید. باید توجه داشت که شبکه‌ها اگر کوچک‌تر از اندازه‌ای باشند، منافع خود را تامین نمی‌کنند؛ چراکه از طرفی راه‌اندازی و نگهداری یک شبکه هزینه دارد و از طرف دیگر اگر در فضای شبکه اجتماعی، مشتری‌ها کم باشند، برای حضور کسب‌وکارها هم به‌صرفه نیست.

اما بعضی از انحصارها قابل شکستن هستند. مثلا می‌بینیم که فلان اپلیکیشن ارائه خدمات آنلاین با فلان شرکت پرداخت، سرمایه‌گذاری مشترک انجام می‌دهد. می‌توان قاعده‌ای وضع کرد که آن اپلیکیشن، پرداخت‌هایش را محدود به آن شرکت پرداخت نکند. اینجاست که رگولاتوری لازم است. چنین قوانینی در کشورهای غربی هم وجود دارد.

 

عصر تراکنش: چه چشم‌انداز کوتاه‌مدت و بلندمدتی چه برای شبکه‌های اجتماعی در عرصه اقتصادی می‌بینید؟

هم نگاه سیاست‌گذار و هم تصمیم و اقبال مردم، در آینده شبکه‌های اجتماعی تاثیر دارد. در بلندمدت چون روند تکنولوژی را نمی‌توان پیش‌بینی کرد، خیلی سخت است که روند شبکه‌های اجتماعی را هم پیش‌بینی کرد. برای مثال در ۱۰ سال گذشته می‌بینیم که چگونه روش‌های ارتباطی اینترنتی از ایمیل به شبکه اجتماعی تغییر کرد یا روش‌های پرداخت چگونه متحول شد.

رگولاتوری به‌روز باشد

بعضی از انحصارها قابل شکستن هستند. مثلا می‌بینیم که فلان اپلیکیشن ارائه خدمات آنلاین با فلان شرکت پرداخت، سرمایه‌گذاری مشترک می‌کنند. می‌توان قاعده‌ای وضع کرد که آن اپلیکیشن، پرداخت‌هایش را محدود به آن شرکت پرداخت نکند.

 

ممکن است در آینده نقش و کارکرد بانک‌ها و شرکت‌های پرداخت تغییر کند که تغییر کارکرد آنها هم معادلات را عوض خواهد کرد. این‌گونه تغییرها باعث تغییر در نحوه خرید مردم هم می‌شود. برای مثال در سال‌های پیش در بعضی از کشورهای آفریقایی که خیلی از افراد حساب بانکی نداشتند، شماره موبایل و به تعبیری حساب کاربری فرد با شرکت ارائه‌کننده خدمات موبایل جای شماره‌حساب را گرفته بود و چون خیلی از افراد شماره‌حساب نداشتند، اما گوشی موبایل داشتند، وقتی می‌خواستند تراکنش انجام دهند، به جای شماره‌حساب، شماره موبایل می‌دادند. شرکت‌های اپراتور موبایل، خدمات پولی ارائه می‌دادند.

رگولاتوری در آینده اهمیت دارد. برای رگولاتوری در این فضا، هم باید دانش و اطلاعات کافی داشته باشیم و هم بتوانیم همگام با تکنولوژی‌ها و تحول‌های آینده حرکت کنیم.

درباره نویسنده

نوید نیک‌نژادی

نوید نیک‌نژادی، دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی از دانشگاه شهید بهشتی‌. علاقه‌مند به حوزه‌های اقتصاد و مدیریت کسب‌وکار.

دیدگاهتان را بنویسید

/* ]]> */