راه پرداخت
رسانه فناوری‌های مالی ایران

مردم بیشتر به اسنوپ داگ گوش می‌دهند تا یک مرد کت‌وشلواری

در این گزارش نیوزویک، از کلارنا و رابین‌هود تا بانک آمریکا و بایننس، یک پرسش محوری دنبال می‌شود: آیا نوآوری‌های هوش مصنوعی و فین‌تک واقعاً می‌توانند تجربه مالی مردم را ساده‌تر، امن‌تر و منصفانه‌تر کنند؟ گزارش با روایت شکاف عمیق میان مردم و بانک‌ها آغاز می‌شود و نشان می‌دهد اعتماد از دست‌رفته نه با ظاهر سنتی بانکداری برمی‌گردد و نه با فناوریِ صرف؛ بلکه فقط زمانی بازسازی می‌شود که این ابزارها به نفع مشتری عمل کنند

در دورانی که هوش مصنوعی و فناوری‌های مالی با وعده ساده‌سازی خدمات بانکی و افزایش امنیت در حال گسترش‌اند، اعتماد عمومی به بانک‌ها به پایین‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است. گزارش نیوزویک نشان می‌دهد تجربه‌ بحران‌های مالی پی‌درپی، گسترش خدمات دیجیتال بدون پشتوانه اعتماد، و احساس گرفتار بودن مشتریان در سیستم‌های پیچیده بانکی، شکافی عمیق میان مردم و نهادهای مالی ایجاد کرده است؛ شکافی که نه با ساختمان‌های مرمری و مدیران کت‌وشلواری پر می‌شود و نه صرفاً با نوآوری‌های فناورانه، مگر آن‌که این نوآوری‌ها واقعا به نفع مشتری عمل کنند.

در گزارش پیش‌رو، سباستین سیه‌میا‌تکوفسکی، مدیرعامل کلارنا، در گفت‌وگو با نیوزویک سیستم بانکداری در دنیای امروز را بررسی می‌کند؛ گزارشی که در ادامه می‌خوانید.

سباستین سیه‌میا‌تکوفسکی اصلاً شبیه یک بانکدار به نظر نمی‌رسد. مدیرعامل کلارنا بیشتر به یک برادرِ فعال در دنیای فناوری شباهت دارد؛ تصویری که با جایگاه شرکت او، در نقطه تلاقی امور مالی و فناوری، کاملاً هم‌خوان است. او برای مصاحبه صبح زود با ما، با عینک، شلوار جین، تی‌شرت و یک کت بمبر وارد می‌شود و کفش‌هایی به پا دارد که از برند لوکس مد «سلین» هستند.

سباستین سیه‌میا‌تکوفسکی، مدیرعامل کلارنا

او می‌گوید که در مقطعی، «برنامه‌نویسی» را مانند یک مدل زبانی بزرگ، شبیه چت‌جی‌پی‌تی، امتحان کرده است. با این حال، دوستان سیه‌میا‌تکوفسکی او را بیشتر با سم آلتمن، مدیرعامل اوپن‌ای‌آی، مقایسه می‌کنند تا با یک زبان برنامه‌نویسی مثل جاوا، سی‌پلاس‌پلاس یا فلو.

سیه‌میا‌تکوفسکی که فارغ‌التحصیل دانشکده اقتصاد استکهلم است، می‌گوید: «تنها چیزی که در زندگی‌ام به آن افتخار می‌کنم این است که برنامه‌نویسی یاد نگرفتم و مهندس نشدم. ببخشید، این چیزی است که هست.»

او در سال ۲۰۰۵، کلارنا را به همراه چند دوست در زادگاهش، سوئد، تأسیس کرد و بعدها با خرید شرکت‌های مختلف در سراسر اروپا، فعالیت خود را گسترش داد. سرویس اصلی کلارنا «الان بخر، بعداً پرداخت کن» است که با نام بی‌اِن‌پی‌اِل شناخته می‌شود. این سرویس به مشتریان اجازه می‌دهد هزینه یک کالا یا مجموعه‌ای از کالاها را به‌صورت اقساطی و بدون بهره پرداخت کنند.

کلارنا در سال ۲۰۱۹ فعالیت خود را در ایالات متحده آغاز کرد و به‌عنوان جایگزینی برای کارت‌های اعتباری وارد بازار شد؛ جایگزینی که به‌سرعت محبوبیت پیدا کرد. بر اساس داده‌ها، یک نفر از هر پنج مصرف‌کننده در آمریکا از خدمات بی‌اِن‌پی‌اِل استفاده کرده است و تقریباً نیمی از این کاربران کمتر از ۳۶ سال سن دارند.

