راه پرداخت
رسانه فناوری‌های مالی ایران

عقب‌افتادگی جبران‌ناپذیر در انتظار ماست

هشدار شورش مرادی، فعال اقتصاد دیجیتال

شورش مرادی، از فعالان اقتصاد دیجیتال، با اشاره به «بحران بزرگ» تأمین تجهیزات سخت‌افزاری، هشدار می‌دهد امروز با پدیده بی‌نامی مواجهیم؛ انتظار بیش از ۲۰۰ روزه برای تخصیص ارز. به گفته او این تأخیرها باعث می‌شود از اهداف توسعه‌ای حوزه‌هایی مانند دولت الکترونیک، سلامت دیجیتال و هوش مصنوعی به شکل جبران‌ناپذیری عقب بمانیم. مرادی تأکید می‌کند که تجهیزات فناوری اطلاعات باید چون کالای اساسی در نظر گرفته شوند و می‌گوید دولتمردان امروز بیشتر از برنج و گوشت، باید به فکر توسعه زیرساخت دیجیتال باشند.

با نگاهی به سابقه زیرساخت دیجیتال در ایران، می‌توان چند دوره مشخص را شناسایی کرد. در دهه هفتاد و زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی، طرح «تکفا» به عنوان نقطه عطفی در کامپیوتریزه کردن دستگاه‌های دولتی و سازمان‌ها مطرح شد. در آن دوره، فروش رایانه‌های شخصی رونق فراوانی داشت و هدف اصلی جایگزینی سیستم‌های دستی و بایگانی سنتی با فرایندهای رایانه‌ای بود تا کیفیت ارائه خدمات بهبود یابد. در همین دوره، شرکت‌های متعددی در حوزه تامین تجهیزات سخت‌افزاری پایه تأسیس شدند که برخی همچنان فعال مانده‌اند، برخی به سمت تجهیزات پیچیده‌تر و بنیادین‌تر حرکت کردند و تعداد زیادی وارد حوزه پردازش و تجهیزات زیرساختی دیتاسنتر شدند.

دوره بعدی با شبکه‌سازی و اتصال رایانه‌ها مشخص شد. به تدریج نیاز واقعی به پردازش‌های مبتنی بر معماری کلاین-سرور احساس شد. بانک‌ها و شرکت‌ها که به دلیل ماهیت کارشان در حوزه تراکنش‌ها فعالیت می‌کردند، پیشران اصلی این تحول بودند. بانک‌ها با خرید تجهیزات سخت‌افزاری با کیفیت بالا، راه‌اندازی دیتاسنترها و واردات تجهیزات فعال و غیرفعال مرغوب، نقش مهمی در شکل‌گیری این اکوسیستم ایفا کردند. دیتاسنترهای نسل اول و دوم که در کشور به وجود آمدند، عمدتاً با تجهیزات زیرساختی فوق‌العاده بالا مجهز بودند.

اما در سه‌چهار سال اخیر، موضوعاتی رخ داد که ماهیت همه چیز را به شکل بنیادین تحت تاثیر قرار داد. امروز با موضوعی مواجهیم که به شدت مهجور مانده و نیازمند توجه اساسی است: فقدان نگاه دقیق و درست در لایه تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری به زیرساخت مورد نیاز اقتصاد دیجیتال. نگاه غالب صرفاً بر تولید و ارائه سرویس متمرکز است، اما کمتر به این پرداخته می‌شود که یک سرویس برای طراحی و عرضه به مخاطب، به چه ساختار منسجم و یکپارچه‌ای نیاز دارد و چه زیرساخت فنی و سخت‌افزاری اعم از تجهیزات زیرساختی، سخت‌افزار و نرم‌افزار باید در اختیار داشته باشد. این حلقه مفقوده‌ای است که باید بدون تعارف و سانسور درباره آن بحث شود.

دوره معاصر حتی با پنج سال گذشته نیز متفاوت است. سرویس‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات که هر روز با آن‌ها درگیر هستیم دولت الکترونیک، سلامت الکترونیک، توسعه پایدار و سبز، و در یک‌دو سال اخیر استفاده از مدل‌های زبانی بزرگ و کاربردهای هوش مصنوعی همگی سخت‌افزار محور هستند و نیازمند تجهیزات پردازشی و محاسباتی پیچیده‌اند.

اینکه چرا باید درباره زیرساخت و اکوسیستم دیجیتال که بخشی از آن اقتصاد دیجیتال و بخشی ماهیت غیراقتصادی دارد صحبت کنیم، از این واقعیت ناشی می‌شود که امروز حتی برای کوچک‌ترین امور روزمره نیز از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی کمک گرفته می‌شود. این نشان می‌دهد زندگی عادی ما به شدت با فناوری اطلاعات درهم تنیده و متفاوت از چهار-پنج سال پیش است.

