پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
زیرساخت موتور محرک هر صنعت است
بررسی چالشهای مسیر توسعه زیرساخت دیجیتال ایران در گفتوگو با مهدی خدابنده، مدیر ارشد کسبوکار زیرساخت دیجیتال در فناپ زیرساخت
زیرساخت دیجیتال، ستون فقرات اقتصاد دیجیتال است اما ایران در مسیر توسعه آن با ناترازیها و چالشهای جدی روبهروست. در ادامه سلسله گفتوگوهای تخصصی به بهانه رویداد زیرساخت دیجیتال، با مهدی خدابنده، مدیر ارشد کسبوکار زیرساخت دیجیتال در فناپ زیرساخت به گفتوگو نشستیم. خدابنده توضیح میدهد که چگونه عقبماندگی در شبکه فیبر، مراکز داده، رایانش ابری و سرمایه انسانی مانع بهرهبرداری کامل از فرصتهای فناوری شده است. او با تأکید بر نقش حاکمیت و بخش خصوصی، ضرورت نگاه به زیرساخت بهعنوان سرمایهای حیاتی و نه هزینه، اهمیت آمادگی برای تحولات فناورانه مانند هوش مصنوعی و صنعت ۴ را برجسته میکند.
اگر بخواهیم زیرساخت دیجیتال کشور را بهصورت تاریخی و در دو دوره دهه ۸۰ و دهه ۹۰ تا امروز بررسی کنیم، چه تحولاتی در حوزه زیرساخت، نسلهای فناوری و تجهیزات رخ داده که ما را به وضعیت فعلی رسانده است؟
به نظر من نقطه عطف کسبوکارهای دیجیتال یا مبتنی بر اقتصاد دیجیتال، ورود گوشیهای هوشمند است. ورود گوشیهای هوشمند به کشور ما، و بهطور کلی در جهان، یک تحول بزرگ ایجاد کرد و باعث شد مردم به سطح دسترسی بهتر و گستردهتری به شبکه، بهویژه شبکه داده، دست پیدا کنند. همین موضوع امکان ارائه خدمات متنوعتر را در قالب یک ابزار کوچک و قابلحمل برای مردم فراهم کرد. در ادامه، خدمات مالی و تجاری گسترده و متنوعی به مخاطبان عرضه شد و در دهه ۹۰ نیز شاهد یک شتاب جدی بودیم. بهطوریکه فروشگاههای آنلاین، تاکسیهای اینترنتی و بانکداری اینترنتی در کشور بهشدت رشد کردند. در حال حاضر وضعیت بد نیست، اما هنوز جای کار زیادی دارد. به بیان دیگر، همانطور که در حوزه انرژی با ناترازی مواجه هستیم، میتوان ادعا کرد که در حوزه زیرساخت دیجیتال هم نوعی ناترازی وجود دارد.
در حال حاضر زیرساخت دیجیتال در جهان به چه سمتی در حال حرکت است؟ از طرف دیگر، با توجه به اینکه اقتصاد دیجیتال ایران تا حد زیادی با الگوگیری از اَبَراقتصادهای جهانی شکل گرفته و همچنین با در نظر گرفتن نیازهای جمعیتی حدود ۸۰ تا ۹۰ میلیون نفر که جمعیتی فناوریدوست هستند، زیرساخت دیجیتالی که باید برای آینده به آن فکر کنیم چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
وقتی درباره زیرساخت دیجیتال صحبت میکنیم، ابتدا باید مشخص کنیم منظور از آن چیست. زیرساخت دیجیتال صرفاً مجموعهای از ابزارها یا شبکهها نیست. این مفهوم چند مؤلفه اصلی دارد: ابزار یا همان سختافزار، دانش و حکمرانی. به این معنا که در کنار بهروزرسانی و ارتقای دانش و سختافزار، باید حکمرانی نیز به سمتی هدایت شود که موجب بلوغ این زیرساخت شود. متأسفانه در شرایط فعلی کشور، مشابه آنچه در حوزه انرژی وجود دارد، در حوزه زیرساخت دیجیتال هم با نوعی ناترازی مواجه هستیم.
نخستین مؤلفه زیرساخت دیجیتال، موضوع اتصال یا همان کانکتیویتی است؛ یعنی لینک و دسترسی مردم به شبکه داده. ما سالهاست که در حوزه توسعه شبکه ثابت اقدامات مؤثری انجام ندادهایم یا دستکم در این زمینه دچار تعلل بودهایم. در حالی که در دنیا، در حوزه ارتباطات ثابت، حرکت به سمت شبکه فیبر انجام شده، در ایران ضریب نفوذ فیبر نوری در لایه دسترسی بسیار محدود است. حتی اگر با کشورهای منطقه مقایسه کنیم، با کشورهایی که رقیب یا همسایه ما محسوب میشوند و در این حوزه پیشرو هستند، مانند امارات، عربستان، قطر و ترکیه، مشخص است که در این زمینه عقب ماندهایم.
پس از مسئله اتصال، مرحله بعدی وجود مراکز داده در کشور است تا خدمات بتوانند در آنها میزبانی شده و از طریق همین اتصال به مردم ارائه شوند. در حوزه مراکز داده نیز با چالشهای جدی روبهرو هستیم. مراکز داده قابلاعتماد و تجاری در کشور بسیار محدودند و بخش عمده مراکز موجود در اختیار نهادهای خاص است و مراکز داده عمومی که کسبوکارها و عموم بتوانند از آنها خدمات دریافت کنند، بسیار اندک هستند. در ادامه، در حوزه خدمات ابری که امروز در جهان به یک روند اصلی تبدیل شده نیز با مشکلاتی مواجهایم.
بهنوعی میتوان گفت خدمات و رایانش ابری به معنای واقعی آن هنوز در کشور شکل نگرفته و همچنان استفادهها مبتنی بر الگوهای قدیمی است. در حالی که دنیا به سمت کلود، هوش مصنوعی و صنعت ۴ حرکت کرده، ما همچنان در لایه اتصال با چالش مواجه هستیم و باید تلاش کنیم این مسائل را حل کنیم؛ موضوعی که بدون همکاری دولتها و مشارکت بخش خصوصی با آنها قابل تحقق نخواهد بود.
در حال حاضر مهمترین چالشهای زیرساخت دیجیتال را چه میدانید و در کدام بخشها عملکرد بهتری داشتهایم؟
در حوزه کانکتیویتی با مشکل مواجه هستیم، در زمینه خدمات ابری نیز چالش داریم و در بخش مراکز داده قابلاعتماد که برای بخش خصوصی یا عموم مردم قابل استفاده باشد هم با مسئله روبهرو هستیم. چالش دیگری که به نظر من در حال تبدیل شدن به یک مسئله جدی است، موضوع سرمایه انسانی در توسعه زیرساخت دیجیتال است. بخش قابلتوجهی از مطالبی که در دانشگاههای ما تدریس میشود بهروز نیست و آنچه جوانان میآموزند، هرچند پایه آن در دانشگاه شکل میگیرد، اما قالب اصلی یادگیری خارج از دانشگاه اتفاق میافتد. از سوی دیگر، نیروهایی که به سطحی از بلوغ تخصصی میرسند، به دلایل مختلف تمایل به مهاجرت از کشور پیدا میکنند. بنابراین پدیده مهاجرت نیروی متخصص نیز یکی از موضوعات مهمی است که با آن مواجه هستیم و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ موضوعی که باید بهصورت جدی به آن پرداخته شود و نباید با سهلانگاری از کنار آن عبور کرد.
