آیا دیجی‌کالا پول خودش را می‌سازد؟

آیا دیجی‌کالا پول خودش را می‌سازد؟

از دیجی‌کوین و بانک‌های زمان تا روباکس و بیتس؛ آیا آینده پول با ظهور واحدهای ارزش پلتفرمی و هم‌زیستی آنها با پول رسمی شکل خواهد گرفت؟
۹ دقیقه مدت مطالعه

مینا والی، عضو هیئت‌مدیره راه‌کار / درباره بانک‌های زمان قبلاً چیزهایی شنیده بودم، اما همیشه در گوشه‌ای از ذهنم به‌عنوان ایده‌های آرمان‌گرایانه اقتصادی مانده بود. تا اینکه این روزها اپلیکیشنی به نام «ساکو» رسانه‌ای شد و دوباره سراغ مفهوم بانک زمان رفتم.

ایده ساکو ساده است: به‌جای پول، با زمان پرداخت کنید. با مهارتی که داریم کاری را انجام می‌دهیم مثلا یک ساعت آموزش تنیس می‌دهیم و بابت این یک ساعت اعتبار زمانی می‌گیریم و بعد آن اعتبار را برای گرفتن سرویس از فرد دیگری خرج می‌کنیم. خود پلتفرم می‌گوید «زمان، پول جدید شماست». تجربه این روزهایم در ترجمهٔ کتاب «توکن‌ها» نوشتهٔ ریچل اُدوایر هم شاخک‌هایم را تیز کرد. این بار، برخلاف دفعات قبل، بانک زمان برایم فقط یک تجربه اجتماعی حاشیه‌ای نبود. این سؤال شکل گرفت که آیا ممکن است در کنار پول رسمی، واحدهای دیگری هم برای سنجش و انتقال ارزش داشته باشیم؟

تقریباً هم‌زمان، در یکی از خریدهایم از دیجی‌کالا با «دیجی‌کوین» روبه‌رو شدم. عمداً می‌گویم «چیزی» به این نام، چون هنوز نمی‌دانم دیجی‌کالا چه برنامه‌ای برای آن دارد. آنچه امروز می‌بینیم بیشتر شبیه نسل تازه‌ای از امتیاز باشگاه مشتریان است تا یک توکن به معنای دقیق کلمه: از خرید یا انجام مأموریت امتیاز می‌گیرید، امتیاز به دیجی‌کوین تبدیل می‌شود و دیجی‌کوین در خرید بعدی تا سقف ۲۰ درصد مبلغ سبد خرید قابل استفاده است. در رابط کاربری هم هر دیجی‌کوین معادل هزار تومان نمایش داده می‌شود.

شاید همه ماجرا همین باشد؛ یک نام جذاب‌تر برای امتیاز وفاداری. اما کلمه «کوین» ذهن را به جای دیگری می‌برد. آیا روزی انتقال آن میان کاربران ممکن می‌شود؟ آیا فروشندگان مارکت‌پلیس آن را می‌پذیرند؟ هیچ نشانه‌ای از وجود چنین برنامه‌ای نداریم، اما همین که چنین مسیری از نظر فنی و کسب‌وکاری قابل تصور است، به نظرم نکته مهمی درباره آینده پرداخت می‌گوید.

دیجی‌کالا در این مسیر، اولین نیست. روبلاکس «روباکس» دارد و آن را ارز رسمی خدمات خودش می‌نامد، هرچند تأکید می‌کند جایگزین پول واقعی نیست؛ برخی سازندگان هم می‌توانند روباکس به‌دست‌آمده را به پول واقعی تبدیل کنند. توییچ (متعلق به آمازون) «بیتس» دارد که از نظر حقوقی کالای مجازی است، اما کاربر آن را می‌خرد تا از استریمرها حمایت کند. پیش‌تر هم فیس‌بوک بلندپروازانه‌ترین نسخه همین رؤیا را رونمایی کرده بود: لیبرا و کیف پول کالیبرا، پولی جهانی برای واتس‌اپ و مسنجر که در ادامه به دیم و نووی تغییر نام داد و نهایتاً آن رؤیا محقق نشد. اما ایده پشت آن زنده مانده است: وقتی میلیاردها نفر زندگی دیجیتالشان را در یک پلتفرم می‌گذرانند، چرا همان پلتفرم بخشی از مناسبات مالی آنها را هم در اختیار نگیرد؟

