پایگاه خبری راه پرداخت دارای مجوز به شماره ۷۴۵۷۲ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخشی از «شبکه عصر تراکنش» است. راه پرداخت فعالیت خود را از دوم اردیبهشتماه ۱۳۹۰ شروع کرده و اکنون پرمخاطبترین رسانه ایران در زمینه فناوریهای مالی، بانکداری و پرداخت و استارتآپهای فینتک است.
آموزش، حلقه مفقوده زیرساخت دیجیتال
نگاهی به مقوله مهم آموزش نیروی متخصص در زیرساخت دیجیتال در گفتوگو با مهرداد توکلی مدیرعامل و بنیانگذار ابرکلاس
با نزدیک شدن به دومین رویداد زیرساخت دیجیتال و در ادامه سلسله گفتوگوهای تخصصی به بهانه این رویداد با مهرداد توکلی مدیرعامل و بنیانگذار ابرکلاس درباره وضعیت منابع انسانی و آموزش نیروی متخصص در زیرساخت دیجیتال ایران به گفتوگو نشستیم. توکلی معتقد است که مشکل اصلی زیرساخت دیجیتال کشور، کمبود تجهیزات یا فناوریهای روز نیست، بلکه فقدان نیروی انسانی متخصص با تفکر سیستماتیک و آموزش مناسب است. او بر اهمیت تربیت متخصصان در سطوح بالای طراحی و بهرهبرداری زیرساخت و ایجاد اکوسیستمی یکپارچه از تأمین تجهیزات تا آموزش و استفاده صحیح آنها تأکید میکند و معتقد است بدون سرمایهگذاری هدفمند در دانش و مهارت نیروی انسانی، رشد سازمانها و ارتقای زیرساختها ادامهدار نخواهد بود.
آقای توکلی، محور این سلسله گفتوگوها که تا روز برگزاری رویداد ادامه دارد، زیرساخت دیجیتال است. تمرکز ما بر کالای دیجیتال و زیرساخت دیجیتال موردنیاز اقتصاد دیجیتال است. این بحث را در چند لایه پیش بردهایم؛ از تأمین و سرمایهگذاری و نقش دولت در تأمین مالی، تا موارد و نحوه استفاده از زیرساختها، و در نهایت منابع انسانی. با توجه به این چارچوب، وضعیت فعلی منابع انسانی در حوزه زیرساخت دیجیتال چگونه است؟
تأمین زیرساخت همواره ضرورت دارد، چراکه این حوزه باید بهروز باشد و استفاده از فناوریهای جدید و بهرهبرداری صحیح از آنها یک الزام است؛ موضوعی که بسیاری از کارشناسان نیز به آن اشاره میکنند. اگر به لایه عملیاتی نگاه کنیم، میبینیم که بسیاری از تجهیزات در کشور وجود دارند. در سطح عملیاتی، تجهیزات مناسبی در سیستمهای بانکی و سازمانهای دولتی مستقر است و نهایتاً یک یا دو نسل از فناوری روز عقبترند. اما در این میان یک موضوع مهم کمبود نیروی انسانی متخصص با توان تفکر و نگاه سیستماتیک است؛ نیروهایی که بتوانند پیش از خرید نیازسنجی کنند و پس از استقرار، تجهیزات را بهدرستی مورد استفاده قرار دهند. بسیاری از مشکلات امنیتی کشور ناشی از کمبود نیروی متخصص زیرساخت دیجیتال است.
طی سالها، نسلهای مختلفی از متخصصان مهاجرت کردهاند و بخش قابلتوجهی از نیروها کشور را ترک کردهاند. بخشی دیگر از نیروهایی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ وارد بازار کار شدند، بدون دانش کافی بودهاند و نظام دانشگاهی ارتباط مؤثری با صنعت ندارد؛ محتوای دانشگاهها خوشبینانه ۲۰ سال با نیاز بازار فاصله دارد. فارغالتحصیلان برای آماده شدن به مراکز آموزش آزاد مراجعه میکنند، اما در آنجا نیز فقر جدی در انتقال دانش وجود دارد و آموزشها عمدتاً پایهای و فاصلهدار با نیاز واقعی بازار هستند. نگاه غالب در آموزش تجاری است و هدف اصلی اغلب کسب درآمد است، در حالی که خلق ارزش دشوارتر است. نتیجه، تربیت نیروهایی است که توان راهاندازی صحیح و بهینه سیستمها و ارائه ساختارهای کارآمد را ندارند.
