بلکراک در پایان سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ به رکورد ۱۵.۳۴ هزار میلیاد دلار (همد) دارایی تحت مدیریت رسید؛ رقمی که تاکنون هیچ شرکت مدیریت دارایی دیگری تجربه نکرده است. این شرکت در سه ماه منتهی به ژوئن، حدود ۱۹۲ میلیارد دلار پول تازه جذب کرد و مجموع ورود خالص سرمایه آن در نیمه نخست سال را به ۳۲۱ میلیارد دلار رساند. درآمد فصل نیز با رشد ۳۱ درصدی به ۷.۰۸ میلیارد دلار رسید و سود تعدیلشده هر سهم ۱۳.۹۱ دلار اعلام شد.
عدد ۱۵.۳ تریلیون دلار بهاندازهای بزرگ است که از تولید ناخالص داخلی اسمی همه کشورهای جهان بهجز آمریکا و چین بیشتر به نظر میرسد و تقریبا سه برابر تولید اقتصادی سالانه آلمان است. بااینحال، این مقایسه باید با احتیاط انجام شود؛ دارایی تحت مدیریت یک «موجودی سرمایه» در یک تاریخ مشخص است، اما تولید ناخالص داخلی، جریان تولید کالا و خدمات در طول یک سال را اندازه میگیرد.
بلکراک در مقیاس اقتصادهای بزرگ جهان
دارایی تحت مدیریت بلکراک از تولید ناخالص داخلی اسمی همه کشورها بهجز آمریکا و چین بیشتر است.
۱۵٫۳ تریلیون دلار بلکراک کجا قرار دارد؟
بیش از نیمی از داراییهای تحت مدیریت بلکراک در سهام و حدود یکپنجم در اوراق قرضه و سایر داراییهای درآمد ثابت سرمایهگذاری شده است.
موضوع اصلی بنابراین فقط بزرگی عدد نیست. سؤال مهمتر این است که این ۱۵.۳ تریلیون دلار متعلق به چه کسانی است، در چه داراییهایی قرار گرفته، بلکراک چگونه از آن درآمد کسب میکند و تمرکز چنین حجمی از سرمایه در یک شبکه واحد چه پیامدهایی برای بازار سرمایه، صندوقهای بازنشستگی، رمزارز، فناوری مالی و حتی سیاست بینالملل دارد.
۱۵ تریلیون دلار پول بلکراک نیست
مهمترین سوءبرداشت درباره رکورد جدید بلکراک این است که این شرکت مالک ۱۵.۳ تریلیون دلار دارایی شده است. چنین برداشتی درست نیست.
این پول عمدتا متعلق به صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه، صندوقهای ثروت ملی، بانکها، دانشگاهها، شرکتها، دولتها و میلیونها سرمایهگذار حقیقی است. بلکراک به نمایندگی از این مشتریان داراییها را مدیریت میکند و در ازای مدیریت، ارائه زیرساخت، تحلیل داده، اعطای مجوز استفاده از فناوری و گاهی عملکرد بهتر از شاخص، کارمزد دریافت میکند.
در واقع، بلکراک را باید نه یک خزانه ۱۵ تریلیون دلاری، بلکه یکی از بزرگترین شبکههای هدایت سرمایه جهان دانست. این شبکه تصمیم میگیرد سرمایه مشتریان از چه مسیرهایی به سهام، اوراق قرضه، صندوقهای قابل معامله، بازار پول، زیرساخت، املاک، اعتبار خصوصی یا داراییهای دیجیتال برسد.
البته تعلق داراییها به مشتریان به معنای بیقدرت بودن مدیر دارایی نیست. بلکراک در بسیاری از صندوقها مسئول انتخاب محصول، بازمتوازنسازی پرتفوی، مدیریت ریسک و در صورت واگذاری اختیار، رأی دادن به سهام شرکتهاست. بنابراین باید میان «مالکیت اقتصادی داراییها» و «قدرت ناشی از مدیریت، توزیع و اعمال حق رأی» تمایز قائل شد.
چه چیزی بلکراک را از ۱۴ تریلیون به ۱۵.۳ تریلیون دلار رساند؟
بلکراک سال ۲۰۲۵ را با حدود ۱۴ تریلیون دلار دارایی تحت مدیریت به پایان رسانده بود. در پایان مارس ۲۰۲۶، این رقم ۱۳.۸۹ تریلیون دلار بود و سه ماه بعد به ۱۵.۳۴ تریلیون دلار رسید؛ یعنی داراییهای تحت مدیریت شرکت تنها در یک فصل حدود ۱.۴۵ تریلیون دلار افزایش یافت.
اما فقط بخش کوچکی از این افزایش حاصل ورود پول تازه بود.
| عامل تغییر دارایی تحت مدیریت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ | اثر بر داراییها |
|---|---|
| افزایش ارزش بازار داراییها | ۱.۲۸۴ تریلیون دلار |
| ورود خالص سرمایه مشتریان | ۱۹۱.۷ میلیارد دلار |
| فروش و تحقق سرمایهگذاریها | منفی ۷.۲ میلیارد دلار |
| تغییرات نرخ ارز | منفی ۱۸.۱ میلیارد دلار |
| افزایش نهایی دارایی تحت مدیریت | ۱.۴۵۰ تریلیون دلار |
محاسبه راه پرداخت بر پایه صورت مالی رسمی بلکراک نشان میدهد رشد بازارها بهتنهایی معادل حدود ۸۸.۵ درصد افزایش نهایی داراییهای فصل بود. پول تازه مشتریان نیز اثری معادل ۱۳.۲ درصد افزایش نهایی داشت، اما بخشی از این دو عامل با فروش داراییها و تغییرات نرخ ارز خنثی شد.
این تفکیک اهمیت زیادی دارد. در تیترها ممکن است چنین به نظر برسد که سرمایهگذاران در سه ماه ۱.۴۵ تریلیون دلار پول تازه به بلکراک سپردهاند؛ در حالی که رقم واقعی ورود خالص سرمایه حدود ۱۹۲ میلیارد دلار بوده است. بخش اصلی جهش از افزایش قیمت سهام، اوراق و دیگر داراییهای موجود در صندوقها ناشی شده است.
تنها افزایش ارزش بازار بخش سهام، بیش از ۱.۱۶ تریلیون دلار به داراییهای بلکراک اضافه کرد. بنابراین رکورد ۱۵ تریلیون دلاری همانقدر که نشانه موفقیت بلکراک در جذب سرمایه است، به وضعیت مساعد بازارهای مالی نیز وابستگی دارد.
این ۱۵.۳ تریلیون دلار دقیقا کجا قرار دارد؟
صورت مالی بلکراک محل همه سرمایهگذاریها را به تفکیک کشور یا شرکت نشان نمیدهد، اما ترکیب کلی داراییها را بر اساس نوع محصول مشخص میکند.
| طبقه دارایی | دارایی تحت مدیریت | سهم از کل | ورود یا خروج خالص سرمایه در فصل |
|---|---|---|---|
| سهام | ۸.۸۸۸ تریلیون دلار | ۵۸ درصد | مثبت ۷۱.۶ میلیارد دلار |
| اوراق قرضه و درآمد ثابت | ۳.۳۹۰ تریلیون دلار | ۲۲ درصد | مثبت ۹۲.۱ میلیارد دلار |
| راهبردهای چنددارایی | ۱.۳۴۷ تریلیون دلار | ۹ درصد | مثبت ۱۶.۸ میلیارد دلار |
| مدیریت نقد و بازار پول | ۱.۰۶۹ تریلیون دلار | ۷ درصد | منفی ۷.۴ میلیارد دلار |
| سرمایهگذاریهای جایگزین | ۴۴۹.۴ میلیارد دلار | حدود ۳ درصد | مثبت ۲۲ میلیارد دلار |
| کالاها و ارزها | ۱۵۱.۸ میلیارد دلار | حدود یک درصد | منفی ۲۵۴ میلیون دلار |
| داراییهای دیجیتال | ۴۸.۸ میلیارد دلار | حدود ۰.۳ درصد | منفی ۳.۱ میلیارد دلار |
سهام؛ بزرگترین مخزن سرمایه
حدود ۸.۹ تریلیون دلار، معادل ۵۸ درصد داراییهای بلکراک، در محصولات سهامی قرار دارد. این بخش شامل صندوقهای شاخصی، ETFها و صندوقهای فعال است که در هزاران شرکت بورسی در آمریکا، اروپا، آسیا و بازارهای نوظهور سرمایهگذاری میکنند.
قرار گرفتن سرمایه در صندوق سهامی بلکراک لزوما به معنای آن نیست که مدیران این شرکت شخصا تصمیم گرفتهاند سهام یک شرکت خاص را بخرند. بخش بزرگی از داراییها بهصورت غیرفعال، با هدف بازسازی عملکرد شاخصهایی مانند S&P 500 یا MSCI World مدیریت میشود. در این صندوقها، ترکیب سرمایهگذاری را وزن شرکتها در شاخص تعیین میکند.
اوراق قرضه؛ بزرگترین مقصد پول تازه
بخش درآمد ثابت با ۳.۳۹ تریلیون دلار دارایی، دومین طبقه بزرگ است. نکته مهم آن است که در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۹۲ میلیارد دلار پول تازه وارد محصولات درآمد ثابت بلکراک شد؛ بیشتر از جریان ورودی به صندوقهای سهامی.
این بخش میتواند شامل اوراق خزانه دولتها، اوراق شرکتی، اوراق شهرداریها، اوراق با پشتوانه رهنی و دیگر ابزارهای بدهی باشد. جذابیت نرخهای سود، نیاز سرمایهگذاران نهادی به درآمد قابل پیشبینی و توسعه ETFهای اوراق قرضه در رشد این بخش نقش داشتهاند.
یک تریلیون دلار در مدیریت نقد
حدود ۱.۰۷ تریلیون دلار نیز در محصولات مدیریت نقد و بازار پول قرار دارد. این صندوقها معمولا در اوراق خزانه کوتاهمدت، سپردهها، قراردادهای بازخرید و دیگر ابزارهای بسیار نقدشونده سرمایهگذاری میکنند.
وجود بیش از یک تریلیون دلار در این بخش نشان میدهد بلکراک فقط محل سرمایهگذاری بلندمدت نیست؛ شرکتها و نهادهای بزرگ از زیرساخت آن برای نگهداری و مدیریت نقدینگی روزمره خود نیز استفاده میکنند.
آیشرز؛ کارخانه ۶.۲ تریلیون دلاری ETF
مهمترین موتور رشد بلکراک، مجموعه صندوقهای قابل معامله iShares است. دارایی ETFهای شرکت در پایان ژوئن ۲۰۲۶ به ۶.۲۴۶ تریلیون دلار رسید؛ یعنی حدود ۴۱ درصد کل داراییهای تحت مدیریت بلکراک در قالب ETF نگهداری میشود. این صندوقها در سهماهه دوم نزدیک به ۱۷۸ میلیارد دلار و در نیمه نخست سال حدود ۳۱۰ میلیارد دلار ورود خالص سرمایه داشتند.
دارایی iShares طی سه سال تقریبا دو برابر شده است. این رشد نشان میدهد ETF از یک ابزار تخصصی بازار سرمایه به یکی از کانالهای اصلی توزیع محصولات مالی تبدیل شده است.
ETF چند ویژگی را همزمان در اختیار سرمایهگذار قرار میدهد: معاملهپذیری مانند سهام، تنوع یک صندوق، شفافیت نسبی ترکیب داراییها، کارمزد پایینتر نسبت به بسیاری از صندوقهای فعال و امکان دسترسی ساده به بازارهایی مانند اوراق قرضه، طلا، بازارهای نوظهور یا بیتکوین.
برتری بلکراک فقط در داشتن چند صندوق بزرگ نیست. این شرکت زنجیرهای کامل متشکل از طراحی شاخص، ساخت محصول، توزیع، بازارگردانی، مدیریت ریسک، تحلیل داده و ارتباط با سرمایهگذاران نهادی را در اختیار دارد. هرچه نقدشوندگی ETFهای آن بیشتر شود، سرمایهگذاران بیشتری جذب میشوند و جذب سرمایه بیشتر نیز به بهبود نقدشوندگی و کاهش هزینه معاملات کمک میکند؛ چرخهای که ورود رقبای جدید را دشوارتر میسازد.
بااینحال، تمام جریانهای شاخصی مثبت نبود. مشتریان نهادی در سهماهه دوم حدود ۴۱ میلیارد دلار از حسابهای شاخصی خارج از قالب ETF برداشت کردند. به بیان دیگر، رشد ETFها تا حدی با جابهجایی سرمایه از حسابهای سنتیتر به محصولات بورسی استانداردشده همراه بوده است.
بلکراک چگونه از ۱۵ تریلیون دلار درآمد کسب میکند؟
مدل اقتصادی بلکراک بر کارمزد استوار است، اما همه داراییها درآمد یکسانی ایجاد نمیکنند.
