پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
روایتی از وضعیت تأمین مالی زنجیرهای (بخش دوم)؛ یک فناوری مالی جدید، اختلال در شناسایی جایگاه
وحید صیامی، کارشناس بانکی / در قسمت اول راجع به تولد خدمات تأمین مالی زنجیرهای در ایران و شکلگیری انحراف در مسیر رشد آن گفتیم. برای اینکه سنگ محک معتبری از جهت انتقاداتی که به وضعیت موجود خواهم کرد، ارائه کنم، برخی از مباحث اساسی در زمینه تأمین مالی زنجیرهای مطرح شده و خواهند شد. در این راستا در قسمت اول نوشتار به فقدان اندیشه و اقدام در زمینه طراحی و استقرار چیدمان نهادی مناسب برای بازیگران بازار پرداخته شده و سپس وضعیت بحران اعتباری در ایران بهعنوان یک عامل منحرفکننده در شناسایی خدماتی که با عنوان تأمین مالی زنجیرهای در حال ارائه بوده و میزان موفقیتی که ادعا میکنند، مطرح شد.
ماهیت و تبارشناسی تأمین مالی زنجیرهای
تأمین مالی زنجیرهای زیرمجموعه خدمات تأمین مالی تجاری (Trade Finance) محسوب شده، ویژگیهای زیادی را از آن به ارث میبرد.
تأمین مالی [معامله] تجاری مجموعه تکنیک(متد) هایی است که برای سبکسازی و انتقال ریسکهای تجارت به بخش مالی یا انتقال وجوه از جانب بانک/اعتباردهنده برای فعال سازی جریان تجارت بهکار میرود. طی قرارداد تأمین مالی تجاری، و در بازه زمانی جریان یافتن کالا/خدمات؛ اغلب کالاهای معامله شده، دریافتنیها و وجوه نقد حاصل از تجارت بهعنوان وثیقه قابل استفاده خواهند بود.
در تأمین مالی مرسوم، همانند آنچه تحت عنوان «تسهیلات سرمایه در گردش» در بانکهای ایران در حال عرضه است، موضوع خدمت، تأمین مالی بنگاه است. در حالی که در تأمین مالی تجاری، معاملات بنگاه با بنگاه(های) دیگر تأمین مالی میشود. میان خدمات تأمین مالی تجاری و آنچه تحت عنوان «تأمین سرمایه در گردش» توسط بانکهای کشور ارائه میشود، تفاوتهای معنادار متعددی را میتوان برشمرد.
تأمین مالی بنگاه توسط بانکها با هدف تأمین وجوه مورد نیاز بنگاه در قالب بدهی است، تا بنگاه با استفاده از آنها بتواند هزینههای مواد اولیه، دستمزد نیروی انسانی، هزینههای خدمات عمومی، هزینههای سربار تولید و هزینه بهره تسهیلات دریافتی، هزینههای فروش (بازاریابی/فروش/شرکت در مناقصات/ثبت و وصول سفارشات ساخت) را پرداخته، جریان نقدینگی کافی برای سرپا نگهداشتن عملیات شرکت، پرداخت بدهیهای سررسید شده و وصول دریافتیهای سررسیدشده و در نهایت احتمالا کسب سود ایجاد شود. در اصطلاح تأمین مالی بنگاه بهازای ترازنامه بنگاه صورت میپذیرد.
محصول اعتباری که با عنوان تسهیلات سرمایه در گردش در بانکهای کشور پرداخت میشود را نوعی از بیزنسلاین تأمین مالی بنگاهها در بانکهای ایران باید لحاظ کرد.
تأمین مالی تجاری به جهت سبکسازی ریسک و جریان یافتن وجوه مرتبط با یک یا چند معامله تجاری مشخص (سفارش ساخت دریافت شده توسط بنگاه) و تأمین مواد اولیه و ساخت و تحویل کالا و خدمات مطابق با نیازمندیهای خریدار نهایی در شمار و کیفیت معین صورت میپذیرد. در اصطلاح تأمین مالی تجاری بهازای قرارداد تجاری صورت میپذیرد. در تأمین مالی تجاری، اعتباردهنده کنترلهای لازم را اعمال میکند تا وجوه/اعتبار فراهم شده برای معامله توسط بنگاه بابت هزینه نیروی انسانی و هزینه خدمات عمومی و هزینه بهره سایر تسهیلات و حتی بابت قراردادهای تجاری دیگر بنگاه مصرف نشود.
دقت شود که در جریان اجرایی ساختن عملیات بانکداری بدون ربا در کشور، تعدادی از عقود قانون مدنی جهت انجام عملیات بانکی معرفی شدند. یک دسته از این عقود، عقود مبادلاتی هستند. در قانون بانکداری بدون ربا، این عقود ماهیتی شکلی داشته و اشاره به آن دارند که تأمین مالی بنگاهها از طریق انجام معامله/مبادله با بنگاهها بهصورت خرید نقدی از ثالث و فروش اقساطی یا به نسیه به بنگاه یا پیشخرید تولیدات انجام شود. به گفته مرحوم سید عباس موسویان، این عقود نوعی حیلههای شرعی جهت ارائه تأمین تسهیلات بنگاهها و اشخاص است.
بدیهی است که عقود مبادلاتی موجود با مفهوم مرسوم قراردادهای تأمین مالی تجاری دارای تفاوتهای زیاد هستند. بخش عمدهای از خدمات تأمین مالی تجاری، بصورت ساختاریافته (Structured) ارائه میشوند که به معنای آنست که تأمین مالی بنگاه طی فرایند نظارت بر روند اجرای معامله تجاری بین بنگاه خریدار و فروشنده صورت پذیرفته، تبادل وجوه بین طرف معامله و بانک (به عاملیت از طرف بنگاه تأمینمالیشده) انجام میشود.
اصرار بر تعریف تأمین مالی تجاری در قالب عقود قانون مدنی، منجر به ندیدن سطوح مختلف پیچیدگی خدمات تأمین مالی تجاری و فروکاستن یک خدمت بانکی مدرن به یک معامله مدنی سنتی و ساده میشود.
در وضعیت کنونی بانکداری کشور، خدمات تأمین مالی تجاری را میتوان در بخش بانکداری بینالمللی و در قالب خدمتهایی چون اعتبار اسنادی و بروات وصولی ارزی و ضمانتنامههای ارزی مشاهده کرد.
تأمین مالی تجاری دستهای از خدمات بانکداری است که از گزند بانکداری اسلامی کمترین آسیب را دیده است. در مقیاس بینالمللی، در برآوردهای مربوط به سال ۲۰۲۰، میزان خدمات تأمین مالی تجاری در ۵۵ کشور مسلمان عضو سازمان همکاریهای اسلامی (OIC)، برابر با ۴.۴ تریلیون دلار بوده که راهکارهای مدعی تأمین مالی تجاری اسلامی تنها ۱۸۶ بیلیون دلار بوده است. در ایران نیز کمترین تعرض بانکداری اسلامی به تأمین مالی تجاری بوده است و روشهای مرسوم همچون اعتبارات اسنادی و بروات وصولی اسنادی از تصویب قانون بانکداری بدون ربا تاثیر معناداری نپذیرفتهاند.
انواع خدمات تأمین مالی تجاری و تأمین مالی زنجیرهای
در معاملات تجاری دو گونه اعتبار مورد استفاده قرار میگیرد: [Interfirm] Trade Creditو [Bank Intermediated] Trade Finance.
در بسیاری از معاملات تجاری، بنگاهها برای یکدیگر اعتبار تجاری (Trade Credit) قائل میشوند. مثلا فروشنده کالا را تحویل داده و فرصتی سه ماهه برای پرداخت ثمن را به خریدار میدهد (تجارت حساب باز/ Open Account)؛ یا اینکه خریدار سفارش خریدی را ثبت کرده به همراه آن تمام/بخشی از ثمن معامله را پیشپرداخت کرده و کالا را چند ماه بعد تحویل میگیرد (تجارت با پیشپرداخت / Cash in Advance). در ارائه و مصرف اعتبارات تجاری، نقش بانکها حاشیهای و در حد نگهدارنده حساب یا پردازنده اسناد تجاری است، بدون اینکه از ارائه آن اطلاع یابند.
در اعتبارات تجاری و در مدل تجارت حساب باز، تعهد پرداخت در سررسید بر عهده خریدار است و تضمینی برای انجام تعهد خریدار از سوی شخص ثالثی ارائه نمیشود. در اعتبارات تجاری و در مدل تجارت با پیشپرداخت نیز تعهد تحویل کالا در سررسید بر عهده فروشنده است و تضمینی ارائه نمیشود.
اصطلاح خدمات تأمین مالی تجاری/ Trade Finance اشاره به خدمتی دارد که طی آن طرف سومی (عموما بانک) در جریان معامله وارد شده، یا جانشین خریدار در انجام تعهد پرداخت به فروشنده میشود (Funded Trade Finance) یا پرداخت توسط خریدار در سررسید را گارانتی میکند (Unfunded Trade Finance)
نوع سومی از خدمت تأمین مالی تجاری نیز وجود دارند، که بدان Trade Credit Financing میگویند. طی آن در معامله، ابتدا اعتبار تجاری توسط فروشنده به خریدار ارائه شده، فروشنده طلبکار و تعهد پرداخت در سررسید را از خریدار دریافت میکند. در گام بعد فروشنده طلب خود را بهعنوان یک دارایی مالی (دارایی آتی) به دیگری (بانک یا هر تأمینمالیکننده دیگری) واگذار کرده یا انتقال میدهد که با روش تنزیل قیمتگذاری میشود. یک روش دیگر آن ست که طرف سوم (بانک) تعهدات پرداخت در سررسید خریدار را در صورت تقاضای فروشنده، خریداری و تنزیل کند. البته این دسته سوم انواع دیگری را هم شامل میشوند.
خدمات تأمین مالی زنجیرهای یک چترواژه است که برای اشاره به طیفی از تکنیکهای تأمین مالی و سبکسازی ریسک بکار میرود. عمدهی تکنیکهای SCF مربوط به دسته سوم یعنی Trade Credit Financingهستند.
مدیریت ریسک، نحوه انعکاس در دفاتر بانک، روشهای بازیابی زیان، نوع وثایق و …. در تأمین مالی تجاری با تأمین مالی مرسوم متفاوت است.
یک اغتشاش مفهومی که همچون منبعی برای خطاهای بعدی عمل خواهد کرد، این است که در وضعیت فعلی تلاشی آشکار مبنی بر گنجاندن تأمین مالی زنجیرهای ذیل سازوکارهای مرسوم اعطای تسهیلات به بنگاهها مشاهده میشود. این بدان معناست که آنچه بهعنوان SCF در ایران مدنظر قرار گرفته، در چارچوب تأمین مالی تجاری نمیگنجد!