صنعت پرداخت جهان از مبادله کالا به پول نقد، حساب بانکی، کارت، کیف پول و پرداخت نامرئی رسیده و اکنون به سمت پرداختهای هوشمند و ماشینبهماشین حرکت میکند. صادق فرامرزی، عضو هیئتمدیره فدراسیون مدیریت و مشاوران اتاق بازرگانی ایران، معتقد است صنعت پرداخت ایران در این مسیر در مرحله کارت متوقف مانده است.
کارت در ایران با دسترسی گسترده و هزینه ناچیز در اختیار مصرفکننده قرار گرفته و بخش عمده تراکنشهای خرید را به خود اختصاص داده است. موفقیت این ابزار، انگیزه مهاجرت به مرحله بعد را کاهش داده است. وقتی مشتری بدون هزینه و اصطکاک جدی از کارت استفاده میکند، دلیلی برای انتقال پول از حساب بانکی به کیف پول و اضافهکردن یک مرحله جدید نمیبیند.
از نگاه فرامرزی، مشکل اصلی کیف پول فقط مقررات نیست. حتی بهترین مقررات نیز زمانی به فراگیری کیف پول منجر نمیشود که ارزش پیشنهادی روشنی برای مصرفکننده وجود نداشته باشد. کیف پولی که صرفاً محل نگهداری پول است، نمیتواند جایگزین ابزار ساده و جاافتادهای مانند کارت شود.
مدل مؤثر زمانی شکل میگیرد که کارتهای مشتری توکنشده و در کیف پول قرار گیرند و او بتواند هنگام خرید از میان حساببهحساب، اعتبار، BNPL، کشبک یا امتیاز وفاداری استفاده کند. کیف پول در این تعریف یک محصول مستقل نیست؛ لایهای نامرئی برای انتخاب بهترین روش پرداخت است.
برخی تجربههای موفق BNPL نیز همین ویژگی را دارند. مشتری الزاماً نمیداند در حال استفاده از کیف پول است و نام این ابزار در مرکز تجربه قرار ندارد؛ آنچه برای او اهمیت دارد، امکان خرید و پرداخت اقساطی است. بنابراین موفقیت کیف پول نه با تبلیغ خود کیف پول، بلکه با ارزشی سنجیده میشود که در مسیر خرید ایجاد میکند.
فراگیری تلفن همراه، دسترسی به NFC و احراز هویت بیومتریک از نظر فنی امکان تجربهای سادهتر را فراهم کردهاند؛ تجربهای که در آن مشتری با تلفن همراه و اثر انگشت پرداخت میکند. بااینحال، تحقق چنین مدلی علاوه بر فناوری به رفع انحصار، طراحی مدل اقتصادی و همکاری میان بانکها، شرکتهای پرداخت و ارائهدهندگان کیف پول نیاز دارد.
فرامرزی تأکید میکند کیف پول نیز مقصد نهایی صنعت پرداخت نیست و فقط بخشی از مسیر تحول است. مرحله بعد، پرداخت هوشمند است؛ جایی که مشتری درخواست خرید را مطرح میکند و عامل هوشمند درباره فروشنده، زمان خرید، حساب مبدأ و ابزار پرداخت تصمیم میگیرد.
در چنین آیندهای کارتها و بانکها باقی میمانند، اما نقش آنها تغییر میکند. بانک دیگر الزاماً در مقابل چشم مشتری نیست و در پشت لایه هوشمند قرار میگیرد. رقابت بانکها نیز بر سر این خواهد بود که عامل هوشمند، کدام حساب یا ابزار را برای پرداخت انتخاب کند.
حرکت به سمت پرداختهای عاملمحور و ماشینبهماشین در کنار فرصت، مسائل تازهای نیز ایجاد میکند. حدود اختیار عامل هوشمند، مسئولیت تصمیم اشتباه و حریم خصوصی دادههای مالی از موضوعاتیاند که همزمان با توسعه فناوری باید برای آنها پاسخ حقوقی و تنظیمگری پیدا شود.