بانک کارآفرین، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، جیاسامپی و گالری آرتیبیشن مدلی را بهصورت پایلوت اجرا کردهاند که در آن خریدار با پرداخت ۳۰ درصد بهای اثر، میتواند تا ۷۰ درصد باقیمانده را در قالب تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی دریافت کند؛ مدلی که هدف آن فقط فروش چند اثر نیست و میخواهد اعتبار بانکی را به یکی از کمبرخوردارترین بخشهای اقتصاد فرهنگ وارد کند.
خرید قسطی یک تابلوی نقاشی در ظاهر تفاوت چندانی با خرید اعتباری کالا ندارد؛ خریدار اعتبارسنجی میشود، بانک تسهیلات میدهد و مبلغ خرید به فروشنده میرسد. تفاوت از جایی آغاز میشود که کالای خریداریشده یک اثر هنری است؛ داراییای که قیمت آن به اصالت، سابقه، مالکیت، جایگاه هنرمند، امکان کارشناسی و نقدشوندگی وابسته است و برخلاف کالاهای مصرفی، هنوز سازوکار استاندارد و فراگیری برای ارزشگذاری، بیمه و وثیقهگذاری آن وجود ندارد. این چالشی بود که در همه سالها مانعی برای همکاری متقابل اقتصاد و هنر بود.
عبور از این مانع فقط با اضافهکردن یک گزینه خرید اقساطی ممکن نبود. مسئله اصلی این بود که چگونه میتوان منطق مقرراتی و عملیاتی نظام بانکی را به بازاری متصل کرد که ارزش داراییهای آن تا حد زیادی بر اصالت، سابقه، اعتبار هنرمند، نظر کارشناسی و اعتماد میان بازیگران بازار استوار است. چنین اتصالی، پیش از تأمین خط اعتباری، به طراحی سازوکاری نیاز داشت که برای بانک قابل اتکا و برای فعالان بازار هنر نیز قابل پذیرش باشد.
سحر فروزان که سالها سابقه فعالیت در نظام بانکی و همچنین حوزه فرهنگ و هنر را دارد، بیش از سه سال درگیر حل همین مسئله بود؛ مسیری که از شناسایی موانع مقرراتی و عملیاتی آغاز شد و در نهایت به طراحی یک اکوسیستم چندجانبه رسید. در این مدل، قرار نبود یک نهاد بهتنهایی مسئول تمام فرایند باشد؛ بلکه هر بازیگر باید در محدوده تخصص، اختیارات قانونی و ظرفیت عملیاتی خود، بخشی از زنجیره را بر عهده میگرفت.
هدف این طراحی، به تعبیر فروزان، «بانکپذیر» یا Bankable کردن حوزه فرهنگ و هنر بود؛ نه به این معنا که منطق بازار هنر زیرمجموعه منطق بانکی قرار گیرد، بلکه به این معنا که زیرساختهای لازم برای ورود کسبوکارهای هنری به فرایندهای رسمی اعتبار، تأمین مالی و ارزیابی دارایی فراهم شود. نشاندن هنر و اقتصاد پشت یک میز، به تعریف زبان مشترکی نیاز داشت که هم الزامات بانکی و مقرراتی را رعایت کند و هم ویژگیهای خاص بازار هنر را نادیده نگیرد.

فروزان معتقد است هنر و هنرمندان بیش از آنکه به حمایت در معنای سنتی آن نیاز داشته باشند، به زیرساختهایی نیاز دارند که امکان شکلگیری و توسعه کسبوکارهای پایدار هنری را فراهم کند. از این منظر، مسئله این پروژه صرفاً فروش تعدادی اثر یا ارائه یک تسهیلات مقطعی نیست؛ بلکه ساخت بستری است که بازار هنر بتواند مانند دیگر صنایع خلاق، به ابزارهای مالی، اعتبار و ظرفیتهای توسعه کسبوکار دسترسی پیدا کند.
خروجی این مسیر، طراحی مدلی بود که مسئولیت را میان چند بازیگر تخصصی تقسیم میکند: بانک کارآفرین خط اعتباری و فرایند اعطای تسهیلات را بر عهده دارد؛ مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، اصالتسنجی، بررسی مستندات و سوابق مالکیت، تشکیل هیئت کارشناسی و صدور شناسنامه آثار را انجام میدهد و پشتوانههای مورد نیاز اجرای طرح را فراهم میکند؛ گالری مسئول انتخاب، عرضه و تحویل اثر است و جیاسامپی زیرساخت اعتبارسنجی، پرداخت و اتصال خریدار به این زنجیره را در اختیار پروژه قرار میدهد. گزارش حاضر نیز همین اکوسیستم و مسئولیتی را بررسی میکند که هر یک از این بازیگران برای عملیاتیشدن پیوند میان هنر و نظام مالی پذیرفتهاند.
از تفاهمنامه تا نمایشگاه «همواره»
مسیر این پروژه از تفاهمنامه مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر با بانک کارآفرین آغاز شد؛ تفاهمنامهای که با هدف استفاده از ابزارهای بانکی برای خرید آثار فرهنگی و هنری، تأمین مالی فعالان این حوزه و ایجاد امکان وثیقهگذاری آثار هنری شکل گرفت. در طراحی اولیه پروژه، صدور شناسنامه اصالت اثر، اعتبارسنجی ارزشگذاری تخصصی و تعیین ضریب نقدشوندگی اثر نیز پیشبینی شد تا در مراحل بعد، بخشی از ارزش اثر هنری بتواند بهعنوان وثیقه نزد بانک پذیرفته شود. نبود بیمه تخصصی، خطر جعل، نبود سازوکار شفاف ارزشگذاری و فقدان بازار ثانویه رسمی، از موانعی است که تاکنون ورود آثار هنری به نظام تأمین مالی بانکی را دشوار کرده است.
