محمدمهدی تقی‌پور: اولین قربانی ناترازی انرژی در صنعت پرداخت، پذیرنده است

محمدمهدی تقی‌پور: اولین قربانی ناترازی انرژی در صنعت پرداخت، پذیرنده است

گفت‌وگوی رضا قربانی، بنیان‌گذار راه پرداخت، با محمدمهدی تقی‌پور، مدیرعامل به‌پرداخت ملت، درباره ناترازی انرژی، مدل اقتصادی ابزارهای نوین پرداخت و درآمدهای غیرشاپرکی
محمدمهدی تقی‌پور در گفت‌وگو با راه پرداخت
۵ دقیقه مدت مطالعه

وقتی از اثر ناترازی انرژی بر صنعت پرداخت صحبت می‌شود، معمولاً نخستین نگرانی به مراکز داده، شبکه ارتباطی و زیرساخت شرکت‌های پرداخت مربوط است؛ اما محمدمهدی تقی‌پور، مدیرعامل به‌پرداخت ملت، معتقد است نخستین نقطه شکست، پذیرنده است.

تقی‌پور در گفت‌وگو با رضا قربانی، بنیان‌گذار راه پرداخت، توضیح می‌دهد که پذیرندگان امکانات محدودتر و آسیب‌پذیری بیشتری دارند. قطع برق می‌تواند فروش، ارائه خدمت و در نهایت امکان انجام تراکنش را در یک کسب‌وکار متوقف کند.

وقتی پذیرنده نتواند فعالیت کند، تعداد تراکنش‌ها کاهش می‌یابد و اثر بحران به‌تدریج به شرکت پرداخت و دیگر اجزای شبکه منتقل می‌شود. در چنین شرایطی، روشن‌ماندن مرکز داده به‌تنهایی تداوم کسب‌وکار را تضمین نمی‌کند.

شرکت‌های پرداخت می‌توانند برای مراکز داده ژنراتور، UPS یا منابع جایگزین انرژی فراهم کنند؛ اما این تجهیزات الزاماً در دسترس میلیون‌ها پذیرنده قرار ندارند. به همین دلیل، تاب‌آوری شبکه باید از نقطه پذیرش و کسب‌وکار نیز دیده شود.

ناترازی انرژی علاوه بر اختلال مستقیم، هزینه پنهان دیگری هم دارد: هزینه فرصت نوآوری. منابعی که می‌توانستند صرف هوش مصنوعی، محصولات تازه و توسعه بازار شوند، به حفظ زیرساخت فعلی اختصاص پیدا می‌کنند.

تقی‌پور می‌گوید در صنعت پویایی مانند پرداخت، «استراتژی بقا» به معنای ثابت‌ماندن وجود ندارد. شرکتی که توسعه بازار و نوآوری را متوقف کند، حتی برای حفظ سهم فعلی خود نیز با مشکل روبه‌رو خواهد شد.

بحران انرژی، امنیت و دیگر محدودیت‌های زیرساختی، فقط فرصت‌های آینده را از بین نمی‌برند؛ آنها منابع موجود شرکت‌ها را نیز مصرف می‌کنند. این وضعیت زمان ورود خدمات تازه به بازار را افزایش می‌دهد.

عقب‌ماندن این خدمات صرفاً به معنای عرضه‌نشدن چند محصول فانتزی نیست. بسیاری از محصولات اقتصاد دیجیتال در پاسخ به نیاز واقعی جامعه شکل می‌گیرند و تأخیر در عرضه آنها می‌تواند توان رقابت شرکت‌ها را کاهش دهد.

اثر این بحران زنجیره‌ای است. کاهش قدرت خرید مشتری، کسب‌وکار را ضعیف می‌کند؛ کاهش فعالیت کسب‌وکار، تراکنش شرکت پرداخت را پایین می‌آورد و افت درآمد شرکت، توان سرمایه‌گذاری برای توسعه را محدود می‌کند.

سافت‌پوز و QR از راهکارهایی هستند که می‌توانند بخشی از هزینه سخت‌افزار و وابستگی به کارت‌خوان را کاهش دهند؛ اما چرا با وجود چند سال بحث، هنوز به ابزار مسلط پرداخت تبدیل نشده‌اند؟

تقی‌پور پاسخ را نه در فناوری، بلکه در مدل کسب‌وکار جست‌وجو می‌کند. مسئله اصلی سافت‌پوز و QR، مشخص‌نبودن چرخه اقتصادی آنهاست.