این فقط علاقهٔ شرکت‌های فناوری به «ساخت پول» نیست. پلتفرم هرچه بزرگ‌تر می‌شود، سعی می‌کند اجزای بیشتری از رابطه کاربرانش را درون مرزهای خودش نگه دارد. خریدار و فروشنده را به هم می‌رساند، هویت کاربر را در اختیار می‌گیرد، داده جمع می‌کند، لجستیک، اعتبار و کیف پول اضافه می‌کند و طبیعی است که دیر یا زود به خود لحظه پرداخت برسد. اگر بتواند واحد ارزش اختصاصی هم بسازد، یک قدم جلوتر رفته است؛ دیگر فقط محل انجام معامله نیست، بخشی از قواعد اقتصاد داخلش را هم خودش می‌نویسد.

چرا اصلاً پلتفرم به کوین نیاز دارد؟ پاسخ بیش از آنکه پولی باشد، پلتفرمی است. وقتی کاربر پولش را به واحد داخلی یک پلتفرم تبدیل می‌کند، احتمال اینکه آن ارزش دوباره در همان اکوسیستم خرج شود بیشتر می‌شود. واحد داخلی، اصطکاک پرداخت‌های خرد را کم می‌کند و امکان طراحی پاداش و مشوق را می‌دهد. پرداخت چند سنت برای واکنش به لحظه‌ای از یک پخش زنده با کارت بانکی چندان منطقی نیست، اما خرج کردن چند بیتس تجربه‌ای سیملس است. همین موضوع درباره خرید یک آیتم کوچک در بازی با موجودی روباکس هم صدق می‌کند. توکن فاصله روانی و عملی میان تصمیم و پرداخت را کم می‌کند و برای پلتفرم هم این مزیت را دارد که کاربر را برای هر پرداخت دوباره به ریل بیرونی نفرستد. شاید بهتر باشد این واحدها را نه رقیب پول، بلکه لایه‌ای میان کاربر و پول ببینیم.

ساکو این منطق را یک قدم جلوتر می‌برد، چون اساساً نمی‌خواهد ارزش را با یورو بسنجد؛ واحد حسابش دقیقه است. با این حال، آنچه در ساکو اتفاق می‌افتد بازگشت به مبادله پایاپای نیست. اگر من یک ساعت تنیس به شما آموزش بدهم، لازم نیست شما هم یک ساعت خدمتی به من ارائه کنید. من ۶۰ دقیقه اعتبار می‌گیرم و می‌توانم آن را نزد شخص سومی خرج کنم. یک دفترکل میان معامله اول و دوم قرار گرفته است؛ همان جایی که بانک زمان به پول شباهت پیدا می‌کند.

در فصل چهارم کتاب «توکن‌ها»، دقیقاً همین نظام‌های اعتبار متقابل بررسی شده‌اند: حساب فرد با ارائه خدمت بستانکار می‌شود و بدهی به یک عضو را می‌توان با خدمت به عضوی دیگر جبران کرد؛ پول معمول جایش را به نوعی دفترکل اجتماعی می‌دهد. ایده تازه‌ای هم نیست و ریشه آن به قرن نوزدهم برمی‌گردد. آنچه تغییر کرده، امکان اجرای ساده‌تر و گسترده‌تر چنین نظام‌هایی با کمک پلتفرم‌های دیجیتال است. نکته دیگر اینکه ساکو کاملاً آرمان‌گرایانه هم عمل نمی‌کند؛ ارائه‌دهنده خودش تعیین می‌کند خدمتش چند دقیقه می‌ارزد. در نتیجه، واحد سنجش از پول به زمان تغییر کرده، اما تفاوت ارزش خدمات و منطق عرضه و تقاضا همچنان باقی مانده است.

مهم‌ترین اشتباه شاید این باشد که عجله کنیم این پدیده‌ها را در یکی از دو جعبه «پول است» یا «پول نیست» بگذاریم. دیجی‌کوین فعلاً بیشتر امتیاز وفاداری است، بیتس کالای مجازی است، روباکس واحد ارزش درون یک پلتفرم است که خود روبلاکس آن را جایگزین پول واقعی نمی‌داند و دقیقه ساکو هم اعتبار زمانی است. اما همه آنها برخی رفتارهای پولی دارند: کسب و خرج می‌شوند، ارزش را ثبت می‌کنند، دفترکل دارند و از قواعد مشخصی برای انتشار و مصرف پیروی می‌کنند.

شاید سؤال بهتر این باشد که هرکدام چند کارکرد از سه کارکرد کلاسیک پول، یعنی ابزار مبادله، واحد سنجش و ذخیره ارزش، را بر عهده گرفته‌اند. کتاب «توکن‌ها» هم بحثش را از همین سه کارکرد آغاز می‌کند و شاید همین ناقص بودن راز بقای چنین توکن‌هایی باشد. چون از لحظه‌ای که یک دیجی‌کوین فرضی بتواند آزادانه منتقل شود، نزد هزاران کسب‌وکار پذیرفته شود و به ریال تبدیل شود، دیگر فقط با باشگاه مشتریان طرف نیستیم؛ وارد قلمرو پرداخت، ذخیره ارزش، مبارزه با پول‌شویی و تنظیم‌گری مالی شده‌ایم. لیبرا دقیقاً نشان داد عبور از این مرز چقدر دشوار است.

همیشه سؤال‌های این شکلی من را به کتاب فلسفه پول برمی‌گرداند. جایی که گئورگ زیمل به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پول اشاره کرده بود: پول می‌تواند چیزهای بسیار متفاوت را به یک معیار مشترک برساند. پلتفرم‌ها تا حدی عکس این عمل می‌کنند؛ به‌جای یک واحد عمومی برای همه‌چیز، واحدهایی می‌سازند که فقط در زمینه‌ای مشخص معنا دارند. روباکس بیرون از روبلاکس، بیتس بیرون از توییچ، دقیقه ساکو بیرون از همان شبکه خدمات و دیجی‌کوین بیرون از اکوسیستم دیجی‌کالا ارزش عملی محدودی دارند. این محدودیت از زاویه پلتفرم دقیقاً یک مزیت است: پول رسمی باید همه‌جا کار کند، اما توکن پلتفرمی فقط باید یک رفتار خاص را در یک محیط خاص تسهیل کند. به همین دلیل بعید می‌دانم این توکن‌ها در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به رقیبی جدی برای پول‌های رسمی تبدیل شوند.

فرض کنیم ساکو بسیار موفق شود؛ آیا می‌توان با دقیقه ساکو اجاره خانه یا مالیات پرداخت کرد؟ همین سؤال درباره دیجی‌کوین هم وجود دارد. حتی اگر روزی انتقال آن میان کاربران ممکن شود، بعید است کسی پس‌اندازش را به دیجی‌کوین نگه دارد؛ استفاده از آن برای تخفیف یا پرداخت بخشی از خرید بعدی بسیار محتمل‌تر است.

مشکل بنیادی این واحدها پذیرش محدود است. قدرت پول رسمی از رابط کاربری خوب یا فناوری برتر نمی‌آید؛ از این می‌آید که تقریباً همه آن را قبول دارند و حقوق، مالیات، بدهی و اجاره با آن تسویه می‌شود. توکن پلتفرمی چنین شبکه‌ای ندارد و شاید اصلاً نباید داشته باشد.

آینده‌ای که محتمل‌تر می‌بینم نه جایگزینی پول، بلکه هم‌زیستی با آن است. دیجی‌کالا خودش نمونه کوچکی از این وضعیت را ساخته است: یک تراکنش می‌تواند هم‌زمان دو واحد داشته باشد؛ بخشی دیجی‌کوین و باقی ریال. شاید یک قهوه را بخشی با امتیاز وفاداری و باقی را با ریال بخرم. برای یک تولیدکننده محتوا مبلغ بسیار کوچکی را با توکن پلتفرم بفرستم. خدمتی کوچک را در بانک زمان با دقیقه تسویه کنم. اما وقتی نوبت به حقوق، اجاره، پس‌انداز و مالیات می‌رسد، دوباره به پول رسمی برگردم.

تا امروز وقتی از آینده پول حرف می‌زنیم، معمولاً دنبال جانشین می‌گردیم: آیا بیت‌کوین جای پول فیات را می‌گیرد؟ آیا پول دیجیتال بانک مرکزی جای اسکناس را خواهد گرفت؟ شاید آینده این‌قدر صفر و یکی نباشد.

احتمالاً پول رسمی همچنان در پایین این معماری باقی می‌ماند؛ واحدی که ارزش نهایی با آن سنجیده و بدهی‌های اصلی با آن تسویه می‌شوند. اما روی آن لایه‌های متعددی از اعتبار، امتیاز و توکن شکل می‌گیرد، بی‌آنکه کاربر همیشه متوجه این لایه‌ها باشد. پول رسمی می‌تواند ریل تسویه باشد و توکن پلتفرم رابط پرداخت.

اگر چنین شود، رقابت دیگر فقط میان بانک‌ها، پی‌اس‌پی‌ها و کیف پول‌ها نیست. پلتفرم‌هایی هم که رابطه روزانه با مشتری دارند وارد میدان می‌شوند و یک مزیت بزرگ دارند: کاربر از قبل آنجاست.

در نهایت شاید خود دیجی‌کوین چندان مهم نباشد. ممکن است دو سال دیگر همین نام هم وجود نداشته باشد و ساکو هم شاید هیچ‌وقت از جامعه‌ای کوچک فراتر نرود. اما روندی که پشت آنها قرار دارد مهم‌تر است. کتاب «توکن‌ها» یک پرسش ساده و بنیادی مطرح می‌کند: چه کسی توکن را منتشر می‌کند و چه کسی پرداخت را پردازش می‌کند؟ پلتفرمی که دفترکل را در اختیار دارد فقط شاهد تراکنش نیست؛ می‌تواند قواعد آن را هم بنویسد.

جیکوب گلدستاین هم در کتاب «پول؛ داستان واقعی یک چیز الکی» یادآوری می‌کند که پول چیزی بسیار پیچیده‌تر از یک شیء فیزیکی است و همراه با فناوری و نیازهای اجتماعی مدام تغییر کرده است. شاید تغییر بعدی هم نه اختراع «پول آینده»، بلکه تکثیر چیزهایی باشد که بخشی از کار پول را انجام می‌دهند.

بعید می‌دانم در آینده نزدیک ساعت‌های بانک زمان، روباکس، بیتس یا دیجی‌کوین جای ریال، یورو و دلار را بگیرند؛ حتی بعید می‌دانم بیشتر آنها روزی به معنای کامل کلمه «پول» شوند. اما احتمال دیگری را جدی‌تر می‌بینم: اینکه بخشی از پرداخت‌های خرد، اقتصاد تولید محتوا، بازی‌ها و برنامه‌های وفاداری را به خود اختصاص دهند و حتی در برخی خریدها، در کنار پول رسمی، بخشی از مبلغ تراکنش را پوشش دهند.

اگر چنین شود، آینده پول نه بازگشت به پایاپای است و نه پایان پول رسمی؛ شاید ساده‌تر و در عین حال پیچیده‌تر باشد: یک پرداخت، چند واحد ارزش.

و شاید پرسش مهم صنعت پرداخت هم دیگر این نباشد که «چه چیزی جای پول را می‌گیرد؟» بلکه این باشد که وقتی هر پلتفرم بتواند بخشی از ارزش را با واحد خودش تعریف و جابه‌جا کند، چه‌قدر از پرداخت همچنان در اختیار نظام پرداخت سنتی باقی می‌ماند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل