محمدحسین کاشی، عضو هیئتمدیره شرکت ارتباطات زیرساخت، معتقد است کیفیت واقعی زیرساخت را نباید فقط با عملکرد آن در روزهای عادی سنجید. زیرساخت زمانی قابل اتکاست که در جنگ، تحریم و اختلال نیز بتواند خدمات حیاتی را ادامه دهد؛ ظرفیتی که باید پیش از وقوع بحران و با سرمایهگذاری مستمر ساخته شود.
به گفته او، نگاه واکنشی باعث میشود مسئله تابآوری تنها پس از وقوع بحران جدی گرفته شود. درحالیکه شبکه باید از قبل برای سناریوهای مختلف آماده باشد و بتواند با کمترین وابستگی، خدمات خود را حفظ کند. هزینه تابآوری در روزهای عادی پرداخت میشود، اما ارزش آن در شرایط بحرانی آشکار خواهد شد. کاشی رگتک را نیز فراتر از ابزاری برای انطباق با مقررات میبیند.
افزایش تعداد تراکنشها و حجم دادههای مالی، نظارت سنتی را دشوار کرده است. ترکیب رگتک و هوش مصنوعی میتواند الگوها و نشانههای شکلگیری تقلب، تخلف یا بحران را پیش از وقوع کامل شناسایی کند و به تصمیمیار مدیران و ناظران تبدیل شود. معنای این تغییر، حرکت از برخورد پس از تخلف به سمت نظارت پیشگیرانه است.
تنوعبخشی به مسیرهای تأمین، ضلع دیگری از تابآوری محسوب میشود. وابستگی به یک فروشنده، فناوری یا مسیر ارتباطی میتواند در شرایط جنگی و تحریم، تداوم سرویس را تهدید کند. به اعتقاد کاشی، حاکمیت باید چارچوبی فراهم کند تا مجموعهها بتوانند با چند فروشنده و مسیر جایگزین کار کنند؛ مشابه الگویی که برای تأمین پهنای باند از مسیرهای مختلف دنبال میشود. او وضعیت ارتباطی کشور را برای توسعه هوش مصنوعی مساعد ارزیابی میکند، اما تأکید دارد که ارتباطات بهتنهایی کافی نیست.
خدمات پایدار هوش مصنوعی به زنجیرهای از مراکز داده، تجهیزات پردازشی، ذخیرهسازی و انرژی نیاز دارند و توسعه این زنجیره بدون سرمایهگذاری کلان بخش خصوصی و عمومی ممکن نیست. کاشی همچنین پراکندگی سرمایهگذاریها را مانعی برای شکلگیری ارائهدهندگان بزرگ و قابل اتکای زیرساخت میداند.
وجود شرکتهای متعدد ابری الزاماً به معنای برخورداری از سرویسهای سازمانی تابآور نیست. تجمیع سرمایه، کاهش پروژههای موازی و ساخت مجموعههای بزرگتر میتواند هم بهرهوری را افزایش دهد و هم اعتماد کسبوکارهای بزرگ را به خدمات داخلی تقویت کند.