بانکداری شرکتی و اینترنتبانک حقوقی عمدتاً برای مدیریت تراکنشها و جریان پول شرکتهای بزرگ طراحی شدهاند؛ شرکتهایی که تیم مالی دارند و میتوانند از ابزارهای تخصصی استفاده کنند. روحالله پرنیان، مدیرعامل شرکت کربن، معتقد است نئوبانک کسبوکاری مخاطب و مأموریت متفاوتی دارد و باید به بخشی از عملیات روزمره اصناف و فروشگاههای کوچک تبدیل شود.
کسبوکارهای کوچک معمولاً با دو مسئله اصلی روبهرو هستند: دسترسی محدود به دانش و ابزارهای مدیریت مالی و دشواری تأمین سرمایه در گردش. نرمافزارهای حسابداری و انبارداری میتوانند برای یک فروشگاه کوچک پیچیده یا پرهزینه باشند و استفاده از نیروی مالی نیز برای همه کسبوکارها امکانپذیر نیست. نئوبانک کسبوکاری میتواند با سادهکردن فرایندهای مالی، نیاز به تخصص فنی را کاهش دهد.
چالش دوم به اعتبار مربوط است. بانکهای سنتی معمولاً تصویر کاملی از فعالیت روزانه یک فروشگاه ندارند و هنگام اعتباردهی به سراغ وثیقهها و ضمانتهای رایج میروند. این در حالی است که موجودی انبار، میزان فروش و گردش مالی میتواند اطلاعات مهمی درباره توان بازپرداخت کسبوکار ارائه کند. اتصال خدمات بانکی به این دادهها میتواند زمینه اعتباردهی مبتنی بر عملکرد واقعی کسبوکار را فراهم کند.
پرنیان میگوید نئوبانک کسبوکاری با ترکیب حسابداری، انبارداری و ابزارهای پرداخت میتواند شناخت دقیقتری از فروشگاه به دست آورد. هوش مصنوعی نیز قادر است دادههای خام را به گزارش و بینش تبدیل کند؛ برای مثال، سودآوری کالاها را مقایسه کند یا به فروشنده نشان دهد کدام بخش فعالیت او به بازنگری نیاز دارد. نقش این فناوری مدیریت خودکار کسبوکار نیست، بلکه کمک به تصمیمگیری بهتر صاحب فروشگاه است.
یکی دیگر از موانع تحول اصناف، پراکندگی ابزارهاست. نرمافزار حسابداری، سامانه انبار، کارتخوان و ابزارهای فروش آنلاین معمولاً جدا از یکدیگر کار میکنند. درعینحال، فروش دیگر به یک مغازه محدود نیست و ممکن است همزمان از طریق اینستاگرام، تلگرام و بازارگاهها انجام شود. نبود یک ابزار یکپارچه، کنترل موجودی، فروش و جریان نقدی در تمام این کانالها را دشوار کرده است.
کربن برای پاسخ به این مسئله، خود را فراتر از نئوبانک و در جایگاه سیستمعامل مالی کسبوکار تعریف میکند. در این مدل، خدمات بانکی فقط یکی از اجزای محصول است و حسابداری، انبارداری، پرداخت و مدیریت کانالهای فروش در یک بستر قرار میگیرند.
این چشمانداز زمانی کامل میشود که خدمات مشتری و فروشنده نیز به یکدیگر متصل شوند. مشتری میتواند از اعتبار و ابزارهای پرداخت برای خرید استفاده کند و فروشنده نیز عملیات مالی و تجاری خود را در همان اکوسیستم مدیریت کند. تفاوت اصلی چنین مدلی با اینترنتبانک شرکتی در همین نقطه است: اینترنتبانک تراکنش را مدیریت میکند، اما سیستمعامل مالی میخواهد کل جریان کسبوکار را ببیند.