صندوقهای شاخصی بزرگ معمولا کارمزدهای بسیار پایینی دارند. حسابهای شاخصی نهادی ۲۶ درصد داراییهای بلکراک را تشکیل میدهند، اما تنها حدود ۵ درصد کارمزدهای پایه شرکت را تولید میکنند. در مقابل، سرمایهگذاریهای جایگزین فقط حدود ۳ درصد داراییها را در اختیار دارند، اما ۱۵ درصد کارمزدهای پایه از این بخش به دست میآید.
محصولات فعال نیز ۲۴ درصد داراییها و حدود ۴۲ درصد کارمزدهای پایه را تشکیل میدهند. ETFها با ۴۱ درصد داراییها، نزدیک به ۴۵ درصد کارمزدهای پایه را تولید میکنند. این اختلاف نشان میدهد مدل مطلوب بلکراک ترکیبی از دو کسبوکار است:
از یک سو، صندوقهای شاخصی و ETFهای کمهزینه که مقیاس، نقدشوندگی و شبکه توزیع ایجاد میکنند؛ و از سوی دیگر، محصولات فعال، خصوصی و فناورانهای که حاشیه سود بالاتری دارند.
در سهماهه دوم، درآمد بلکراک به ۷.۰۸ میلیارد دلار رسید و سود عملیاتی تعدیلشده آن با رشد قابل توجه به حاشیه ۴۵.۹ درصدی رسید. رشد بازارها، ورود سرمایه و اضافه شدن کسبوکارهای خریداریشده، هر سه در افزایش درآمد نقش داشتند.
چرا بلکراک بهدنبال بازارهای خصوصی است؟
سرمایهگذاریهای جایگزین بلکراک شامل زیرساخت، اعتبار خصوصی، سهام شرکتهای غیربورسی، املاک و راهبردهای نقدشونده جایگزین است. این بخش در مجموع حدود ۴۴۹ میلیارد دلار دارایی دارد و در سهماهه دوم نزدیک به ۲۲ میلیارد دلار پول تازه جذب کرد.
سهم کوچک این بخش از داراییها نباید اهمیت آن را پنهان کند. کارمزد صندوقهای زیرساخت، اعتبار خصوصی یا سهام خصوصی معمولا چندین برابر ETFهای شاخصی است. این صندوقها همچنین ممکن است علاوه بر کارمزد مدیریت، بخشی از سود سرمایهگذاری را نیز دریافت کنند.
بلکراک برای گسترش این بخش حدود ۲۸ میلیارد دلار صرف خرید سه مجموعه مهم کرده است:
- Global Infrastructure Partners یا GIP برای دسترسی به پروژههای زیرساختی؛
- HPS Investment Partners برای توسعه اعتبار خصوصی؛
- Preqin برای داده، تحلیل و شاخصهای بازارهای خصوصی.
این سه خرید، بلکراک را همزمان به مدیر دارایی، وامدهنده خصوصی، سرمایهگذار زیرساختی و تأمینکننده داده بازارهای غیربورسی تبدیل کردهاند. شرکت هدفگذاری کرده است که از سال ۲۰۲۵ تا پایان ۲۰۳۰ حدود ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه ناخالص برای بازارهای خصوصی جذب کند.
این راهبرد پاسخی به فشار مداوم بر کارمزد صندوقهای شاخصی است. بلکراک میتواند یک ETF سهامی را با چند صدم درصد کارمزد عرضه کند، اما برای مدیریت یک صندوق زیرساخت یا اعتبار خصوصی، کارمزدی بهمراتب بیشتر دریافت خواهد کرد.
آلادین؛ سیستمعامل پنهان بلکراک
بلکراک را نمیتوان صرفا با صندوقهایش شناخت. یکی از داراییهای راهبردی شرکت، پلتفرم فناوری Aladdin است؛ سامانهای برای مدیریت پرتفوی، سنجش ریسک، پردازش داده، معامله، حسابداری و نظارت بر داراییهای عمومی و خصوصی.
بانکها، شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی و دیگر مدیران دارایی از آلادین استفاده میکنند. در نتیجه بلکراک علاوه بر مدیریت سرمایه خود، بخشی از زیرساخت تصمیمگیری و کنترل ریسک دیگر مؤسسات مالی را نیز تأمین میکند. این پلتفرم تلاش میکند داده داراییهای بورسی و غیربورسی را در یک محیط واحد جمعآوری کند.
درآمد خدمات فناوری و اشتراک بلکراک در سهماهه دوم به حدود ۵۶۶ میلیون دلار رسید که ۱۳ درصد بیشتر از دوره مشابه سال قبل بود. این درآمد هنوز در مقایسه با کارمزد مدیریت دارایی کوچک است، اما از وابستگی کمتری به صعود و سقوط روزانه بازار برخوردار است.
