اعتبار دیگر منتظر خریدهای بزرگ نمی‌ماند

اعتبار دیگر منتظر خریدهای بزرگ نمی‌ماند

گزارش ۲۰۲۶ LendingTree نشان می‌دهد ۲۹ درصد کاربران BNPL در آمریکا از این ابزار برای خرید خواربار استفاده کرده‌اند؛ داده‌ای که از تغییر جای اعتبار در اقتصاد مصرفی خبر می‌دهد؛ اعتباری که از خرید کالاهای گران‌قیمت عبور کرده و به خریدهای روزمره رسیده است
۷ دقیقه مدت مطالعه

۱۶ تیتر، روز جهانی شکلات بود؛ روزی که شاید بیشتر بهانه‌ای برای خرید یک شکلات تلخ یا هدیه دادن یک جعبه شکلات باشد. اما اگر همین خرید کوچک را هم بتوان بدون پرداخت نقدی انجام داد چه؟ اگر یک بسته شکلات، یک فنجان قهوه یا حتی خرید سوپرمارکت را بتوان امروز خرید و هزینه آن را چند هفته یا چند ماه بعد پرداخت کرد، آیا دیگر اعتبار فقط ابزاری برای خرید کالاهای گران‌قیمت است؟

در سال‌های اخیر پاسخ این سؤال در بسیاری از کشورهای دنیا تغییر کرده است. سرویس‌های «الان بخر، بعداً پرداخت کن» (BNPL) که زمانی بیشتر برای خرید موبایل، لپ‌تاپ، لوازم خانگی یا کالاهای با دوام استفاده می‌شدند، حالا وارد سبد خرید روزمره مردم شده‌اند؛ از مواد غذایی و پوشاک گرفته تا لوازم آرایشی و حتی شکلات. این تغییر، تنها یک نوآوری در پرداخت نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر رفتار مصرف‌کنندگان، مدل‌های کسب‌وکار خرده‌فروشان و حتی شکل جدیدی از اعتبار در اقتصاد دیجیتال است.

اعتبار دیگر فقط برای خریدهای بزرگ نیست

نخستین نسل سرویس‌های BNPL با یک هدف مشخص شکل گرفت؛ حذف مانع پرداخت برای کالاهای گران‌قیمت. کاربران می‌توانستند بدون دریافت وام بانکی یا استفاده از کارت اعتباری، هزینه خرید یک کالا را در چند قسط پرداخت کنند. اما طی چند سال گذشته، این مدل به‌تدریج از خریدهای بزرگ فاصله گرفته و به بخشی از خریدهای روزمره تبدیل شده است.

داده‌های جدیدتر همین جابه‌جایی را روایت می‌کنند. Adobe در گزارش فصل خرید تعطیلات ۲۰۲۵ آمریکا اعلام کرده پرداخت‌های BNPL در این دوره به ۲۰ میلیارد دلار رسیده و نسبت به سال قبل ۹.۸ درصد رشد کرده است. در همین گزارش آمده خریدهای موبایلی ۸۲.۲ درصد از خریدهای BNPL فصل تعطیلات را ساخته‌اند و BNPL در سایبرماندی ۲۰۲۵ برای نخستین‌بار از مرز یک میلیارد دلار عبور کرده است.

اما اندازه بازار فقط بخشی از داستان است. بخش دیگر، نوع خریدهایی است که وارد این منطق شده‌اند. LendingTree در گزارش ۲۰۲۶ خود نوشته ۲۹ درصد کاربران BNPL در آمریکا از این ابزار برای خرید خواربار استفاده کرده‌اند؛ عددی که یک سال قبل ۲۵ درصد و دو سال قبل ۱۴ درصد بوده است. در همین گزارش، خواربار بعد از پوشاک و کالاهای فناورانه، سومین دسته پرکاربرد BNPL معرفی شده است. شاید جالب باشه که بدانید این تغییر در میان نسل Z پررنگ‌تر از سایر گروه‌های سنی دیده می‌شود. بر اساس همین گزارش ۳۸ درصد از کاربران نسل Z از BNPL برای خرید خواربار استفاده کرده‌اند.