ارزش پرداخت‌هایی که از طریق این روش انجام می‌شود، از حدود ۱۲۲.۳ میلیارد دلار در سال گذشته، تا پایان دهه به ۱۸۴.۱ میلیارد دلار خواهد رسید. فروشندگانی که از کلارنا در آمریکا استفاده می‌کنند از جمله والمارت، تارگت، آمازون و تیکت‌مستر علاوه بر یک کارمزد ثابت و اندک برای هر تراکنش، کارمزدی بین ۳.۲۹ تا ۵.۹۹ درصد پرداخت می‌کنند.

با این حال، بی‌اِن‌پی‌اِل بدون منتقد نیست. رامیت ستی، مجری مجموعه نتفلیکس با عنوان «چطور ثروتمند شویم»، ماه گذشته در گفت‌وگو با نیوزویک و در مجموعه «ایمپکت نیوزویک» گفت که بی‌اِن‌پی‌اِل «به‌طور خاص جوانان، افراد رنگین‌پوست و کسانی را هدف قرار می‌دهد که آگاهی کمتری از سازوکارهای صنعت پول دارند. آن‌ها اساساً طعمه هستند و از آن‌ها سوءاستفاده می‌شود.»

در مقابل، کلارنا می‌گوید کمتر از یک درصد از مشتریانش در پرداخت‌ها دچار نکول می‌شوند و ۳۱ درصد کاربران، بدهی خود را زودتر از موعد تسویه می‌کنند. همچنین بیش از ۹۰ درصد کاربران هرگز بهره‌ای پرداخت نمی‌کنند. این در حالی است که نرخ نکول کارت‌های اعتباری حدود ۸.۵ درصد است و نرخ بهره سالانه آن‌ها برای دارندگان بدهی، بین ۱۷ تا بیش از ۳۰ درصد در نوسان است.

تراکنش‌های بی‌اِن‌پی‌اِل تنها بخش کوچکی از هزینه‌کرد کارت‌های اعتباری را تشکیل می‌دهند. در حال حاضر، بدهی کارت‌های اعتباری در آمریکا به حدود ۱٬۲ تریلیون دلار رسیده و میانگین بدهی هر حساب نزدیک به ۶۵۰۰ دلار است. کلارنا می‌گوید میانگین مبلغ هر تراکنش مشتریانش حدود ۱۰۰ دلار است.

سال گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از کنگره خواست سقف بهره کارت‌های اعتباری برای مدت یک سال روی ۱۰ درصد تعیین شود تا به گفته او «به میلیون‌ها آمریکایی برای خرید خانه کمک شود». او این موضوع را ماه گذشته در مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس اعلام کرد. سیه‌میا‌تکوفسکی از این اقدام حمایت می‌کند و می‌گوید: «محدود کردن نرخ بهره در بسیاری از کشورها خوب جواب داده است.»


گسترش کلارنا، ورود به بانکداری و شکستن هنجارها


بی‌اِن‌پی‌اِل تنها یکی از اجزای راهبرد رشد کلارنا است؛ راهبردی که شامل یک اپلیکیشن جامع، گزینه‌های متنوع پرداخت، ابزارهای مقایسه قیمت و پاداش‌های نقدی نیز می‌شود. این مسیر نشان می‌دهد کلارنا به‌تدریج در حال فاصله گرفتن از تمرکز صرف بر «الان بخر، بعداً پرداخت کن» و حرکت به‌سوی ارائه خدمات مالی گسترده‌تر است. این شرکت در سال ۲۰۱۷ مجوز کامل بانکی را از نهاد نظارت مالی سوئد دریافت کرد؛ اقدامی که به آن اجازه داد به‌طور رسمی وارد حوزه بانکداری شود.

سیه‌میا‌تکوفسکی در سپتامبر گذشته، هم‌زمان با عرضه عمومی سهام کلارنا، زنگ آغاز معاملات بورس نیویورک را به صدا درآورد. با این عرضه اولیه، ارزش شرکت به حدود ۴۰ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که جایگاه کلارنا را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران فین‌تک جهان تثبیت کرد.

کلارنا با لوگوی صورتی روشن و کمپین‌های تبلیغاتی‌اش که چهره‌هایی مانند پاریس هیلتون، لیدی گاگا، مایا رودولف، اسنوپ داگ و ای‌اِی‌اِسَپ راکی در آن حضور داشته‌اند؛ حال‌وهوایی کاملاً متفاوت از بانک‌های سنتی دارد. سیه‌میا‌تکوفسکی به‌وضوح قصد دارد هنجارهای قدیمی بانکداری را بر هم بزند و رویکردی مشتری‌محورتر ایجاد کند. همه‌چیز، از نحوه لباس پوشیدن خودش گرفته تا شیوه ارتباط شرکت با مشتریان، به‌صورت آگاهانه از الگوهای سنتی فاصله گرفته است.

