راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

مدیرعامل فناپ در نشست تحول دیجیتال: ما باید متناسب با نیازهای جدید مسئول و پاسخگو باشیم

صنعت بیمه در حال ورود به دنیای دیجیتال است، ورود و تنفس در این فضا به یک الزام تبدیل شده و نیازمندی‌های خاص خود را می‌طلبد. یکی از این نیازمندی‌ها، تحول دیجیتال در ارکان سازمان است، به گونه‌ای که بتواند زمینه فراهم شدن فرصت‌های بی‌شماری را ایجاد کند.

به گزارش روابط عمومی و برندینگ فناپ، نخستین وبینار از سلسله وبینارهایی با موضوع «تحول دیجیتال» یکشنبه ١٨ مهر ١۴٠٠ با حضور شهاب جوانمردی مدیرعامل «فناپ»، محمود کریمی، مدیرعامل پلنت و حمید کردبچه رئیس پژوهشکده بیمه، به میزبانی بهروز اسدنژاد رئیس هیأت‌مدیره و اسماعیل دلفراز مدیرعامل «بیمه ملت» از ساعت ١۵ تا ١٧ به صورت لایو اینستاگرام برگزار شد.

جوانمردی در پاسخ به این پرسش که آیا اساساً صنعت بیمه به تحول دیجیتالی نیاز دارد یا خیر، گفت: «ما در کشورمان بارها و بارها شاهد این مقوله بوده‌ایم که به‌واسطه‌ ترند شدن موضوعی و به‌نوعی وام‌گیری از ادبیات جاری و ساری در خارج از کشور، برای عقب نماندن از آن گردونه و نشان دادن اینکه سازمانی پیشرو هستیم، بی‌درنگ به دنبال گرفتن استانداردها یا مجوزها می‌رویم تا نشان ‌دهیم که در فلان حوزه فعال یا پیشتازیم.»

او ضمن طرح این مسئله که در موضوع تحول دیجیتالی قاعدتاً می‌توان از این منظر به آن نگاه کرد که بسیاری از سازمان‌ها و بنگاه‌های امروزی می‌توانند ادعا کنند که به سوی تحول دیجیتال گام برداشته‌اند، یا برخی نیز می‌توانند مدعی شوند که تحول دیجیتالی کاملاً در مجموعه آنها رخ داده است و سازمانی جدید را شاهد هستند، گفت: «صنعت بیمه شاید قدری به‌دلیل‌ ماهیت خود و شاید هم تا اندازه‌ای به دلیل تدبیر و درایت مدیران آن محتاطانه حرکت می‌کند، و من موج شتابزدگی در آن ندیده و چنین دریافته‌ام که اگر لازم است تصمیمی اتخاذ شود باید همه جوانبش را بررسی کنیم و سپس وارد آن جریان شویم.»

مدیر عامل فناپ در ادامه افزود: «نسبت بیمه با تحول دیجیتال چیست؟ امروزه شاهد هستیم که اگر تقاضایی برای پوشش یا خرید ریسک در صنایع مختلف وجود دارد، لازم است بیمه‌ها با قراردادها و قواعد مشخص آن را تحت پوشش قرار دهند و به‌نوعی ممکن است دیکته‌کننده‌ شرایط به صنایع دیگر باشند. در حقیقت نوع نیازها طی سال‌های مختلف متفاوت شده، اما شاکله‌ قراردادهای بیمه‌ای و آنچه پوشش ریسک از این جنس است در تمامی سال‌های گذشته تفاوت بنیادینی با گذشته خود نداشته است. از این رو، اگر من نیز کسب‌وکار جاری رو به رشد و سودآوری داشته باشم، شاید نیازی به تغییر و تحول در آن نبینم. اما در چند سال اخیر شاهد آنیم که تقاضاهای جدیدی در بازار شکل گرفته است که بازیگران جدید سعی می‌کنند به این تقاضاها پاسخ بدهند. در گام نخست، استارت‌آپ‌هایی که لبه‌ فروش صنعت بیمه می‌شوند شاید فقط شرکت‌های بیمه را نمایندگی و به نوعی تقاضاها را به سمت بیمه‌ها هدایت می‌کنند و به نوعی امکان مقایسه‌ کیفی و کمی خدمات بیمه‌ها را برای مشتریان بر اساس داده‌های آنها به‌صورت یکجا فراهم می‌سازند.»

او ابراز داشت: «به نظر من این مقدمه‌ زمین‌لرزه‌ای است و آنچه در حال وقوع است به‌دلیل تحول صنایع در عرصه‌های مختلف چه در تولید و چه در خدمات و نوع خدمات‌دهی و همچنین نوع نیازهای مشتریان و تجربه‌شان، در حال تغییر است. به‌طبع صنعتی مانند بیمه که پیشتر دیکته‌کننده بوده، اکنون باید مدام رصد کند که چه نیازهای جدیدی در بازار رخ داده و چه اتفاقات جدیدی در پس صحنه در حال طراحی است که برای پاسخگویی به آنها آماده باشد و متناسب با آن خود را تجهیز کند. بنابراین، یک وجه ماجرا این است که تغییرات در بازار هدف در عمل صنعت بیمه را به تغییر و تحول واخواهد داشت، اما وجه دیگری نیز دارد که آن هم در دنیای امروز که موضوع اقتصاد دیجیتال، اقتصاد اکوسیستمی، اقتصاد اشتراکی یا موضوعاتی از این دست در جریان است، اشاره می‌کند که مبانی توسعه‌ اقتصادی از موضوع ابزار، صنعت و فناوری‌های پایه فراتر رفته و پارادایم جدیدی به عنوان دیجیتالی شدن را که در حال وقوع است، ایجاب می‌کند. پس به‌ناچار بازیگران در یک اکوسیستم باید با همدیگر تعامل و نقش‌آفرینی داشته باشند و همدیگر را پشتیبانی کنند و برای ایفای نقشی جدید آماده شوند.»

