بازار شرکتهای معتمد مالیاتی نسبت به سالهای آغاز فعالیت خود شناختهشدهتر شده، اما هنوز به وضعیت مطلوب نرسیده است. خسرو سرپیری، مدیرعامل شرکت معتمد مالیاتی تیس، میگوید از نزدیک به ۲۰ شرکت دارای مجوز، تنها حدود پنج شرکت عملاً در بازار فعالاند.
سرپیری پیشتر در اسفند ۱۴۰۳ از ورود نامناسب شرکتهای معتمد به بازار انتقاد کرده بود. او اکنون معتقد است با اضافهشدن قوانین جدید و افزایش شناخت مؤدیان، وضعیت نسبت به گذشته بهتر شده است؛ بااینحال، ابهام در کارکرد این شرکتها و مدل اقتصادی آنها همچنان ادامه دارد.
در زمان شکلگیری این بازار، وظیفه شرکت معتمد برای بسیاری از مؤدیان روشن نبود. شرکتها باید صورتحساب الکترونیکی را به سامانه مؤدیان ارسال میکردند، اما مشتری نمیدانست این واسطه دقیقاً چه ارزش تازهای برای او ایجاد میکند. تغییر پیدرپی انواع مجوز و قواعد فعالیت نیز بر این ابهام افزود.
مدل تعرفهگذاری مشکل دیگری است. به گفته سرپیری، تعرفه ارسال هر صورتحساب از حدود ۱۱۰ تومان در سال ۱۳۹۸ به حدود ۱۴ تومان رسیده است. این کاهش در شرایطی اتفاق افتاده که دریافت مجوز، تأمین الزامات امنیتی و نگهداری زیرساخت برای شرکتها هزینه قابلتوجهی دارد.
او میان «زنجیره مالیاتی» و «زنجیره مالی» تفاوت میگذارد. شرکتهای معتمد امروز بهعنوان بازوی اجرایی نظام مالیاتی شناخته میشوند و در ارسال صورتحساب نقش دارند، اما هنوز نتوانستهاند خدمات خود را با حسابداری، پرداخت و دیگر نیازهای مالی کسبوکارها یکپارچه کنند. در مقابل، برخی شرکتهای نرمافزاری بدون داشتن مجوز معتمد، مشتریان گستردهتری دارند و از فروش ماژولهای مالیاتی درآمد کسب میکنند.
سرپیری آینده این بازار را فقط در اختیار چند شرکت بزرگ نمیبیند. شرکتهای تخصصی نیز درصورتیکه فناوری یا محصولی متناسب با نیاز یک بخش مشخص از بازار داشته باشند، میتوانند ماندگار شوند. عامل تعیینکننده اندازه شرکت نیست؛ توانایی ساخت سبدی یکپارچه و ارزشمند از خدمات است.
هوش مصنوعی میتواند بخشی از این ارزش را ایجاد کند. سامانه مؤدیان اکنون از تحلیل داده برای سنجش ریسک و غربال مؤدیان استفاده میکند. تیس نیز قصد دارد از این فناوری برای شناسایی اشتباهات و ریسکهای احتمالی استفاده کند و پیش از ایجاد مسئله، به مؤدی هشدار دهد.
بااینحال، شرکتهای معتمد برای بررسی پسینی صورتحسابها و ارائه بعضی خدمات مدیریت ریسک با محدودیت قانونی روبهرو هستند. سرپیری معتقد است شرکت معتمد باید بتواند علاوه بر انتقال اطلاعات، به مؤدی برای شناخت و اصلاح ریسک کمک کند.
او بیثباتی مدیریتی و مقرراتی را یکی از ضعفهای اصلی تنظیمگری این بازار میداند. تغییر مکرر مدیریت، تمدید چندباره مهلتها و اصلاح پیوسته قواعد، آینده سرمایهگذاری را پیشبینیناپذیر کرده است. از نگاه او، این صنعت به فرماندهی یکپارچه، اصلاح قانون و مدل درآمدی روشن نیاز دارد؛ در غیر این صورت، مجوزی که با سرمایهگذاری سنگین دریافت شده، الزاماً به یک کسبوکار پایدار تبدیل نخواهد شد.