سه نمودار ابتدای این گزارش، سه بخش از یک داستان واحد را روایت میکنند: قدرت خرید نقدینگی موجود در اقتصاد کاهش یافته، پول با سرعت بیشتری دستبهدست میشود و از سال ۱۳۹۷ به بعد، تورم بیش از گذشته از رشد نقدینگی فاصله گرفته است. معنای ساده این تحولات آن است که مسئله امروز اقتصاد ایران فقط «چقدر پول تولید میشود» نیست؛ «مردم با چه سرعتی از پول فرار میکنند» نیز به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است.
منبع هر سه نمودار: روزنامه دنیای اقتصاد، شماره ۶۶۰۸، ۲۵ تیر ۱۴۰۵.
مردم دیگر پول را مثل گذشته نگه نمیدارند
سالها توضیح رایج درباره تورم ایران این بود که هرچه حجم پول و نقدینگی بیشتر شود، قیمتها نیز دیر یا زود افزایش پیدا میکنند. این توضیح همچنان درست است، اما دیگر برای توصیف وضعیت امروز اقتصاد ایران کافی نیست.
بر اساس محاسبات دنیای اقتصاد، حجم اسمی نقدینگی در سال ۱۴۰۴ بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته، اما نقدینگی حقیقی، یعنی قدرت خرید واقعی این حجم پول، نسبت به سال قبل حدود ۱۲ درصد کاهش پیدا کرده است. در یک بازه بلندتر نیز نقدینگی حقیقی از حدود ۲۳ هزار و ۱۸۵ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۰ به حدود ۱۵ هزار و ۴۵۲ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده؛ یعنی نزدیک به یکسوم کاهش یافته است.
این دو عدد در نگاه اول متناقض به نظر میرسند: چگونه ممکن است نقدینگی بیش از ۵۰ درصد رشد کند، اما قدرت خرید آن کمتر شود؟ پاسخ در سرعت افزایش قیمتهاست. هنگامی که قیمتها سریعتر از حجم نقدینگی افزایش پیدا میکنند، ارزش واقعی پول موجود در اقتصاد کاهش مییابد.
به بیان ساده، تعداد ریالها بیشتر شده، اما هر ریال نسبت به گذشته کالا و خدمات کمتری میخرد.
سرعت گردش پول چرا مهم شده است؟
نمودار دوم نشان میدهد سرعت گردش نقدینگی از ۱٫۱۲ بار در سال ۱۳۹۸ به حدود ۲٫۰۵ بار در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ افزایشی در حدود ۸۳ درصد. سرعت گردش پول نشان میدهد هر واحد پول در طول یک سال چند بار برای خرید کالا، خدمات یا دارایی استفاده میشود.
افزایش سرعت گردش پول لزوماً اتفاق بدی نیست. در یک اقتصاد رو به رشد، افزایش معاملات و فعالیتهای اقتصادی میتواند سرعت گردش پول را بالا ببرد. اما در اقتصاد تورمی، علت این افزایش متفاوت است: مردم میکوشند پول خود را سریعتر خرج یا به دارایی دیگری تبدیل کنند، زیرا انتظار دارند ارزش آن در آینده کمتر شود.
در چنین شرایطی، پول به چیزی شبیه یک «دارایی داغ» تبدیل میشود. کسی مایل نیست آن را برای مدت طولانی نگه دارد. حقوق و درآمد پس از دریافت، سریعتر به کالا، ارز، طلا، مسکن، سهام یا سایر داراییها تبدیل میشود. بنگاهها نیز تلاش میکنند فاصله میان دریافت پول و خرید مواد اولیه یا دارایی را کوتاهتر کنند.
این تغییر رفتار اهمیت زیادی دارد، زیرا باعث میشود حتی بدون شتابگرفتن فوری رشد نقدینگی، فشار بیشتری بر قیمتها وارد شود. پول موجود با سرعت بیشتری وارد بازارها میشود و تقاضای اسمی را افزایش میدهد.
چرا تورم از رشد نقدینگی جلو زده است؟
نمودار سوم یکی از مهمترین تغییرات اقتصاد ایران را نشان میدهد. تا پیش از سال ۱۳۹۷، در بیشتر دورهها نرخ رشد نقدینگی بالاتر از تورم قرار داشت. بخشی از پول جدید در قالب سپردههای بانکی نگهداری میشد و با تأخیر وارد بازار کالا و دارایی میشد.
از سال ۱۳۹۷ به بعد، این رابطه تغییر کرده است. تورم در دورههای متعددی از رشد نقدینگی پیشی گرفته و فاصله میان این دو متغیر بیشتر شده است. در خرداد ۱۴۰۵ نیز تورم نقطهبهنقطه، بنا بر گزارش دنیای اقتصاد، به حدود ۸۸ درصد رسیده است.