او در اشاره به اعتراضات سال ۲۰۱۱ جنبش «اشغال وال‌استریت» علیه صنعت بانکداری که پس از فروپاشی بازار وام‌های رهنی پرریسک در سال ۲۰۰۸، سقوط برادران لِهمن و بحران اقتصاد جهانی شکل گرفت؛ می‌گوید: «تقریباً می‌توانم بگویم در نسلی بزرگ شده‌ام که تحت تأثیر جنبش اشغال وال‌استریت بوده است.»

به گفته او، بانکی که زمانی اعتماد را با دفترهای مرمری، کت‌وشلوارهای شیک و کراوات به نمایش می‌گذاشت، دیگر آن جایگاه را ندارد. تعداد افرادی که این نشانه‌ها را معادل اعتماد می‌دانند، به‌شدت کاهش یافته است.

سیه‌میا‌تکوفسکی می‌گوید: «بنابراین فهمیدیم که در آینده، برای جلب اعتماد باید به زبان مشتری صحبت کنید. باید اجازه دهید فضا دوستانه، در دسترس و جذاب باشد و چیزهایی که بیش از حد پیچیده شده‌اند، واقعاً ساده شوند. کمپین‌هایی که با حضور اسنوپ داگ، لیدی گاگا، پاریس هیلتون و دیگر چهره‌های مشهور اجرا کردیم، دقیقاً با همین هدف طراحی شده بودند.»

او اضافه می‌کند: «ما متوجه شدیم اگر بخواهید با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، صادقانه بگویم مردم بیشتر ترجیح می‌دهند به اسنوپ داگ گوش بدهند تا به یک مرد کت‌وشلواری.»

سیه‌میا‌تکوفسکی در اینجا به نکته‌ای اساسی اشاره می‌کند. بر اساس داده‌های مؤسسه گالوپ، اعتماد به نظام بانکی از سال ۱۹۷۹ تاکنون و پس از هر شوک یا رکود بزرگ اقتصادی کاهش یافته است؛ از رکود اوایل دهه ۱۹۸۰ و سقوط بازار سهام در «دوشنبه سیاه» سال ۱۹۸۷ گرفته تا بحران مالی ۲۰۰۷ و بحران همه‌گیری کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰. در سال ۲۰۲۵، تنها ۳۰ درصد آمریکایی‌ها اعلام کردند که به مؤسسات بانکی اعتماد دارند.

با این حال، او می‌داند که صرفاً تغییر ظاهر و زبان ارتباطی برای جلب اعتماد مشتریان کافی نیست. به اعتقاد سیه‌میا‌تکوفسکی، صنایع فناوری و بانکداری در حال حاضر بخش بزرگی از سود مازاد خود را به این دلیل به دست می‌آورند که جابه‌جایی مشتریان بین ارائه‌دهندگان خدمات مالی آسان نیست. در نتیجه، مشتریان در سیستم‌هایی گرفتار می‌شوند که ترک آن‌ها دشوار است.

تیم کلارنا برای مواجهه با این مشکل دست به اقدام زده و در سال ۲۰۲۳ همکاری خود را با شرکت اوپن‌ای‌آی، متعلق به سم آلتمن، آغاز کرده است؛ همکاری‌ای که هدف آن ایجاد تغییر در این وضعیت و افزایش قدرت انتخاب مشتریان عنوان می‌شود.


همکاری با اوپن‌ای‌آی و رویای دستیار مالی دیجیتال


این همکاری تاکنون به تولید یک افزونه منجر شده است که تجربه خرید مشتریان کلارنا را شخصی‌سازی می‌کند و به حل برخی از مسائل مربوط به خدمات مشتری کمک می‌کند. با این حال، سیه‌میا‌تکوفسکی می‌گوید جاه‌طلبی کلارنا بسیار فراتر از این‌هاست و این شرکت قصد دارد وارد حوزه‌هایی مانند وام‌های مسکن و سایر خدمات مالی شود.

او آینده‌ای را توصیف می‌کند که در آن مشتریان با یک دستیار مالی دیجیتال از خواب بیدار می‌شوند؛ دستیاری که به آن‌ها می‌گوید: «وقتی خواب بودی، وام مسکن تو را بررسی کردم و فهمیدم بیش از حد پرداخت می‌کنی. می‌توانی ماهی ۳۰ دلار صرفه‌جویی کنی، درست است؟ و تنها کاری که باید بکنی این است که برای دریافت وام جدید از این بانک، یک سند را امضا کنی. من همه کارهای اداری را برایت انجام داده‌ام؛ فقط باید تأیید کنی.»

سیه‌میا‌تکوفسکی می‌گوید در چنین لحظه‌ای، مشتری از خودش خواهد پرسید: «واقعاً آن‌قدر بانکم را دوست دارم؟ یا فقط گیر افتاده‌ام؟ آیا می‌توانی به‌راحتی بروی و آن ۳۰ دلار را صرفه‌جویی کنی؟»

او تأکید می‌کند: «ما دقیقاً به همین سمت حرکت می‌کنیم و این همان آینده است.»

وقتی از او پرسیده می‌شود این آینده چه زمانی محقق خواهد شد، این مرد متأهل و پدر سه فرزند با خنده پاسخ می‌دهد:
«چند سال پیش اگر می‌گفتی خودروهای خودران در خیابان‌های سان‌فرانسیسکو تردد می‌کنند، باور نمی‌کردم. اما ناگهان دیدم در یک خودروی ویمو نشسته‌ام و با خودم گفتم: خدای من، واقعاً دارد اتفاق می‌افتد. پس این هم رخ خواهد داد.»


مشکل حریم خصوصی و تردید کارشناسان


ایده اینکه یک هوش مصنوعی در پشت صحنه مشغول جست‌وجو برای پیدا کردن راه‌هایی جهت صرفه‌جویی در پول افراد باشد، ممکن است جذاب به نظر برسد. با این حال، آرون کلاین، پژوهشگر ارشد اقتصاد که در حوزه فین‌تک و مقررات تخصص دارد و در مؤسسه بروکینگز، یک اندیشکده مستقل و غیرحزبی، فعالیت می‌کند، معتقد است پیش از رسیدن به چنین نقطه‌ای، موانع جدی وجود دارد.

او به نیوزویک می‌گوید: «اینجا با پدیده‌ای مواجه هستیم که افراد قبل از آماده شدن زیرساخت‌ها جلو می‌افتند. یک چیز دانستن اطلاعات یک فرد است و چیز کاملاً متفاوت، سروکار داشتن با پول اوست.»

کلاین توضیح می‌دهد که واگذاری مجوز به یک شخص ثالث برای بررسی همه امور مالی افراد، مسئله‌ای پیچیده است. به گفته او، شاید مردم در نهایت این موضوع را بپذیرند، اما نسبت به حریم خصوصی خود بسیار حساس هستند.

او می‌گوید: «از یک طرف می‌گویند حریم خصوصی برایشان بسیار مهم است و از طرف دیگر می‌پرسند چرا بزرگ‌ترین شرکت جهان موقعیت مکانی لحظه‌ای آن‌ها را می‌داند؟ این کاملاً متناقض است.»

کلاین با طرح یک مثال ادامه می‌دهد: «آیا از گوگل مپس استفاده می‌کنید؟ خب، عالی است. حدس بزنید چه معامله‌ای انجام داده‌اید.»

او مثال دیگری می‌آورد و می‌گوید اگر برای همسرش ایمیلی بفرستد و بنویسد: «فکر می‌کنی بچه‌ها به‌اندازه کافی بزرگ شده‌اند که به دیزنی‌لند بروند؟» می‌داند که تبلیغات بنری ماه بعدش چگونه خواهد بود.

به گفته او، پرسش‌های اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند: «آیا مردم واقعاً می‌خواهند هوش مصنوعی تمام اطلاعات بانکی آن‌ها را بخواند؟ این سیستم چگونه به اطلاعات دسترسی پیدا می‌کند؟ چطور می‌تواند موجودی همه حساب‌ها را بررسی کند تا این محاسبات را انجام دهد؟ و از نظر قانونی، اگر مشکلی پیش بیاید چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر روی آن دکمه کلیک کنید و پولتان ناگهان دزدیده شود، چه کسی مسئول است؟ بنابراین فکر می‌کنم پرسش‌های زیادی وجود دارد.»

آدام راست، مدیر خدمات مالی در سازمان غیرانتفاعی «فدراسیون مصرف‌کنندگان آمریکا»، نیز نسبت به نقش هوش مصنوعی در یافتن بهترین معاملات بانکی بر اساس وضعیت مالی افراد تردید دارد.

او در گفت‌وگو با نیوزویک می‌گوید: «تصور اینکه چنین چیزی در محیط یک چت‌بات هوش مصنوعی مولد اتفاق بیفتد، باید برای همه ما نگران‌کننده باشد. قوانین مربوط به حریم خصوصی و استفاده از اطلاعات شخصی هنوز به‌درستی تثبیت نشده‌اند و احتمالاً تغییر خواهند کرد.»

راست تأکید می‌کند که چنین محصولی مستلزم اقدامات بسیار بیشتری برای تقویت کنترل کاربران بر اطلاعات خودشان است و می‌گوید: «در حال حاضر چنین کنترلی وجود ندارد.»

او اضافه می‌کند: «فین‌تک‌ها به دنبال ارائه راه‌حل برای مشتریان هستند؛ گاهی موفق می‌شوند و اغلب هم نه. اما سازوکارهای حفاظتی که مردم واقعاً به آن نیاز دارند، معمولاً در داخل سیستم بانکی و در زیرساخت‌های آن قرار دارند.»


دستیار هوش مصنوعی، رابین‌هود و مرز میان نوآوری و قمار


هوش مصنوعی همچنان یکی از مسیرهای اصلی است که شرکت‌های خدمات مالی از طریق آن تلاش می‌کنند کیفیت خدمات خود را ارتقا دهند. در این میان، شرکت رابین‌هود مارکتس، اپلیکیشن فین‌تک معاملات سهام که توسط بایجو بهات و ولاد تنف تأسیس شده و به دلیل ارائه معاملات بدون کارمزد شناخته می‌شود، تقریباً در همه بخش‌های خود از هوش مصنوعی استفاده می‌کند؛ از خدمات مشتری گرفته تا دستیار سرمایه‌گذاری.

بنیان‌گذاران رابین‌هود، بایجو بهات و ولاد تنف

این اپلیکیشن در دوران همه‌گیری کووید–۱۹ محبوبیت زیادی پیدا کرد. ابی‌هیشک فاتهوپوریا، معاون محصول رابین‌هود، در گفت‌وگویی ویدئویی با نیوزویک می‌گوید: «ما می‌خواهیم تجربه‌ای عالی و متفاوت ارائه دهیم و بهترین قیمت‌گذاری و شرایط اقتصادی ممکن را برای مشتریانمان فراهم کنیم. این همان اصولی است که بر اساس آن‌ها نسل بعدی محصولاتمان را می‌سازیم.»

او اضافه می‌کند: «فکر می‌کنم رویکرد ما این بوده که صرفاً برای نمایش، از چت‌بات استفاده نکنیم. ما رویکردی کاملاً متفاوت و آگاهانه اتخاذ کرده‌ایم.»

یکی از محصولاتی که فاتهوپوریا و تیمش روی آن کار می‌کنند، «ابزار معاملاتی» است که به مشتری اجازه می‌دهد فرضیه خود را درباره یک سهم مشخص مطرح کند. برای مثال، کاربر می‌تواند بگوید: «فکر می‌کنم قیمت این سهم تا این تاریخ افزایش پیدا می‌کند» و سپس مجموعه‌ای از راهبردهای ممکن برای تحقق این فرضیه به او پیشنهاد می‌شود.

فاتهوپوریا می‌گوید: «یکی از چیزهایی که از مشتریانمان آموخته‌ایم این است که آن‌ها اغلب یک فرضیه خوب برای سرمایه‌گذاری دارند، اما نمی‌دانند چگونه آن را به یک معامله واقعی تبدیل کنند. این دقیقاً همان مسئله‌ای است که ما تلاش می‌کنیم حلش کنیم.»

با این حال، منتقدان می‌گویند رابط کاربری رابین‌هود سرمایه‌گذاری را «بازی‌گونه» کرده است؛ رویکردی که به باور آن‌ها به نفع مشتریان نیست. آدام راست از فدراسیون مصرف‌کنندگان آمریکا می‌گوید رابین‌هود اقداماتی انجام داده که مفید نیستند؛ از جمله بازی‌گونه‌سازی سرمایه‌گذاری، تشویق مردم به استفاده از راهبردهای پیچیده اختیار معامله که بسیاری از افراد درک درستی از آن‌ها ندارند، و تبدیل اپلیکیشن به چیزی شبیه یک ابزار قمار یا حتی یک اپلیکیشن شرط‌بندی.

به گفته او، این نوع ابزارها چندان مفید نیستند. فاتهوپوریا در پاسخ به این انتقاد می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم بازی‌گونه‌سازی لزوماً چیز بدی باشد، اگر طراحی محصول، کیفیت محصول و تجربه کاربری عالی باشد.»

او ادامه می‌دهد: «ما در رابین‌هود از انواع مختلف سرمایه‌گذاری پشتیبانی می‌کنیم. بسیاری از مشتریان ما سرمایه‌گذاران بلندمدت هستند. در عین حال، گروهی از مشتریان بسیار فعال داریم که معامله‌گران حرفه‌ای‌اند و می‌خواهند کنترل بیشتری بر پول خود داشته باشند. ما ابزارهایی در اختیارشان می‌گذاریم تا بتوانند آینده مالی خود را مدیریت کنند.»


ورود بانک‌های سنتی و تأثیر هوش مصنوعی بر مشاغل بانکی


البته تنها استارتاپ‌های فین‌تک نیستند که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند. بانک‌های سنتی نیز به‌تدریج این فناوری را به سیستم‌های خود اضافه کرده‌اند تا بهره‌وری را افزایش دهند و خدمات بهتری به مشتریان ارائه کنند.

هاری گوپالکریشنان، مدیر ارشد فناوری و اطلاعات بانک آمریکا،

هاری گوپالکریشنان، مدیر ارشد فناوری و اطلاعات بانک آمریکا، در گفت‌وگو با نیوزویک می‌گوید: «اجازه بدهید یک مثال ملموس بزنم. در گذشته، وقتی یک بانکدار روابط تجاری می‌خواست با یک مشتری در حوزه بانکداری شرکتی دیدار کند، احتمالاً چند روز زمان صرف تحقیق درباره نیازهای آن مشتری می‌کرد.»

او توضیح می‌دهد که اکنون، با استفاده از برخی راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی که بانک آمریکا توسعه داده، آن بانکدار می‌تواند بگوید: «می‌خواهم به دیدار مشتری ایکس بروم.» در این حالت، سیستم به‌طور خودکار پروفایل علاقه‌مندی‌های مشتری را استخراج می‌کند، به منابع شخص ثالث مراجعه می‌کند و خلاصه‌ای تهیه می‌کند که به‌عنوان نخستین پیش‌نویس در اختیار کارمند قرار می‌گیرد.

گوپالکریشنان می‌گوید بانکدار می‌تواند این پیش‌نویس را بررسی کند، چند مورد را ویرایش کند و سپس راهی دیدار با مشتری شود. او تأکید می‌کند که انسان‌ها همچنان بخش مهمی از خدمات مشتری خواهند بود، زیرا هوش مصنوعی تنها تا حد مشخصی پیش می‌رود و به آن‌ها اجازه می‌دهد «در حلقه تصمیم‌گیری» باقی بمانند.

او می‌گوید: «ما هنوز نمی‌دانیم مرز نهایی این فناوری کجاست، چون می‌تواند بسیار فراتر از چیزی که امروز می‌بینیم پیش برود. اما جایی که فکر می‌کنیم باید خط قرمز را بکشیم، همان جایی است که برای حفاظت از مشتری به قضاوت و مداخله انسانی نیاز داریم.»

در حالی که بسیاری از بانک‌ها از افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی سخن می‌گویند و همچنان سرمایه‌گذاری در این حوزه را ادامه می‌دهند، این روند احتمالاً بر مشاغل بانکی نیز تأثیر خواهد گذاشت. بلومبرگ اینتلیجنس در اوایل سال ۲۰۲۵ گزارش داد که حدود ۲۰۰ هزار شغل بانکی در ده سال آینده ممکن است به دلیل هوش مصنوعی حذف شود.

همچنین، مؤسسه مورگان استنلی در دسامبر ۲۰۲۵ پیش‌بینی کرد که تعداد مشاغل مشابه در اروپا تا سال ۲۰۳۰ ممکن است تا ۲۰۰ هزار مورد کاهش یابد. سیه‌میا‌تکوفسکی می‌گوید هوش مصنوعی به کلارنا کمک کرده است تعداد کارکنان خود را به‌صورت «انسانی‌تر» کاهش دهد؛ به این معنا که به‌جای اخراج نیروها، پس از خروج طبیعی کارکنان، افراد جدید جایگزین آن‌ها نشده‌اند.


بانکداری مبتنی بر بیت‌کوین و تغییر نگاه به رمزارزها


ارزهای دیجیتال زمانی از نگاه بسیاری، صرفاً ابزاری برای قاچاقچیان مواد مخدر، فروشندگان اسلحه و دیگر عناصر مجرمانه جهان زیرزمینی به شمار می‌رفتند؛ ابزاری برای انجام پرداخت‌های مخفی و ناشناس در آن‌سوی مرزها. اگرچه چنین استفاده‌هایی همچنان وجود دارد، اما رمزارزها به‌تدریج جای خود را در نظام بانکی سنتی نیز باز کرده‌اند و ارزش ارزهایی مانند بیت‌کوین که در سال ۲۰۰۹ ایجاد شد، به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است؛ به‌ویژه پس از پیروزی دوباره دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری.

در ماه مارس ۲۰۲۵، ترامپ یک فرمان اجرایی را برای ایجاد «ذخیره راهبردی بیت‌کوین» در ایالات متحده امضا کرد. در ماه آگوست همان سال نیز فرمان دیگری صادر کرد که به سرمایه‌گذاران اجازه می‌داد در حساب‌های بازنشستگی ۴۰۱(k) به گزینه‌های سرمایه‌گذاری جایگزین، از جمله رمزارزها، دسترسی داشته باشند.

ترامپ در کنفرانس بیت‌کوین سال ۲۰۲۴ در نشویل گفت:«بیت‌کوین نماد آزادی، حاکمیت و استقلال از اجبار و کنترل دولت است.»

ملانیا ترامپ، همسر او، نیز رهبری کمپین انتخاباتی سال ۲۰۲۴ را بر عهده داشت. خانواده ترامپ همچنین یک استارتاپ رمزارزی با نام «ورلد لیبرتی فایننشال» را بنیان‌گذاری کردند. این تغییر موضع سیاسی باعث شد ارزش بیت‌کوین به بیش از ۱۲۰ هزار دلار برسد؛ هرچند پس از پیروزی ترامپ در نظرسنجی‌های نوامبر ۲۰۲۴، قیمت آن تا حدود ۷۰ هزار دلار کاهش یافت.

این موضع‌گیری، تغییری چشمگیر نسبت به اظهارات ترامپ در سال ۲۰۲۱ در شبکه فاکس بیزنس بود؛ زمانی که گفته بود بیت‌کوین «شبیه یک کلاهبرداری به نظر می‌رسد.»

سیه‌میا‌تکوفسکی نیز مسیر فکری مشابهی را طی کرده است. او پس از سال‌ها تردید، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«باشه، تسلیم شدم. آیا کلارنا باید رمزارز را بپذیرد؟»

این پست بیش از ۱.۱ میلیون بازدید داشت. سیه‌میا‌تکوفسکی به نیوزویک می‌گوید: «واکنش‌ها فوق‌العاده زیاد بود. افراد ایده‌های بسیار خوبی ارائه دادند، با ما تماس گرفتند و گفتند باید این کار را انجام دهید یا آن گزینه را امتحان کنید. به همین دلیل، ابتکارات زیادی در کلارنا در حال اجراست و قصد داریم چیزهای زیادی را وارد بازار کنیم.»

او اضافه می‌کند: «فکر می‌کنم این مسیر می‌تواند جایگزین بسیار مهمی برای راهکارهای سنتی در بازارها باشد و همچنین به کاهش هزینه‌ها کمک کند.»

ریچارد تِنگ، مدیرعامل بایننس

ریچارد تِنگ، مدیرعامل بایننس، معتقد است رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها، یعنی ارزهای دیجیتالی که به یک ارز رسمی مانند دلار آمریکا وابسته‌اند، واقعاً آینده پول هستند. به گفته او، این ابزارها علاوه بر امکان انتقال‌های فرامرزی سریع، به افراد فاقد دسترسی به خدمات بانکی نیز کمک کرده‌اند؛ گروهی که بانک جهانی جمعیت آن‌ها را حدود ۱.۴ میلیارد نفر در سراسر جهان برآورد می‌کند.

با این حال، در سال ۲۰۲۳ بایننس پذیرفت بیش از ۴ میلیارد دلار جریمه بپردازد؛ آن هم پس از آن‌که به اتهام توطئه برای نقض قانون محرمانگی بانکی، نقض قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین‌المللی و کوتاهی در ثبت به‌عنوان یک کسب‌وکار انتقال پول، مجرم شناخته شد.

چانگ‌پنگ ژائو، مدیرعامل وقت بایننس، نیز به دلیل نقش خود در ناکامی این شرکت در اجرای یک برنامه مؤثر مبارزه با پول‌شویی، به جرم خود اعتراف کرد. او از سمت مدیرعاملی کناره‌گیری کرد، اما همچنان سهامدار عمده شرکت باقی ماند. ژائو در اکتبر ۲۰۲۵ از سوی ترامپ مورد عفو قرار گرفت.

او به نیوزویک گفت: «رمزارزها اساساً شیوه کارکرد پول و پرداخت‌ها را تغییر خواهند داد، زیرا آن‌ها را غیرمتمرکز، شفاف و در دسترس می‌کنند. برخلاف پول سنتی که توسط نهادهای متمرکز کنترل می‌شود، رمزارزها امکان انجام تراکنش‌های سریع‌تر و ارزان‌تر را فراهم می‌کنند. در این روند، واسطه‌ها کاهش می‌یابند یا به‌طور کامل حذف می‌شوند.»

او ادامه داد: «ما همین حالا هم شاهد ادغام رمزارزها با سیستم‌های پرداخت موجود هستیم؛ مثل سیستم پیکس در برزیل یا پرداخت با کد کیوآر در آرژانتین، که ترکیبی یکپارچه از ارزهای سنتی و دیجیتال ایجاد کرده‌اند. این تعامل‌پذیری، نظام مالی انعطاف‌پذیرتر و مقاوم‌تری خواهد ساخت.»

با این حال، تنها حدود ۱۵ درصد آمریکایی‌ها مالک رمزارز هستند. بر اساس نظرسنجی یوگاو در ژوئیه ۲۰۲۵، حدود سه‌چهارم افراد ترجیح می‌دهند به‌جای بیت‌کوین، یک شمش طلا داشته باشند.

در پاسخ به این پرسش که آیا رمزارز می‌تواند به یک ابزار پرداخت رایج تبدیل شود، آرون کلاین از مؤسسه بروکینگز می‌گوید:
«نمی‌بینم کسی برای خرید چیزهای روزمره از بیت‌کوین استفاده کند.»

