زنجیره تأمینی‌ که می‌تواند عرضه تراشه را در جهان را متوقف کند

زنجیره تأمینی‌ که می‌تواند عرضه تراشه را در جهان را متوقف کند

سه گلوگاه پنهان صنعت نیمه‌هادی در سال ۲۰۲۶
۱۵ دقیقه مدت مطالعه

شورش مرادی، کارشناس اقتصاد دیجیتال / در سال ۲۰۲۶، صنعت نیمه‌هادی بیش از هر زمان دیگری شبیه یک مسئله ژئوپلیتیک شده است. هوش مصنوعی، دیتاسنترها، خودروهای برقی، تجهیزات مخابراتی و حتی زیرساخت‌های دفاعی، همگی به تراشه‌ها وابسته‌اند؛ اما تراشه پیش از آنکه روی خط تولید یک کارخانه قرار بگیرد، از زنجیره‌ای عبور می‌کند که از معادن، پالایشگاه‌های مواد شیمیایی و تولیدکنندگان ویفر آغاز می‌شود و به تجهیزات فوق‌پیشرفته، گازهای تخصصی، بسته‌بندی‌های خاص و در نهایت شبکه حمل‌ونقل جهانی می‌رسد.

همین‌جا یک سوءبرداشت مهم شکل می‌گیرد: تصور رایج این است که مسئله اصلی صنعت نیمه‌هادی، کمبود ظرفیت تولید در کارخانه‌هاست. به نظر میرسد این گزاره به‌تنهایی توضیح‌دهنده واقعیت نیست. در ۲۰۲۶، ظرفیت تولید در حال گسترش است و سرمایه‌گذاری برای کارخانه‌های جدید در آمریکا، اروپا، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و چین ادامه دارد. در مقابل، شکنندگی و آسیب‌پذیری بخش‌هایی از زنجیره تأمین، از مواد اولیه تا تجهیزات و موصوعات حوزه حمل‌ونقل، به نقطه‌ای رسیده که یک اختلال کوچک در یک حلقه می‌تواند اثر آن را در کل صنعت چند برابر کند.

در همین راستا TrendForce در سال ۲۰۲۶ هشدار داده که موج سرمایه‌گذاری ناشی از هوش مصنوعی تنها به ظرفیت ویفر محدود نمانده و کمبود به سمت بسته‌بندی و پکینگ پیشرفته، زیرلایه‌هاب فنی تولید، مواد اولیه خاص و تجهیزات تولید نیز سرایت کرده است.

رقابت هوش مصنوعی به بحران زنجیره تأمین نیمه‌رسانا دامن زده است. کمبود شدید ظرفیت در گره تولید ۳ نانومتری (تحت سلطه TSMC) و بسته‌بندی پیشرفته CoWoS، رقابتی سخت میان غول‌های فناوری ایجاد کرده است. انویدیا با مدیریت هوشمندانه، منابع کلیدی را پیش‌خریداری کرده، اما گوگل و دیگران با کمبود مواد مواجه‌اند. مصرف سرسام‌آور منابع، توسعه ظرفیت را با چالش روبرو ساخته است. پیش‌بینی می‌شود کمبود بسته‌بندی تا ۲۰۲۷ کاهش یابد و تراشه‌های هوش مصنوعی به‌سرعت به سمت گره ۳ نانومتر حرکت کنند. با وجود عقب‌ماندگی سامسونگ و اینتل، پیش‌بینی می‌شود ظرفیت ۳ نانومتری TSMC تا ۲۰۲۷ به دومین گره بزرگ صنعت تبدیل شود.

از این منظر، می‌توان زنجیره تأمین نیمه‌هادی را در سه لایه حیاتی خلاصه کرد: مواد، تجهیزات و لجستیک. در واقع اگر یکی از این سه لایه دچار اختلال شود، داشتن یک کارخانه میلیارد دلاری هم الزاماً مشکل را حل نمی‌کند. صنعت نیمه‌هادی، برخلاف ظاهر کوچک محصول نهایی، یک زنجیره بسیار بزرگ و عجیب‌وغریب از تخصص‌های فوق‌العاده دقیق است؛ این شگفت انگیز بودن و خاض بودن صنعت در حدی است که حتی گازی نامرئی مانند هلیوم که قابلیت تولید بالایی دارد نیز می‌تواند به اندازه یک کارخانه اهمیت پیدا کند.

