پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
چرا آینده اقتصاد کشور به زیرساخت دیجیتال گره خورده است؟
روایتی از گفتوگو با فعالان اقتصاد دیجیتال کشور در آستانه برگزاری دومین رویداد زیرساخت دیجیتال
با نزدیک شدن به برگزاری دومین رویداد زیرساخت دیجیتال که به همت «راهکار» در ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ برگزار میشود، یک پرسش قدیمی دوباره با صدایی بلندتر مطرح میشود: آیا هنوز زیرساخت دیجیتال را «هزینه» میدانیم یا بالاخره آن را بهعنوان «ستون فقرات» اقتصاد دیجیتال پذیرفتهایم؟ در سلسله گفتوگوهایی که در آستانه این رویداد انجام شده، پنج روایت از پنج زاویه متفاوت کنار هم قرار گرفتهاند؛ از تأمین، سیاستگذاری و استانداردها تا تابآوری شبکه، از بحران تخصیص ارز تا کمبود نیروی انسانی و فرسودگی شبکه پرداخت. حاصل این گفتوگوها تصویری واحد است با یک پیام روشن: اگر زیرساخت جدی گرفته نشود، هر پیشرفتی در سرویسها و پلتفرمها بر زمینی سست بنا خواهد شد.
بیبرنامگی، نبود استاندارد و حکمرانی ناهماهنگ؛ ریشه کندی زیرساخت دیجیتال
رامین آذری، همبنیانگذار پردیس دیبا اندیشان از تجربه سالها کار در حوزه فناوری اطلاعات میگوید و دست روی ریشهای میگذارد که بارها در اکوسیستم تکرار شده: بیثباتی و نبود برنامه. او صریح توضیح میدهد: «اگر بخواهم مهمترین نیاز را بیان کنم، فکر میکنم نبود برنامهریزی بلندمدت از سوی نهادهای حاکمیتی است. ما دائماً با تغییرات روزمره قوانین، تغییر سیاستها و مسائل مشابه مواجه هستیم. به دلیل تحریمها، سرمایهگذاریهای بلندمدت ریسک بالایی دارند و تغییرات مداوم، تصمیمگیری را دشوار میکند. در زمینه پهنای باند بینالملل نیز سیاستها به گونهای نیست که ما را به درستی هدایت کنند. در بسیاری از حوزهها، استاندارد ملی تدوین نشده و بعضاً استانداردهای موجود با یکدیگر مغایرت دارن.»
آذری وضعیت امروز را در چند عامل کلیدی خلاصه میکند و میگوید: «زیرساخت دیجیتال امروز دیگر فقط با نبود دسترسی به سختافزار یا مشکلات اینترنت مواجه نیست. مسائل اصلی امروز عبارتاند از: محدودیت دسترسی به فناوریهای نوین، ضعف حکمرانی، ناپایداری انرژی، نبود استانداردها و تنظیمگری ضعیف در این حوزه. این پنج یا شش مورد در حال حاضر مانع از آن شدهاند که اقتصاد دیجیتال جهش لازم را داشته باشد.»
او تاکید میکند تا وقتی این انرژیها همراستا نشوند، حرکتها جزیرهای میماند: «هرچند در همه بخشها کار انجام میشود، اما این اقدامات هماهنگ و همراستا نیستند و هرکدام به سمت خود حرکت میکنند.»
او برای پاسخ به کسانی که زیرساخت را تقلیل میدهند، سراغ واقعیت روزمره دولت الکترونیکی میرود و یادآوری میکند: «بر اساس گزارشها، حدود ۷۰ درصد خدمات دولت اکنون روی بستر الکترونیک ارائه میشوند.» و بعد همان جملهای را میگوید که خیلی از ما شنیدهایم و شاید از کنار آن رد شدهایم: «هر کسی که بخواهد کمکاری خود را توجیه کند، میگوید «سیستم کند است».» از نظر او، این کندی اغلب نشانه همان حلقه زیرساختی است که جدی گرفته نشده است.
