راه پرداخت؛ پرمخاطب‌ترین رسانه فین‌تک ایران

گارتنر ۱۰ روند برتر فناوری استراتژیک سال ۲۰۲۰ را معرفی می‌کند

0

ابرخودکارسازی، بلاکچین، امنیت هوش مصنوعی، ابر توزیع شده و وسایل مستقل، عوامل اصلی ساختارشکنی و فرصت‌آفرینی در روندهای فناورانه استراتژیک سال ۲۰۲۰ را تشکیل می‌دهند.

وقتی واژه تقویت بشر را می‌شنویم، ناخوآگاه به یاد آدم آهنی‌های آینده‌ می‌افتیم؛ ولی واقعیت این است که صدها سال است انسان‌ها به ارتقا و تقویت بخش‌های مختلفی از بدن خود می‌پردازند. عینک، سمعک، پروتز و کاشت حلزون گوش چندین سال است که مورد استفاده قرار می‌گیرند. حتی عمل جراحی لیرز چشم نیز به امری معمول تبدیل شده است.

اگر دانشمندان می‌توانستند حافظه ذخیره‌سازی مغز را تقویت کنند یا تراشه‌ای با هدف رمزگشایی از الگوهای عصبی در بافت مغز بکارند، چه اتفاقی می‌افتاد؟ اگر اسکلت بیرونی کارگران صنعت خودروسازی به شکلی استاندارد طراحی می‌شد تا توان بلند کردن اجسام فوق سنگین وزن را داشته باشند، چه می‌شد؟ اگر پزشکان می‌توانستند حسگرهایی در بدن انسان بکارند که امکان ردیابی نحوه حرکت دارو در اندام‌های داخلی را فراهم می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد؟

در حال حاضر، تکنولوژی پا فراتر گذاشته و به جای آن‌که صرفا به اصلاح قابلیت‌های یک انسان معمولی بپردازد، ایجاد و توسعه قابلیت‌های ابرانسانی را سرلوحه خود قرار داده است.

تاثیرات چشمگیر این قبیل از تحولات در دنیا و فضای کسب‌وکار، موجب شد گارتنر، تقویت انسان را به عنوان یکی از ۱۰ روند تکنولوژیکی استراتژیک انتخاب کند. ۱۰ روند معرفی شده در این مقاله، طی پنج الی ۱۰ سال آینده ساختارشکنی‌های مهمی را رقم خواهند زد و فرصت‌های بسیاری برای رشد ایجاد خواهند کرد.

روندها پیرامون ایده «فضاهای هوشمند مردم محور» شکل گرفته‌اند؛ بدین معنا که در مقاله حاضر، به بررسی نحوه تاثیر تکنولوژی بر انسان‌ها و محیط سکونت آن‌ها پرداخته شده است.

برایان بروک، معاون تحقیقات گارتنر است. او در سمپوزیوم فناوری اطلاعات سال ۲۰۱۹ گارتنر، که در اورلندوی فلوریدا برگزار شد، عنوان کرد: «این روندها تاثیرات عمیقی بر انسان‌ و فضای سکونت وی دارند. سازمان‌ها به جای آن‌که پشته تکنولوژی خود را تقویت کنند و سپس به فکر کشف موارد کاربرد احتمالی آن بیفتند، بهتر است بخش‌های مرتبط با انسان و کسب‌وکار را در اولویت قرار دهند.»

روندهای اشاره شده در این مقاله مجزا از هم نیستند؛ از این رو، رهبران فناوری اطلاعات باید وارد میدان شوند و تصمیم بگیرند چه ترکیبی از روندها می‌تواند بیشترین نوآوری و استراتژی را به دنبال داشته باشد.

به عنوان نمونه، هوش مصنوعی در قالب یادگیری ماشین، اگر با ابرخودکارسازی و محاسبات لبه ترکیب شود، به ساخت بناهای هوشمند و فضاهای شهری یکپارچه خواهد انجامید. نکته جالب قضیه این‌جاست که ترکیب تکنولوژی‌های مذکور، به دموکراتیزه‌تر شدن هر چه بیشتر تکنولوژی کمک خواهد کرد.