۱. مواد اولیه، تولید تراشه از سنگ، گاز و مواد شیمیایی

اولین حلقه زنجیره تأمین تراشه‌های مورد بحث مواد اولیه است. حلقه‌ای که معمولاً کمتر دیده می‌شود اما وابستگی صنعت به آن بسیار عمیق است.

الف) ویفر سیلیکونی: زمین بازی تراشه

بیشتر تراشه‌های پیشرفته روی ویفرهای سیلیکونی ساخته می‌شوند. تولید یک ویفر ۳۰۰ میلی‌متری از سیلیکون فوق‌خالص، فرایندی پیچیده است که در آن کنترل ناخالصی‌ها، عیوب بلوری و کریستالی، ضخامت، صافی سطح و کیفیت پولیش همگی اهمیت حیاتی دارند.

در این بازار، شرکت‌های ژاپنی Shin-Etsu Chemical و SUMCO در کنار GlobalWafers ،Siltronic و SK Siltron از بازیگران اصلی هستند. برآوردهای بازار نشان می‌دهد Shin-Etsu و SUMCO همچنان بخش بزرگی از بازار جهانی ویفرهای سیلیکونی را در اختیار دارند. برای نمونه، برخی برآوردهای ۲۰۲۵ سهم Shin-Etsu را حدود ۲۸ تا ۳۱ درصد و SUMCO را حدود ۲۰ تا ۲۴ درصد اعلام می‌کنند.

بازار جهانی ویفر سیلیکونی، به‌عنوان یکی از حلقه‌های بنیادین زنجیره تأمین نیمه‌هادی، در مسیر رشد سریع قرار دارد. ارزش این بازار از ۲۲.۴۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ به ۴۹.۷۴ میلیارد دلار در ۲۰۳۵ خواهد رسید و CAGR آن ۹.۲۵ درصد برآورد شده است. رشد هوش مصنوعی، مراکز داده، تراشه‌های پیشرفته، خودروهای برقی و تجهیزات الکترونیکی مهم‌ترین محرک‌های بازار هستند. ویفرهای ۳۰۰ میلی‌متری با سهم ۶۸ درصدی، غالب‌ترین بخش بازار محسوب می‌شوند. آسیا-اقیانوسیه با ۷۲ درصد ظرفیت تولید، مرکز اصلی صنعت است. در مقابل، افزایش هزینه انرژی، مواد اولیه، کنترل کیفیت و کمبود نیروی متخصص، مهم‌ترین محدودیت‌های توسعه صنعت هستند.

این تمرکز اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر یک تولیدکننده بزرگ ویفر با مشکل انرژی، مواد اولیه، آب، تجهیزات یا حمل‌ونقل مواجه شود، جایگزین‌کردن فوری آن به این سادگی ها هم نیست. زیرا مشتریان نیمه‌هادی باید ویفر را از نظر کیفیت و سازگاری با فرایند تولید تأیید کنند. تغییر تأمین‌کننده در این صنعت مانند عوض‌کردن یک فروشگاه برای خرید پودر شوینده یا دیسک ترمز برای یک خودرو نیست پای میلیاردها دلار تجهیزات و فرایندهای تأییدشده و یک زنجیره طولانی از مدارک و رویه های مهندسی دقیق در میان است.

ب) فوتو رزیست: ماده‌ای که الگوی تراشه را روی ویفر می‌نشاند

فوتورزیست یا Photoresist ماده‌ای حساس به نور است که در فرایند لیتوگرافی برای انتقال الگوی مدار به سطح ویفر استفاده می‌شود. هرچه تکنولوژی ساخت پیشرفته‌تر می‌شود، حساسیت و کیفیت فوتورزیست اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، این دقیقا یک رابطه معنی دار و یک به یک و متناظر در تولید است.

در این بخش، شرکت‌هایی مانند JSR ،Shin-Etsu Chemical ،Tokyo Ohka Kogyo ،Fujifilm و DuPont حضور دارند. JSR هم با توسعه فناوری Metal Oxide Resist و سرمایه‌گذاری در Inpria، در مسیر فناوری‌های موردنیاز برای نسل جدید لیتوگرافی EUV قرار گرفته است.

اهمیت این مواد در حدی است که حتی افزایش ظرفیت تولید فوتورزیست نیز به یک موضوع استراتژیک تبدیل شده است و به عنوان مثال براساس گزارش‌های موجود DuPont در سال ۲۰۲۴ ظرفیت تولید فوتورزیست خود در ژاپن را توسعه داد و تقریباً ظرفیت آن سایت را دو برابر کرده است.