فاز اجرایی این تفاهمنامه با نمایشگاه گروهی «همواره» آغاز شد. این نمایشگاه از ۲۰ خرداد تا ۲۰ تیر ۱۴۰۵ در نگارخانه بانک کارآفرین برگزار شد و آثار آن همزمان در بستر آنلاین آرتیبیشن نیز در دسترس قرار گرفت. این دوره یک پایلوت بود تا فرایندهای کارشناسی، مالی، اعتبارسنجی، خرید، پرداخت و تحویل اثر در شرایط واقعی آزمایش شود.
در این تقسیم کار، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر مسئول کارشناسی، ارزشگذاری، تشخیص اصالت و صدور شناسنامه آثار شد. بانک کارآفرین خط اعتباری خرید را تأمین کرد، جیاسامپی و پروژه «جیاسام آرت» زیرساخت عملیاتی و فناوری مالی را در اختیار پروژه گذاشتند و آرتیبیشن، همراه با انجمن نگارخانهداران، تجربه بازار هنر و ارتباط با هنرمندان، گالریها و خریداران را وارد مدل کرد.
در منابع منتشرشده و گفتوگوهای انجامشده، تعداد دقیق آثار، هنرمندان و گالریهای حاضر در پایلوت و همچنین سقف کل خط اعتباری اختصاصیافته به این مرحله اعلام نشده است. آنچه بهطور مشخص اعلام شده، سقف تسهیلات قابلدریافت برای هر متقاضی و شرایط پرداخت آن است.
سازوکار اعتبار؛ ۳۰ درصد نقد، ۷۰ درصد تسهیلات
خریدار در این مدل ابتدا اثر مورد نظر خود را در نگارخانه بانک کارآفرین یا بستر آنلاین آرتیبیشن انتخاب میکند. ۳۰ درصد قیمت اثر باید بهصورت نقدی پرداخت شود و متقاضی میتواند برای حداکثر ۷۰ درصد باقیمانده، تا سقف ۴۰۰ میلیون تومان، درخواست تسهیلات دهد. پرداخت اعتبار به نتیجه اعتبارسنجی بانکی وابسته است و در صورت تأیید، مبلغ تسهیلات مستقیماً به گالری پرداخت میشود و اقساط برای خریدار تعریف خواهد شد. دوره بازپرداخت تسهیلات خرید اثر ۱۲ماهه و نرخ سود آن ۲۳ درصد اعلام شده است.
برای اثر فروختهشده شناسنامه صادر میشود، اما این شناسنامه تا پایان بازپرداخت اقساط نزد مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر باقی میماند. پس از تسویه تسهیلات، شناسنامه به خریدار تحویل داده میشود و اثر میتواند در فرایندهای بعدی، در صورت احراز شرایط بانک، مبنای وثیقهگذاری قرار گیرد. به این ترتیب، شناسنامه فقط گواهی اصالت نیست و قرار است به سندی برای پیوند ارزش هنری اثر با ارزش مالی آن تبدیل شود.
این پروژه دو مسیر اعتباری دارد. «هایوین» برای تأمین اعتبار خریداران طراحی شده و «هایلَت» تأمین نقدینگی هنرمندان و فعالان سمت عرضه را دنبال میکند. در مسیر خرید، تا ۷۰ درصد ارزش اثر و حداکثر چهار میلیارد ریال با بازپرداخت ۱۲ماهه پرداخت میشود. در مسیر هنرمندان نیز تسهیلاتی معادل ۷۰ درصد ارزش آثار تا سقف چهار میلیارد ریال با حداکثر بازپرداخت ۲۴ماهه پیشبینی شده است.
مسئله اصلی این مدل، صرفاً میزان وام نیست. پروژه باید همزمان به چند پرسش پاسخ دهد: بانک چگونه از اصالت و ارزش دارایی مطمئن میشود؟ چه نهادی مسئول صحت مالکیت اثر است؟ قیمت اثر بر چه مبنایی تعیین میشود؟ اگر خریدار برای نخستین بار وارد بازار هنر شده باشد، چگونه از خرید اثر جعلی یا نامعتبر مصون میماند؟ و مهمتر از همه، آیا این مدل میتواند از یک نمایشگاه محدود عبور کند و در اختیار گالریهای مختلف قرار گیرد؟
نگارخانه بانک کارآفرین اتاق فکر پروژه بود
مسلم بمانپور، معاون برنامه ریزی و توسعه سازمان بانک کارآفرین، نقش نگارخانه بانک را فراتر از محل برگزاری نمایشگاه میداند و میگوید این نگارخانه از مرحله شکلگیری ایده، نیازهای بازار هنر را به واحدهای کسبوکاری بانک منتقل کرده است.
او در توضیح کامل این پروژه به راه پرداخت گفت: «نگارخانه بانک کارآفرین همواره بهعنوان قلب تپنده فعالیتهای فرهنگی و هنری بانک و نقطه تلاقی خلاقیت و نوآوری شناخته شده است. فلسفه اصلی ایجاد این نگارخانه نیز بر این مبنا شکل گرفت که بانک فقط یک نهاد مالی نباشد و بتواند در توسعه سرمایه فرهنگی کشور نقشآفرینی کند. شکلگیری این تفاهمنامه بر پایه شبکه ارتباطی ایجادشده میان هنرمندان، گالریها، مجموعهداران و علاقهمندان به هنر و با الهام از عملکرد نگارخانه بانک کارآفرین در سالهای گذشته بود. نگارخانه با ایفای نقش اتاق فکر پروژه، اعلام نیازمندیهای هنرمندان و علاقهمندان به هنر و انتقال تجربیات خود از بازار هنر به واحدهای کسبوکاری بانک، زمینه طراحی محصولی بردـبرد را فراهم کرد؛ محصولی که هم به الزامات بانکی پاسخ دهد و هم با اقتضائات بازار هنر سازگار باشد. امروز نیز نگارخانه به محل تلاقی سرمایه فرهنگی و مالی و مکانی برای پیوند ارزش هنری آثار با ابزارهای نوین تأمین مالی تبدیل شده است.»

بمانپور ادامه داد: «نگارخانه ضمن حمایت از هنرمندان و گالریها، بهعنوان بستری تسهیلگر بهدنبال ایجاد یک اکوسیستم پایدار برای تقویت فرهنگ هنرآفرینی و ترویج سرمایهگذاری مسئولانه در این حوزه است. ما بر این باوریم که توسعه اقتصاد هنر بدون توسعه ابزارهای مالی نوین و در عین حال ساده امکانپذیر نیست و بانکها میتوانند نقش مهمی در این مسیر ایفا کنند. اعتبار و اصالت، دو اصل بنیادین در انتخاب آثار نمایشگاه هستند. آثار از سوی گالریهای مورد تأیید مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر که سابقه حرفهای دارند ارائه میشوند و فرایند گزینش آنها با نظر کارشناسان و متخصصان حوزه هنر انجام میشود.»
معاون برنامه ریزی و توسعه سازمان بانک کارآفرین گفت: «در انتخاب آثار، شاخصهایی مانند اصالت اثر، کیفیت هنری، جایگاه حرفهای هنرمند، تنوع سبکها، قابلیت عرضه در بازار و انطباق با اهداف تفاهمنامه مورد توجه قرار میگیرند. تلاش شده است مجموعهای شکل بگیرد که هم پاسخگوی سلیقه مجموعهداران باشد و هم برای افرادی که نخستین تجربه خرید اثر هنری را دارند، جذابیت داشته باشد. از سوی دیگر، فرایند اطمینان از سلامت و امنیت اثر تا زمان تحویل، بهدلیل اهمیتی که برای خریداران دارد، مطابق استانداردهای حرفهای گالریداری انجام میشود تا ریسکهای احتمالی به حداقل برسد. به همین منظور، تقسیم وظایف بهصورت هدفمند میان بانک و مؤسسه انجام شده است تا هر سازمان بر حوزه تخصصی خود متمرکز باشد و از ظرفیت مجموعهها حداکثر استفاده صورت گیرد.»
به گفته او این همکاری در مرحله نخست بهصورت پایلوت و با حضور تعدادی از گالریها و هنرمندان منتخب آغاز شد. هدف پایلوت، ارزیابی فرایندهای اجرایی، بررسی استقبال مخاطبان و بهینهسازی مدل همکاری پیش از توسعه گسترده آن بود. تمرکز در این مرحله بر کیفیت همکاری و ایجاد تجربهای موفق برای خریداران و فعالان بازار هنر قرار داشت. با این حال، بانک و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی کاملاً توسعهمحور به اقتصاد هنر دارند. هدف طرح، ایجاد بستری باز و فراگیر برای بازار هنر و تخصیص خط اعتباری اختصاصی است. تمام گالریهایی که از سوی مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، بهعنوان بازوی اجرایی تفاهمنامه، معرفی شوند و استانداردهای حرفهای، الزامات حقوقی و معیارهای کیفی تعیینشده را داشته باشند، میتوانند برای دریافت خدمات و اضافهشدن به این اکوسیستم پذیرفته شوند. بهدلیل برخطبودن فرایندها نیز امکان استفاده از طرح بدون محدودیت جغرافیایی وجود دارد.
بمانپور گفت: «هدف اصلی این طرح صرفاً افزایش فروش یک نمایشگاه یا گالری نیست؛ بلکه میخواهد شیوه دسترسی اقشار مختلف جامعه به بازار هنر را تغییر دهد. در بسیاری از کشورهای دنیا، ابزارهای مالی نقش مهمی در توسعه بازار هنر دارند و ما تلاش کردیم بخشی از این تجربه را متناسب با شرایط کشور بومیسازی کنیم. پیشبینی میزان فروش دوره نخست به عوامل مختلفی از جمله تنوع آثار، شرایط اقتصادی، زیرساختهای فنی گالریها، سبد قیمتی و رفتار مصرفکننده وابسته است؛ اما انتظار میرود بهدلیل سهولت استفاده از طرح و برخطبودن فرایند دریافت تسهیلات، دامنه مخاطبان فراتر از مجموعهداران سنتی گسترش پیدا کند. آنچه برای بانک از میزان فروش ارزشمندتر است، تعداد خریداران جدید و ورود افرادی است که تاکنون امکان خرید آثار هنری را نداشتهاند. زمانی که یک علاقهمند بتواند بدون پرداخت کامل مبلغ، اثر مورد علاقه خود را خریداری کند، بازار محدود به مجموعهداران حرفهای میتواند به بازاری گستردهتر برای اقشار مختلف جامعه تبدیل شود. در این صورت، شکلگیری فرهنگ جدیدی در سرمایهگذاری فرهنگی و تبدیل اثر هنری به انتخابی در دسترستر برای خانوادهها نیز امکانپذیر میشود.»
هدف اصلی این همکاری، ارائه یک مدل مالی برای زنجیره ارزش هنر است؛ مدلی که میخواهد همزمان به نیازهای سه ضلع اکوسیستم، یعنی هنرمند، گالری و خریدار پاسخ دهد.
معاون برنامه ریزی و توسعه سازمان بانک کارآفرین بیان کرد: «این طرح دو وجه دارد؛ ارائه تسهیلات به خریداران آثار هنری و ارائه تسهیلات به هنرمندان در قالب دو طرح «هایوین» و «هایلَت». این دو مسیر میتوانند مسئله تأمین نقدینگی در زنجیره خرید و فروش آثار هنری را پوشش دهند. در طرح هایلَت، به نیاز هنرمندان برای تأمین نقدینگی مورد نیاز خلق آثار جدید و توسعه فعالیت حرفهای و همچنین نیاز گالریها برای حفظ جریان عرضه و توسعه بازار پاسخ داده میشود. در طرح هایوین نیز امکان پرداخت اقساطی بخشی از بهای اثر و توسعه سبد خرید برای خریداران فراهم میشود. برای ایجاد فرصت عادلانه در دریافت تسهیلات و شکلگیری رابطهای بردـبرد میان بازیگران اکوسیستم، شرایط عمومی تسهیلات یکسان و فرایندهای اعتباری متناسب با هر گروه طراحی شده است. در طرح هایلَت، تسهیلاتی معادل ۷۰ درصد ارزش آثار، تا سقف چهار میلیارد ریال، با حداکثر بازپرداخت ۲۴ماهه و نرخ سود ۲۳ درصد به هنرمندان پرداخت میشود. در طرح هایوین نیز خریداران میتوانند معادل ۷۰ درصد ارزش اثر، تا سقف چهار میلیارد ریال، با حداکثر بازپرداخت ۱۲ماهه و نرخ سود ۲۳ درصد تسهیلات دریافت کنند. هر هنرمند نیز امکان دارد از مزایای دو طرح تا سقف ۱۵ میلیارد ریال استفاده کند.»
جیاسامپی میخواهد فراتر از یک لندتک وارد بازار هنر شود
در این پروژه، بانک کارآفرین اعتبار را تأمین میکند، اما زیرساخت درخواست تسهیلات، اعتبارسنجی، پرداخت و اتصال خریدار به گالری بر بستر جیاسامپی قرار گرفته است. گروه جیاسام برای توسعه فعالیت خود در بازار هنر، برند «جیاسام آرت» را ایجاد کرده است.
شهاب شهوازیان، مدیرعامل جیاسامپی، درباره چرایی ورود یک شرکت فناوری مالی به بازار هنر و نقشی که این مجموعه در پروژه بر عهده گرفته است، گفت: «معمولاً وقتی درباره تسهیلات و اعتبار صحبت میکنیم، ذهن بیشتر افراد به سمت خریدهای مصرفی و نیازهای روزمره میرود؛ اما ما در جیاسامپی به این نتیجه رسیدیم که اعتبار مالی میتواند در حوزه فرهنگ، هنر و سرمایههای معنوی جامعه نیز اثرگذار باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم پلتفرمی را با برند «جیاسام آرت» توسعه دهیم که اتصالدهنده صنعت مالی و بازار هنر باشد. خرید آثار هنری با توجه به وضعیت مالی جامعه معمولاً به قشر خاصی محدود بوده است؛ اما ابزارهای مالی جدید و اعتبارهای خرد آنلاین که فرایند استفاده از آنها سادهتر شده، میتوانند دسترسی بخش بیشتری از مردم را به آثار هنری فراهم کنند. از طرف دیگر، هنرمندان نیز به دامنه گستردهتری از مخاطبان دسترسی پیدا میکنند.»

شهوازیان گفت: «جیاسامپی یک پلتفرم اعتباری و مالی شناختهشده است که از طریق خطوط اعتباری بانکی، تسهیلات خرد و آنلاین را در اختیار کاربران قرار میدهد. در این پروژه، با همکاری بانک کارآفرین، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر و گالریهای شناختهشده، از جمله آرتیبیشن، زیرساخت فناوری و لندتکی خود را در اختیار طرح گذاشتیم. بانک کارآفرین خط اعتباری را تأمین میکند، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر فرایندهای مربوط به مجوز، کارشناسی و تأیید اصالت اثر را انجام میدهد و گالری نیز بهعنوان فروشنده یا پذیرنده فعالیت میکند. کاربر در جیاسامپی درخواست تسهیلات میدهد، فرایند اعتبارسنجی او انجام میشود، تسهیلات را دریافت میکند و میتواند از گالری، تابلو یا اثر هنری مورد نظر خود را بخرد.»
به گفته مدیرعامل جیاسامپی تمام خدمات مالی، درگاههای پرداخت، اعتبارسنجی و موضوعات مرتبط با حوزه فناوری مالی در این مرحله بر عهده جیاسامپی است. در فازهای بعد، توسعه بیشتری در نظر گرفته شده است؛ از جمله معرفی مستقیم گالریها، معرفی آثار به کاربران و ایفای نقش در توسعه بازار آثار هنری. به همین دلیل این شرکت صرفاً با برند جیاسامپی وارد پروژه نشده و نام جیاسام آرت را انتخاب کرده است؛ زیرا میخواهد فراتر از یک لندتک وارد این حوزه شود.
او گفت: «از نظر فرایند عمومی اعتبارسنجی و اعطای تسهیلات، خرید اثر هنری تفاوت بنیادی با سایر تسهیلات ندارد؛ اما ویژگی این بازار باعث شده بخشی از شناخت مشتری و ارزیابی او از طریق خود گالری انجام شود. گالریهای مطرح شناخت خوبی از مخاطبان خود دارند و بخشی از این فرایند میتواند بهصورت حضوری و آفلاین شکل بگیرد. در کنار آن، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر نیز مسئولیت بررسی اثر را بر عهده دارد تا اعتبار برای خرید اثری اصیل و معتبر استفاده شود و کاربر تجربه ناخوشایندی از خرید یک اثر جعلی نداشته باشد. وقتی فرد از یک پلتفرم لندتکی کالای معمولی میخرد، خود پلتفرم لزوماً مسئول تشخیص اصالت کالا نیست؛ اما بهدلیل حساسیت اثر هنری و ارتباط آن با فرهنگ و سرمایههای معنوی جامعه، این بخش در مدل جیاسام آرت پیشبینی شده است.»
مدیرعامل جیاسامپی توضیح داد: «تسهیلات بانکی این پروژه با نرخ ۲۳ درصد پرداخت میشود و بانک آن را مطابق ضوابط خود پیش میبرد. بخشی از هزینه نیز مربوط به توسعه و ارائه خدمات لندتکی است که از سوی کاربر پرداخت میشود. میزان دقیق این هزینه به مبلغ تسهیلات و تعداد ماههای بازپرداخت وابسته است و کاربر هنگام درخواست در پلتفرم میتواند رقم آن را مشاهده کند. سقف تسهیلات خرد برای هر کاربر در این پروژه ۴۰۰ میلیون تومان است. البته آثار هنری دامنه قیمتی بسیار متفاوتی دارند؛ ممکن است یک تابلوی نقاشی با قیمتی کمتر از ۱۰ میلیون تومان پیدا شود و در سوی دیگر، آثار هنرمندان شناختهشده با قیمتهای چند ده یا چند صد میلیارد تومان، حتی خارج از ایران، معامله شوند. با این حال، با اعتبار ۴۰۰ میلیون تومانی و حتی مبالغ کمتر نیز میتوان آثار خوب و ارزشمندی را در بازار گالریهای ایران خریداری کرد و این وام میتواند بخش قابلتوجهی از آثار قابل عرضه در گالریها را پوشش دهد.»
به گفته شهوازیان خرید اثر هنری برای افراد مختلف معناهای متفاوتی دارد. بخشی از تصمیم به شناخت هنرمند، سابقه او و ویژگیهای فنی اثر مربوط است و بخشی نیز به زیباییشناسی و علاقه شخصی خریدار بازمیگردد. فعال حرفهای بازار ممکن است در کنار جنبه زیباییشناختی، ارزشهای مالی، معنوی و امکان سرمایهگذاری را نیز دنبال کند؛ در حالی که فرد دیگری ممکن است بخواهد اثر را در خانه خود داشته باشد و از تماشای آن لذت ببرد. این تفاوت نگاهها باعث میشود اعتبار خرید بتواند برای گروههای متفاوتی کاربرد داشته باشد.
او همچنین گفت: «در حال توسعه تعداد گالریهای همکار هستیم. در ماههای آینده، کاربران میتوانند هم بهصورت حضوری و هم آنلاین، از گالریهای شناختهشده کشور آثار هنری را بهصورت اقساطی خریداری کنند. آرتیبیشن یکی از بسترهای آنلاین مناسب این حوزه است و مرحله فعلی، پایلوتی برای آغاز و رونمایی پروژه در نگارخانه بانک کارآفرین و با همکاری آرتیبیشن محسوب میشود. ما مرحله اعطای وام و اعتبار را فقط یک فعالیت مالی در جیاسام آرت نمیبینیم. این کار علاوه بر توسعه بازار هنر، میتواند به هنرمندان و گالریها کمک کند و حتی به برگزاری رویدادهای هنری بیشتر در ایران منجر شود. هنر در ایران ارزش سرمایهگذاری و هزینهکردن دارد و نقش ما بهعنوان تسهیلگر، فراتر از توسعه یک مدل مالی جدید است.»
مدیرعامل جیاسامپی در پایان گفت: «امیدواریم این خدمت باعث شود فناوری مالی برای جامعه ارزش بیشتری خلق کند؛ بهویژه برای افرادی که به آثار هنری علاقه داشتهاند، اما تاکنون امکان خرید و نگهداری این آثار را نداشتهاند.»
این اعتبار و زیرساخت نباید در انحصار یک گالری بماند
ورود اعتبار بانکی به بازار هنر، بدون ورود تجربه تخصصی گالریها، میتواند به تأمین مالی داراییهایی منجر شود که اصالت، مالکیت یا ارزش آنها بهدرستی بررسی نشده است. آرتیبیشن در این مدل، فقط یک محل نمایش و فروش نیست و قرار است تجربه بازار هنر را به طراحی محصول مالی منتقل کند.
حسین محسنی، عضو هیئتمدیره انجمن صنفی نگارخانهداران تهران و مدیر گالری آرتیبیشن، تأکید میکند که ارزش پروژه زمانی مشخص میشود که مدل از انحصار بازیگران اولیه خارج شود و سایر گالریها نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

او گفت: «بهنظر من این پروژه را نباید صرفاً همکاری میان یک گالری، یک مؤسسه و یک شرکت مالی دید. اگر پروژه فقط در همین سطح باقی بماند، اتفاق مهمی رخ نداده است. مسئله اصلی این است که آیا میتوان برای بازار هنر نیز زیرساختهایی مشابه زیرساختهایی ایجاد کرد که سالهاست در صنایع دیگر وجود دارند. امروز در بسیاری از بازارها، ابزارهای مالی به بخشی طبیعی از فرایند خرید تبدیل شدهاند؛ اما خرید اثر در بازار هنر همچنان عمدتاً به پرداخت نقدی وابسته است. این وابستگی باعث میشود بخش بزرگی از تقاضای بالقوه، هیچگاه فرصت تبدیلشدن به خرید واقعی را پیدا نکند.»
او ادامه داد: «نقش آرتیبیشن در این پروژه، انتقال تجربه سالها فعالیت در بازار هنر است؛ تجربهای که از ارتباط با هنرمندان، مجموعهداران، خریداران و گالریها به دست آمده است. تلاش کردیم این مدل بر اساس واقعیتهای بازار هنر طراحی شود، نه اینکه صرفاً منطق نظام مالی بر آن حاکم باشد. اگر این تجربه موفق شود، ارزش آن در این نیست که متعلق به یک گالری باقی بماند. ارزش واقعی زمانی شکل میگیرد که پروژه بتواند به زیرساختی برای کل بازار هنر تبدیل شود. بازار هنر بیش از بسیاری از بازارهای دیگر بر اعتماد استوار است و هرچه ابزارهای مالی بیشتر وارد این بازار شوند، اهمیت اعتماد نیز افزایش پیدا میکند. معیار انتخاب آثار فقط کیفیت هنری نیست. اصالت، شفافبودن مالکیت، قابلیت کارشناسی، سابقه اثر، امکان مستندسازی دقیق و تنوع آثار، همگی بخشی از فرایند انتخاب هستند.»
مدیر گالری آرتیبیشن گفت: «توسعه بازار هنر فقط با افزایش تعداد خریداران رخ نمیدهد و کیفیت زیرساختهای بازار نیز باید ارتقا پیدا کند. اگر قرار است اثر هنری وارد یک فرایند مالی شود، تمام زنجیره، از کارشناسی و ثبت اطلاعات گرفته تا حمل، نگهداری و تحویل، باید مطابق استانداردهای حرفهای عمل کند. این استانداردسازی شاید مهمترین دستاورد چنین پروژههایی باشد. من ترجیح میدهم موفقیت پروژه را صرفاً با میزان فروش آن نسنجیم. اگر این طرح بتواند حتی بخشی از مخاطبانی را که به خرید اثر هنری علاقه دارند، اما تاکنون امکان ورود به این بازار را نداشتهاند، به خریدار تبدیل کند، به یک هدف مهم رسیده است.»
او بیان کرد: «ما معمولاً درباره حمایت از هنرمند صحبت میکنیم، اما کمتر درباره توسعه تقاضا حرف زدهایم. تا زمانی که تعداد خریداران افزایش پیدا نکند، بازار هنر نیز به رشد پایدار دست پیدا نخواهد کرد.»
مدیر گالری آرتیبیشن معتقد است، هنر زمانی سهم بیشتری از سبد هزینه خانواده پیدا میکند که خرید آن از یک اتفاق استثنایی به انتخابی در دسترس تبدیل شود. ابزارهای مالی، در صورتی که درست طراحی و مسئولانه اجرا شوند، میتوانند این فاصله را کمتر کنند. به همین دلیل، این پروژه بیشتر از آنکه یک طرح فروش باشد، تلاشی برای توسعه زیرساخت اقتصاد هنر است. هر پروژهای که بخواهد ساختار جدیدی ایجاد کند، باید ابتدا در مقیاس محدود آزموده شود. به همین دلیل، این طرح نیز بهصورت پایلوت آغاز شده است تا نقاط قوت و ضعف آن در عمل بررسی شود.
مدیر گالری آرتیبیشن گفت: «از ابتدا نگاه ما انحصاری نبوده است. اگر این مدل موفق باشد، باید امکان استفاده از آن برای سایر گالریها نیز فراهم شود. بازار هنر زمانی رشد میکند که زیرساختهای آن در اختیار کل اکوسیستم قرار گیرد، نه اینکه در اختیار یک مجموعه باقی بماند. موفقیت واقعی پروژه زمانی اتفاق میافتد که سایر گالریها نیز بتوانند بدون وابستگی به یک برند مشخص از همین ظرفیت استفاده کنند. در همین راستا، تفاهم و همکاری با انجمن نگارخانهداران برای برنامهریزی مرحله بعدی توسعه این مدل انجام شده است.»
شناسنامه اثر، حلقه اتصال بازار هنر به نظام بانکی
اگر آرتیبیشن تجربه بازار، گالریها و خریداران هنر را وارد این همکاری کرده، مسئولیت ایجاد حلقه اعتماد میان اثر هنری و نظام بانکی بر عهده مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر قرار گرفته است. این مؤسسه باید از یک سو اصالت، هویت و سوابق اثر را احراز و مستند کند و از سوی دیگر، سازوکاری بسازد که بانک بتواند بر پایه آن، اثر هنری را بهعنوان دارایی قابل اتکا بپذیرد.
امیر طباطبایی، مشاور مدیرعامل مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، نقش این مؤسسه را فقط به صدور شناسنامه محدود نمیداند و میگوید هدف، ایجاد زیرساختی ملی برای پیوند بازار هنر با ابزارهای مالی و اعتباری است.

او گفت: «مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر بیش از سه دهه است که در حوزه فرهنگ و هنر کشور فعالیت میکند. این مؤسسه در اوایل دهه ۱۳۷۰ با هدف حمایت از هنرمندان و توسعه زیرساختهای فرهنگی و هنری فعالیت خود را آغاز کرد و امروز بهعنوان یکی از بازوهای اجرایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شناخته میشود. مأموریت اصلی مؤسسه، حمایت از توسعه فرهنگ و هنر در کشور است. این حمایت از طریق اجرای پروژههای فرهنگی و هنری، پشتیبانی از هنرمندان و فعالان فرهنگی، توسعه اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق، جذب مشارکت بخش خصوصی و ایجاد و تقویت زیرساختهای فرهنگی انجام میشود. در واقع، مؤسسه تلاش میکند با ایجاد بسترهای مناسب، زمینه رشد فعالیتهای فرهنگی و هنری و ارتقای اقتصاد فرهنگ را در کشور فراهم کند.»
او ادامه داد: «در طرح خرید اعتباری آثار هنری یا BNPL، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر نقشی محوری در ایجاد اعتماد و فراهمکردن زیرساختهای اجرایی طرح دارد. یکی از مهمترین وظایف مؤسسه، تضمین اعتبار مورد نیاز برای اجرای طرح است تا امکان ارائه خدمات خرید اعتباری آثار هنری با پشتوانهای مطمئن فراهم شود. این اقدام، ریسک اجرای طرح را کاهش میدهد و زمینه همکاری مؤثر میان گالریها، هنرمندان و مجموعههای مالی را فراهم میکند. از سوی دیگر، صدور شناسنامه آثار هنری نیز بر عهده مؤسسه قرار دارد. این شناسنامه، اصالت، مشخصات و هویت اثر را ثبت و مستند میکند و به افزایش شفافیت، اعتماد خریداران و اعتبار معاملات آثار هنری کمک میکند.»
به گفته طباطبایی در مجموع، مؤسسه با ایجاد این دو رکن اساسی، یعنی تأمین پشتوانه اعتباری و احراز و مستندسازی اصالت، بستری مطمئن برای خرید اقساطی آثار هنری فراهم کرده است؛ بستری که ضمن تسهیل دسترسی مردم به خرید آثار هنری، میتواند به افزایش فروش، حمایت از هنرمندان و رونق اقتصاد هنر نیز کمک کند.
طباطبایی معتقد است که در ماههای گذشته، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر با طراحی و استقرار فرایند اصالتسنجی و صدور شناسنامه آثار هنری، تجربهای ارزشمند در این حوزه به دست آورده است. در این فرایند، علاوه بر بررسی اصالت اثر، اطلاعات هویتی، مشخصات فنی، سوابق مالکیت و مستندات مورد نیاز ثبت میشود و در قالب شناسنامهای معتبر برای اثر قرار میگیرد. این اقدام، گامی مهم در استانداردسازی بازار هنر و افزایش شفافیت معاملات آثار هنری است.
مشاور مدیرعامل مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر و مدیر این پروژه گفت: «بزرگترین چالش در این مسیر، ایجاد سازوکاری بود که آثار هنری بتوانند از نگاه نظام بانکی، بهعنوان داراییهایی معتبر و قابل اتکا شناخته شوند. برای تحقق این هدف، لازم بود فرایند احراز اصالت، مستندسازی و شناسنامهدارکردن آثار بهگونهای طراحی شود که اعتماد مورد نیاز نهادهای مالی و اعتباری را ایجاد کند. امروز با استقرار این سازوکار، شناسنامه آثار هنری فقط یک گواهی اصالت نیست؛ بلکه سندی است که هویت، اصالت و قابلیت استناد اثر را برای انجام معاملات و استفاده از خدمات مالی تقویت میکند. این زیرساخت، در کنار ضمانتهای اعتباری فراهمشده از سوی مؤسسه، زمینه اجرای طرحهایی مانند خرید اعتباری و توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی در بازار هنر را فراهم میکند.»
او ادامه داد: «فرایند اصالتسنجی در این طرح بر پایه یک سازوکار چندمرحلهای طراحی شده است. ابتدا مدارک و مستندات اثر، از جمله اطلاعات مربوط به خالق اثر، سوابق مالکیت، مشخصات فنی و سایر مستندات مرتبط، دریافت و بررسی میشود. سپس خود اثر در اختیار هیئت کارشناسی قرار میگیرد تا اصالت، سلامت و انطباق آن با اطلاعات ارائهشده ارزیابی شود. پس از تأیید نهایی نیز برای اثر شناسنامه صادر میشود که اطلاعات هویتی، مشخصات اثر و نتیجه فرایند اصالتسنجی را در بر میگیرد.»
طباطبایی بیان کرد: «هیئت کارشناسی از متخصصان و صاحبنظران حوزه هنر تشکیل میشود. اعضای هیئت با توجه به رشته تخصصی هر اثر، از میان کارشناسان معتبر، استادان دانشگاه، کارشناسان رسمی و افرادی که در همان حوزه سابقه حرفهای دارند، انتخاب میشوند. این تنوع تخصصی باعث میشود هر اثر توسط افرادی بررسی شود که با ویژگیها و معیارهای رشته هنری مرتبط با آن آشنایی دارند. برای تضمین شفافیت نیز چند سازوکار پیشبینی شده است. نخست اینکه تمام مراحل بررسی مستندسازی و ثبت میشود و تصمیمها بر اساس معیارهای مشخص کارشناسی اتخاذ میشوند. دوم اینکه شناسنامه صادرشده برای هر اثر، اطلاعات هویتی و سوابق مورد نیاز را بهصورت استاندارد ثبت میکند و امکان استناد به آن را در معاملات و فرایندهای مالی فراهم میسازد. همچنین فرایند کارشناسی از فرایندهای مالی تفکیک شده است. این تفکیک به حفظ استقلال نظر کارشناسان و افزایش اعتماد ذینفعان، از جمله هنرمندان، خریداران و نظام بانکی، کمک میکند. هدف نهایی این سازوکار، ایجاد مرجعی قابل اعتماد برای شناسایی و مستندسازی آثار هنری است تا آثار بتوانند با شفافیت و اطمینان بیشتری وارد بازار و ابزارهای نوین مالی شوند.»
او بیان کرد: «در فاز پایلوت، تمرکز ما بیش از آنکه بر تعداد آثار باشد، بر دقت، کیفیت و استانداردسازی فرایند اصالتسنجی قرار دارد. هدف این است که ابتدا فرایندی قابل اعتماد، شفاف و مورد پذیرش همه ذینفعان، بهویژه شبکه بانکی، ایجاد شود و سپس ظرفیت آن بهتدریج افزایش پیدا کند.»
امیر طباطبایی با اشاره به همزمانی افزایش سقف فرهنگکارت به ۵۰ میلیون تومان و راهاندازی تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی خرید آثار هنری گفت: «با توجه به افزایش سقف فرهنگکارت به ۵۰ میلیون تومان و فراهمشدن امکان استفاده از تسهیلات تا سقف ۴۰۰ میلیون تومان برای خرید آثار هنری، طبیعی است که تقاضا برای ورود آثار به این چرخه افزایش پیدا کند. به همین دلیل، ظرفیت کارشناسی فاز پایلوت بهگونهای طراحی شده است که ضمن پاسخگویی به نیاز اولیه بازار، کیفیت بررسیها تحت تأثیر افزایش حجم پروندهها قرار نگیرد. سازوکار اجرایی نیز بهصورت مرحلهای پیشبینی شده است؛ به این معنا که با افزایش تعداد درخواستها، تعداد کارشناسان و کمیتههای تخصصی نیز متناسب با رشتههای مختلف هنری توسعه پیدا میکند تا هم سرعت ارائه خدمات حفظ شود و هم دقت فرایند اصالتسنجی و صدور شناسنامه آثار کاهش پیدا نکند. بنابراین، در این مرحله اولویت مؤسسه ایجاد مدلی استاندارد، قابل اتکا و مقیاسپذیر است؛ مدلی که پس از موفقیت در فاز پایلوت، بتواند پاسخگوی حجم بیشتری از آثار و متقاضیان در سراسر کشور باشد.»
طباطبایی معتقد است که این پروژه را نباید صرفاً یک خدمت جدید دانست؛ بلکه با زیرساختی ملی برای اقتصاد هنر روبهرو هستیم. مؤسسه در این همکاری فقط صادرکننده شناسنامه نیست؛ بلکه در شکلگیری زنجیرهای نقش دارد که از اصالتسنجی و مستندسازی آثار آغاز میشود، به ایجاد اعتماد در بازار و امکان خرید اعتباری میرسد و در نهایت میتواند زمینه اتصال آثار هنری به ابزارهای مالی و بانکی را فراهم کند.
او در ادامه توضیح داد که هدف موسسه این است که آثار هنری علاوه بر ارزش فرهنگی، بهعنوان داراییهایی معتبر نیز شناخته شوند؛ داراییهایی که با پشتوانه اصالت و شفافیت، امکان حضور در ابزارهای نوین مالی را داشته باشند. این طرح فقط به نفع خریدار نیست. هنرمند میتواند سریعتر به نقدینگی دسترسی پیدا کند، گالریها امکان فروش بیشتری خواهند داشت، مردم با شرایط آسانتری میتوانند اثر هنری بخرند و نظام بانکی نیز با دسترسی به اطلاعات و مستندات معتبر، ریسک کمتری را متحمل خواهد شد. شناسنامهدارشدن آثار، علاوه بر احراز اصالت، به شفافیت بازار هنر، کاهش اختلافات و افزایش اعتماد میان هنرمندان، خریداران و مجموعهداران کمک میکند. این طرح آغاز یک مسیر است. هدف ما این است که بهتدریج زیرساختی ایجاد شود که همه آثار هنری واجد شرایط بتوانند با شناسنامهای معتبر وارد بازاری شفاف و نظاممند شوند و از ظرفیتهای مالی نوین بهره ببرند.
طباطبایی در پایان گفت: «مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر صرفاً مجری این طرح نیست؛ بلکه با ایجاد استانداردها، طراحی فرایندها و هماهنگی میان جامعه هنری، نهادهای تخصصی و نظام بانکی، نقش راهبر و تسهیلگر این زیستبوم را بر عهده دارد.»