این تغییر را میتوان نتیجه ترکیب چند عامل دانست:
نخست، اعتماد به حفظ ارزش ریال کاهش یافته است. دوم، خانوارها و بنگاهها سهم داراییهای ریالی را در سبد خود کمتر کردهاند. سوم، سرعت تبدیل درآمد و سپرده به کالا یا دارایی افزایش یافته است. در نتیجه، قدرت تورمزایی هر واحد نقدینگی بیشتر از گذشته شده است.
به همین دلیل، مقایسه ساده نرخ رشد نقدینگی و تورم دیگر تصویر کاملی از وضعیت اقتصاد ارائه نمیدهد. ممکن است رشد نقدینگی برای مدتی کاهش پیدا کند، اما تا زمانی که انتظارات تورمی و سرعت گردش پول بالا باقی بماند، تورم همچنان مقاومت کند.
معنای این تغییر برای صنعت پرداخت چیست؟
برای صنعت بانکداری و پرداخت، افزایش سرعت گردش پول میتواند ظاهری فریبنده داشته باشد. رشد تعداد یا ارزش اسمی تراکنشها الزاماً به معنای رشد واقعی مصرف یا بزرگترشدن اقتصاد نیست. بخشی از افزایش مبلغ تراکنشها صرفاً بازتاب افزایش قیمتها و کاهش ارزش پول است.
در چنین محیطی ممکن است حجم ریالی پرداختها با سرعت زیادی افزایش پیدا کند، در حالی که تعداد واقعی کالاها و خدمات خریداریشده رشد چندانی نکرده باشد. بنابراین بانکها، شرکتهای پرداخت و کسبوکارهای فینتکی باید در تحلیل عملکرد خود، رشد اسمی را از رشد واقعی جدا کنند.
افزایش سرعت گردش پول همچنین میتواند الگوی استفاده از خدمات مالی را تغییر دهد. مشتریان احتمالاً مانده کمتری در حسابهای جاری، کیفپولها و ابزارهای پرداخت نگه میدارند و پول را سریعتر میان حساب بانکی، خرید کالا و بازارهای دارایی جابهجا میکنند.
خطر اصلی؛ تورم، کسری بودجه و نقدینگی یکدیگر را تقویت کنند
آینده تورم بیش از هر چیز به واکنش دولت و شبکه بانکی بستگی دارد. اقتصاد ایران اکنون در نقطهای قرار دارد که میتواند وارد یک چرخه خودتقویتکننده شود.
تورم بالا هزینههای دولت را افزایش میدهد. حقوق کارکنان و بازنشستگان، یارانهها، کالابرگ، هزینه تأمین انرژی و مخارج خدمات عمومی با افزایش قیمتها بیشتر میشوند. در مقابل، درآمدهای دولت، بهویژه درآمدهای نفتی، پایدار نیستند و ممکن است متناسب با هزینهها افزایش پیدا نکنند.
در چنین وضعیتی کسری بودجه بزرگتر میشود. اگر این کسری از طریق شبکه بانکی، استقراض پولی یا فشار بر منابع بانک مرکزی تأمین شود، رشد نقدینگی دوباره شتاب میگیرد. نقدینگی بیشتر در شرایطی که سرعت گردش پول نیز بالاست، تورم را تشدید میکند. سپس تورم بالاتر بار دیگر هزینههای دولت را افزایش میدهد.
این همان حلقهای است که میتوان آن را چنین خلاصه کرد:
تورم بیشتر ← هزینههای بالاتر دولت ← کسری بودجه بیشتر ← رشد نقدینگی ← تورم بیشتر
خطر اصلی آینده نه صرفاً بالا ماندن تورم، بلکه فعالشدن کامل این چرخه است.
سه مسیر پیش روی اقتصاد ایران
مسیر نخست؛ مهار تدریجی تورم
در سناریوی امیدوارکننده، دولت رشد نقدینگی را کنترل میکند، کسری بودجه را از روشهای غیرپولی تأمین میکند و از تصمیمهایی که انتظارات تورمی را تشدید میکنند، فاصله میگیرد.
در این مسیر، ممکن است تورم فوراً کاهش پیدا نکند. سرعت گردش پول و بیاعتمادی عمومی با چند تصمیم کوتاهمدت به وضعیت قبلی بازنمیگردد. اما اگر جامعه ببیند رشد نقدینگی، کسری بودجه و نرخ ارز در مسیر باثباتتری قرار گرفتهاند، سرعت خرجکردن پول بهتدریج کاهش مییابد و تقاضا برای نگهداری داراییهای ریالی میتواند احیا شود.
مسیر دوم؛ تثبیت موقت بدون اصلاح ساختاری
در سناریوی میانی، افزایش درآمدهای نفتی، استفاده از ذخایر ارزی و طلا یا کاهش محدودیتهای خارجی، برای مدتی بازار ارز و انتظارات تورمی را آرام میکند.
این شرایط میتواند برای اقتصاد زمان بخرد، اما مسئله اصلی را حل نمیکند. اگر درآمدهای جدید صرف افزایش هزینههای جاری شود و اصلاح بودجه، نظام یارانهای و ناترازی بانکی به تعویق بیفتد، تورم پس از یک دوره آرامش دوباره بازمیگردد.
اقتصاد ایران این مسیر را در دورههای مختلف تجربه کرده است: درآمدهای بیشتر، فشار را موقتاً کاهش میدهند، اما با کاهش دوباره درآمدها، همان ناترازیهای قبلی آشکار میشوند.
مسیر سوم؛ شکلگیری چرخه تورمی شدیدتر
در سناریوی بدبینانه، دولت قادر به مهار کسری بودجه نیست و رشد نقدینگی در واکنش به تورم افزایش پیدا میکند. همزمان، مردم نیز سرعت تبدیل ریال به کالا و دارایی را بیشتر میکنند.
در این وضعیت، هم حجم پول و هم سرعت حرکت آن افزایش مییابد. ترکیب این دو میتواند تورم را وارد مرحلهای ناپایدارتر کند؛ مرحلهای که در آن سیاستهای کوتاهمدت مانند تزریق ارز، کنترل دستوری قیمت یا محدودکردن بازارها، تنها برای مدتی نشانههای بحران را پنهان میکنند.
چه شاخصهایی باید زیر نظر باشند؟
برای ارزیابی اینکه اقتصاد ایران به کدام مسیر نزدیک میشود، فقط نگاهکردن به نرخ تورم کافی نیست. در ماههای آینده دستکم چهار شاخص اهمیت بیشتری خواهند داشت:
رشد نقدینگی: افزایش بیش از ۵۰ درصدی نقدینگی در سال ۱۴۰۴ یک علامت هشدار است. ادامه این روند در محیطی با سرعت گردش پول بالا، اثر تورمی بیشتری از گذشته خواهد داشت.
نقدینگی حقیقی: ادامه کاهش این شاخص نشان میدهد مردم و بنگاهها همچنان تمایل کمتری به نگهداری داراییهای ریالی دارند.
سرعت گردش پول: اگر این شاخص همچنان افزایش پیدا کند، حتی کنترل نسبی رشد نقدینگی نیز ممکن است برای کاهش سریع تورم کافی نباشد.
کسری بودجه و شیوه تأمین آن: مهمتر از خود کسری، روشی است که برای تأمین آن انتخاب میشود. انتشار اوراق در بازاری برخوردار از اعتماد، اثر متفاوتی با تأمین مالی از بانکها و منابع پولی دارد.
آینده بیش از آنکه پولی باشد، مسئله اعتماد است
اقتصاد ایران همچنان ابزارهایی برای جلوگیری از تشدید بحران دارد. ذخایر ارزی و طلا، امکان انتشار اوراق بدهی، درآمدهای مالیاتی و ظرفیتهای صادراتی میتوانند در کوتاهمدت به حفظ ثبات کمک کنند. اما این ابزارها تنها زمانی مؤثر خواهند بود که برای خریدن زمان و اجرای اصلاحات استفاده شوند، نه برای بهتعویقانداختن آنها.
سه نمودار ابتدای این گزارش نشان میدهند که رفتار مردم در برابر پول تغییر کرده است. ریال سریعتر از گذشته خرج میشود، قدرت خرید نقدینگی کاهش یافته و تورم دیگر تنها تابع مقدار پول جدید نیست.
بنابراین مهار تورم نیز فقط با محدودکردن ترازنامه بانکها یا تعیین یک هدف کمی برای رشد نقدینگی ممکن نخواهد بود. سیاستگذار باید همزمان کسری بودجه، ناترازی بانکها، بیثباتی ارزی و مهمتر از همه، انتظارات عمومی را مدیریت کند.
در اقتصاد امروز ایران، بازگرداندن اعتماد به پول شاید دشوارتر از کنترل مقدار آن باشد؛ اما بدون این اعتماد، هر ریالی که وارد اقتصاد میشود میتواند سریعتر از گذشته به افزایش قیمتها منجر شود.
در همین زمینه پیشنهاد میکنم مقاله «فرار از ریال؛ جنگ هفت بازار برای پسانداز ایرانیان» به قلم رضا قربانی را مطالعه کنید؛ همچنین ابزار تعاملی «برندهها و بازندههای ۲۵ سال سرمایهگذاری در ایران» را مشاهده کنید.