خرید Preqin نیز مکمل همین راهبرد است. دادههای بازار خصوصی برخلاف بازار سهام، پراکنده، غیرشفاف و فاقد استانداردهای مشترکاند. ترکیب Preqin با آلادین میتواند به بلکراک اجازه دهد داده، ارزشگذاری، مدیریت ریسک و ساخت محصول برای بازارهای خصوصی را در یک زنجیره یکپارچه عرضه کند.
در این چارچوب، بلکراک از یک شرکت مدیریت صندوق به چیزی نزدیک به سیستمعامل بازار سرمایه تبدیل میشود؛ سیستمی که هم محصول مالی تولید میکند، هم توزیع را در اختیار دارد و هم نرمافزار و داده لازم برای مدیریت آن محصولات را میفروشد.
رمزارز؛ سروصدای زیاد، سهم هنوز کوچک
ورود بلکراک به بازار رمزارز یکی از مهمترین نشانههای نهادیشدن داراییهای دیجیتال بود. صندوق بیتکوین IBIT و محصولات مرتبط با اتریوم، امکان دسترسی سرمایهگذاران سنتی به رمزارز را از طریق حساب کارگزاری و زیرساخت ETF فراهم کردند، بدون آنکه سرمایهگذار مستقیما کیف پول، کلید خصوصی یا صرافی رمزارزی را مدیریت کند.
با وجود اهمیت رسانهای این محصولات، داراییهای دیجیتال بلکراک در پایان ژوئن فقط ۴۸.۸ میلیارد دلار بود؛ یعنی کمتر از یکسوم درصد کل داراییهای تحت مدیریت شرکت.
این بخش در سهماهه دوم حدود ۳.۱ میلیارد دلار خروج خالص سرمایه داشت و کاهش قیمت داراییهای دیجیتال نیز نزدیک به ۸.۷ میلیارد دلار دیگر از ارزش آن کاست. دارایی دیجیتال بلکراک از ۶۰.۷ میلیارد دلار در پایان مارس به ۴۸.۸ میلیارد دلار در پایان ژوئن کاهش یافت.
بنابراین رمزارز هنوز موتور اصلی درآمد یا دارایی بلکراک نیست، اما از منظر راهبردی اهمیت دارد. تجربه IBIT نشان داد که بسیاری از سرمایهگذاران نهادی و سنتی ترجیح میدهند بهجای ورود مستقیم به زیرساخت بومی رمزارز، از یک ابزار مالی قانونگذاریشده و سازگار با سامانههای موجود استفاده کنند.
به بیان دیگر، بلکراک تلاش نکرد بانکها و کارگزاریها را به دنیای کیف پولهای رمزارزی منتقل کند؛ رمزارز را در قالب محصولی قرار داد که با معماری بازار سرمایه سنتی سازگار باشد.
صندوقهای بازنشستگی؛ مرز بعدی بازارهای خصوصی
یکی از مهمترین میدانهای رشد آینده بلکراک، پساندازهای بازنشستگی آمریکاست. دارایی طرحهای بازنشستگی ۴۰۱(k) در پایان سهماهه نخست ۲۰۲۶ حدود ۹.۹ تریلیون دلار برآورد شده است. این بازار تاکنون عمدتا در اختیار صندوقهای سهامی، اوراق قرضه و صندوقهای تاریخ هدف بوده و دسترسی آن به داراییهای خصوصی محدود مانده است.
دونالد ترامپ در اوت ۲۰۲۵ فرمانی برای تسهیل بررسی حضور داراییهای جایگزین در طرحهای بازنشستگی صادر کرد. وزارت کار آمریکا نیز در مارس ۲۰۲۶ مقررات پیشنهادی خود را منتشر کرد تا نحوه ارزیابی صندوقهای دارای سهام خصوصی، اعتبار خصوصی، املاک، زیرساخت و دیگر داراییهای جایگزین را برای مدیران طرحهای بازنشستگی مشخص کند.
بلکراک پیشتر از طراحی صندوقهای تاریخ هدفی خبر داده بود که میتوانند بسته به سن سرمایهگذار، حدود ۵ تا ۲۰ درصد سرمایه را به بازارهای خصوصی اختصاص دهند. چنین محصولاتی میتوانند کانال بزرگی برای هدایت پساندازهای بازنشستگی به کسبوکار GIP و HPS ایجاد کنند.