این تغییر را نمی‌توان جدا از فشار هزینه‌های روزمره دید. در گزارش Cash Poor 2026 که Fast Company به آن پرداخته، نزدیک به نیمی از جمعیت آمریکا، یعنی ۴۴ درصد، خود را دچار کمبود نقدینگی می‌دانند و کمتر از ۲۰۰ دلار پس‌انداز دارند. در چنین وضعیتی، خواربار، بنزین، اجاره و قبوض دیگر فقط هزینه‌های معمول زندگی نیستند؛ همان نقاطی‌اند که فشار مالی خانوارها در آنها خود را نشان می‌دهد. وقتی هزینه‌های ضروری سهم بیشتری از درآمد را می‌بلعند، اعتبار هم از خریدهای بزرگ فاصله می‌گیرد و به ابزار عبور از فاصله میان درآمد امروز و خرج‌های همین هفته تبدیل می‌شود.

دلیل تغییر رفتار مشتری از خرید نقدی به اعتباری، تنها افزایش محبوبیت BNPL نیست. در بسیاری از بازارها، فشار هزینه‌های زندگی، کاهش قدرت خرید و کمبود پس‌انداز اضطراری باعث شده اعتبار از ابزار خرید کالاهای سرمایه‌ای به ابزاری برای مدیریت جریان نقدی روزمره تبدیل شود. گزارش Cash Poor 2026 تصویر روشنی از این وضعیت می‌دهد: میلیون‌ها نفر شاغل‌اند، درآمد دارند و برای هزینه‌هایشان برنامه‌ریزی می‌کنند، اما همچنان برای حفظ ثبات مالی تقلا می‌کنند. در چنین بستری، خرید اعتباری خواربار یا پرداخت عقب‌افتاده یک سفارش کوچک، بیشتر از آنکه فقط یک امکان تازه در پرداخت باشد، نشانه‌ای از فشار نقدینگی در زندگی روزمره است.

اما افزایش استفاده از BNPL، نگرانی‌های تازه‌ای هم به همراه داشته است. گزارش سال ۲۰۲۵ اداره حمایت مالی مصرف‌کنندگان آمریکا (CFPB) نشان می‌دهد حدود ۶۳ درصد کاربران BNPL در مقطعی بیش از یک وام BNPL را به‌طور هم‌زمان در اختیار داشته‌اند و یک‌سوم آن‌ها نیز از چند ارائه‌دهنده مختلف اعتبار گرفته‌اند. همین موضوع باعث شده نهادهای ناظر نسبت به پدیده «انباشت بدهی‌های کوچک» هشدار دهند؛ وضعیتی که در آن هر خرید به‌تنهایی مبلغ ناچیزی دارد، اما مجموع چند خرید اعتباری می‌تواند مدیریت مالی خانوار را دشوار کند، به‌ویژه زمانی که BNPL از خرید کالاهای بادوام به خریدهای روزمره مانند خواربار و سوپرمارکت گسترش پیدا می‌کند.

ایران هم در مسیر اقتصاد اعتباری قرار گرفته است

اگرچه بازار اعتبار در ایران هنوز با بازارهای اروپا و آمریکا فاصله دارد، اما روند کلی مشابه به نظر می‌رسد؛ اعتبار به‌تدریج از ابزاری برای خرید کالاهای گران‌قیمت به بخشی از خریدهای متنوع‌تر و روزمره تبدیل می‌شود.

چند سال پیش، بیشتر سرویس‌های اعتباری برای خرید موبایل، لوازم خانگی یا کالاهای سرمایه‌ای به کار می‌رفتند، اما امروز دامنه استفاده از آن‌ها گسترده‌تر شده است. کاربران می‌توانند از اعتبار برای خرید پوشاک، محصولات آرایشی، کالاهای سوپرمارکتی، سفارش غذا و خدمات آنلاین استفاده کنند. این تغییر نشان می‌دهد رقابت دیگر تنها بر سر ارائه وام یا امکان خرید اقساطی نیست؛ بلکه بازیگران این حوزه تلاش می‌کنند اعتبار را به بخشی از تجربه روزمره خرید تبدیل کنند.