ادامه این مسیر را چگونه پیشبینی میکنید؟ با توجه به اتفاقاتی که در چند سال اخیر برای تولید رخ داده و مسیری که طی کرده، فکر میکنید در سالهای آینده تمرکز تولید بیشتر روی کدام بخشهای بازار خواهد بود؟ از نیازهای فعلی حوزه زیرساخت دیجیتال، چه بخشی بیشتر قابلیت پوشش دارد و در کدام بخشهایی از بازار که فعلاً متکی به واردات و تأمین خارجی هستند میتوان تا حدی ورود کرد؟
به نظر من اگر امکان تعامل بیشتر با کشورهای همسایه وجود داشت، هرچند مشخص نیست که بهدلیل شرایط تحریم چنین امکانی تا چه حد فراهم باشد، میتوانستیم بخشی از محصولاتی را که در داخل تولید کردهایم، مثلاً در حوزه مراکز داده یا حوزههای مشابه، عرضه کنیم. همچنین در مورد برخی تجهیزات مانند ماشینهای اداری، از جمله دستگاههای پوز و موارد مشابه که بخشی از آنها هماکنون در کشور مونتاژ میشود و امکان تولید داخلی با کیفیت نسبتاً مطلوب را دارند، این ظرفیت وجود دارد که هم نیاز داخلی در این حوزه تأمین شود و هم مازاد آن به کشورهای همسایه عرضه شود و در نتیجه صادرات نیز فعال شود.
این مسیر میتواند در جهت دستیابی به سهم مشخصی از تولید ناخالص ملی در حوزه زیرساخت دیجیتال مؤثر باشد، هرچند همچنان فاصله زیادی وجود دارد. تحقق این هدف بدون مشارکت حاکمیت، رگولاتور و بخش خصوصی امکانپذیر نیست. به بیان دیگر، لازم است حاکمیت نقش تسهیلگر را ایفا کند، قوانین را اصلاح و سادهتر کند و در مقابل، برای بخش خصوصی شرایطی فراهم شود که احساس کند سرمایهگذاری منجر به انتفاع مورد انتظار او خواهد شد.
اگر چنین شرایطی فراهم شود، تولید نیز میتواند رونق بگیرد و کمک کند تا به سهم موردنظر از تولید ناخالص داخلی دست پیدا کنیم. در غیر این صورت، مشکلات فعلی از جمله تحریمها، واردات کالا، تأمین مواد اولیه و چندگانگی در حوزه حاکمیتی که ناشی از وجود نهادهای موازی قانونگذار و موانع حاصل از آن است، همچنان ادامه خواهد داشت.
با توجه به اینکه از یکسو نیازمند اصلاح سیاستها و جبران عقبماندگیها در زیرساخت دیجیتال فعلی و از سوی دیگر با موجی از تحولات فناورانه مانند هوش مصنوعی، رایانش ابری و نسلهای جدید زیرساخت روبرو هستیم که نیازهای متفاوتی ایجاد میکنند، این روندهای تکنولوژیک تا چه حد باید جدی گرفته شوند و چگونه باید همزمان برای بهبود وضعیت امروز و آمادگی برای آینده برنامهریزی کرد؟
جدی گرفتن این موضوع کاملاً ضروری است. از این جهت عرض میکنم که اگر موضوع هوش مصنوعی را بهعنوان یک مثال در نظر بگیریم، چندگانگی و سردرگمی سیاستگذار کاملاً مشهود است. ما مرکزی با عنوان مرکز ملی هوش مصنوعی داشتیم که ساختمان و ساختار آن تازه در حال شکلگیری بود، اما بعداً مشخص شد که ساختمان واگذار شده، در حال تخلیه است و خود سازمان منحل شده است.
در حال حاضر نیز مشخص نیست متولی و سیاستگذار حوزه هوش مصنوعی در کشور چه نهادی است؛ اینکه آیا وزارت علوم باید متولی باشد یا سازمان فناوری اطلاعات کشور بهعنوان متولی حوزه آیسیتی. این غفلتی که ایجاد شده باعث شده ما نسبت به کشورهای همسایه و حتی کشورهای همتراز خودمان از نظر اقتصادی، عقبماندگی قابلتوجهی داشته باشیم. این موضوع را هم نمیتوان نادیده گرفت یا به تعویق انداخت و گفت بعداً درباره آن تصمیم میگیریم. دنیا با سرعت بالایی در حال پیشرفت است. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی حتی در کشور ما که با تحریم هم مواجه است، میان دانشجویان و حتی عموم مردم رایج شده و از آن استفاده میشود، در حالی که ما در توسعه این فناوری و حتی در بهکارگیری آن به شکلی که بتواند در صنعت یا در مسائل کلان کشور مؤثر باشد، عملاً نقش جدی نداریم و بهطور محسوسی عقب ماندهایم.
به نظر من، حاکمیت و دولت باید هرچه سریعتر در این زمینه تصمیمگیری کنند و سیاستهای کلان را به فعالان کسبوکار و حوزههای مرتبط ابلاغ کنند تا امکان فعالیت در این مسیر فراهم شود. حتی لازم است مشوقهایی در نظر گرفته شود و این موضوع در برنامههایی مانند برنامه توسعه هفتم مورد توجه قرار گیرد تا اقدامات جدی در این حوزه انجام شود و از آن غفلت نشود. در نهایت، اگر حاکمیت و رگولاتور مشخص شوند و قوانین روشنی درباره مسیر و جهتگیری آینده وجود داشته باشد، با توجه به نیروی انسانی موجود در کشور که با وجود روند حرکت به سمت میانسالی، همچنان جمعیت جوانی دارد، میتوان از توان جوانان خوشفکر و متخصص کشور در این حوزه استفاده کرد و ظرفیتهای موجود را به کار گرفت.
با ظرفیت فعلی و با وجود همین محدودیتها و شرایطی که به آنها اشاره کردید، فکر میکنید ظرفیت تولید در وضعیت فعلی در همین سطح باقی میماند یا حتی با همین شرایط هم تولید در حوزه زیرساخت دیجیتال میتواند ظرفیت بالاتری داشته باشد؟
قطعاً وضعیت تولید در حال حاضر مطلوب نیست، اما در عین حال نمیتوان آن را فاجعهآمیز دانست. در کشور اقدامات خوبی در حال انجام است که نیاز به تقویت دارند و بدون تردید باید ظرفیت تولید افزایش پیدا کند. بسیاری از محصولاتی که امروز از خارج از کشور چه از مسیرهای رسمی و چه غیررسمی، وارد ایران میشوند، دارای نمونههای داخلی با کیفیت و رقابتی هستند و میتوان از آنها استفاده کرد. حتی بخشی از این محصولات قابلیت صادرات دارند. با این حال، واقعیت این است که وضعیت تولید بهشدت متأثر از فضای کلی کشور است و لازم است تقویت شود.
با افزایش دانش و بومیسازی آن میتوان هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی سطح تولید را ارتقا داد، بهگونهای که هم نیاز داخلی بهطور کامل تأمین شود و هم امکان حضور در بازارهای منطقه و رقابت واقعی با سایر بازیگران فراهم شود. به اعتقاد من، تا زمانی که زیرساخت بهعنوان هزینه تلقی شود و نه یک سرمایه، تحول مثبتی در این حوزه رخ نخواهد داد. باید به این باور برسیم که زیرساخت، موتور محرک هر صنعت است. تقویت زیرساخت دیجیتال میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد، به شرط آنکه آن را صرفاً یک ابزار نبینیم. فناوری تغییر کرده و صنعت چهارم در حال ورود به کشورهای منطقه است و در برخی موارد حتی از ما پیشی گرفتهاند. بنابراین لازم است نگاه خود را به زیرساخت تغییر دهیم و آن را بهعنوان یک سرمایهگذاری ضروری ببینیم.