پ) گازهای ویژه: مواد نامرئی اما حیاتی

تولید تراشه به مجموعه‌ای از گازهای فوق‌خالص نیاز دارد؛ از هیدروژن و نیتروژن گرفته تا سیلان، گازهای فلورینه و گازهای مورد استفاده در فرایندهای اچ، رسوب‌دهی و پاک‌سازی. تمامی این گازها تولیدکنندگان تخصصی متعددی داشته و در صنایع محتلف کاربرد دارند اما در تولید تراشه ها نیاز به محصولاتی با خلوص بسیار بالا و توانایی تأمین پایدار و مداوم وجود دارد.

در این بازار، Linde و Air Liquide از بازیگران مهم جهانی هستند. شرکت‌های تخصصی دیگری نیز در تأمین گازهای مورد نیاز صنعت الکترونیک فعالیت دارند. اما اتفاقات صورت گرفته در سال ۲۰۲۶ اهمیت یک نمونه از این موارد را در این حلقه را به شکل کم‌سابقه‌ای نشان داد: هلیوم.

هلیوم در خنک‌سازی، تشخیص نشتی و برخی فرایندهای دقیق تولید نیمه‌هادی استفاده می‌شود. قطر نزدیک به یک‌سوم تولید جهانی هلیوم را در اختیار دارد.

در پی تشدید درگیری‌های خاورمیانه در ۲۰۲۶، اختلال در تولید و حمل هلیوم باعث افزایش قیمت و افزایش زمان تحویل به خریداران شد و مدیران صنعت نیمه‌هادی درباره احتمال کاهش سرعت تولید یا اولویت‌بندی تولید و عرضه محصولات به بازار هشدار های جدی دادند.

این نمونه خاص یک درس مهم هم همراه خود دارد. در واقع گلوگاه در زنجیره تأمین الزاماً به معنی وجود ماده‌ای نیست که مقدار زیادی از آن مصرف شود. گاهی ماده‌ای با مصرف نسبتاً محدود، اما با تعداد جایگزین بسیار کم هم میتواند به نقطه شکست زنجیره تأمین تبدیل می‌شود.

ت) مواد شیمیایی دیگر و Sputtering Targets

در کنار گازها، مواد شیمیایی فوق‌خالص مانند اسید سولفوریک، هیدروژن پراکسید، حلال‌ها و مواد مورد استفاده در فرایندهای تمیزکاری و فرایند اچینگ اهمیت حیاتی دارند.

BASF در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد برای افزایش ظرفیت تولید اسید سولفوریک با گرید نیمه‌هادی در سایت لودویگسهافن آلمان سرمایه‌گذاری می‌کند. این کارخانه‌ای است که قرار است از ۲۰۲۷ وارد مدار شود.

Sputtering Targets نیز در فرایند ایجاد لایه‌های بسیار نازک فلزی روی ویفر استفاده می‌شوند. فلزاتی مانند تانتالوم، تیتانیوم، مس و آلومینیوم در این بخش اهمیت دارند و کیفیت مواد ورودی مستقیماً بر عملکرد فرایند اثر می‌گذارد.

در مرحله بسته‌بندی هم داستان تمام نمی‌شود. مواد زیرلایه، رزین‌ها، فیلم‌های عایق و مواد اتصال‌دهنده برای تراشه‌های پیشرفته اهمیت روزافزون دارند.

یکی از نمونه‌های بسیار مهم ABF است. این ماده برای زیرلایه‌های بسته‌بندی تراشه‌های پرقدرت استفاده می‌شود و شرکت Ajinomoto اعلام کرده سهم آن از بازار جهانی ABF بیش از ۹۵ درصد است.

بنابراین، زنجیره مواد اولیه خود مجموعه‌ای از انحصارها و شبه‌انحصارهای کوچک است. انحصارهایی که ممکن است در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند اما همگی در نهایت به یک محصول واحد متصل می‌شوند: تراشه.

۲. تجهیزات: پنج شرکتی که بدون آنها کارخانه ای راه نخواهد افتاد

تا اینجا درباره مواد اولیه صحبت شد. مواد اولیه‌ای که ورودی و Feed بک کارخانه را ایجاد میکنند. از سویی دیگر بازار تجهیزات ساخت نیمه‌هادی یکی از متمرکزترین بازارهای صنعتی جهان است. در سال ۲۰۲۵، بازار جهانی تجهیزات تولید تراشه به حدود ۱۳۶.۲ میلیارد دلار رسید و پنج شرکت اصلی، یعنی ASML ،Applied Materials ،Lam Research ،Tokyo Electron و KLA، همچنان در صدر بازار قرار داشتند.