جوانمردی ضمن اشاره به اینکه در نگاه اقتصادی امروز همه با هم باید تغییر کنیم، گفت: «ما باید متناسب با نیازهای جدید مسئول و پاسخگو باشیم، در غیر این صورت بازیگران جدیدی از راه می‌رسند، از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند و در نهایت خود را هماهنگ می‌کنند و در قالب قواعد قانونی می‌نشینند و اگر جای بازیگران قدیمی را نگیرند، دست کم آن را تنگ خواهند کرد. بنابراین، موضوع کارآمدی و نوآوری در کسب‌وکار در اصل از الزامات ماندگاری در فضای کسب‌وکار می‌شود. پس اگر این نگاه را داشته باشیم، لازم است که صنعت بیمه به‌عنوان بازیگری جدی و عضوی جدانشدنی از هر اقتصادی تصویر مناسبی از آینده‌ صنعتی یا جایگاهی که می‌خواهد در آن ایفای نقش کند، داشته باشد. بی‌تردید ما با وجود تغییرات و تحولاتی جدی که در سطح دنیا شاهد آنیم، اثرات این تحولات را در فضای کسب‌وکاری کشور خود نیز می‌بینیم، اما مسائلی در کشور در حال رخ دادن است که بی‌شک بر روی صنعت بیمه تأثیرگذار خواهد بود و در محاسبه‌هایمان نیز بسیار موثر است. ما نمی‌توانیم بدون اینکه وضعیت صندوق‌های بازنشستگی را پیش روی خود داشته باشیم به صنعت بیمه فکر کنیم، یا نمی‌توانیم بدون منفک شدن بسیاری از صنایع از انرژی‌های فسیلی، آینده‌ ایران را ترسیم کنیم، یا همچنین نمی‌توانیم موضوع سالمندی را کنار بگذاریم و به صنعت بیمه فکر کنیم، یا نمی‌شود موضوع خودروهای خودران را در جاده‌ها داشته باشیم و بتوانیم مستقل از آن به نرخ تصادفات فکر ‌کنیم. دو سال پیش گزارشی را از بنیاد علوم آمریکا می‌خواندم که بودجه جدیدی را برای پرینت سه‌بعدی اعضای بدن مانند کبد اختصاص داده بود. این پروژه در ارتباط با موضوع خودروهای خودران بود و موضوع مورد بررسی اینکه چرا وقتی خودروهای خودران وارد جاده‌ها می‌شوند و نرخ تصادف‌ها کم می‌شود، اهدای عضو هم کاهش پیدا می‌کند.»

جوانمردی در پایان اضافه کرد: «صنعت بیمه هم باید تصویری از پنج تا ده سال آینده کشور پیش رو داشته باشد که متناسب با آن بتواند خدمات بیمه‌نامه‌های مناسب را برای پوشش ریسک‌ها فراهم کند. در دنیا همه چیز به این سمت پیش می‌رود که ما از هر چیزی اطلاعات بیشتری داریم و موضوع «صنعت چهار» در حال رخ دادن است که موضوع بسیار مهمی است و کمک می‌کند تا داده‌های بیشتری برای محاسبات داشته باشیم، اما همراه این فضا اکوسیستم و ریسک‌های جدیدی  نیز بنا نهاده می‌شوند. ما پیش از اینکه مقهور موضوعات فناورانه شویم و پیش از آنکه به بازیگران فکر کنیم باید شناخت مبتنی بر مطالعات آینده‌نگر دقیقی را درباره آنچه پیش رو خواهیم داشت، داشته باشیم. موضوع دوم نیز این است که بدانیم تحول دیجیتال در سازمان، موضوعی فرهنگی است. در حقیقت، تا پیش از اینکه به این درجه از شناخت و رشد برسیم ممکن است بتوانیم رویه چیزی را عوض کنیم، اما اصل جنس عوض نخواهد شد. ما در داخل سازمان، چه بیمه‌ای باشیم چه هر شرکت دیگری، باید بدانیم در حال نصب موتوری هستیم که به‌طور مداوم همه‌ تغییرات را رصد می‌کند و سازمان را به‌طرزی چابک آماده پاسخگویی به نیازهای روز جامعه می‌کند. اگر سرعت این تغییرات پیشتر هر صد سال یک‌بار بود، زین پس باید هر دهه یک‌بار و سپس هر یک سال یک‌بار و در نهایت ممکن است به بازه‌های زمانی کوتاه‌تری هم برسد. اینها موضوعاتی ضروری است که لازم است مد نظر قرار دهیم و در نظر داشته باشیم که موضوع تحول دیجیتال موضوعی فرآیندی است که بیش از هر چیز به مدل کسب‌وکار آینده ما برمی‌گردد. موضوع تحول دیجیتال همچنین موضوعی فناورانه است که فکر می‌کنم اتفاقاً تجربه در صنایع مختلف از جمله صنعت بیمه نشان می‌دهد که از پس مجهز شدن به فناوری به‌خوبی برمی‌آیند. خلاصه آنکه باید توجه داشته باشیم که الزامات همراه موضوع تحول دیجیتال، نگاه به آموزش و باور به این مسئله است که این کار ضریب شکست بالایی دارد، اما می‌توانیم هر شکستی را پله‌ رشد بعدی در نظر بگیریم و توجه خاص به نسل آینده را به‌عنوان مخاطبان خود همواره مد نظر قرار دهیم.»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.