سجاد بنابی: موج ادغام و تملیک در اکوسیستم فناوری از سر ناچاری شکل می‌گیرد

سجاد بنابی: موج ادغام و تملیک در اکوسیستم فناوری از سر ناچاری شکل می‌گیرد

گفت‌وگوی رضا قربانی با عضو هیئت‌مدیره بیمه‌بازار درباره موانع ساخت شرکت‌های بزرگ، وابستگی سازمان‌ها به بنیان‌گذار و آینده ادغام و تملیک در اکوسیستم فناوری
سجاد بنابی در گفت‌وگو با راه پرداخت
۳ دقیقه مدت مطالعه

اکوسیستم فناوری ایران در دو دهه گذشته استارتاپ‌های متعددی ساخته است؛ برخی از آنها محصولاتی فراگیر و میلیون‌ها مشتری داشته‌اند، اما فقط تعداد محدودی توانسته‌اند از مرحله استارتاپ عبور کنند و به شرکت‌هایی بالغ و ماندگار تبدیل شوند. سجاد بنابی، عضو هیئت‌مدیره بیمه‌بازار، معتقد است قیف تبدیل استارتاپ به شرکت بزرگ در ایران خروجی محدودی داشته است.

از نگاه او، حتی بسیاری از نام‌های شناخته‌شده اکوسیستم همچنان بنیان‌گذارمحورند. تصمیم‌های اصلی و گاهی حتی تصمیم‌های کوچک به بنیان‌گذار یا مدیرعاملی بازمی‌گردد که خود یکی از مؤسسان شرکت بوده است. این وابستگی، رشد سازمان، ورود به حوزه‌های جدید و شکل‌گیری همکاری‌های بزرگ را محدود می‌کند. شرکت زمانی بالغ می‌شود که از بنیان‌گذارمحوری به سازمان‌محوری حرکت کند.

تحریم، فیلترینگ، مالیات و شرایط اقتصادی از موانع محیطی توسعه کسب‌وکارها هستند؛ اما بنابی سه چالش داخلی و قابل‌مدیریت را مهم‌تر می‌داند: سرمایه، مدیریت و ساختار. اکوسیستم ایران شتاب‌دهنده، مرکز رشد و سرمایه‌گذار مراحل ابتدایی دارد، اما سرمایه‌گذارانی که بتوانند در مراحل بلوغ منابع بزرگ و معنادار وارد شرکت کنند، محدودند. نبود مسیر روشن خروج و تعداد کم عرضه‌های اولیه نیز این مسئله را تشدید کرده است.

چالش دوم به مدیریت بازمی‌گردد. بنیان‌گذار باید در مرحله‌ای بپذیرد که قرار نیست همه تصمیم‌ها را خودش بگیرد و مدیران حرفه‌ای دیگری نیز می‌توانند در کنار او سازمان را اداره کنند. به تعبیر بنابی، مدیر باید بتواند زمانی عقب بایستد و ببیند که شرکت بدون حضور مستقیم او و به‌دست مدیران توانمند اداره می‌شود.

مسئله سوم، ساختار تصمیم‌گیری است. در بسیاری از کسب‌وکارها اختیار میان مدیران توزیع نشده و مدیریت از مالکیت تفکیک نشده است. اعضای هیئت‌مدیره نیز اغلب همان هم‌بنیان‌گذارانی هستند که زمانی مسئولیت‌های فنی یا مالی داشته‌اند. درنتیجه، به‌جای آنکه سازمان و فرایندها تصمیم بگیرند، همه تصمیم‌ها به رأس مجموعه منتقل می‌شوند.

عبور از این وضعیت به چند تغییر نیاز دارد: نقش بنیان‌گذار باید به نقش نهاد تبدیل شود، رشد سریع باید جای خود را به رشد پایدار بدهد و رقابت صرف به همکاری و مشارکت نزدیک شود. شرکت‌ها همچنین نباید همه اجزای موردنیاز خود را از ابتدا بسازند؛ خرید محصول، دریافت سرویس، مشارکت و تملیک می‌تواند جایگزین بخشی از توسعه داخلی شود.

تأمین مالی نیز نباید فقط به سرمایه‌گذاری خطرپذیر محدود بماند. بازار سرمایه، اوراق، تسهیلات بانکی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاری مشترک می‌توانند در مراحل مختلف رشد به کار گرفته شوند. شرکت بالغ به ترکیبی از ابزارهای مالی نیاز دارد، نه فقط سرمایه سهامی استارتاپی.

بنابی پیش‌بینی می‌کند محدودیت سرمایه، منابع و اندازه بازار، در کنار تحریم و محدودیت دسترسی به بازارهای بزرگ‌تر، کسب‌وکارها را به سمت ادغام و تملیک سوق دهد. تحقق این مسیر به تغییر نگاه بنیان‌گذاران نیز وابسته است؛ آنها باید بپذیرند فروختن شرکت، ادغام‌شدن یا تملیک یک کسب‌وکار دیگر پایان مسیر نیست، بلکه می‌تواند نقطه آغاز بازی بزرگ‌تری باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل