۳۰ خردادماه پذیرهنویسی صندوق پروژه «راهبرد انرژی فردا» با نماد «سولار» در بورس تهران انجام شد؛ صندوقی که برای تأمین مالی احداث دو نیروگاه خورشیدی ۲۰ مگاواتی در سیستانوبلوچستان طراحی شده است. این پذیرهنویسی با جذب حدود ۹۹۸ میلیارد تومان سرمایه به پایان رسید. کمتر از یک هفته بعد نیز محسن طرزطلب، معاون وزیر نیرو و رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق، در پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو اعلام کرد همزمان با برگزاری کنفرانس انرژیهای تجدیدپذیر در پایان تیرماه، صندوق سرمایهگذاری انرژیهای تجدیدپذیر فعالیت خود را آغاز خواهد کرد و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه برای مشارکت مردم و صنایع از طریق این صندوق عرضه میشود.
این دو خبر، صندوقهای بورسی را از داراییهای آماده به سمت داراییهای در حال ساخت میبرد. تا پیش از این، صندوق برای بسیاری از سرمایهگذاران یعنی طلا، نقره، مس یا سهمی از یک صنعت. حالا اما صندوق قرار است به ساخت نیروگاه وصل شود؛ به زیرساختی که سالهاست در جهان یکی از مهمترین داراییهاست، اما در ایران تازه دارد از مسیر بازار سرمایه به سبد سرمایهگذاران خرد راه پیدا میکند.
برق؛ مسئلهای که بدون سرمایه حل نمیشود
ناترازی برق در سالهای اخیر از یک چالش فصلی به یکی از مسائل دائمی اقتصاد ایران تبدیل شده بود؛ جنگ ۳۰روزه رمضان این وضعیت را سنگینتر کرد. محمدامین اللهداد، مدیرعامل توانیر، گفته است در جریان این جنگ بیش از ۲۰۰۰ نقطه از شبکه برق کشور آسیب دید و حدود ۴۰۰۰ مگاوات از ظرفیت تولید برق از مدار خارج شد. این آسیبها در شرایطی به شبکه وارد شد که صنعت برق پیش از آن هم با رشد مصرف، فرسودگی بخشی از نیروگاهها، افزایش تقاضای صنایع و محدود بودن سرمایهگذاری در ظرفیتهای جدید روبهرو بود.

در چنین وضعیتی، توسعه نیروگاههای جدید دیگر فقط یک برنامه عمرانی یا وعده بلندمدت نیست. شبکهای که پیش از جنگ هم برای پاسخگویی به مصرف تابستانی تحت فشار بود، حالا باید هم ظرفیت ازدسترفته را جبران کند و هم برای تقاضای رو به رشد صنایع آماده شود. تقریباً همه راهکارهایی که برای کاهش ناترازی مطرح میشوند، در یک نقطه به هم میرسند: بدون سرمایه، ظرفیت تازهای ساخته نمیشود.
چرا توسعه تجدیدپذیرها کند پیش میرود؟
اگرچه طی سالهای گذشته توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی بارها در برنامههای وزارت نیرو و ساتبا مورد تأکید قرار گرفته، اما این بخش با چالشهای متعددی روبهرو بوده است. تأمین مالی، مهمترین مانع توسعه پروژههای تجدیدپذیر به شمار میرود. در کنار آن، بیثباتی مقررات، دشواری تأمین ارز برای تجهیزات، وابستگی برخی تجهیزات مانند اینورترها به واردات، محدودیتهای شبکه انتقال، فرآیندهای طولانی دریافت مجوز و پایین بودن جذابیت اقتصادی سرمایهگذاری در صنعت برق، باعث شده بسیاری از پروژهها با سرعت مورد انتظار پیش نروند.
همین مسئله باعث شده در کنار سیاستهای توسعه نیروگاه، بحث ابزارهای جدید تأمین مالی نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد. اگر زمانی مسئله اصلی این بود که چه کسی حاضر است در ساخت نیروگاه سرمایهگذاری کند، امروز پرسش تازهای هم به آن اضافه شده است: سرمایههای کوچکتر چگونه میتوانند وارد چنین پروژههایی شوند؟
برق، شرط ادامه تولید
سالها توسعه نیروگاهها عمدتاً بر منابع دولتی، تسهیلات بانکی و سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای بزرگ متکی بود. بخش خصوصی هم در این سالها در احداث نیروگاهها حضور داشته و پروژههای متعددی را اجرا کرده است، اما این حضور بیشتر به شرکتها و سرمایهگذاران بزرگ محدود میشد. برای بسیاری از بنگاهها، ساخت نیروگاه سرمایهگذاری سادهای نبود؛ هزینه اولیه بالا بود، بازگشت سرمایه زمان میبرد و اقتصاد برق جذابیت کافی ایجاد نمیکرد.
با جدیتر شدن ناترازی برق، انگیزه بخش خصوصی هم تغییر کرده است. برای صنایع، سرمایهگذاری در نیروگاه یک پروژه جانبی یا زیستمحیطی نیست؛ برق به مسئله تداوم تولید تبدیل شده است. وقتی قطعی برق میتواند خط تولید شیشه، فولاد، سیمان، زنجیره تولید مرغ و گوشت، صنایع غذایی و خدمات بانکی و پرداخت را مختل کند، سرمایهگذاری در انرژی برای بنگاهها معنای متفاوتی پیدا میکند.
نمونه روشن این تغییر، افتتاح نیروگاه خورشیدی ۱۳۰ مگاواتی گروه صنعتی شیشه کاوه در ساوه است؛ پروژهای با سرمایهگذاری حدود ۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان که با ۴۵۵ هزار پنل خورشیدی اجرا شد. این پروژه نشان داد بخشی از صنعت، دیگر منتظر تأمین برق از مسیرهای سنتی نمانده و خود وارد تولید انرژی شده است.




