پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
شعارهای مدیریتی؛ کی کار میکنند و کی کار دستتان میدهند؟
اکونومیست در یادداشت جدیدی به تحلیل شعارهای معروف مدیریتی پرداخت. شعارهایی که میتوانند انگیزهبخش و راهگشا باشند، اما بدون توجه به زمینه و شرایط، ممکن است باعث تصمیمگیری اشتباه و نادیده گرفتن مشکلات واقعی شوند
شعارها میتوانند بسیار مفید باشند. «ورودی آشغال، خروجی آشغال» یک روش عالی برای فکر کردن درباره دادهها، استخدام و خیلی چیزهای دیگر است. «اگر یک سیستم انگیزشی احمقانه داشته باشید، نتایج احمقانه میگیرید» مهمترین جمله قصار چارلی مانگر بود. بهعنوان راهی برای نهادینه کردن فرهنگ یا تشویق کارکنان به فکر کردن به شیوههای مشخص، شعارها میتوانند ابزارهای قدرتمندی باشند. اما بهدلیل همین ویژگی، باید با احتیاط هم از آنها استفاده کرد.
به گزارش اکونومیست، برخی شعارها آشکارا نادرستاند: «مشتری همیشه حق دارد» نمونهای از این دست است. آن تابلوهایی که هشدار میدهند خشونت یا سوءرفتار با کارکنان تحمل نمیشود، سرنخهای بزرگی هستند که مشتریان میتوانند مشکلآفرین باشند. اما حتی کسانی که شما را کتک نمیزنند هم میتوانند دردسر ایجاد کنند.
همانطور که تفکر کلیتون کریستنسن درباره نوآوری مخرب دههها پیش مطرح کرد، خریداران وفادار معمولاً تغییرات تدریجی محصولات که نیازهایشان را برآورده میکند ارزشمند میدانند. این باعث میشود شرکتهای تثبیتشده ایدههای جدیدی را که برای کاربران فعلی جذاب نیستند نادیده بگیرند.
با این حال، وقتی یک گفته جا بیفتد، بازگرداندن آن دشوار است. برخی تلاش کردهاند جایگزینهایی برای «مشتری همیشه حق دارد» پیدا کنند. «مشتری شایسته شنیده شدن است» بیشتر شبیه مجموعهای از حقوق میراندا است تا وعدهای برای خدمت عالی. «مشتری همیشه محترم شمرده میشود» بهتر است، اما تعداد کمی از شرکتها شجاعت کافی دارند که به مشتریان بگویند درباره این موضوع فکر کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که گفته اصلی پوچ بوده است.
شعارهای دیگر به روشهای غیرمنتظرهای درست هستند. «کی را میشناسید مهمتر است از آنچه میدانید» یک حکمت متعارف مرتبط با شغل است. معمولاً بهعنوان توصیهای برای شبکهسازی مطرح میشود. ارزش ارتباطات شخصی ممکن است در صورتی که فرایندهای استخدام استاندارد تحت تأثیر دادههای نامطلوب هوش مصنوعی قرار بگیرند، افزایش یابد.
اما مقاله اخیر لی لیو از دانشگاه اکستر و همکارانش نکته جالبی به این بحث اضافه میکند. مطالعه آنها مسیرهای شغلی سرمربیان اصلی در لیگ بسکتبال ملی آمریکا را بررسی کرده و نشان میدهد که داشتن ارتباطات قوی دو لبه است. کسانی که تجربه زیر نظر یک سرمربی ستاره داشتند، کمتر از دیگران در صورت عملکرد ضعیف اخراج میشدند، اما بیشتر از دیگران در صورت عملکرد فراتر از انتظار اخراج میشدند. در مورد آنها، افتخار انعکاسی از ارتباط با یک ستاره به این معنا بود که هم ناکامیها و هم موفقیتها کماهمیت شمرده میشد.
اکثر شعارها به زمینه بستگی دارند. «بخشش را بخواه، اجازه را نه» نمونه واضحی است. در شرایط مناسب، این عبارت تصمیمگیری سریع و تفکر جسورانه را تشویق میکند. در شرایط نامناسب، با بیاحتیاطی و عذرخواهیهای عمومی همراه است.
«مشکل نیاورید، راهحل بیاورید» نیز در این دسته است. میتوان فهمید چرا مدیران این شعار را دوست دارند. همه مشغول هستند و غر زدن درباره مسائل سازنده نیست. تشویق کارکنان به ارائه راهحلها، روشی برای دادن اختیار به آنهاست. اما گاهی اوقات واقعاً میخواهید از مشکلات مطلع شوید، چه راهحلی همراه آن باشد یا نه.
این پیام مقالهای اخیر از الکساندر رومنی و مایکل اولریچ از دانشگاه ایالتی یوتا و دانیل نیوتن از دانشگاه آیووا است. پژوهشگران پیشنهادهای کارکنان یک شرکت راهآهن در آمریکا را طی چهار سال بررسی کردند؛ این شرکت فرایند رسمی برای ثبت این پیشنهادها و پیگیری نتایج آنها داشت. نویسندگان بیش از ۶۰۰ پیام را به دو دسته تقسیم کردند:
- ایدههای جدید برای بهبود وضعیت موجود (مانند روشهای سریعتر کردن سوار شدن مسافران)
- نگرانیهایی درباره مسائلی که ممکن است به کسبوکار آسیب بزنند (مانند نداشتن سیاستی برای برخورد با کودکان گمشده)
آنها دریافتند که مدیران شرکت به نگرانیهای بالقوه آسیبزا سریعتر از پیشنهادهای بهبود پاسخ میدهند. حملونقل سریع صنعتی است که افراد معمولاً نسبت به خطرات آگاهاند. هر شرکتی چنین هوشیاری ندارد. اما تقریباً هر کسبوکاری مشکلات اضطراری خاص خود را دارد. مطرح کردن آنها ممکن است آسان نباشد، اما باید تشویق شود. «اگر ساختمان در آتش است، حتی اگر راهحلی ندارید، باید حرفی بزنید»، نیوتن میگوید.
شعارها باید به یاد ماندنی باشند تا جا بیفتند. «وقتی مشکلات به اندازه کافی فوری هستند، آنها را بیاورید. در غیر این صورت، راهحل بیاورید» دقیقتر است اما کمتر جذاب. «بخشش را بخواه، اجازه را نه، مگر اینکه خط قرمز واضحی را رد کرده باشید» همین مشکل را دارد. عاقلانهتر است که شعار دیگری را یادآوری کنیم: «برای هر قانونی استثنایی وجود دارد.»
حقوق میراندا (Miranda Rights): حقوق قانونی شخص بازداشت شده به امتناع از پاسخ دادن به پرسشهای پلیس تا هنگام حضور وکیل او و حق او به داشتن وکیل در همه موارد و مراحل قانونی است که در سال ۱۹۶۶ و بر اساس رأی دیوان عالی ایالات متحدهی آمریکا وضع شد.
