راه پرداخت
رسانه فناوری‌های مالی ایران

زیرساخت پیام، دارایی استراتژیک بانک‌ها؛ نه یک سرویس جانبی

در بسیاری از بانک‌های ایران، پیام هنوز در حاشیه معماری فناوری اطلاعات قرار دارد؛ سرویسی برای ارسال OTP، اطلاع‌رسانی تراکنش یا پیام‌های مناسبتی. این نگاه، اگرچه سال‌ها پاسخ‌گو بوده، اما امروز دیگر با واقعیت‌های امنیتی، اقتصادی و رقابتی هم‌خوانی ندارد. آنچه تغییر کرده، نه صرفاً حجم پیام‌ها، بلکه نقش آنها در چرخه حیات تراکنش و تجربه مشتری است.

به گزارش روابط عمومی شرکت آراد رایانه لیان، هر تراکنش بانکی یک جریان داده است که از لحظه درخواست کاربر آغاز می‌شود و تا ثبت نهایی و اطلاع‌رسانی ادامه می‌یابد. در این مسیر، پیام فقط یک اعلان ساده نیست؛ بخشی از زنجیره امنیت، اعتماد و تعامل است. OTP بخشی از احراز هویت است، پیام نتیجه تراکنش بخشی از مدیریت ریسک ادراکی مشتری است و حتی تأخیر در تحویل پیام می‌تواند بر برداشت کاربر از کیفیت سرویس اثر بگذارد. با این حال، در بسیاری از ساختارها، زیرساخت پیام همچنان خارج از هسته تصمیم‌سازی بانک طراحی می‌شود؛ گویی یک سرویس بیرونی است که صرفاً باید «ارسال کند».

این جداسازی، یک ضعف معماری ایجاد می‌کند. وقتی لایه پیام به موتور ریسک، سامانه‌های تحلیل رفتار و Data Lake بانک متصل نباشد، داده‌های ارزشمندی که هر روز تولید می‌شوند، عملاً بلااستفاده می‌مانند. الگوی درخواست OTP، توزیع زمانی تراکنش‌ها، نرخ تحویل در اپراتورهای مختلف، رفتار کاربران در واکنش به پیام‌ها و حتی نرخ پیام‌های ناموفق، همگی سیگنال‌های رفتاری هستند. در مدل سنتی، این سیگنال‌ها دیده نمی‌شوند؛ زیرا زیرساخت پیام صرفاً به‌عنوان کانال ارسال تعریف شده است، نه به‌عنوان منبع داده تحلیلی.

از سوی دیگر، وابستگی مستقیم به فروشندگان پیامک نیز چالش دیگری ایجاد می‌کند. وقتی مدل درآمدی ارائه‌دهنده بر پایه حجم ارسال بنا شده باشد، انگیزه طبیعی برای افزایش ترافیک وجود دارد، نه بهینه‌سازی آن. در چنین مدلی، کاهش ارسال‌های غیرضروری، جایگزینی هوشمند کانال‌ها یا طراحی مکانیزم‌های جلوگیری از Over-Sending، لزوماً همسو با منافع اقتصادی فروشنده نیست. این همان نقطه‌ای است که تضاد منافع شکل می‌گیرد؛ جایی که بهینه‌سازی هزینه برای بانک، به کاهش درآمد برای تأمین‌کننده تبدیل می‌شود.

نگاه استراتژیک به پیام مستلزم تغییر این مدل است. زیرساخت پیام باید همانند سوئیچ کارت یا موتور ریسک، یک لایه مستقل و قابل کنترل باشد؛ لایه‌ای که سیاست‌گذاری آن در اختیار بانک است، نه تابع منطق تجاری فروشنده ترافیک. در چنین معماری‌ای، Routing پیام می‌تواند بر اساس کیفیت تحویل، هزینه، SLA و حتی وضعیت لحظه‌ای شبکه انجام شود. داده‌های تحویل می‌توانند به موتورهای تحلیلی متصل شوند و رفتارهای غیرعادی به‌عنوان سیگنال ریسک ثبت شوند. حتی می‌توان سیاست‌های امنیتی تطبیقی تعریف کرد؛ به این معنا که نحوه ارسال OTP بر اساس سطح ریسک هر تراکنش تغییر کند.

در سال‌های اخیر، در برخی بازارهای پیشرفته، تفکیک نقش «پلتفرم پیام» از «فروشنده پیام» به‌عنوان یک اصل معماری پذیرفته شده است. در این مدل، ارائه‌دهنده پلتفرم، خود فروشنده ترافیک نیست و از افزایش یا کاهش حجم ارسال منتفع نمی‌شود. تمرکز چنین پلتفرمی بر طراحی معماری، بهینه‌سازی هزینه، تحلیل داده و اتصال به سیستم‌های هسته‌ای بانک است. این ساختار امکان تصمیم‌گیری بی‌طرفانه را فراهم می‌کند و زیرساخت پیام را به یک دارایی واقعی تبدیل می‌سازد.

در ایران نیز رویکردهایی در همین مسیر شکل گرفته است. شرکت آراد، با طراحی پلتفرم پیام بهینه‌شده برای بانک‌ها، دقیقاً بر همین تفکیک تأکید دارد؛ یعنی ارائه زیرساختی مستقل از فروش ترافیک، که هدف آن مدیریت هوشمند، کاهش هزینه و اتصال عمیق به سامانه‌های تحلیلی و امنیتی بانک است. این تمایز، شاید در نگاه اول صرفاً یک تفاوت تجاری به نظر برسد، اما در سطح معماری، تفاوتی بنیادین ایجاد می‌کند: حذف تضاد منافع و بازگرداندن کنترل لایه ارتباطی به خود بانک.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که بانک چه تعداد پیام ارسال می‌کند؛ بلکه این است که آیا کنترل، تحلیل و سیاست‌گذاری این لایه در اختیار خودش هست یا خیر. در عصر بانکداری دیجیتال، تجربه مشتری و امنیت تطبیقی دو مزیت رقابتی کلیدی هستند. هر دو به زیرساخت پیام وابسته‌اند. بانکی که این لایه را همچنان یک سرویس جانبی بداند، بخشی از مزیت رقابتی خود را واگذار کرده است. اما بانکی که پیام را به‌عنوان دارایی استراتژیک ببیند، نه‌تنها هزینه را مدیریت می‌کند، بلکه امنیت و تجربه مشتری را نیز به‌صورت هوشمند ارتقا می‌دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.