وحید صیامی، کارشناس بانکی / برنامه اخیر دولت آمریکا در ارتباط با تحریم بیشتر ایران، مرا به یاد موضوع مهمی انداخت و مناسب دیدم که آن را شرح دهم.
دوران پس از جنگ جهانی دوم (Contemporary Era) با دوقطبیشدن جهان، بازسازی ویرانیهای حاصل از جنگ جهانی دوم در اروپا و توجه به لزوم تغییرات گسترده در کشورهای آفریقایی و آسیایی مواجه شد.
پس از بازسازی، در اردوگاه راست و در کشورهای غربی و متحد غرب، برای هدایت تغییر و تحولات، افزایش رفاه هدفگذاری شد و بعد از مدتی، مفهومی فراتر از رفاه، یعنی افزایش رضایتمندی، هدف غایی تعیین شد و نقشه راه تغییر و تحولات در قالب مفهوم «توسعه / Development» کشورها صورتبندی شد. در این صورتبندی، اصل بر ترجیح اقتصاد بر سایر جنبههای عرصه اجتماعی بود و توسعه در زمینههایی چون فرهنگ، هنر، ورزش و… نیز در قالب روندهای اقتصادی مدیریت میشد. این رویکرد با اصل «ترجیح اندازه کوچک دولت» در تفکر لیبرالیسم (تفکر غالب بر اردوگاه راست به رهبری آمریکا) نیز سازگار بود.
در اردوگاه چپ و در اتحاد جماهیر شوروی، مفهوم توسعه بهعنوان مفهومی غربی و کاپیتالیستی معرفی و از جانب حکومت طرد میشد. روسها در عوض، با استناد به نظریه جبر تاریخی مارکس، بهجای «توسعه» روی مفهوم «پیشرفت / Progress» تمرکز کردند و بهجای هدفگذاری افزایش رفاه، مارکسیستها دستیابی انسانها به «سعادت» آن هم با تعریف خاصی که از آن داشتند را هدفگذاری کردند. نقشه راه تغییر و تحولات نیز در قالب Scientific-Technical Progress صورتبندی شد. در واقع، روسها درباره نحوه خلق فناوری و به خدمت گرفتن آن نیز با جبهه مقابل اختلافنظر داشتند و به دنبال آن بودند که از پیشرفتهای علمی برای ایجاد تغییر و تحول در تمامی زمینههای اجتماعی، از جمله سیاست، فرهنگ، ورزش و هنر، بهره بگیرند.
در عمل اما اردوگاه شرق مسیری دیگر پیمود. سعادت انسانی معیاری قابلسنجش نبود. اردوگاه چپ به سرقت گسترده و نظامیافته فناوریهای جدید از اردوگاه غرب روی آورد و به امید پیشی گرفتن از آمریکا، بودجه زیادی صرف تلاش برای پیشرفتهای علمی و فناوری در موضوعاتی عجیبوغریب و ایدههایی برخاسته از ذهنهای بیمار کرد.
اژدهای کاسپین، یک کشتی ـ هواپیمای غولپیکر که در ارتفاع بسیار نزدیک به سطح آب حرکت میکرد؛ اسپیرال، یک هواپیمای فضایی با قابلیت بازگشت؛ انرژیا، موشک فوقسنگین؛ اسکیف، ایستگاه فضایی لیزری برای حمله به ماهوارهها؛ ایستربیتل، ماهوارهای برای تعقیب و نابودی ماهوارههای دیگر؛ سالیوت، ایستگاه فضایی نظامی مجهز به توپ خودکار؛ و دلفینهای نظامی برای مأموریتهای شناسایی و امنیتی زیر آب، از جمله این موارد بودند.
مدیران دولتی شوروی درباره پیشرفت علمی ـ فناوری مانور زیادی میدادند و به آن مفتخر بودند.
اما قضیه پس از مدتی چهره عوض کرد. مدیران دولتی شوروی در راستای ارائه گزارش از پیشرفت صورتگرفته در حوزه تحت امر خود، علاوه بر دروغپردازی و آمارسازی، کار را به جایی رساندند که رشد تعداد کشتهشدگان در گولاکها هم یکی از اقلام تشکیلدهنده گزارش سالانه Progress شد. پس از مدتی، واژه Progress / پیشرفت به واژهای تراژیک و در عین حال مبتذل تبدیل شد.
آنها که به رهبر قبلی ایران مشاوره دادند و باعث موضعگیری وی علیه توسعه بهعنوان مفهومی غربی و مطرحکردن واژه «پیشرفت» بهجای آن شدند، یا از تاریخ اطلاعی نداشتهاند یا سرسپرده اردوگاه چپ بودهاند؛ وگرنه چنین واژه مبتذلی در ایران به کار گرفته نمیشد و برنامه پنجساله هفتم توسعه به برنامه پنجساله هفتم پیشرفت تغییر نام نمییافت.
در اردوگاه راست و پس از فروپاشی شوروی، مفهوم توسعه در سطح جهانی بارها مورد نقد، بازبینی و اصلاح قرار گرفت و در دهههای اخیر، مفهوم توسعه بر «ساخت ظرفیت / Capacity Building» متمرکز شد. منظور از ساخت ظرفیت، اعمال تغییرات نهادی و دستیابی و بهکارگیری چیدمانهای نهادی جدید و متنوع، بهمنظور ایجاد همبستگی، همروندی یا تجمیع نتایج (Outcomes) حاصل از فعالیتها و پروژههای اشخاص و گروهها در مقیاس خرد، به نحوی است که اثر (Impact) آنها توسعه کشور در مقیاس کلان باشد.
«چارچوب نهادی / Institutional Framework» و «چیدمان نهادی (بازیگران) / Institutional Arrangement» زیرساخت و پیشنیاز لازم و ضروری برای بهرهمندی از فناوریها و دستاوردهای جدید، به نحوی است که اثر آنها افزایش رفاه و رضایت مردم باشد. در فقدان این دو، از بهکارگیری فناوریها، محصولات و امکانات جدید، رفاه و رضایتی حاصل نخواهد شد.
یک مثال خوب از فقدان چارچوب نهادی اثربخش و چیدمان کارای بازیگران، فناوری پرداخت الکترونیکی است. فناوری پرداخت الکترونیکی با هزینهای گزاف پیادهسازی و اجرایی شده و این موضوع خود باعث کاهش رفاه جامعه است. برآورد من این است که هزینه تمامشده نظامهای ملی پرداخت الکترونیکی در کشور برای اقتصاد ایران حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی، یعنی پنج برابر این هزینه در کشورهای توسعهیافته است. شمار زیاد دستگاههای کارتخوان مازاد در فروشگاهها و شرکتها هزینهای میلیارددلاری داشته است؛ آن هم در کشوری که بهشدت به این پول برای مصرف در دیگر بخشها و مکانهای اقتصاد نیازمندیم.
در میان فناوریهای مرتبط با انقلاب چهارم صنعتی، فناوری بلاکچین پس از فناوری شبکههای اجتماعی، دومین فناوری بود که وارد کشور شد و مورد توجه قرار گرفت. فناوری بلاکچین در دنیا، پس از حدود بیست سال از زمان مطرحشدن آن، به دستاوردهای مهمی البته نه به اندازه ادعاهایی که در آغاز مطرح میشد دست پیدا کرده است. در ایران اما این فناوری چند سال پس از ورود و پس از آنکه موجی از توجه را به دنبال داشت، رو به خاموشی و فراموشی گرایید. دلیل این عدم موفقیت را باید در فقدان همان ظرفیت (Capacity) و نساختن ظرفیت توسعه (Capacity Building) در دهههای اخیر دانست.
احتمال زیادی میرود که دیگر فناوریهای مرتبط با انقلاب چهارم صنعتی نیز در ایران ابتر و ناموفق باشند.
تنها وجهی از فناوری بلاکچین که در دو سه سال گذشته فعال بوده و مورد استفاده قرار گرفته، موضوع رمزارزها بوده است. اکنون با اقدامات اخیر دولت آمریکا و فعالیتهای در دست اقدام و برنامهریزیشده این کشور، قرار است موجی گسترده از سلب دسترسی دولت و مردم ایران به کیف پولها و صرافیهای رمزارز معتبر جهانی شکل بگیرد.
به بیان ساده، ظرفیت استفاده از فناوری بلاکچین را نداشتیم و اکنون تنها وجه فعال این فناوری در ایران که خاموش و فراموش نشده بود، قرار است به زور از ما گرفته شود. این سرنوشت کشوری است که نزدیک به پنج دهه با قصدمندی خارج از نظم جهانی عمل کرده و به دنبال ساخت ظرفیت نرفته است.