در همین مسیر، رونمایی از دیجی‌کارت در خرداد ۱۴۰۵ را نیز می‌توان یکی از نشانه‌های بلوغ تدریجی بازار اعتبار در ایران دانست. دیجی‌پی با معرفی این محصول، امکان استفاده از اعتبار را در خریدهای حضوری و آنلاین فراهم کرده است؛ تغییری که اعتبار را از قالب یک درخواست وام یا گزینه‌ای درون یک پلتفرم فراتر می‌برد و آن را به تجربه‌ای نزدیک‌تر به کارت‌های بانکی تبدیل می‌کند. در چنین مدلی، اعتبار دیگر تنها یک خدمت مالی نیست، بلکه بخشی از همان لحظه‌ای است که کاربر میان کارت، کیف پول، اعتبار و کالای موردنظر خود تصمیم می‌گیرد.

اما تحول اعتبار تنها به سمت مصرف‌کننده محدود نمی‌شود. در پشت صحنه خرید نیز نشانه‌هایی از حرکت به سمت تأمین مالی زنجیره تأمین (SCF) دیده می‌شود. همکاری بانک سامان و خانومی در حوزه SCF یکی از تازه‌ترین نمونه‌های این روند است؛ همکاری‌ای که با هدف توسعه راهکارهای تأمین مالی زنجیره تأمین آغاز شده و می‌تواند به حوزه‌ها و محصولات بیشتری گسترش پیدا کند. اگر BNPL مسئله نقدینگی خریدار را در زمان خرید حل می‌کند، SCF بر جریان نقدینگی میان بانک، پلتفرم، تأمین‌کننده و فروشنده تمرکز دارد؛ همان زنجیره‌ای که کالا پیش از رسیدن به قفسه فروشگاه از آن عبور می‌کند.

در نگاه نخست، خرید اعتباری مصرف‌کننده و تأمین مالی زنجیره تأمین دو مسیر متفاوت به نظر می‌رسند، اما هر دو بر یک ایده مشترک استوارند: زمان خرید و زمان پرداخت دیگر الزاماً یکی نیست. در یک سو، مصرف‌کننده کالا را امروز می‌خرد و هزینه آن را بعداً می‌پردازد؛ در سوی دیگر، فروشنده یا پلتفرم برای تأمین کالا، مدیریت موجودی یا حفظ جریان نقدینگی از ابزارهای اعتباری استفاده می‌کند. به این ترتیب، اعتبار دیگر تنها روی پیشخوان فروشگاه دیده نمی‌شود؛ بلکه در پشت قفسه‌ها و در تمام زنجیره تجارت نیز جریان پیدا کرده است.

شاید امروز خرید شکلات با اعتبار هنوز برای بسیاری عجیب به نظر برسد، اما روندهای جهانی و نشانه‌های بازار ایران از جابه‌جایی آرامی خبر می‌دهند؛ جابه‌جایی اعتبار از خریدهای بزرگ به خرج‌های روزمره. همان‌طور که پرداخت دیجیتال زمانی از یک امکان تازه به بخشی از زندگی روزانه تبدیل شد، اعتبار خرد هم در حال نزدیک شدن به همان نقطه است؛ نقطه‌ای که در آن خریدهای کوچک، از یک بسته شکلات تا خرید هفتگی سوپرمارکت، می‌توانند با پرداختی در آینده گره بخورند.

این روند نه فقط برای مصرف‌کننده، بلکه برای فروشنده، پلتفرم و نظام مالی معنا دارد. اگر فشار نقدینگی خانوارها بیشتر شود، اگر هزینه‌های روزمره همچنان سهم بزرگ‌تری از درآمد را ببلعند و اگر ابزارهای اعتباری بیشتر در مسیر خریدهای کوچک قرار بگیرند، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کالاهایی را می‌توان اعتباری خرید؛ بلکه پرسش اصلی این باشد که «چه چیزی را هنوز نقدی می‌خریم؟»

پی‌نوشت: سایبرماندی (Cyber Monday) به اولین دوشنبه‌ پس از تعطیلات شکرگزاری در ایالات‌ متحده اشاره دارد؛ در این روز، فروشگاه‌های آنلاین معمولاً تخفیف‌ها و پیشنهادهای ویژه‌ای ارائه می‌دهند که مشابه تخفیف‌های بلک فرایدی (Black Friday) است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی