پارکهای فناوری ایران بیش از دو دهه پیش در شرایطی شکل گرفتند که تعداد بازیگران خصوصی زیستبوم نوآوری محدود بود. تأمین زمین، دفتر و زیرساخت استقرار در آن دوره میتوانست به ایجاد شرکتهای تازه کمک کند؛ اما اکبر قنبرپور، مشاور رئيس پارک فناوری پردیس، معتقد است این مأموریت دیگر برای پاسخگویی به نیاز شرکتهای فناور کافی نیست.
شرکتهایی که زمانی با تیمهای کوچک وارد پارکها شدند، امروز به مجموعههایی بزرگ با نیروی انسانی، محصول و بازار گسترده تبدیل شدهاند. همزمان با این رشد، مسئله آنها نیز تغییر کرده است. نیاز اصلی بسیاری از شرکتها دیگر فقط فضای فیزیکی نیست؛ بلکه به سرمایه، تأمین مالی، بازار و امکان رشد در مقیاس بزرگتر نیاز دارند.
قنبرپور میگوید پارکها باید به جایی تبدیل شوند که شرکتها برای رشد به آن مراجعه کنند. این تغییر زمانی اتفاق میافتد که مأموریت پارک از واگذاری فضا به تسهیل مقیاسپذیری تغییر کند. پارک لازم نیست خودش مستقیماً سرمایهگذاری کند، اما باید شرکتها را به ظرفیتهای مالی موجود متصل کند.
بازار سرمایه، پلتفرمهای تأمین مالی جمعی، سرمایهگذاران خطرپذیر و صندوقهای پژوهش و فناوری از ابزارهایی هستند که میتوانند در این مسیر به کار گرفته شوند. ارزش پارک فناوری در این است که این ظرفیتهای پراکنده را شناسایی و دسترسی شرکتهای مستقر به آنها را تسهیل کند.
بازارسازی مأموریت مهم دیگر پارکهاست. بسیاری از شرکتهای فناوری محصول مناسبی ساختهاند، اما در فروش و دسترسی به مشتریان بزرگ موفق نبودهاند. از سوی دیگر، صنایع بزرگ نیز بهسادگی نمیتوانند با شرکتهای کوچک ارتباط برقرار کنند. پارک میتواند قرارداد را از صنعت دریافت و اجرای آن را به شرکتهای توانمند واگذار کند.
این تغییر به بازتعریف معیارهای موفقیت پارکها نیز نیاز دارد. تعداد شرکتها، کارکنان، محصولات و اختراعها شاخصهای ورودی هستند و افزایش آنها الزاماً نقش خود پارک را نشان نمیدهد. برای سنجش عملکرد باید دید سرعت رشد یک شرکت پس از ورود به پارک چه تغییری کرده است.
فروش، صادرات، ارزش شرکتها، تعداد مسائل حلشده و کیفیت ارتباط با دانشگاه، صنعت، بازار و نیروی انسانی از شاخصهای خروجیاند. به گفته قنبرپور، پارک باید اثر خودش بر رشد شرکت را اندازهگیری کند، نه اینکه رشد طبیعی همه شرکتهای مستقر را به نام عملکرد خود ثبت کند.
او با ایجاد پایگاه فناوری در استانهای مختلف مخالف نیست، اما تأکید میکند این پارکها نباید نسخههای مشابهی از یک مدل عمومی باشند. هر استان باید بر مزیتهای واقعی خود تمرکز کند؛ برای مثال کشاورزی و شیلات در گیلان، صنایع دریایی و انرژی در استانهای جنوبی و گردشگری و زیارت در خراسان.
شبکهسازی میان پارکها نیز ضروری است. شرکت مستقر در یک استان باید بتواند از ظرفیت شرکتها، سرمایهگذاران و صنایع سایر مناطق آگاه شود. در نسل بعدی پارکهای فناوری، زمین و ساختمان نقطه شروعاند؛ ارزش اصلی در اتصال، بازارسازی و ساختن مسیر رشد ایجاد میشود.