۱۰ روند برتر فناوری استراتژیک که گارتنر معرفی کرده است

روند اول: ابرخودکارسازی


در این روند از تکنولوژی برای خودکارسازی وظایفی استفاده می‌شود که پیش‌تر توسط انسان انجام می‌گرفتند.

بحث ابرخودکارسازی به استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای همچون هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در راستای اتوماتیک‌سازی عملیات و تقویت انسان مربوط می‌شود. وقتی کلمه ابر به خودکارسازی اضافه می‌شود، بدین معناست که طیف ابزارهای قابل خودکارسازی بسیار زیاد هستند. از یک منظر دیگر، پیشوند ابر را می‌توان به پیچیدگی خودکارسازی نیز مرتبط دانست؛ شناسایی، تحلیل، طراحی، خودکارسازی، سنجش، نظارت و ارزیابی مجدد، نمونه‌هایی از همین پیچیدگی‌ها هستند.

ابرخودکارسازی در اغلب موارد به ایجاد یک دوقلوی دیجیتال از سازمان می‌انجامد. هیچ ابزار واحدی وجود ندارد که بتواند جای انسان‌ها را بگیرد، به همین دلیل، امروزه در حوزه ابرخودکارسازی از مجموعه‌ای از ابزارهای مختلف استفاده می‌شود. خودکارسازی فرآیند روباتیک، نرم‌افزار هوشمند مدیریت کسب‌وکار و هوش مصنوعی، مثال‌هایی از همین ابزارها هستند که با هدف پیشرفت در تصمیم‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی ساخته و پرداخته شده‌اند.

در اکثر موارد، ابرخودکارسازی به ایجاد یک دوقلوی دیجیتال از سازمان می‌انجامد، این اتفاق جزو اهداف اصلی ابرخودکارسازی نیست؛ ولی به سازمان‌ها کمک می‌کند نحوه تاثیرگذاری وظایف، فرآیندها و شاخص‌های کلیدی عملکرد بر ایجاد ارزش را به صورت تصویری روی نمودار آورده و مورد مطالعه و بررسی قرار دهند. در چنین شرایطی، دوقلوی دیجیتال سازمان به بخشی جدانشدنی از فرآیند ابرخودکارسازی تبدیل می‌شود، به شکلی آنی و پیوسته اطلاعات مرتبط با سازمان را در اختیار دست‌اندرکاران قرار می‌دهد و چشم آن‌ها را روی فرصت‌های کسب‌وکاری عمده می‌گشاید.


روند دوم: تجربه چندگانه


تجربه چندگانه جایگزین کردن افراد دارای دانش فناوری، با فناوری دارای دانش انسان است. در این روند، ایده سنتی کامپیوتر، از یک نقطه تعامل واحد تکامل پیدا کرده و به رابط‌هایی چندحسگری و چند نقطه تماسی تبدیل شده است. پوشیدنی‌ها و حسگرهای کامپیوتری پیشرفته نمونه‌هایی از ابزارهایی هستند که تجربه چندگانه را در اختیار انسان‌ها قرار می‌دهند.

به عنوان نمونه، دومینوز پیتزا تجربه‌ای فراتر از سفارش مبتنی بر اپلیکیشن را در اختیار مشتریان خود قرار داده است. وسایل نقلیه خودران، ردیابی پیتزا و برقراری ارتباط از طریق بلندگوی هوشمند نمونه‌هایی از این تجربه‌ها هستند.

این روند در آینده با عبارت تجربه محیطی شناخته خواهد شد؛ ولی در حال حاضر تجربه چندگانه روی تجربه‌های همه‌جانبه‌ای تمرکز دارد که بر مبنای واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، واقعیت ترکیبی، رابط‌های کاربری چندکانالی ماشین – انسان و تکنولوژی‌های حسی کار می‌کنند. مجموعه این تکنولوژی‌ها را می‌توان برای یک پوشش ساده واقعیت افزوده یا یک تجربه مجازی همه‌جانبه به کار گرفت.

برایان بروک، معاون تحقیقات گارتنر، در سمپوزیوم فناوری اطلاعات سال ۲۰۱۹ گارتنر که در اورلندوی فلوریدا برگزار شد، به طبقه‌بندی ۱۰ روند فناورانه استراتژیک برتر سال ۲۰۲۰ می‌پردازد.
برایان بروک، معاون تحقیقات گارتنر، در سمپوزیوم فناوری اطلاعات سال ۲۰۱۹ گارتنر که در اورلندوی فلوریدا برگزار شد، به طبقه‌بندی ۱۰ روند فناورانه استراتژیک برتر سال ۲۰۲۰ می‌پردازد.

روند سوم: دموکراتیزه‌سازی


دموکراتیزه‌سازی تکنولوژی بدین معناست که امکان دسترسی آسان به تخصص‌های فنی و کسب‌وکاری را برای همه افراد مهیا کنیم، به طوری که نیازی نباشد برای یادگیری آن‌ها زمان و هزینه بالایی بپردازند. دموکراتیزه‌سازی بر چهار حوزه متمرکز است: توسعه اپلیکیشن، داده و تجزیه‌وتحلیل، طراحی و دانش. این روند به ظهور تعداد بالایی از شهروندانی انجامیده که دانشمندان علم داده هستند  یا در برنامه‌نویسی و حرفه‌هایی از این دست تبحر دارند؛  به همین دلیل از این روند به عنوان دسترسی شهروندی نیز یاد می‌شود.

به عنوان مثال، دموکراتیزه‌سازی به توسعه‌دهندگان امکان می‌دهد بدون نیاز به مهارت دانش داده، به ایجاد مدل‌های داده بپردازند. آن‌ها به منظور کدنویسی و خودکارسازی انجام آزمایش، از ابزارهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی بهره می‌گیرند.


روند چهارم: تقویت انسان


تقویت انسان به معنای استفاده از تکنولوژی برای ارتقای تجربیات شناختی و فیزیکی یک فرد است. در تقویت فیزیکی، با کاشت یک تکنولوژی در بخش داخلی یا روی بدن، یکی از قابلیت‌های ذاتی فیزیکی فرد تغییر داده می‌شود. به عنوان نمونه، در صنایع خودروسازی و معدن، از تکنولوژی‌های پوشیدنی برای ارتقای سطح امنیت کارگران استفاده می‌شود. در صنایع دیگری همچون خرده‌فروشی و سفر، تکنولوژی‌های پوشیدنی برای افزایش کارایی کارگران به کار گرفته می‌شوند.

تقویت فیزیکی را می‌توان به چهار دسته تقسیم‌بندی کرد: ۱) تقویت حسی. حس شنوایی، دیداری و ادراک در این دسته قرار می‌گیرند. ۲) تقویت عملکرد ساختار بیولوژیکی و سایر اندام‌های بدن. اصلاح استخوان‌بندی و به‌کارگیری پروتزها در این دسته جای می‌گیرند. ۳) تقویت مغز. انجام ایمپلنت برای درمان صرع در این دسته جای می‌گیرد و ۴) تقویت ژنتیکی. سلول‌های سوماتیک و سلول‌درمانی در این دسته جای می‌گیرند.

هوش مصنوعی و یادگیری ماشین هر روز بیش از پیش جای انسان‌ها را می‌گیرند و به جای آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند. تقویت شناختی به افزایش قابلیت‌های تفکر و تصمیم‌گیری انسان کمک می‌کند.

به عنوان مثال، در این نوع از تکنولوژی می‌توان از اطلاعات و برنامه‌های کاربردی برای بهبود سطح یادگیری و تجربیات جدید فرد استفاده کرد. برخی از تکنولوژی‌های مرتبط با دسته تقویت مغز، به شکل ایمپلنت‌های فیزیکی هستند و سطح استدلال شناختی فرد را ارتقا می‌دهند؛ از این رو در تقویت شناختی از تکنولوژی‌های مرتبط با دسته تقویت مغز نیز استفاده می‌شود.

تقویت انسان، مجموعه‌ای از پیامدهای فرهنگی و اخلاقی را در پی داشته است. به طور خاص، به‌کارگیری تکنولوژی‌های کریسپر بری تقویت ژن، از نظر اخلاقی بسیار چالش‌برانگیز است.


روند پنجم: شفافیت و قابلیت ردیابی


تکامل تکنولوژی باعث ایجاد بحرانی به نام اعتماد شده است. مصرف‌کنندگان هر روز بیشتر از دیروز از نحوه جمع‌آوری و مورد استفاده قرار گرفتن داده‌هایشان مطلع می‌شوند؛ از این رو، سازمان‌ها چاره‌ای ندارند جز این‌که مسئولیت‌پذیر ظاهر شوند و در ذخیره‌سازی و گردآوری داده، جواب احتیاط را رعایت کنند.

علاوه بر آن، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین هر روز بیشتر از دیروز جای انسان‌ها را می‌گیرند و به جای آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کنند؛ به همین دلیل، بحرانی پدید آمده است به نام اعتماد به تکنولوژی. هوش مصنوعی قابل توصیف و نظارت بر هوش مصنوعی، ایده‌هایی هستند که برای حل این بحران پیشنهاد شده‌اند.

روند شفافیت و قابلیت ردیابی، بر شش عنصر کلیدی اعتماد تمرکز دارد: اخلاق، یکپارچگی، صراحت، مسئولیت‌پذیری، صلاحیت قانونی و پایداری.

در همین راستا، اکثر کشورهای جهان دست به تبیین قوانین و مقررات جدیدی زده‌اند. مقررات عمومی حفاظت از داده‌ اتحادیه اروپا نمونه‌ای از همین قوانین است که با هدف پشتیبانی از اقدامات تکنولوژیکی تحول‌آفرین وضع شده است.


روند ششم: لبه قدرتمند


محاسبات لبه بیانگر یک وضعیت مکانی است که در آن، پردازش اطلاعات، جمع‌آوری و تحویل محتوا، در موقعیتی نزدیک‌تر به منبع اطلاعات انجام می‌گیرد. ایده‌ای که منجر به ظهور محاسبات لبه شد، آن بود که اگر ترافیک داده به شکلی توزیع‌شده و در مقیاس محلی باقی بماند، جلوی تاخیر گرفته خواهد شد. لبه قدرتمند، تمامی انواع تکنولوژی، از جمله اینترنت اشیا را در خود گنجانده است. در لبه قدرتمند، ابتدا به این موضوع پرداخته می‌شود که دستگاه‌ها چگونه پایه‌های توسعه فضاهای هوشمند را شکل می‌دهند؛ در مراحل بعدی، برنامه‌های کاربردی و خدمات کلیدی به نزدیکی دستگاه‌های مربوطه انتقال داده می‌شوند.

پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۳، تعداد دستگاه‌های هوشمند مبتنی بر لبه‌های شبکه، در مقایسه با دستگاه‌های هوشمند مبتنی بر فناوری اطلاعات معمول، ۲۰ برابر بیشتر شود.


روند هفتم: ابر توزیع‌ شده


ابر توزیع شده عبارت است از توزیع خدمات ابرهای عمومی در مکان‌هایی خارج از مراکز داده فیزیکی ارائه دهنده سرویس ابری. شایان ذکر است در این روش، کنترل خدمات ابری به عهده خود ارائه دهنده سرویس خواهد بود. در ابر توزیع شده، ارائه‌ دهنده سرویس مسئولیت تمامی جنبه‌های ساختاری، نحوه تحویل، شیوه اجرای عملیات، نظارت و به‌روزرسانی خدمات ابری را به عهده دارد. پیشرفت از ابر عمومی متمرکز به ابری عمومی توزیع شده، نویدبخش دوره جدیدی از محاسبات ابری است.

در نتیجه پیاده‌سازی ابر توزیع شده، مراکز داده را می‌توان بدون محدودیت در هر مکانی مستقر کرد. این امر هم به حل‌وفصل مشکلات فنی از قبیل تاخیر می‌انجامد و هم چالش‌های رگولاتوری همچون حاکمیت داده را را حل‌وفصل می‌کند. در واقع ابر توزیع شده، مزایای سرویس ابری عمومی و ابر خصوصی محلی را در هم می‌آمیزد.


روند هشتم: وسایل مستقل


وسایل مستقل شامل انواع پهبادها، ربات‌ها، کشتی‌ها و وسایل الکترونیکی خانگی هستند که بر مبنای هوش مصنوعی عمل می‌کنند و به انجام وظایف انسانی می‌پردازند. این وسایل شکل‌های مختلفی دارند، به‌طوری‌که برخی به شکل نیمه مستقل عمل می‌کنند و برخی دیگر کاملا مستقل هستند. وسایل مذکور را می‌توان در محیط‌های گوناگونی همچون آب، دریا و خشکی به کار گرفت.

وسایل مستقل کنونی، صرفا در فضاهایی کنترل‌شده از قبیل معدن و انبار قابل استفاده هستند، ولی در آینده تکامل پیدا خواهند کرد و فضاهای باز عمومی را نیز پوشش خواهند داد. وسایل مستقل را هم می‌توان به تنهایی به حرکت درآورد و هم به شکل گروهی. برای مثال، در بازی‌های المپیک زمستانی ۲۰۱۸، پهبادها به صورت جمعی به پرواز درآمدند.

با این حال، باید اشاره کنیم که وسایل مستقل نمی‌توانند جای مغز انسانی را بگیرند و صرفا در به انجام رساندن وظایفی با اهداف خاص و تعیین‌شده کاربرد دارند.


روند نهم: بلاکچین


بلاکچین نوعی از دفترکل توزیع‌شده است. این تکنولوژی به شکل فهرستی منظم و در حال توسعه از رکوردهای تراکنشی است که به شکل رمزنگاری شده، غیر قابل بازگشت و به ترتیب زمان ثبت می‌شوند و توسط تمامی اعضا در شبکه به اشتراک گذاشته می‌شوند.

بلاکچین همچنین به اعضا امکان می‌دهد منشا دارایی‌های خود را مورد ردیابی قرار دهند. این امر هم در مورد دارایی‌های سنتی بسیار کارآمد است و هم امکان پیگیری علت وقوع اتفاقاتی همچون مسمومیت‌های غذایی را نیز فراهم می‌کند. دو فرد مختلف که هیج شناختی از یکدیگر ندارند، با کمک بلاکچین می‌توانند در فضای دیجیتال با یکدیگر وارد تعامل شوند و بدون نیاز به مرجع نهاد مرکزی، به مبادله ارزش بپردازند.

مدل کامل بلاکچین شامل پنج عنصر مختلف است: دفترکل مشترک و توزیع شده، دفترکل تغییرناپذیر و قابل ردیابی، رمزگذاری، توکنیزاسیون و یک مکانیسم اجماع عمومی توزیع شده. با این وجود، به علت وجود برخی مشکلات فنی از قبیل مقیاس‌پذیری ضعیف و عدم مجهز بودن به قابلیت هم‌کارکردپذیری، شرکت‌ها هنوز نتوانسته‌اند به شکل کامل بلاکچین را پیاده‌سازی کرده و از مزایای آن بهره‌مند شوند.

تکنولوژی بلاکچین که در حال حاضر صرفا به پروژه‌های آزمایشی و کوچک‌ محدود شده، تا سال ۲۰۲۳ میلادی به قابلیت مقیاس‌پذیری کامل مجهز خواهد شد.

 در بلاکچین‌های شرکتی یک رویکرد کاربردی در پیش گرفته‌ شده و تنها چند مورد از عناصر پنجگانه بلاکچین کامل در آن‌ها گنجانده شده است. بدین منظور، ترتیبی اتخاذ شده که دفترکل به صورت مستقل از برنامه‌های کاربردی و اعضای مختلف کار می‌کند و نسخه‌های آن بین شبکه‌ای توزیع‌شده به اشتراک گذاشته می‌شود تا رکورد معتبری از رویدادهای مهم ثبت شود. هر فردی که اجازه دسترسی داشته باشد، می‌تواند اطلاعات را مشاهده کند. از آن‌جایی که در این روش از یک بلاکچین مشترک واحد استفاده می‌شود، به راحتی می‌توان از مزیت یکپارچه‌سازی بهره‌مند شد. اجماع نیز به وسیله مدل‌های خصوصی سنتی‌تر قابل اجراست.

در آینده، بلاکچین‌ واقعی یا همان بلاکچین‌ کامل از پتانسیل کافی برای تحول‌آفرینی در صنعت برخودار خواهد بود. با پیشرفت هر چه بیشتر فناوری‌هایی همچون هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و ترکیب آن‌ها با بلاکچین، اقتصاد نیز ساختارشکنی‌هایی را تجربه خواهد کرد. در نتیجه این پیشرفت، بر تنوع اعضا افزوده خواهد شد؛ به‌طوری‌که ماشین‌ها نیز به عضوی از بلاکچین تبدیل خواهند شد و به مبادله دارایی‌های مختلفی از جمله پول و املاک و مستغلات خواهند پرداخت. به عنوان نمونه، یک خودرو به طور مستقیم با شرکت بیمه وارد مذاکره خواهد شد و بر اساس داده‌هایی که از طریق حسگرهایش جمع‌آوری کرده، به فرآیند قیمت‌گذاری بیمه‌نامه کمک خواهد کرد.

تکنولوژی بلاکچین که در حال حاضر صرفا به پروژه‌های آزمایشی و کوچک‌ محدود شده، تا سال ۲۰۲۳ میلادی به قابلیت مقیاس‌پذیری کامل مجهز خواهد شد.


روند دهم: امنیت هوش مصنوعی


تکنولوژی‌های تحول‌آفرینی همچون ابرخودکارسازی و وسایل مستقل، به ایجاد فرصت‌هایی تحول‌آفرین در دنیای کسب‌وکار می‌انجامند. این قبیل از تکنولوژی‌ها در کنار مزایای بی‌شماری که دارند، یک نقطه ضعف نیز دارند و آن عبارت است از: داشتن نقاط آسیب‌پذیر امنیتی و عدم مصونیت کامل در برابر حملات احتمالی. گروه‌های امنیتی موظف هستند چالش‌های مربوط به این نقطه ضعف را شناسایی کرده و از چگونگی تاثیر هوش مصنوعی بر فضای امنیتی اطلاع حاصل کنند.

امنیت هوش مصنوعی سه رویکرد را شامل می‌شود:

۱) محافظت از سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی: از طریق حفظ امنیت مدل‌های یادگیری ماشین و داده‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی قابل انجام است.

۲) استفاده از هوش مصنوعی برای تقویت سطح محافظت امنیتی: از طریق به‌کارگیری یادگیری ماشین برای شناسایی الگوها، کشف حملات و خودکارسازی بخشی از عملیات امنیت سایبری قابل انجام است.

۳) انجام اقدامات پیشگیرانه لازم به منظور جلوگیری از خرابکاری توسط هکرها: از طریق شناسایی حملات و دفاع در برابر آن‌ها قابل انجام است.

منبع: گارتنر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.