همان‌طور که در دوران پارینه‌سنگی نیاز به ابزار متناسب برای شکار سنگ‌های تیز، روش‌های تله‌گذاری و دنبال کردن حیوانات برای بقا وجود داشت، امروز نیز نیاز به یافتن ابزار متناسب با دوره خود داریم. ابزارهای دوره معاصر، ابزارهایی هستند که به ما در برقراری ارتباط مؤثر، تعامل انسانی با کیفیت بهتر و ارتباط دقیق‌تر و عمیق‌تر با یکدیگر بدون مرز و محدودیت مکانی کمک می‌کنند. برای این کار نیازمند ابزار هستیم: بخش بزرگی از آن تفکر و بخش دیگر ابزاری است که در به اشتراک‌گذاری این تفکر با دیگران یاری می‌رساند. یکی از مهم‌ترین این ابزارها هم زیرساخت‌های دیجیتال ما هستند.

در زیست‌بوم اقتصاد دیجیتال کشو چه در حوزه تجارت الکترونیک و چه فین‌تک که در ۲۰ سال گذشته به شکل کج‌دار و مریز شکل گرفته، کسب‌وکار وجود دارد، مصرف‌کنندگان فراوانی دارد و تقریباً ۴۰ تا ۵۰ میلیون ایرانی از خدمات فروشگاه‌های آنلاین و دولت الکترونیک استفاده می‌کنند.

در حوزه تولید نرم‌افزار و ارائه سرویس، توان مهندسی خوبی برای تولید سرویس‌های منحصربه‌فرد وجود دارد. کسانی که با سرویس‌های تجارت الکترونیک خارج از کشور کار کرده‌اند، می‌دانند که در این حوزه اگر جلوتر نباشیم، عقب‌تر از نمونه‌های خارجی نیستیم. کار خوبی انجام شده و بومی‌سازی مناسبی صورت گرفته است. البته جای کار دارد و انتقادهایی نیز وجود دارد که احتمالاً در مسیر پیشرفت برطرف می‌شود و با آپدیت‌های ارائه‌شده، آینده بهتر از امروز خواهد بود

اما کسی به پشت پرده نگاه نمی‌کند و امروز باید بر اهمیت پشت پرده تأکید کرد. تمام موضوعاتی که در این اکوسیستم دیجیتال چه سلامت دیجیتال، چه اقتصاد دیجیتال در لایه‌های مختلف کاربری از آن‌ها نام می‌بریم، همگی نیازمند سخت‌افزار هستند. و سخت‌افزار الزاماً فقط سرور نیست. اگر دیدگاه ما محدود به این باشد که تجهیزات و سخت‌افزار یعنی سرور، به نیازمندی‌ها کم‌لطفی کرده‌ایم. بخشی سخت‌افزار و سرور است، بخشی سیستم‌های خنک‌کننده، بخشی تجهیزات غیرفعال، و بخشی تجهیزات قدرت و تامین انرژی الکتریکی همه در حوزه سخت‌افزار مورد نیاز دیتاسنترهایی قرار می‌گیرند که باید طراحی شوند تا توان پردازشی مناسب در اختیار اپلیکیشن‌ها قرار گیرد.

امروز با موضوعات مختلفی درگیر هستیم. در حوزه تامین تجهیزات سخت‌افزاری شامل تجهیزات قدرت، خنک‌کننده، تجهیزات مکانیکال و محاسباتی مانند سرورها، سوئیچ‌ها، روترها و فایروال‌ها، و همچنین تجهیزات غیرفعال مانند کابل و اتصالات با یک بحران بزرگ مواجه هستیم.

واقعیت این است که تولید داخل به شکلی نیست که بتواند صددرصد نیاز را پوشش دهد. در حوزه واردات تجهیزات نیز مشکلات عدیده‌ای وجود دارد. یکی از مشکلات اساسی، موضوع تخصیص ارز است که در لایه کاربردی و اپلیکیشن بسیار نمود دارد، اما در لایه‌های بالاتر نگاه سیاست‌گذار به برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در این حوزه نیازمند تعامل بیشتر است

بله. امروز، در سی‌ام آذر ۱۴۰۴، با پدیده‌ای مواجهیم که نام مشخصی ندارد: انتظار بیش از ۲۰۰ روز برای تخصیص ارز. سیکل بازرگانی خارجی و واردات کالا از تامین‌کنندگان خارجی فارغ از تحریم فرایندهای مرتبط و متوالی دارد: خرید کالا، واریز پول به حساب فروشنده، بازرسی، حمل، رسیدن به گمرک، بازرسی گمرکی، انطباق با استانداردهای الزامی، آزمایش‌های آزمایشگاهی، ترخیص و نهایتاً نصب در دیتاسنتر، دفتر، سازمان یا شرکت خصوصی یا دولتی.

