راه پرداخت
رسانه فناوری‌های مالی ایران

نوآوری در بیمه معنای پیچیده‌ای دارد / تفکر نوآورانه یا روند نوآوری؟

صنعت بیمه مدتی است همگام با سایر صنایع مالی دنیا مدعی نوآوری است و تحول در سفر مشتری. نوآوری و تحول دیجیتال دو واژه جدید صنعت بیمه هستند که در سال‌های اخیر رویکرد خاصی را در استراتژی و نقشه‌راه شرکت‌های بیمه دنیا و ایران شکل داده‌اند. در این میان آنچه اهمیت دارد نه خروجی پروژه‌های مختلف تحول دیجیتال شرکت‌ها، که تلاش برای تفهیم معنای واقعی نوآوری در سازمان‌هاست. در دنیای کسب‌و‌کار امروزی نوآوری با تفکر نوآورانه دو رویکرد جدا از هم هستند، ولی اغلب در قالب یک مفهوم در نظر گرفته می‌شوند؛ موضوعی قابل توجه که درک تمایز بین آنها می‌تواند در روند موفقیت مسیر تحول دیجیتال شرکت‌های بیمه نقش مهمی داشته باشد.


تفکر نوآورانه مهم است یا روند نوآوری؟


تفکر نوآورانه در مقابل روند نوآوری. شاید در کلام این دو مورد شبیه به هم به نظر برسند، اما واقعیت این است که این دو موضوع اصلاً شباهتی به هم ندارند. هر دو رویکرد برای شرکت‌هایی که تحول دیجیتال و برهم‌زدن ساختارهای قدیمی را هدف قرار داده‌اند، اهمیت دارد، اما موضوع این است که یکی نگاه به فرایندهای داخلی سازمان دارد و دیگری بیرون سازمان را نشانه گرفته است.

در تفکر نوآورانه شرکت‌ها اصول همکاری، مشارکت و جذب مشتری را در نظر دارند و با تمرکز بر این اصول، به مشکلات شرکت رسیدگی می‌کنند. این تفکر به محصولات و خدمات فعلی شرکت هم مربوط می‌شود. در واقع مهم‌ترین بخش‌ تفکر نوآورانه به بهبود تجربه مشتری مربوط می‌شود و در نقاط کلیدی کسب‌وکار به سمت فروش، سهم در بازار و حفظ موقعیت در بازار همزمان با ایجاد رضایت در میان مشتریان گرایش پیدا می‌کند.

به‌حتم تمامی این رویکردها در یک شرکت بیمه مهم هستند و جزء چالش‌های روزمره محسوب می‌شوند، اما امروز بسیاری از شرکت‌های بیمه با تفکر نوآورانه مشکل دارند؛ چراکه پیش از شروع سفر تحول خود، مهارتی برای خلق راهکارهای خلاقانه پیدا نکرده‌اند. آنها با یکدیگر همکاری و مشارکت نمی‌کنند و نمی‌دانند چطور باید ریسک‌های هر اقدامی را محاسبه کنند. تفکر نوآورانه جزء ظرفیت‌های قدرت‌بخش بالقوه برای دست‌یافتن به نتیجه مطلوب در کسب‌وکارها محسوب می‌شود، اما این تفکر باید در بلندمدت با نوآوری همراه باشد تا به شرکت کمک کند.


نوآوری از تفکر نوآورانه سخت‌تر است


نوآوری از مهارت‌ها بهره می‌گیرد و آنها را همسو با نیازهای مشتریان قرار می‌دهد. برخی از این نیازها می‌توانند مواردی باشند که هیچ وقت مورد توجه قرار نگرفته‌اند. نوآوری در بیمه در حالت مطلوب نیازهایی را برآورده می‌کند که هیچ شرکت یا سازمان دیگری تا آن زمان نه به آن فکر کرده، نه توانایی ارائه خدمات در مورد آن را داشته است. در واقع نوآوری، خدماتی خاص ارائه می‌دهد. البته دستیابی به این شکل از نوآوری کمی دشوار است؛ چراکه باید چیزی فراتر از محصولات و خدمات موجود داخل سازمان تولید و ارائه شود.

در تعاریف امروزی نوآوری یعنی ایده‌ای که نیازی را که قبلاً اصلاً دیده نشده‌، برطرف کند. طراحی آن هم به گونه‌ای است که در بازار به شکلی مؤثر شناخته ‌شود. اگر نوآوری در نهایت، به چنین محصولی ختم نشود، صرفاً تفکری نوآورانه بوده که به ارائه خدمات بیرونی منجر نشده است.

به این ترتیب نوآوری از داشتن تفکر نوآورانه بسیار دشوارتر است. دلیلش هم این است که شرکت‌های درگیر باید با مسائلی ناشناخته در کسب‌وکار مواجه شوند. در تفکر نوآورانه، دست‌کم برخی موارد هنوز آشنا هستند، اما در نوآوری، همه‌‌چیز جدید محسوب می‌شود.

فرقی ندارد که سازمان دنبال تفکر نوآورانه باشد یا نوآوری را به معنای واقعی آن دنبال می‌کند. آنچه اهمیت دارد در اختیار داشتن مجموعه‌ای از مهارت‌ها برای تفکر نوآورانه و ایجاد نوآوری مورد نیاز است که معمولاً صنعت بیمه از آنها برخوردار نیست. اما خبر خوب این است که می‌توان همه این مهارت‌ها را آموخت و این وسط استارتاپ‌ها در این زمینه بسیار قوی ظاهر می‌شوند.

باید توجه داشت وقتی تفکر نوآورانه با نوآوری اشتباه گرفته می‌شود، اتفاقات نه‌چندان خوشایندی رخ می‌دهد. نوآوری در چنین شرایطی به واژه‌ای پیچیده تبدیل خواهد شد؛ چراکه سازمان‌ها مدام تیم‌های خود را ملزم به ایجاد نوآوری می‌کنند، در حالی‌ که در اصل فقط تفکر نوآورانه دارند و نه نوآوری تأثیرگذار. این در حالی است که اگر از اساس به تفاوت بین دو رویکرد نوآوری و تفکر نوآورانه توجه شود، بیشتر می‌توان به روند نوآوری در شرکت امید داشت. امروز درک بین نوآوری و تفکر نوآورانه از اصلی‌ترین مشکلات شرکت‌های بیمه در مسیر رشد و توسعه کسب‌وکار است و هر شرکتی که به این تفاوت رسیده باشد، برنده است!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.