مِهرا برادران، استاد حقوق دانشگاه کالیفرنیا ارواین و نویسنده کتاب «نیمه دیگر چگونه بانکداری می‌کند: طرد، استثمار و تهدید دموکراسی» نیز نسبت به وعده‌های صنعت رمزارز بدبین است. او به نیوزویک می‌گوید: «ما قبلاً هم این وعده‌ها را شنیده‌ایم. این تحول آن‌قدر که تصور می‌شود بنیادین نیست. بیت‌کوین تنها زمانی ارزشمند شد که وارد سیستم موجود شد، نه زمانی که قرار بود جایگزین آن شود.»


هوش مصنوعی، اعتماد عمومی و چالش‌های پرداخت


مسئله اعتماد، سیه‌میا‌تکوفسکی از کلارنا را به بحث درباره نقش هوش مصنوعی در خدمات مالی واداشته است. او هوش مصنوعی را ابزاری می‌داند که می‌تواند به مشتریان در تصمیم‌گیری‌های مالی بهتر کمک کند و می‌گوید: «می‌خواهم اعتمادی را جلب کنم که مشتریان بتوانند به آن تکیه کنند. می‌خواهم به آن‌ها کمک کنم. وام‌های مسکن نمونه‌ای است که مردم می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. اما واقعیت این است که همه‌چیز به هزینه‌های روزمره مربوط می‌شود: زمان را ذخیره کنید، پول را ذخیره کنید و کنترل را در دست بگیرید.»

با وجود میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری صنعت بانکداری در هوش مصنوعی، اعتماد عمومی در آمریکا هنوز پایین است. نظرسنجی YouGov در ژانویه نشان داد تنها ۱۹ درصد آمریکایی‌ها به هوش مصنوعی در خدمات مالی اعتماد دارند و ۴۸ درصد چنین اعتمادی ندارند. کاربردهایی مانند «انجام تراکنش‌های مالی به‌جای من» و «تصمیم‌گیری خودکار درباره امور مالی» کمترین میزان پذیرش را داشته‌اند.

مهرا برادران معتقد است نوآوری‌های هوش مصنوعی تنها «انحراف توجه» و «راه‌حل‌های سطحی» برای نابرابری درآمد و ثروت و تنش‌های سیاسی هستند. او هشدار می‌دهد که یک موج گسترده نگرانی عمومی می‌تواند نظام بانکی را تضعیف کرده و به بازتنظیم جهانی با پیامدهای مثبت منجر شود. به گفته او، «آینده سریع‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر خواهد بود. سرعت تغییر افزایش یافته است و هیچ راه فردی برای محافظت از خود وجود ندارد.»

در عین حال، موضوع پرداخت‌ها و انتقال پول نیز چالشی دیگر است. سیستم‌های استاندارد پرداخت سریع در کشورهای دیگر مانند بریتانیا، اتحادیه اروپا، هند و برزیل، انتقال پول را امن، آنی و بدون کارمزد انجام می‌دهند. در آمریکا، بیشتر پرداخت‌ها هنوز از طریق «اتاق پایاپای خودکار» (ACH) انجام می‌شوند که پردازش آن ممکن است چند روز طول بکشد و شامل کارمزدهای زیاد برای مشتریان شود. فدرال رزرو در سال ۲۰۲۳ سیستم FedNow را راه‌اندازی کرد تا پرداخت‌های آنی را ۲۴ ساعته فراهم کند، اما پذیرش آن برای بانک‌ها اختیاری است و تاکنون تنها ۱۶۰۰ مؤسسه به آن پیوسته‌اند.

هاری گوپالکریشنان از بانک آمریکا می‌گوید اقدامات گسترده‌ای برای محافظت مشتریان در برابر کلاهبرداری انجام شده است. سیستم Zelle رایگان و سریع است اما برگشت وجه در آن دشوار است و به بستری مناسب برای کلاهبرداری تبدیل شده است. گزارش سنا نشان داد که مشتریان چهار بانک در سال‌های ۲۰۲۱ و نیمه اول ۲۰۲۲ بیش از ۲۱۳ میلیون دلار در پرداخت‌های Zelle ضرر کرده‌اند، که تنها بخش اندکی از آن جبران شد.

گوپالکریشنان توضیح می‌دهد: «۹۹ درصد تراکنش‌ها در بانک ما دیجیتال و خودکار است. تلاش زیادی برای پذیرش FedNow و بهبود Zelle انجام شده است. سرمایه‌گذاری زیادی در مدل‌های تحلیلی و هوش مصنوعی برای شناسایی تقلب انجام شده و نتایج خوب بوده است، اما با پیشرفت کلاهبرداران، کار ادامه دارد و ما نمی‌توانیم از تلاش دست بکشیم.»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.