هر تاخیری در این زنجیره—چه برای کارت‌خوان، چه کارت فیزیکی، چه میکروچیپ روی سیم‌کارت، چه سرور یا مین‌فریم و تجهیزات مرتبط—باعث می‌شود تاخیرهای زیادی در قدم‌های بعدی شارژ شود. اگر مثلاً حمل زمینی به جای ۱۴ روز، ۳۴ روز طول بکشد، این ۲۰ روز اضافه در مرحله بعدی شارژ می‌شود.

مثال واقعی: شرکتی در مناقصه شرکت کرده، تعهد تحویل سه‌ماهه داده، ۲۰۰ روز است که هنوز ارزی به او تخصیص نیافته. پس از تخصیص ارز، در فرایند ۵ تا ۲۰ روزه باید پول به حساب تامین‌کننده واریز شود، سپس کالا آزاد و فرایند حمل آغاز شود. این موضوع باعث می‌شود از اهداف و دستاوردهای تعیین‌شده در حوزه اقتصاد دیجیتال عقب بمانیم—و پاسخی هم وجود ندارد.

وقتی عقب می‌مانیم، در فضای استاتیکی نیستیم که بتوانیم انتظار داشته باشیم همه دنیا متوقف شود تا ما بتوانیم به آن‌ها نزدیک شویم. این موضوع واقعاً ضربه می‌زند و از دید فعالی که بیش از ۲۰ سال در حوزه تامین تجهیزات فعالیت مستقیم دارد، ضربه‌ای که این موضوع به کشور می‌زند جبران‌ناپذیر است. در مقطعی هستیم که نیاز به اقدام فوری و عاجل داریم.

کالای حوزه فناوری اطلاعات—آن بخشی که توان تولید داخل به آن نمی‌رسد—باید به عنوان تجهیزات زیرساختی و کالای اساسی مانند گندم، برنج، سویا و گوشت در نظر گرفته شود. زمانی که گوشت در کشور کم می‌شود، دولت خود اقدام به واردات می‌کند یا مجوز می‌دهد برای متعادل نگه‌داشتن بازار. همان فرایند توزیع گوشت، برنج، نخود، لوبیا، عدس و تخمه آفتابگردان که از کانادا وارد می‌شود، احتیاج به زیرساختی دارد که باید ایجاد شود تا بتواند سرویس ارائه دهد

ایران کشوری با ۸۵ تا ۹۰ میلیون نفر جمعیت است که در منطقه، هم به لحاظ بافت فرهنگی و هم به لحاظ اقتصادی و سبک زندگی مردم نسبت به کشورهای منطقه، از نظر جمعیت و مصرف و موارد پایه‌ای در اقتصاد دیجیتال و حتی اقتصاد کلاسیک، متفاوت و حتی یک قدم جلوتر است. نیازهای ما خیلی متفاوت با نیازهای کشوری مثل امارات متحده عربی، عمان یا کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس است.

دولتمردان و سیاستمداران امروز بیشتر از برنج، بیشتر از گوشت، بیشتر از نخود و لوبیا، باید به فکر توسعه زیرساخت اقتصاد دیجیتال در کشور باشند—چون همین اقتصاد دیجیتال کمک می‌کند بتوانند توزیع و مدیریت همان گوشتی که وارد می‌کنند را انجام دهند

در اکوسیستم مالی و بانکی کشور، وضعیت پیچیده است و پاسخ دادن به سوالات سخت، پاسخ‌های یک‌خطی ندارد. نمی‌توان به سادگی گفت «اگر این، آنگاه آن». چنین ساده‌سازی کمکی به حل موضوع نمی‌کند.

شاید نیاز به بازنگری در طراحی‌ها و تصمیمات مدیریتی برای کل اکوسیستم اقتصاد دیجیتال نه فقط بانک و پرداخت وجود داشته باشد. یکی از آسیب‌پذیری‌های بزرگ، واردات و استفاده از تجهیزات دست‌دوم است.

واردات تجهیزات دست‌دوم نمی‌تواند به طور کلی رد شود. ممکن است در موارد خاص مانند آزمایشگاه‌ها یا محیط‌های ایزوله برای تولید محصول قابل استفاده باشد. اما استفاده از تجهیزات دست‌دوم اعم از سرورها، سوئیچ‌ها یا تجهیزاتی که از فروش افتاده‌اند در دیتاسنترهای اصلی مخالفت جدی دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.