در داده‌های TechInsights برای سال ۲۰۲۴، فروش تجهیزات این پنج شرکت به‌ترتیب حدود ۲۹.۸، ۲۶.۷، ۱۶.۲، ۱۵.۲ و ۱۰.۳ میلیارد دلار گزارش شده است. اما عدد فروش، تنها بخشی از داستان است و موضوع فراتر از مبحث فروش است.

ASML در لیتوگرافی پیشرفته نقش منحصربه‌فردی دارد. این شرکت تنها تأمین‌کننده سیستم‌های EUV در جهان است. درآمد کل ASML در سال ۲۰۲۵ به ۳۲.۷ میلیارد یورو رسید و شرکت در همان سال ۴۸ سیستم EUV فروخت. EUV یا لیتوگرافی فرابنفش شدید، برای تولید تراشه‌های پیشرفته کاربردهای حیاتی دارد و یکی از روشهای موجود و تقریبا منحصر به فرد برای تولید است. بنابراین محدودیت ظرفیت ASML عملاً می‌تواند سقفی برای ظرفیت تولید تراشه‌های پیشرفته در جهان ایجاد کند.

این موضوع با در نظر گرفتن ضریب رشد هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ASML هلندی در گزارش سالانه خود اعلام کرده فروش سیستم‌های EUV در ۲۰۲۵ رشد کرده و نسل جدید تجهیزات آن با بهره‌وری بالاتر، ظرفیت تولید ویفر بیشتری در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.

در سوی دیگر بازار اما Applied Materials یکی از گسترده‌ترین سبدهای تجهیزات صنعت را دارد و در حوزه‌هایی مانند رسوب‌دهی، مهندسی مواد و تجهیزات ساخت فعالیت می‌کند. این شرکت در آخرین گرارش مالی ۲۰۲۶ درآمد ۹.۱۲ میلیارد دلاری گزارش کرد که ۲۵ درصد بیشتر از دوره مشابه در سال قبل بود.

Lam Research یکی از بازیگران اصلی در فرایندهای Etch و Deposition است. فرایندهایی که برای ایجاد و شکل‌دهی ساختارهای بسیار ریز روی ویفر حیاتی هستند.

Tokyo Electron در حوزه‌هایی مانند Coater/Developer ،Etch، Deposition و Cleaning تجهیزات مهمی عرضه می‌کند و در کنار سه شرکت آمریکایی و ASML، یکی از پنج بازیگر اصلی صنعت است.

KLA نیز بیشتر در حوزه کنترل فرایند، بازرسی و متریولوژی شناخته می‌شود. به زبان ساده، اگر ASML و دیگران ابزار ساخت را فراهم می‌کنند، KLA کمک می‌کند بفهمیم آیا چیزی که ساخته‌ایم واقعاً درست ساخته شده است. بنابراین انحضار در این حوزه به شدت بر زنجیره تولید فشار وارد میکند.

در بازار تجهیزات، تمرکز حتی از آنچه اعداد فروش نشان می‌دهند جدی‌تر است. برآورد Morningstar برای بازار تجهیزات ساخت ویفر در ۲۰۲۴، سهم ASML را ۲۱.۱ درصد، Applied Materials را ۱۹.۲ درصد، Lam Research را ۱۱.۴ درصد، Tokyo Electron را ۱۱.۳ درصد و KLA را ۷.۶ درصد نشان می‌دهد. مجموع سهم این پنج شرکت به حدود ۷۰ درصد می‌رسد.

بنابراین مسئله فقط این نیست که کارخانه جدید بسازیم. باید بتوانیم تجهیزات لازم را نیز تهیه کنیم، نصب کنیم، کالیبره کنیم، قطعه یدکی داشته باشیم و خدمات فنی دریافت کنیم. به تعبیری، کارخانه‌ای که تجهیزات کلیدی آن چند ماه دیرتر برسد، از منظر اقتصادی تفاوت چندانی با کارخانه‌ای که هنوز ساخته نشده است ندارد و عملاً وجود خارجی در زنجیره ندارد.

۳. لجستیک: حلقه‌ای اتصال همه چیز!

سومین لایه، لجستیک است. شاید در سال ۲۰۲۶ همین بخش بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده باشد. مواد اولیه حساس، تجهیزات گران‌قیمت و قطعات یدکی باید در زمان مشخص و با شرایط مشخص جابه‌جا شوند. بسیاری از تجهیزات نیمه‌هادی ارزش ده‌ها یا حتی صدها میلیون دلار دارند و برخی مواد نیز به دما، فشار، رطوبت و شرایط خاص حمل حساس‌اند.

در چنین محیطی، مسیر حمل‌ونقل فقط یک مسیر جغرافیایی ساده نیست. در واقع، لجستیک در این صنعت بخشی از معماری تولید است و خاورمیانه در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. این منطقه تنها یک مسیر ترانزیتی نیست، بلکه یکی از گره‌های مهم شبکه هوایی جهان است. بر اساس داده‌های IATA، شرکت‌های هواپیمایی خاورمیانه حدود ۱۳ درصد ظرفیت حمل بار هوایی جهان را در اختیار دارند و منطقه حدود ۱۴ درصد از ترافیک جهانی بار هوایی برحسب CTK را به خود اختصاص می‌دهد.

در طی حمله ناجوانمردانه دولت های متخاصم به ایران و افزایش درگیری‌ها در جنگ رمضان این اهمیت آشکارتر شد. پس از حملات به ایران در مارس ۲۰۲۶، حدود ۸۵ درصد پروازهای ورودی و خروجی فرودگاه‌های خلیج فارس در هفت روز نخست لغو شد و تا پایان ماه کمتر از نیمی از پروازهای برنامه‌ریزی‌شده فعال بود. تغییر مسیر هواپیماها نیز باعث افزایش زمان پرواز و هزینه عملیاتی شد.

برای صنعت نیمه‌هادی، چنین اختلالی صرفاً به معنای تأخیر در تحویل یک محموله نیست. تأخیر در رسیدن یک قطعه یدکی به کارخانه می‌تواند باعث توقف یک ابزار تولیدی شود. تأخیر در تحویل گاز یا ماده شیمیایی می‌تواند برنامه تولید را تغییر دهد و ماهیت شیمیایی برخی مواد اولیه‌ خاص که در انبارها قراردارند را نیز دچار تغییر کند. تأخیر در ارسال تجهیزات یک کارخانه جدید می‌تواند زمان راه‌اندازی آن را به تعویق بیندازد و معادلات مالی و بهره‌وری را نیز تعییر دهد.

همانطور که پیشتر نیز اشاره شد ماجرای هلیوم قطر نیز دقیقاً همین مسئله را نشان داد. اختلال هم‌زمان در تولید و حمل‌ونقل، یک ماده اولیه را از یک کالای صنعتی معمولی به یک ریسک ژئوپلیتیک تبدیل کرد.

وقوع سلسله اتفاقاتی نظیر آنچه گفته شد علاوه بر تأثیرات بر تولید و ایجاد بحران‌های ماندگار در شبکه تولید و عرضه، نقد جدی بر مدل قدیمی Just in Time نیز وارد آوردند. متخصصین زنجیره تأمین در این مقطع با واقعیت جدیدی روبه‌رو شدند. أساساً موجودی کمتر، مسیر کوتاه‌تر و تأمین‌کننده ارزان‌تر زمانی مزیت بودند که جهان نسبتاً قابل پیش‌بینی بود. اما در محیطی که جنگ، تحریم، تعرفه، محدودیت‌های صادرات، اختلالات هوایی و بحران‌های انرژی می‌تواند هم‌زمان رخ دهد، حداقل موجودی ممکن الزاماً بهترین تصمیم نیست.

گلوگاه واقعی کجاست؟

در سال ۲۰۲۶، مسئله صنعت نیمه‌هادی را نمی‌توان فقط با تعداد کارخانه‌ها یا ظرفیت تولید ویفر سنجید. بررسی عمیق‌تر موضوع مارا به این نقطه می‌رساند که گلوگاه واقعی در سه لایه توزیع شده است:

  • مواد اولیه برای تولید: شامل ویفر، فوتورزیست، گازهای ویژه، مواد شیمیایی، Sputtering Tragets و مواد بسته‌بندی که بعضاً توسط تعداد محدودی از شرکت‌ها تولید می‌شوند.
  • تجهیزات و ابزارهای تولید و اندازه‌گیری: بازاری که در بخش‌های کلیدی آن، چند شرکت محدود سهم بسیار بزرگی دارند و در لیتوگرافی EUV آنچنان که پیشتر گفته شد عملاً یک نقطه تمرکز بی‌رقیب وجود دارد.
  • لجستیک و توزیع شبکه: شبکه‌ای جهانی که برای کارایی بالا طراحی شده اما به نظر میرسد که در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک، جنگ، تحریم و اختلال مسیرهای هوایی به شدت آسیب‌پذیر است.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین گلوگاه صنعت نیمه‌هادی در سال ۲۰۲۶ منحصر به ظرفیت کارخانه نبوده و شکنندگی ساختاری زنجیره تأمین در سه لایه مواد اولیه، تجهیزات تولید، تست، اندازه‌گیری و کالیبراسیون و لجستیک اهمیت بالاتری داشته باشند.

