پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
زیرساخت دیجیتال ایران؛ گلوگاه سرمایه انسانی و مهارتهای عملی
مدیرعامل ارژنگ میگوید بزرگترین گلوگاه امروز زیرساخت دیجیتال ایران نه در فناوری بلکه در «سرمایه انسانیِ ماهر و همراستا با فناوری» است
در دنیای امروز، زیرساخت دیجیتال نه تنها به فناوری بلکه به نیروی انسانی متخصص و ماهر وابسته است. مارال میرزایی، مدیرعامل ارژنگ، در گفتوگو با راه پرداخت تأکید کرد که بزرگترین گلوگاه ایران در حوزه زیرساخت دیجیتال بهجای فناوری، در کمبود سرمایه انسانی است. او اشاره کرد که فناوریها به راحتی قابل واردات یا بومیسازی هستند، اما نیروی انسانی توانمند که قادر به پیادهسازی، طراحی و مقیاسپذیر کردن این فناوریها باشد، کمیاب است. میرزایی همچنین به اهمیت معماری ابری مقیاسپذیر در زیرساخت دیجیتال کشور در سه سال آینده اشاره کرد و گفت که سرمایهگذاری واقعی در این حوزه باید بر نیروی متخصص تمرکز کند، نه صرفاً تجهیزات.
شکاف بین آموزش و مهارتهای عملی
مارال میرزایی در پاسخ به این سؤال که آیا گلوگاه اصلی ایران در حوزه زیرساخت دیجیتال به «فناوری» برمیگردد یا «سرمایه انسانی»، گفت: «اگر صادقانه و بدون تعارف بگویم، گلوگاه اصلی امروز ایران، «سرمایه انسانیِ ماهرِ همراستا با فناوری» است، نه خودِ فناوری. فناوری با محدودیت قابل خرید، واردات یا حتی بومیسازی است، اما نیروی انسانیای که بتواند این فناوری را طراحی، پیادهسازی، امنسازی، مقیاسپذیر و پایدار کند، کمیاب است.»
او اضافه کرد: «مسئله ما کمبود دانش تئوریک نیست؛ مسئله شکاف عمیق بین آموزش و واقعیت عملیات زیرساختی است. در بسیاری از پروژهها دیدهایم که: تجهیزات هست، اما طراحی درست نیست؛ نرمافزار هست، اما معماری غلط است؛ دیتاسنتر هست، اما بهرهوری و امنیت پایین است. اینها همگی به یک ریشه برمیگردد: کمبود مهارت عملی، تجربه پروژهای و تفکر سیستمی در نیروی انسانی.»
اولویت سهسال آینده: معماری ابری مقیاسپذیر و بومی
میرزایی در ادامه با اشاره به رشد سریع هوش مصنوعی و دیتاسنترهای پرظرفیت، اولویت راهبردی زیرساخت دیجیتال ایران در سه سال آینده را «معماری ابریِ مقیاسپذیر و بومی» دانست.
او توضیح داد: «توان پردازشی، امنیت و انرژی همگی زیرمجموعه و وابسته به معماری درست هستند؛ بدون معماری ابری، سرمایهگذاری روی GPU، دیتاسنتر یا حتی امنیت به بهرهوری پایدار منجر نمیشود. معماری ابری این امکان را میدهد که توان پردازشی بهصورت بهینه و اشتراکی مصرف شود، امنیت از لایه طراحی (Security by Design) اعمال شود، مصرف انرژی مدیریت و قابل بهینهسازی باشد و سرویسهای مبتنی بر هوش مصنوعی سریعاً مقیاس بگیرند یا کوچک شوند.»
او افزود: «بزرگترین ریسک در این مسیر، تمرکز زودهنگام بر «ظرفیت سختافزاری» بدون بلوغ معماری و نیروی متخصص است، چراکه منجر به قفلشدن سرمایه، هزینه عملیاتی بالا، ضعف امنیتی و ناتوانی در ارائه سرویس پایدار هوش مصنوعی خواهد شد. در عصر هوش مصنوعی، مزیت رقابتی نه در داشتن بیشترین پردازنده، بلکه در داشتن بهترین معماری برای استفاده هوشمندانه از آن شکل میگیرد.»
آموزش، مسیر واقعی برای نیروی آمادهبهکار
میرزایی همچنین درباره اینکه ارژنگ چه چیزی به بازار کار تحویل میدهد، گفت: «آنچه ارژنگ به بازار کار تحویل میدهد، نه صرفاً دارنده مدرک و نه صرفاً فردی آموزشدیده، بلکه نیروی متخصصی است که توان ایفای نقش مؤثر و مسئولانه در محیط واقعی کار را دارد. این رویکرد از باور ارژنگ نشأت میگیرد که آموزش باید فرایندی پیوسته برای توسعه مهارتها و توانمندیهای حرفهای باشد، نه صرفاً ارائه یک دوره یا مدرک کوتاهمدت.»
او تأکید کرد: «آمادهبهکار بودن در ارژنگ، نتیجه عبور فراگیر از مسیرهای آموزشی طراحیشده بر اساس استانداردهای بینالمللی، تجربه عملی در لابراتوارها و پروژههای واقعی، و ارزیابی مستمر عملکرد در محیطهای عملیاتی است. مسیر آموزشی به گونهای طراحی شده که فراگیر، پیش از ورود به بازار کار، با منطق تصمیمگیری فنی، الزامات عملیاتی سازمانها و چالشهای واقعی فناوری و زیرساخت مواجه شود.»
میرزایی افزود: «ارزیابی این آمادگی، نه بر اساس آزمونهای نظری، بلکه از طریق توان پیادهسازی سناریوهای واقعی، حل مسئله در شرایط محدود، کیفیت تصمیم فنی، مستندسازی و تعامل حرفهای در تیم انجام میشود؛ شاخصهایی که مستقیماً با انتظارات کارفرمایان همراستا هستند. بازخوردهای سازمانها نیز بهصورت مستمر در بهروزرسانی مسیرهای آموزشی لحاظ میشود تا فاصله آموزش و بازار به حداقل برسد.»
سرمایهگذاری واقعی در زیرساخت دیجیتال؛ انسان حرفهای، نه تجهیزات
در نهایت، میرزایی به این نکته اشاره کرد که: «از نگاه ارژنگ، آموزش زمانی ارزشمند است که به توانمندی واقعی برای استقرار در پروژهها منجر شود و مدرک زمانی معنا دارد که بازتابدهنده مهارتی آزمونشده و قابل اتکا باشد. کیفیت محتوا، عمق تجربه آموزشی و استاندارد انتقال دانش، همواره بر کمیت دورهها مقدم است.»
او افزود: «باور ما این است که سرمایهگذاری واقعی در زیرساخت دیجیتال، نه از مسیر تجهیزات، بلکه از مسیر انسان حرفهای عبور میکند؛ انسانی که آموزش دیده، در محیطهای نزدیک به واقعیت آزمون شده و آماده است تا فناوری را به ارزش عملیاتی، پایدار و قابل اتکا تبدیل کند.»