استدلال موافقان این است که کارکنان عادی نیز باید مانند صندوقهای ثروت ملی یا صندوقهای بازنشستگی بزرگ، به بازده احتمالی سهام خصوصی، زیرساخت و اعتبار خصوصی دسترسی داشته باشند.
اما ریسکها قابلتوجهاند: نقدشوندگی محدود، ارزشگذاری غیرشفاف، دوره نگهداری طولانی، کارمزدهای بیشتر، تعارض منافع و دشواری خروج در دورههای بحران. نهادهای ناظر آمریکایی نیز بر ضرورت ارزیابی بازده پس از کسر کارمزد، تناسب محصول با نیاز سرمایهگذار و بررسی دقیق ریسک نقدشوندگی تأکید کردهاند.
این موضوع برای بلکراک یک تعارض بالقوه نیز ایجاد میکند: شرکتی که محصول بازار خصوصی را طراحی و مدیریت میکند، همزمان میتواند آن را از طریق شبکه صندوقهای بازنشستگی خود توزیع کند. مدیریت شفاف تعارض منافع در چنین ساختاری اهمیت اساسی خواهد داشت.
قدرت بلکراک از کجا میآید؟
قدرت بلکراک فقط ناشی از مقدار دارایی تحت مدیریت نیست. این قدرت دستکم چهار منشأ دارد:
نخست، توزیع سرمایه؛ حضور گسترده iShares باعث میشود بلکراک یکی از مهمترین دروازههای ورود سرمایه به بازارهای سهام، اوراق و کالا باشد.
دوم، داده و فناوری؛ آلادین و Preqin به شرکت امکان میدهند در زیرساخت تحلیل و مدیریت ریسک دیگر مؤسسات نیز حضور داشته باشد.
سوم، حق رأی سهامداری؛ در صندوقهایی که مشتریان اختیار رأی را واگذار کردهاند، واحد سرمایهگذاری مسئولیت گفتوگو با شرکتها و رأی دادن در مجامع را بر عهده دارد.
چهارم، دسترسی به سیاستگذاران و پروژههای زیرساختی؛ اندازه شرکت باعث شده است تصمیمهای آن در حوزههایی مانند بازنشستگی، انرژی، بنادر، بدهی دولتها و داراییهای دیجیتال اثر سیاسی پیدا کند.
بلکراک برای پاسخ به انتقادهای مربوط به تمرکز حق رأی، برنامه Voting Choice را توسعه داده است. تا پایان مارس ۲۰۲۶ حدود ۸۵۱ میلیارد دلار از ۳.۶۳ تریلیون دلار دارایی واجد شرایط به این برنامه متعهد شده بود. همچنین ۹۲ درصد داراییهای سهامی شاخصی نهادی شرکت امکان مشارکت در این سازوکار را داشتند.
این برنامه به برخی مشتریان اجازه میدهد سیاست رأیدهی خود را انتخاب کنند یا مستقیما درباره بعضی موضوعات رأی بدهند. بااینحال، بخش مهمی از سرمایهگذاران خرد همچنان از طریق صندوقهایی سرمایهگذاری میکنند که رأی آنها بهصورت متمرکز اعمال میشود.
بنابراین گزاره «بلکراک مالک شرکتهای جهان است» دقیق نیست؛ اما این شرکت در بسیاری از شرکتهای بورسی، نماینده بخش بزرگی از سهامداران پراکنده است و همین نمایندگی میتواند قدرت قابلتوجهی ایجاد کند.
بنادر پاناما؛ وقتی مدیریت دارایی به ژئوپلیتیک میرسد
نمونه روشن عبور بلکراک از مرزهای سنتی مدیریت دارایی، معامله بنادر شرکت هنگکنگی CK Hutchison است.
در مارس ۲۰۲۵، هاچیسون با فروش اصولی ۴۳ بندر دارای ۱۹۹ اسکله در ۲۳ کشور به کنسرسیومی متشکل از بلکراک و Terminal Investment Limited موافقت کرد. ارزش بنگاهی سبد پیشنهادی حدود ۲۲.۸ میلیارد دلار اعلام شد. دو پایانه مهم در دو سوی کانال پاناما نیز بخشی از معامله بودند.
این معامله پس از آن مطرح شد که دولت ترامپ درباره نفوذ چین بر کانال پاناما هشدار داده بود. در واشنگتن، فروش داراییها به کنسرسیومی تحت رهبری یک شرکت آمریکایی بهعنوان کاهش نفوذ چین تفسیر شد، اما پکن با ساختار معامله مخالفت کرد و خواستار حضور شرکت کاسکو در کنسرسیوم شد.
در اواخر ژانویه ۲۰۲۶، دیوان عالی پاناما قرارداد امتیاز بهرهبرداری از بنادر دو سوی کانال را خلاف قانون اساسی اعلام کرد. دولت پاناما در فوریه قراردادها را رسما لغو و مجوزهای موقت بهرهبرداری را به اپراتورهای مرتبط با مرسک و MSC واگذار کرد. هاچیسون نیز اقدامات حقوقی و داوری را آغاز کرد و معامله گستردهتر بنادر تا زمان تهیه این گزارش نهایی نشده است.
این پرونده نشان میدهد سرمایهگذاری زیرساختی برخلاف خرید یک سبد سهام بورسی، میتواند مدیر دارایی را مستقیما وارد مناقشههای حاکمیتی و ژئوپلیتیک کند. بندر، شبکه برق، فرودگاه، خط لوله یا مرکز داده فقط یک دارایی درآمدزا نیست؛ بخشی از ظرفیت راهبردی یک کشور است.
حضور لارری فینک، مدیرعامل بلکراک، در هیئت مدیران تجاری همراه ترامپ در سفر ماه مه ۲۰۲۶ به چین نیز نزدیکی بیشتر مدیریت سرمایه و دیپلماسی اقتصادی را نشان داد. بااینحال، این نزدیکی را نباید معادل ایفای نقش رسمی دولتی دانست؛ بلکراک همچنان یک شرکت خصوصی است که منافع مشتریان و سهامداران خود را دنبال میکند.
چه چیزی میتواند موتور بلکراک را کند کند؟
رکورد ۱۵.۳ تریلیون دلاری به معنای مصونیت شرکت در برابر ریسک نیست.
وابستگی شدید به قیمت بازارها
سهماهه دوم نشان داد بخش عمده افزایش دارایی تحت مدیریت از رشد قیمتها حاصل شده است. همان سازوکاری که در بازار صعودی بیش از یک تریلیون دلار به داراییها اضافه میکند، در بازار نزولی میتواند رقم بزرگی را از بین ببرد و درآمد کارمزدی شرکت را کاهش دهد.
جنگ کارمزدها
محصولات شاخصی به کالایی استاندارد تبدیل شدهاند و رقابت میان بلکراک، ونگارد، استیت استریت و دیگران فشار بر کارمزدها را افزایش میدهد. مقیاس بزرگ میتواند کاهش کارمزد را جبران کند، اما رشد درآمد را بیش از گذشته به محصولات فعال، خصوصی و فناوری وابسته میسازد.
ریسک نقدشوندگی بازارهای خصوصی
داراییهای خصوصی روزانه قیمتگذاری نمیشوند و امکان فروش فوری آنها وجود ندارد. ورود این محصولات به حسابهای بازنشستگی، بهخصوص در دورهای که سرمایهگذاران همزمان خواستار خروج شوند، میتواند پیچیدگی جدی ایجاد کند.
ارزشگذاری و تضاد منافع
بلکراک پس از خرید GIP، HPS و Preqin، هم مدیر دارایی خصوصی است، هم تأمینکننده داده، هم طراح محصول و هم یکی از بزرگترین کانالهای توزیع. این یکپارچگی مزیت عملیاتی ایجاد میکند، اما نیازمند تفکیک دقیق وظایف و شفافیت درباره قیمتگذاری، کارمزد و تعارض منافع است.
فشار سیاسی
بلکراک طی سالهای اخیر هم از سوی محافظهکاران به دلیل سیاستهای زیستمحیطی و هم از سوی گروههای مترقی به دلیل قدرت شرکتی، سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی یا تمرکز حق رأی مورد انتقاد قرار گرفته است. ورود به زیرساختهای راهبردی و صندوقهای بازنشستگی میتواند این فشار را افزایش دهد.
رکورد بلکراک برای صنعت مالی و فینتک چه معنایی دارد؟
برای صنعت مالی، مهمترین پیام رکورد بلکراک خود عدد ۱۵ تریلیون دلار نیست؛ بلکه معماری کسبوکاری است که این عدد را ممکن کرده است.
محصول مالی بهتنهایی کافی نیست
برتری بلکراک از ترکیب محصول، توزیع، داده، مدیریت ریسک و فناوری به دست آمده است. iShares بدون شبکه بازارگردانی و آلادین بدون دسترسی به داده و مشتریان نهادی، ارزش امروز را نداشتند.
ETF در حال تبدیل شدن به قالب استاندارد داراییهاست
سهام، اوراق قرضه، طلا، کالا و رمزارز بهتدریج در قالبی واحد و معاملهپذیر عرضه میشوند. این روند میتواند مرز میان بورس، مدیریت دارایی و پلتفرمهای دیجیتال سرمایهگذاری را کمرنگتر کند.
دارایی دیجیتال از مسیر زیرساخت سنتی وارد میشود
تجربه بلکراک نشان میدهد پذیرش نهادی رمزارز لزوما با کنار گذاشتن بانک، کارگزاری و صندوق اتفاق نمیافتد. در بسیاری از موارد، دارایی جدید در قالبی بستهبندی میشود که با مقررات، حسابداری و سامانههای موجود سازگار باشد.
بازارهای خصوصی میدان بعدی رقابتاند
پس از کاهش مداوم کارمزد محصولات شاخصی، مدیران دارایی بهدنبال اعتبار خصوصی، زیرساخت و سهام غیربورسی رفتهاند. این بازارها درآمد بیشتری دارند، اما شفافیت و نقدشوندگی کمتری نیز ارائه میکنند.
مدیریت دارایی به کسبوکار زیرساختی تبدیل شده است
پلتفرمی که داده، تحلیل ریسک، طراحی محصول، توزیع و حق رأی را همزمان در اختیار دارد، دیگر صرفا یک صندوقگردان نیست. چنین پلتفرمی میتواند به بخشی از زیرساخت بازار مالی تبدیل شود؛ مشابه نقشی که شبکههای پرداخت یا ارائهدهندگان خدمات ابری در صنایع خود دارند.
برای اکوسیستم مالی ایران نیز این تحول یک پیام روشن دارد: آینده مدیریت ثروت فقط در افزایش تعداد صندوقها یا اپلیکیشنهای سرمایهگذاری خلاصه نمیشود. زیرساخت داده استاندارد، ارزشگذاری شفاف، مدیریت ریسک، احراز هویت دیجیتال، دسترسی ساده سرمایهگذار، نقدشوندگی و اتصال میان شبکه بانکی، بازار سرمایه و سکوهای فناوری اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
۱۵ تریلیون دلار، نشانه قدرت یک شبکه است
بلکراک در پایان سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۱۵.۳۴ تریلیون دلار دارایی تحت مدیریت رسید، اما تنها حدود ۱۹۲ میلیارد دلار از افزایش فصل، پول تازه مشتریان بود. عامل اصلی، رشد ارزش بازارها بود.
حدود ۸.۹ تریلیون دلار از داراییها در سهام، ۳.۴ تریلیون دلار در اوراق قرضه، ۱.۳ تریلیون دلار در راهبردهای چنددارایی و بیش از یک تریلیون دلار در محصولات مدیریت نقد قرار دارد. ETFهای iShares نیز با ۶.۲ تریلیون دلار دارایی، به قلب شبکه توزیع بلکراک تبدیل شدهاند.
در سوی دیگر، بخش کوچکتر بازارهای خصوصی با وجود داشتن تنها ۳ درصد داراییها، ۱۵ درصد کارمزدهای پایه را ایجاد میکند. همین تفاوت توضیح میدهد چرا بلکراک میلیاردها دلار برای خرید شرکتهای زیرساختی، اعتبار خصوصی و دادههای بازارهای غیربورسی هزینه کرده است.
رمزارز هنوز کمتر از یکسوم درصد داراییهای شرکت را تشکیل میدهد، اما نشان داده است که بلکراک میتواند یک دارایی تازه را به قالب استاندارد بازار سرمایه تبدیل کند. صندوقهای بازنشستگی نیز ممکن است مسیر بعدی برای توزیع محصولات بازار خصوصی باشند.
رکورد جدید در نهایت بیش از آنکه درباره ثروت خود بلکراک باشد، درباره قدرت شبکهای است که این شرکت ساخته است: شبکهای که پول مشتریان، ETFها، زیرساخت بازار، داده، نرمافزار، حق رأی و داراییهای خصوصی را به یکدیگر متصل میکند.
بلکراک مالک ۱۵ تریلیون دلار نیست؛ اما بیش از هر شرکت دیگری در جهان، بر مسیر حرکت این پول اثر میگذارد.