به گسست میان آموزش و نیاز بازار و صنایع در حوزه زیرساخت دیجیتال اشاره کردیم و بخشی از این مسئله به مهاجرت نیروهای متخصص بازمیگردد؛ موضوعی که در بسیاری از صنایع دیگر هم وجود دارد. اما آیا اساساً حوزه زیرساخت دیجیتال و بازار مرتبط با آن، ویژگیهای خاصی دارد؟ و آیا این ویژگیها ما را ناگزیر میکند که در آموزش و تربیت منابع انسانی متخصص، آنطور که شما اشاره کردید، راهبردهای ویژهتری در نظر بگیریم؟
کاملاً امکان تربیت متخصص وجود دارد. آنچه نیاز داریم تربیت متخصصان در سطوح بالا است؛ افرادی که بتوانند سرویسهای باکیفیت ارائه دهند. در اینجا با دو موضوع مواجه هستیم. نخست اینکه متخصصان در سطوح مختلفی تعریف میشوند. اگر کمی تخصصیتر صحبت کنیم، ما به نیروهایی در لایههای بالایی نیاز داریم که طراح سیستم باشند و تفکر سیستماتیک داشته باشند. این افراد نیازهای سازمان را بررسی میکنند، بر اساس آن برنامهریزی و طراحی انجام میدهند، طرح را روی کاغذ میآورند و نیازمندیهای سازمان را بهصورت دقیق مشخص میکنند.
چنین افرادی در سازمانها تقریباً وجود ندارند و حتی بهعنوان مشاور نیز تعدادشان در کشور بسیار محدود شده است. در لایههای پایینتر، شامل کارشناسان ارشد، مسئولان، سرپرستان، هلپدسک و سرویسدسک، نیروها آشنایی کامل با سرویسها ندارند و به دلیل کمبود شدید فرض میشود در محل کار یاد میگیرند. این رویکرد موجب بروز اختلالها و مشکلات در ساختارهای کشور شده است. بسیاری از مجموعههای بزرگ به همین دلیل آکادمی داخلی تأسیس کردهاند، اما صرف ایجاد آکادمی مشکل را حل نمیکند، چراکه مشخص نیست چه چیزی باید آموزش داده شود و چه کسی آن را ارائه دهد. این لایهها نیازمند بازنگری هستند، اما تفکر منسجم وجود ندارد و حلقههای زنجیرهای گسسته شکل گرفتهاند. تمرکز دائماً بر نبود تجهیزات بهروز است، در حالی که تجهیزات کافی و بهروز وارد سازمانها و مراکز داده میشوند. بنابراین مشکل اصلی صرفاً آموزش نیست، بلکه به تربیت نیروی انسانی در سطوح بالاتر، طراحی و حضور مشاوران وابسته است که امروز یا وجود ندارند یا کمرنگ شدهاند و ارتباط با جهان نیز کاهش یافته است.
در سطح جهانی، در حوزه سختافزار و زیرساخت دیجیتال که حوزهای فناور و در حال تغییر است، یک زنجیره یکپارچه از تأمین تا آموزش وجود دارد؛ بهطوریکه شرکتهایی مانند اوراکل، آیبیام و سیسکو همزمان با عرضه تجهیزات، پشتیبانی و آموزش مرتبط را نیز ارائه میکنند. در کشور ما، به دلایلی مانند تحریم، این زنجیره بهطور کامل در دسترس نیست. با این شرایط، اگر بخواهیم اکوسیستم زیرساخت دیجیتال را بهصورت یکپارچه از تأمین تا استفاده ببینیم، مسیر درست چیست و آموزش چگونه باید به این زنجیره متصل شود؟
ابتدا باید اصلاح کنم که ما بیشتر از تحریم خارجی با تحریم داخلی مواجه هستیم، نه بینالمللی. تأمینکنندگان میتوانند تجهیزات را از هر نقطه دنیا وارد کنند؛ مسئله اصلی فرآیندهای داخلی ورود کالا، تأمین ارز و سازوکارهای مرتبط است. اغلب تجهیزات با ارقام بالا وارد کشور میشوند، اما آموزش مرتبط با آن تقریباً رایگان و حداقلی است و در همان مناقصه بدون تفکیک لحاظ میشود. خریدار معمولاً به این فکر نمیکند که چه کسی تجهیز را راهاندازی و بهرهبرداری کند. آموزش باید بهصورت مستقل دیده شود و وزن آن حتی اگر عددی کمتر باشد، از خود تجهیز سنگینتر است. ظرفیت آموزش داخلی و بینالمللی در کشور وجود دارد، اما روزبهروز کمرنگتر میشود.
آموزش ذاتاً حوزهای مستقل از فعالیت بازرگانی است. با هزینههای ناچیز نمیتوان آموزش مؤثر ارائه داد، در حالی که تجهیزات با ارقام بسیار بالا خریداری میشوند. اگر هدف تربیت نیروی متخصص است، آموزش باید بهصورت مستقل دیده شود، برای آن هزینه واقعی در نظر گرفته شود و انتظار خروجی متناسب وجود داشته باشد. آموزش درست نیروی انسانی را توانمند میکند تا تجهیزات را راهاندازی و نگهداری کند، اما این نگاه در زیرساختهای ما عملاً وجود ندارد.
اگر بخواهیم تخصصهای حوزه زیرساخت دیجیتال را دستهبندی کنیم، به این معنا که در کدام حوزهها موضوع آموزش به مرحله بحرانی رسیده، در کدام بخشها تقاضا برای آموزش بیشتر است و در کدام حوزهها همچنان وضعیت نسبتاً قابلقبول است، میتوان این تخصصها را در چه سه دستهای قرار داد؟
من زیرساخت را بهعنوان یک واحد یکپارچه میبینم. امروز در سطح جهانی، متخصص زیرساخت باید همزمان چندین تخصص را داشته باشد. دیگر مانند گذشته نیست که فرد فقط متخصص یک حوزه مشخص باشد. البته داشتن تخصص عمیق در یک حوزه ارزشمند است و برای پیشرفت فردی ضروری محسوب میشود، اما برای یک سازمان، تفکیک سختگیرانه تخصصها دیگر معنای سابق را ندارد.
در شرایط فعلی، نمیتوان صرفاً گفت من فقط متخصص شبکه هستم. این موضوع ممکن است پذیرفته شود، اما مفاهیمی مانند دواپس، اسآرای و … مطرح شدهاند. این نقشها چه کسانی هستند؟ برای مثال، مسئول نگهداری زیرساخت یک مرکز داده باید مجموعهای از تخصصها را در کنار هم داشته باشد. برخی فعالان داخل کشور وقتی این مجموعه مهارتها را کنار هم میگذارند، از آن با عنوان «آچار فرانسه» یاد میکنند، در حالی که با نگاه به آگهیهای شغلی بینالمللی میتوان دید این عناوین بهصورت رسمی تعریف شدهاند. نقشهایی مانند مدیر سیستم یا sys admin یا موقعیتهای مشابه، امروز بهطور مشخص در شرکتهای بزرگ دنیا وجود دارند.
کمپانیهای بزرگ نیز از مدل تکتخصصی عبور کردهاند. شرکتهایی مانند ویامور و سیسکو و سایر بازیگران بزرگ این مسیر را در پیش گرفتهاند. آنها بهجای تمرکز بر یک تخصص محدود، انتظار دارند فرد بتواند نگهداری کل دیتاسنتر یا کل زیرساخت ابری را برعهده بگیرد. بر این اساس، به نظر من تمام حوزههای مرتبط با زیرساخت دیجیتال باید بهصورت یکپارچه دیده شوند و افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، لازم است مجموعهای از مهارتها و تخصصها را بهطور همزمان داشته باشند و بر اساس آن پیش بروند.
بهعنوان سؤال پایانی، اگر قرار است در حوزه زیرساخت با مشارکت بازیگران مختلف به بهبود وضعیت برسیم، در حوزه آموزش هر یک از این بازیگران چه نقشی باید ایفا کنند؟ نقش دولت، تأمینکنندگان بزرگ، سفارشدهندگان و سازمانهای بهرهبردار تجهیزات چیست؟
آموزش زیرساخت در ایران متولی مشخصی ندارد. سازمان فنیوحرفهای بهطور رسمی مسئول معرفی میشود، اما توان اجرایی مؤثر ندارد. سازمان نظام صنفی رایانهای نیز نقش محدودی دارد و در کمیسیونهای آموزشی پیشرفت قابلتوجهی دیده نمیشود. رتبهبندی و احراز صلاحیت مجموعههای آموزشی در حال بررسی است، اما چارچوب مشخصی وجود ندارد. مجوزهای مرتبط با شورای عالی انفورماتیک سابق نیز محدود است. در نهایت، یک نهاد متولی باید ساختارهای آموزشی جدید طراحی و خدمات ارائه کند و سازمانها را ملزم به اجرا کند، اما چنین نقشی اکنون مؤثر وجود ندارد و آموزشها پراکنده و فاقد استاندارد هستند؛ حتی افتا نیز با استانداردهای قدیمی مجوز صادر میکند. این موارد نیازمند تدوین، بازنگری و کار جدی هستند.
اینکه متولی نهایی چه نهادی باشد، محل بحث است، اما واقعیت این است که آموزشهایی که امروز در ایران برگزار میشود، عمدتاً در سطح ابتدایی است. آموزشهای سطح اینترپرایز بهسختی یافت میشوند. دلیل آن هم نبود تقاضا است. در کشوری که تجهیزات چند هزار میلیاردی وارد میشود، نیروی متخصص حرفهای برای راهاندازی و ارائه مشاوره باید به وفور یافت شود. لازم است به ارتقای دانش متخصصان فناوری اطلاعات در کشور توجه جدی شود، چراکه همین نیروها هستند که زیرساخت را آماده میکنند و خدمات مناسب ارائه میدهند.