برای توسعه این ابزارها باید روشن شود که قرار است جایگزین کدام خدمت شوند، چه مسئله‌ای را برای پذیرنده یا مشتری حل کنند و درآمد آنها از چه مسیری تأمین شود.

اگر این مدل مشخص شود، توسعه فنی می‌تواند در زمان کوتاهی انجام شود. بدون مدل اقتصادی، حتی بهترین فناوری نیز به پروژه‌ای تبدیل می‌شود که سرمایه جذب می‌کند، اما استفاده پایدار و گسترده‌ای ندارد.

تقی‌پور این وضعیت را نتیجه «تکنولوژی‌زدگی» می‌داند؛ یعنی فناوری وارد شود، بدون اینکه سازوکار بهره‌برداری اقتصادی از آن طراحی شده باشد. شکست چنین پروژه‌ای ممکن است به‌اشتباه به ناکارآمدی فناوری نسبت داده شود.

بخش دیگری از گفت‌وگو به شاخص‌های ارزیابی شرکت‌های پرداخت اختصاص دارد. تعداد تراکنش و پایانه همچنان می‌توانند شاخص‌های فنی مهمی باشند، اما تمام عملکرد یک PSP را نشان نمی‌دهند.

صنعت پرداخت ذی‌نفعان متعددی دارد. پذیرندگان به خدمات ارزش‌افزوده نیاز دارند، سهام‌داران انتظار بازده دارند، دارندگان کارت به‌دنبال تجربه بهترند و فین‌تک‌ها نیز برای توسعه خدمات به زیرساخت شرکت‌های پرداخت متکی‌اند.

بنابراین، رتبه‌بندی شرکت‌ها باید نشان دهد هر PSP چه ارزشی برای این گروه‌ها ایجاد کرده است. درآمد تازه برای پذیرنده، سودآوری برای سهام‌دار و امکان توسعه خدمت برای فین‌تک‌ها می‌توانند در کنار شاخص‌های تراکنشی قرار گیرند.

تقی‌پور سهم شاخص‌های فنی مانند تعداد تراکنش و پایانه را در یک ارزیابی جامع محدود می‌داند و معتقد است ابعاد کیفی و اقتصادی باید وزن بیشتری پیدا کنند.

به‌پرداخت ملت نیز تلاش کرده است بخشی از درآمد خود را از حوزه‌های خارج از فعالیت سنتی شاپرکی تأمین کند. هدف اعلام‌شده شرکت، رسیدن به سهمی مشخص از درآمدهای غیرشاپرکی و غیربانکی در سال ۱۴۰۵ بوده است.

تقی‌پور می‌گوید شرایط اقتصادی و بحران‌های اخیر سرعت تحقق این برنامه را کاهش داده‌اند. به گفته او، شرکت تاکنون به حدود نیمی از هدف درآمدی تعیین‌شده رسیده، اما سود مورد انتظار هنوز به‌طور کامل محقق نشده است.

به‌پرداخت در این مسیر دو خدمت اعتباری را معرفی کرده و پروژه‌هایی را نیز در حوزه توکن‌سازی پیش برده است. بااین‌حال، این خدمات هنوز به سطح درآمدی مدنظر شرکت نرسیده‌اند.

ابهام‌های تنظیم‌گری، شرایط بازار و محدودیت در تبلیغ و توسعه خدمات از دلایل فاصله میان برنامه و نتیجه عنوان شده‌اند. این تجربه نشان می‌دهد عرضه محصول، فقط نخستین مرحله درآمدزایی است.

این گفت‌وگو در نهایت دو مسئله متفاوت اما مرتبط را نشان می‌دهد: صنعت پرداخت باید هم زیرساخت خود را در برابر بحران حفظ کند و هم از مدل تراکنش‌محور عبور کند.

اگر تمام منابع صرف حفظ وضعیت فعلی شود، نوآوری متوقف خواهد شد؛ اما بدون حل مشکلات انرژی و امنیت نیز زیرساخت لازم برای توسعه بازار باقی نمی‌ماند. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان تاب‌آوری امروز و ساخت درآمدهای فردا است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل