اختلال در خدمات بانکی همیشه از نرمافزار اصلی بانک آغاز نمیشود. کربنکینگ ممکن است سالم باشد، اما خرابی سختافزار، قطع ارتباطات، اختلال مرکز داده یا رخنه امنیتی همچنان میتواند خدمت را از دسترس مشتری خارج کند.
محمدحسین هاشمینژاد، مدیرعامل شرکت مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان، در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، میگوید بحرانهای اخیر نشان دادند که تابآوری بانکی باید در سطح کل زنجیره ارائه خدمت طراحی شود.
این زنجیره از نرمافزار، سختافزار، شبکه، مرکز داده، امنیت و ارتباطات تشکیل شده است. هرکدام از این اجزا میتوانند به نقطه شکست تبدیل شوند و مانع رسیدن خدمت به شعبه، اینترنتبانک یا موبایلبانک شوند.
یکی از چالشهای مطرحشده در این گفتوگو، وابستگی برخی سامانههای بزرگ بانکی به مینفریم است. تأمین، تعمیر یا جایگزینی این سختافزارها در شرایط تحریم دشوار است و اختلال در آنها میتواند دامنه وسیعی از خدمات را تحتتأثیر قرار دهد.
هاشمینژاد معتقد است بانکها باید وابستگی خود به سختافزارهایی را که تأمین و پشتیبانی آنها در دسترس نیست کاهش دهند و به سراغ معماریها و تأمینکنندگانی بروند که امکان توسعه و پشتیبانی پایدارتر برای بازار ایران فراهم میکنند.
بااینحال، تغییر تأمینکننده سختافزار بهتنهایی مسئله را حل نمیکند. مهاجرت از مینفریم یا سامانه متمرکز، پروژهای چندلایه است که نرمافزار، داده، عملیات، امنیت و مهارت نیروی انسانی را نیز درگیر میکند.
درس دیگر بحران، محدودیت برونسپاری کامل است. بانک میتواند بخشی از خدمات فناوری را به پیمانکار واگذار کند، اما مسئولیت تداوم خدمت، حفاظت از داده و آمادگی برای بازیابی همچنان بر عهده خود بانک باقی میماند.
هاشمینژاد بر نقش مستقیم بانک در مرکز داده، شبکه و برنامههای بازیابی تأکید میکند. اگر تمام دانش، دسترسی و مسیر بازگشت خدمت در اختیار یک پیمانکار باشد، اختلال آن پیمانکار میتواند چند بانک را همزمان تحتتأثیر قرار دهد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که آیا میتوان برای همیشه از حمله یا خرابی جلوگیری کرد. هیچ ارائهدهندهای نمیتواند امنیت صددرصدی و نبود کامل اختلال را تضمین کند.
معیار اصلی، توان بازگشت است: بانک با چه RTO و RPO میتواند خدمت را بازیابی کند، چه میزان داده ممکن است از دست برود و کدام خدمات باید در فاصله بازیابی سامانه اصلی ادامه پیدا کنند؟
اینجاست که مینیکر یا سامانه جایگزین سبک اهمیت پیدا میکند. این سامانه قرار نیست همه قابلیتهای کربنکینگ اصلی را بازسازی کند؛ مأموریت آن، حفظ حداقل خدمات ضروری در زمانی است که سامانه اصلی در دسترس نیست.
برای مشتریان خرد، اطلاعات پایه مشتری و حساب، خدمات کارت و انتقال وجه میتوانند در اولویت باشند. برای بانکهایی که مشتریان شرکتی و کسبوکارهای کوچک و متوسط بیشتری دارند، چک و انتقالهای گروهی نیز اهمیت بالاتری پیدا میکنند.
بنابراین، فهرست خدمات بحران برای همه بانکها یکسان نیست. هر بانک باید با تحلیل رفتار تراکنشی و ترکیب مشتریان خود مشخص کند کدام خدمات در زمان اختلال باید زنده بمانند.
این طراحی بخشی از برنامه تداوم کسبوکار و بازیابی بحران است. بانک باید پیش از حادثه بداند چه خدمتی از چه مسیر جایگزینی ارائه میشود و اطلاعات لازم برای اجرای آن چگونه در دسترس میماند.
هاشمینژاد به تجربه توسعه یک راهکار سبک برای ارائه خدمات جایگزین اشاره میکند که در جریان بحران، قابلیتهای بیشتری مانند خدمات مرتبط با چک و روشهای پرداخت به آن افزوده شد. این تجربه نشان داد سامانه بحران باید پیش از حادثه طراحی، تکمیل و آزمایش شود.
بخش پایانی گفتوگو به تعارض میان تابآوری و نوآوری اختصاص دارد. امنیت معمولاً بر کنترل، محدودیت و حفظ وضع موجود تأکید میکند، درحالیکه نوآوری به تغییر سریع و پذیرش فناوریهای تازه نیاز دارد.
اگر پس از هر بحران تمام منابع بانک صرف تثبیت سامانههای قدیمی شود، پروژههای تحول دیجیتال، هوش مصنوعی، رایانش ابری و دیگر فناوریهای جدید عقب میمانند. ادامه این روند میتواند همان زیرساخت قدیمی را به ریسک تازهای برای تابآوری تبدیل کند.
نگهداری یک نرمافزار چند دههای فقط با افزودن سختافزار یا تجهیزات دسترسپذیری بالا، راهحلی دائمی نیست. معماری نرمافزار نیز باید بهتدریج بازطراحی شود تا وابستگی به نقاط شکست محدود کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، ورود شتابزده به فناوریهای جدید بدون کنترل امنیتی و برنامه بازیابی نیز میتواند آسیبپذیریهای تازه ایجاد کند. مسئله، انتخاب یکی از دو مسیر امنیت یا نوآوری نیست؛ بانک باید برای هر دو ظرفیت سازمانی مستقل و هماهنگ ایجاد کند.
این گفتوگو نشان میدهد تابآوری فقط ساخت سایت پشتیبان یا خرید سختافزار بیشتر نیست. بانک به معماری جایگزین، مالکیت روشن مسئولیتها، شاخصهای بازیابی و شناخت دقیق خدمات حیاتی خود نیاز دارد.
آزمون واقعی معماری بانکی نیز نه در روزهای عادی، بلکه زمانی است که بخشی از زنجیره از کار میافتد و بانک باید بدون کربنکینگ اصلی، حداقل خدمات مورد نیاز مشتریان را ادامه دهد.