اما این فقط یک مسیر است. مسیر تازهتر، ورود ابزارهایی است که میتوانند دایره سرمایهگذاران نیروگاهها را گستردهتر کنند؛ از چند شرکت بزرگ به سرمایهگذاران خرد، صندوقها و نهادهای مالی.
نخستین تجربه؛ ورود صندوق پروژه خورشیدی به بورس
در همین چارچوب، گروه مالی فارابی نخستین صندوق پروژه نیروگاه خورشیدی بازار سرمایه را با نماد «سولار» راهاندازی کرد. هدف این صندوق، تأمین مالی احداث دو نیروگاه خورشیدی ۲۰ مگاواتی در شهرستانهای میرجاوه و خاش استان سیستانوبلوچستان است؛ استانی که به دلیل شدت تابش خورشید، نزدیکی محل پروژهها به پست برق و برخی مشوقهای مالیاتی، یکی از مناسبترین مناطق کشور برای توسعه نیروگاههای خورشیدی محسوب میشود.
در مرحله نخست پذیرهنویسی، هدف جذب هزار میلیارد تومان سرمایه تعیین شد که ۲۰۰ میلیارد تومان آن توسط مؤسسان و ۸۰۰ میلیارد تومان از طریق پذیرهنویسی عمومی تأمین میشد. این پذیرهنویسی در همان روز نخست تقریباً به طور کامل تکمیل شد و حدود ۹۹۸ میلیارد تومان سرمایه جذب کرد. بیش از پنج هزار سرمایهگذار حقیقی و ۴۱ سرمایهگذار حقوقی در این پذیرهنویسی مشارکت داشتند.
بر اساس برنامه اعلامشده، برق تولیدی این نیروگاهها پس از بهرهبرداری به مدت ۲۰ سال در تابلو برق سبز بورس انرژی عرضه خواهد شد. همین نکته، صندوق سولار را از یک ابزار صرفاً مالی جدا میکند؛ منابع جذبشده قرار است به پروژه مشخص نیروگاهی متصل شود و درآمد آن نیز از مسیر فروش برق تعریف شود.
ساتبا چه برنامهای برای صندوق تجدیدپذیرها دارد؟
کمتر از دو هفته پس از تکمیل پذیرهنویسی صندوق «سولار»، محسن طرزطلب، معاون وزیر نیرو و رئیس ساتبا، در نشست بررسی اهداف و سیاستهای کنفرانس و نمایشگاه انرژیهای تجدیدپذیر، از برنامه این سازمان برای راهاندازی صندوق سرمایهگذاری انرژیهای تجدیدپذیر خبر داد.
او اعلام کرد این صندوق همزمان با برگزاری کنفرانس انرژیهای تجدیدپذیر در پایان تیرماه فعالیت خود را آغاز خواهد کرد و در قالب آن، ۵۰۰ مگاوات نیروگاه برای مشارکت مردم و صنایع عرضه میشود.

طرزطلب همچنین از آغاز عملیات اجرایی چند پروژه نیروگاه بادی خبر داد؛ از جمله نیروگاه بادی ۵۰ مگاواتی میلنادر، نیروگاه بادی ۱۰۰ مگاواتی خواف و پیگیری اجرای پروژه ۶۵۰ مگاواتی میلنادر که در صورت فراهم شدن شرایط تأمین مالی، عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد. به گفته رئیس ساتبا، هدف از این رویکرد، افزایش مشارکت مردم و بخش خصوصی در توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر است.
فصل تازه تأمین مالی نیروگاهها
آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، نشان میدهد که مسئله اصلی این نیست که یک صندوق خورشیدی پذیرهنویسی شده یا صندوق دیگری در راه است؛ مسئله این است که بازار سرمایه ایران دارد آرامآرام یاد میگیرد زیرساخت را هم مثل دارایی ببیند. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، صندوقهای انرژی میتوانند فقط شروع ماجرا باشند؛ شروع ورود سرمایههای خرد و نهادی به جایی که سالها کمبود سرمایه، توسعه آن را عقب نگه داشته بود.