بیشتر از برنج، گوشت، نخود و لوبیا باید به فکر توسعه زیرساخت اقتصاد دیجیتال بود
شورش مرادی، از فعالان اقتصاد دیجیتال نیز میگوید: «امروز با موضوعی مواجهیم که به شدت مهجور مانده و نیازمند توجه اساسی است: فقدان نگاه دقیق و درست در لایه تصمیمگیری و سیاستگذاری به زیرساخت مورد نیاز اقتصاد دیجیتال. نگاه غالب صرفاً بر تولید و ارائه سرویس متمرکز است، اما کمتر به این پرداخته میشود که یک سرویس برای طراحی و عرضه به مخاطب، به چه ساختار منسجم و یکپارچهای نیاز دارد و چه زیرساخت فنی و سختافزاری اعم از تجهیزات زیرساختی، سختافزار و نرمافزار باید در اختیار داشته باشد. این حلقه مفقودهای است که باید بدون تعارف و سانسور درباره آن بحث شود.»
مرادی در توضیح چرایی اهمیت زیرساخت، زندگی روزمره را معیار میگذارد و از سختافزارمحور بودن موجهای جدید میگوید: «دولت الکترونیک، سلامت الکترونیک، توسعه پایدار و سبز، و در یکدو سال اخیر استفاده از مدلهای زبانی بزرگ و کاربردهای هوش مصنوعی همگی سختافزارمحور هستند و نیازمند تجهیزات پردازشی و محاسباتی پیچیدهاند.» اما اوج روایتش جایی است که بحران واردات و ارز را اینطور توضیح میدهد: «امروز، در سیام آذر ۱۴۰۴، با پدیدهای مواجهیم که نام مشخصی ندارد: انتظار بیش از ۲۰۰ روز برای تخصیص ارز.»
او زنجیره واردات را مرحلهبهمرحله توصیف میکند و هشدار میدهد هر تأخیر چگونه در کل زنجیره شارژ میشود. سپس یک نمونه واقعی میآورد: «مثال واقعی: شرکتی در مناقصه شرکت کرده، تعهد تحویل سهماهه داده، ۲۰۰ روز است که هنوز ارزی به او تخصیص نیافته. این موضوع واقعاً ضربه میزند و از دید فعالی که بیش از ۲۰ سال در حوزه تأمین تجهیزات فعالیت مستقیم دارد، ضربهای که این موضوع به کشور میزند جبرانناپذیر است.»
مرادی برای تغییر نگاه، یک پیشنهاد دارد: «کالای حوزه فناوری اطلاعات (آن بخشی که توان تولید داخل به آن نمیرسد) باید به عنوان تجهیزات زیرساختی و کالای اساسی مانند گندم، برنج، سویا و گوشت در نظر گرفته شود. دولتمردان و سیاستمداران امروز بیشتر از برنج، بیشتر از گوشت، بیشتر از نخود و لوبیا، باید به فکر توسعه زیرساخت اقتصاد دیجیتال در کشور باشند؛ چون همین اقتصاد دیجیتال کمک میکند بتوانند توزیع و مدیریت همان گوشتی که وارد میکنند را انجام دهند»
تابآوری شبکه در شرایط بحران؛ نقاط قوت، نقاط ضعف و نیاز به مسیر جایگزین
محمدحسین کاشی، عضو هیئتمدیره شرکت ارتباطات زیرساخت، از زاویه «پایداری شبکه» به موضوع نگاه میکند و زیرساخت را پایه حکمرانی دیجیتال میداند: «زیرساخت دیجیتال در اصل یک لایه اصلی است که تمامی سامانههای ما، چه در حوزه حملونقل، چه در حوزه انرژی، چه در حوزه بانکی و چه در حوزههای ارتباطی و اپراتورها، روی آن سوار شدهاند.»
او به تجربه جنگ ۱۲روزه اشاره میکند و میگوید: «ما یک جنگ تحمیلی ۱۲روزه داشتیم که میزان تابآوری این شبکه به نظرم در این بازه زمانی، سنجیده شد و مشخص شد که نقاط قوت زیادی داریم اما باید به نقاط ضعفمان نیز دقت داشته باشیم و برای بازسازی و نوسازی آنها و احیاناً معماری مجدد در این لایه برنامه داشته باشیم تا بتوانیم شبکهای قدرتمند و کاملاً پایدار در این حوزه داشته باشیم.»
او درباره عملکرد شبکه تاکید میکند: «در جنگ اخیر به نظرم به پایداری شبکه و استفاده مردم از سرویسهایی که در این حوزه وجود داشت، چه شبکه بانکی و چه حوزههای دیگر و نرمافزارها و سکوهایی که در این حوزه استفاده میکردند، یک نمره خوب و خیلی خوب میشود داد.»
اما به نظر کاشی باید در یک سری از جاها به فکر شبکههای پشتیبان و مسیرهای جایگزین باشیم و شاید بعضی جاها نیاز به معماری مجدد در شبکه وجود داشته باشد. او برای آینده، دو اولویت روشن را تکرار میکند: سرمایهگذاری و منابع انسانی. او میگوید: «مهمترین نیازی که اکنون داریم، بحث سرمایهگذاری است. در همه بخشها نیاز به سرمایهگذاری داریم.» و درباره نیروی انسانی هم هشدار میدهد که تربیت نیرو، رکن حکمرانی سایبری است: «تربیت نیروی امنیت سایبری و امنیت اطلاعات و نیرویی که بتواند شبکه را پایدار نگه دارد، جزو یکی از ارکان حکمرانی در حوزه سایبر باید در نظر گرفته شود.»
مسئله اصلی زیرساخت: کمبود نیرویی که تفکر سیستماتیک داشته باشد
مهرداد توکلی، مدیرعامل و بنیانگذار ابرکلاس، نیز میگوید دعوا فقط سر تجهیزات و نسل فناوری نیست و توضیح میدهد: «اگر به لایه عملیاتی نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از تجهیزات در کشور وجود دارند. اما در این میان یک موضوع مهم کمبود نیروی انسانی متخصص با توان تفکر و نگاه سیستماتیک است؛ نیروهایی که بتوانند پیش از خرید نیازسنجی کنند و پس از استقرار، تجهیزات را بهدرستی مورد استفاده قرار دهند. بسیاری از مشکلات امنیتی کشور ناشی از کمبود نیروی متخصص زیرساخت دیجیتال است.»
او از مهاجرت نسلهای متخصص، فاصله دانشگاه از نیاز بازار و فقر آموزشهای کاربردی میگوید و جمعبندی خود را اینطور میگوید: «نتیجه، تربیت نیروهایی است که توان راهاندازی صحیح و بهینه سیستمها و ارائه ساختارهای کارآمد را ندارند. ما به نیروهایی در لایههای بالایی نیاز داریم که طراح سیستم باشند و تفکر سیستماتیک داشته باشند. چنین افرادی در سازمانها تقریباً وجود ندارند و حتی بهعنوان مشاور نیز تعدادشان در کشور بسیار محدود شده است.»
در بحث تحریم هم میگوید: «ما بیشتر از تحریم خارجی با تحریم داخلی مواجه هستیم، نه بینالمللی.» از نگاه او، مشکل در سازوکارهای ورود کالا و ارز و فرایندهای داخلی است؛ و مهمتر اینکه آموزش، در مناقصهها جدی گرفته نمیشود: «آموزش باید بهصورت مستقل دیده شود و وزن آن حتی اگر عددی کمتر باشد، از خود تجهیز سنگینتر است.»
او حتی دستهبندی تخصصها را هم با یک نگاه جدید میبندد: «من زیرساخت را بهعنوان یک واحد یکپارچه میبینم. امروز در سطح جهانی، متخصص زیرساخت باید همزمان چندین تخصص را داشته باشد. دیگر مانند گذشته نیست که فرد فقط متخصص یک حوزه مشخص باشد. البته داشتن تخصص عمیق در یک حوزه ارزشمند است و برای پیشرفت فردی ضروری محسوب میشود، اما برای یک سازمان، تفکیک سختگیرانه تخصصها دیگر معنای سابق را ندارد.»
فرسودگی شبکه پرداخت؛ وقتی اولویتهای ارزی امنیت را تهدید میکند
هومن سپهری، مدیرعامل تندر نور، در روایت خود هم از تحریم و کندی رگولاتوری میگوید و هم از بحران ارزی. او میگوید: «امروز ثبت سفارش زمانبر شده و تخصیص ارز که ابتدا ۳۰ روزه بود، به ۸۰ روز و اکنون حدود ۲۲۰ روز رسیده، بدون اینکه تخصیصی انجام شده باشد. نرخ ارز در شرایط حداکثر عدم قطعیت قرار دارد و مشخص نیست با چه قیمتی محاسبه خواهد شد؛ جایی که کسبوکار نمیتواند یک سال جلوتر برنامهریزی کند.»
اما مهمترین هشدار سپهری درباره شبکه پرداخت است؛ جایی که فرسودگی به مرز امنیت رسیده: «عمر بهینه یک دستگاه کارتخوان در دنیا حدود سه سال است، در حالی که دستگاههای فعال در شبکه ما بین ۱۰ تا ۱۵ سال عمر دارند. این تجهیزات هر سال فرسودهتر میشوند و بسیاری از آنها تاریخ مصرفشان گذشته است. استانداردهای امنیتی شبکه پرداخت، باید رعایت شوند ولی دستگاههای قدیمی هنوز فعالاند که یک آسیب جدی امنیتی ایجاد کرده است.»
مدیرعامل تندر نور توضیح میدهد که در حال حاضر نوعی اولویتبندی «اهم و فیالاهم» انجام میشود و در نگاه کلان به تخصیص ارز، اینطور تلقی میشود که مثلاً دستگاه کارتخوان موضوع مهمی نیست و بهتر است منابع ارزی صرف کالاهای اساسی مانند مرغ و تخممرغ شود: «اما این رویکرد قابل قبول نیست. چون اگر شبکه پرداخت دچار اختلال یا تضعیف شود، کل شبکه پرداخت کشور میخوابد و با از کار افتادن آن، زیرساخت مالی کشور هم دچار مشکل میشود. اینها موضوعاتی است که باید بهصورت جدی به آنها فکر کرد.»
او یادآوری میکند در حوزه پرداخت، کارتهای هوشمند، انافسی و کارتهای غیرتماسی دهههاست در دنیا استفاده میشوند: «میزان تقلب در کارتهای مغناطیسی بسیار بالاست و کشورهای پیشرفته، نهایتاً به کارت هوشمند مهاجرت کردهاند. فارغ از امنیت، کارت هوشمند زیرساخت اصلی تراکنشهای مدرن است. انافسی مبتنی بر همین بستر کار میکند. با وجود راهاندازی سیستم «کهربا»، پرداخت موبایلی هنوز پیچیده است و کاربران عادی نمیتوانند بهراحتی از آن استفاده کنند. بهانه هزینه بالاتر کارت هوشمند نسبت به کارت مغناطیسی (حدود دو برابر) منطقی نیست.»
سپهری با اشاره به وضعیت داخلی تاکید میکند: «تقریباً همه دستگاههای پرداخت ما حداقل ۱۰ سال انافسی اینیبل هستند، اما از این قابلیت استفاده نمیشود.»
دومین رویداد زیرساخت دیجیتال؛ تلاشی برای پیوند دادن حلقههای ناهماهنگ زیرساخت
این پنج روایت، یک پیام مشترک دارند: زیرساخت دیجیتال را نمیشود با نگاه پروژهای، مُسکنهای موقت، یا صرفاً «خرید تجهیزات» نجات داد. از یک طرف، همانطور که آذری گفت، «نبود برنامهریزی بلندمدت» و «نبود استانداردها» و «ناپایداری انرژی» مسیر را پرریسک کرده؛ از طرف دیگر، مرادی هشدار داد که «انتظار بیش از ۲۰۰ روز برای تخصیص ارز» عقبماندگی «جبرانناپذیر» میسازد. در لایه تابآوری، کاشی گفت اگرچه «نمره خوب و خیلی خوب» گرفتهایم، اما بدون «شبکههای پشتیبان و مسیرهای جایگزین» نمیشود آینده را تضمین کرد. و در لایه منابع انسانی، توکلی یادآوری کرد «مشکل اصلی» جایی است که «طراح سیستم» نداریم و آموزش «باید مستقل دیده شود». نهایتاً سپهری هم با مثال شبکه پرداخت یادآور شد که فرسودگی و بلاتکلیفی، میتواند کل اکوسیستم مالی را زمینگیر کند.
دومین رویداد زیرساخت دیجیتال ایران با محوریت «امنیت و تابآوری در اکوسیستم سختافزار و زیرساخت فناوری کشور» روز ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ در سالن ضرغام برگزار میشود؛ رویدادی که قرار است با نگاهی آیندهنگر، به چالشها و مسیرهای پیشروی فناوری، امنیت و پایداری زیرساختهای دیجیتال کشور بپردازد.