این تغییر نگاه برای دولت‌ها و شرکت‌ها اهمیت زیادی دارد. ساخت یک کارخانه جدید ممکن است چند سال زمان ببرد، اما اگر مواد، تجهیزات یا مسیر حمل آن تضمین نشده باشد، ظرفیت اسمی کارخانه الزاماً به ظرفیت واقعی تبدیل نمی‌شود.

چشم‌انداز: از کارایی به تاب‌آوری

دنیای نیمه‌هادی ها در حال عبور از یک مدل اقتصادی قدیمی است. در این مدل کلاسیک زنجیره تأمین برای کمترین هزینه و بیشترین کارایی طراحی می‌شد. اما احتمالاً مدل جدیدی که توسعه داده خواهد شد بر تاب‌آوری تمرکز خواهد داشت.

Friend-shoring، near-shoring، تنوع جغرافیایی تأمین‌کنندگان، ذخایر استراتژیک، تولید داخلی مواد حساس و ایجاد ظرفیت مازاد، همگی بخشی از این تغییر هستند. KPMG در مطالعات خود نشان می‌دهد شرکت‌ها به‌طور فزاینده‌ای در حال انتقال بخشی از زنجیره‌های تأمین به مناطق نزدیک‌تر و امن‌تر هستند. در یکی از مطالعات این مؤسسه، بیش از ۸۰ درصد مدیران مورد بررسی گفته‌اند که در حال حرکت برای نزدیک‌ترکردن زنجیره‌های تأمین به بازار آمریکا هستند.

در صنعت نیمه‌هادی، این روند حتی جدی‌تر هم هست. با تحولات ایجاد شده در دنیای هوش ماشینی و ایجاد مدل‌های اقتصادی وابسته به آن دولت‌ها دیگر تراشه را صرفاً یک محصول صنعتی نمی‌بینند و در واقع آن را زیرساخت حاکمیتی می‌دانند. آمریکا، اروپا، ژاپن، کره جنوبی و چین همگی به‌دنبال افزایش کنترل خود بر بخش‌هایی از زنجیره تولید و عرضه هستند.

اما خودکفایی کامل برای هر کدام از کشورهای اشاره شده احتمالاً یک افسانه پرهزینه است. پیچیدگی صنعت به حدی رسیده که هیچ کشوری به‌سادگی نمی‌تواند تمام مواد اولیه، تجهیزات، نرم‌افزارها، ماشین‌آلات، دانش فنی و لجستیک موردنیاز را به‌تنهایی در اختیار داشته باشد.

مسیر بعضاً محتمل‌تر، خودکفایی نسبی همراه با وابستگی‌های مدیریت‌شده است. یعنی کشورها برای گلوگاه‌های حیاتی ظرفیت داخلی می‌سازند و برای سایر حلقه‌ها، چند مسیر تأمین و چند شریک جغرافیایی ایجاد می‌کنند.

در چنین جهان مصوری، مزیت رقابتی صنعت نیمه‌هادی فقط در کوچک‌تر کردن ترانزیستور و حرکت به سمت چگالی بیشتر آن در سطح یا ساخت تراشه سریع‌تر خلاصه نخواهد شد. شرکتی برنده است که بتواند مطمئن شود مواد به‌موقع می‌رسند، تجهیزات قابل دسترس‌اند، قطعات یدکی وجود دارند و محموله‌ها می‌توانند حتی در شرایط بحرانی حرکت کنند. در واقع زنجیره‌ تأمینی که تولید تراشه‌ها را در کارخانجات ممکن می‌کند، یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین شبکه‌های اقتصادی جهان است. به نظر می‌رسد موضوع و مسئله اصلی و حل نشده روی میز میدران و استراتژیست های شرکتهای تولید کننده تراشه این است که کدام شرکت تولیدکننده می‌تواند زنجیره‌ای بسازد که در زمان بحران هم از کار نیفتد احتمالاً نقشه قدرت صنعت نیمه‌هادی در دهه آینده را پاسخ به این چالش بزرگ و واقعی تعیین خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل