راه پرداخت
راه پرداخت؛ رسانه فناوری‌های مالی ایران

چرا قانون جامع بانکداری، به افزایش پیچیدگی نظام پولی و ناکارایی نظام بانکی کشور منجر می‌شود؟

این روزها قانون «جامع بانکداری جمهوری اسلامی ایران» است که در مجلس شورای اسلامی و در سکوت در حال تصویب است. این طرح با انتقاد افرادی مواجه شده که در این صنعت سال‌ها فعالیت کرده‌اند و می‌گویند با این طرح نمی‌شود مسائل بانکی و پرداخت را حل کرد چه بسا مشکلات دیگری هم به آن افزوده شود.

مازیار عربشاهی، کارشناس ارشد صنعت پرداخت در خصوص این طرح به سؤالات راه پرداخت پاسخ می‌دهد.


به طور کلی قانون جامع بانکداری جمهوری اسلامی ایران را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

بانک مرکزی در اغلب اقتصادهای جهان یک وظیفه اصلی دارد و آن اجرای سیاست‌های پولی است. آنچه در این طرح آورده شده حتی خیلی بیشتر از قبل، بانک مرکزی را از این وظیفه خود دور می‌کند. حجم زیاد جزییات، که برای محافظت از اهداف مخفی و حفظ وضعیت موجود (که الزاماً صحیح نیست) در این طرح دیده می‌شود، امکان تمرکز روی اصول را سلب می‌کند.

تناقض‌های منطقی زیادی در اجزای این سند موجود است و نویسنده (نویسندگان) تلاش کرده‌ است اختیارات و امتیازهای بی‌ارتباط و غیرلازمی برای بانک مرکزی یا سایر ارکانی که در این سند به آنها اشاره شده، مستند کند تا شاید در آینده مورد استفاده قرار گیرند.

به اعتقاد بنده تصویب این طرح نه تنها به کوچک و چابک شدن بانک مرکزی و نزدیک شدن به وظیفه اصلی این نهاد نخواهد انجامید، بلکه به پیچیدگی روابط موجود در نظام پولی کشور، نا کارایی نظام بانکی و گسترش بدنه اجرایی و عملیاتی این نهاد دامن خواهد زد.


۲- به اعتقاد برخی، مهم‌ترین مسائل در حوزه بانکداری ما مربوط به نوآوری است. مثلاً اینکه هنوز افتتاح حساب‌ها به صورت آنلاین انجام نمی‌شود و یا اینکه احراز و تأیید هویت با مساله مواجه است؟ به نظر شما در این طرح بیش از همه باید به چه موضوعی پرداخته شود؟

نوآوری یا بهبود در حوزه بانکداری یا هر اتفاق خوشایند دیگر زمانی اتفاق می‌افتد که بازار و نیروهای موجود در آن در یک اقتصاد آزاد بتوانند تأثیر خودشان را بگذارند؛ ولی سیاست‌های فعلی بانک مرکزی و روح این سند عکس این موضوع را نشان می‌دهد.

تصدی بیشتر در همه سطوح و کنترل و اجرای هم زمان مدیریت کلیه زیر ساخت‌های مورد نیاز مهلک‌ترین اتفاقی است که همواره در این صنعت رخداده است. در این طرح به جای استفاده از عبارات و موضوعاتی که نامشخص، تعریف نشده و تا حد زیادی گمراه کننده است باید فقط به وظایف اصلی و ساختاری که برای رسیدن به اهداف و اجرای مأموریت اصلی بانک مرکزی تمرکز کرد.


۳- در این طرح گفته شده که راه‌اندازی هرگونه کسب‌وکار در بازار پول کشور از جمله ابزارهای پرداخت منوط به مجوز بانک مرکزی شده است. رگولاتوری در کشور ما برمبنای دریافت مجوز است. مانند مساله‌ای که برای رمزارزها ایجاد شد و حدود یک سال است بانک مرکزی روی آنها کار می‌کند اما خروجی عملی در پی نداشته است. آیا با الزام دریافت مجوز برای چنین کارهایی و یا کارهایی که در حوزه فناوری انجام می‌شود، موافق هستید؟

همانطور که پیشتر هم اشاره شد روح حاکم بر این سند کسب مشروعیت برای در دست داشتن قدرت حداکثری است. بدیهی است با وجود قدرت حداکثری و در غیاب هدف واقعی نمی‌توان انتظار خروجی مورد نظر فعالین این حوزه را داشت.


۴- آیا کسب‌وکارهایی مانند فین‌تک‌ها لزومی به دریافت مجوز از بانک مرکزی دارند و یا صرفاً چارچوب گذاری در این حوزه کفایت می‌کند؟

هم داشتن چارچوب مناسب مهم است و هم هر فعالیتی به صورت شفاف اتفاق بیفتد برای اقتصاد مناسب‌تر است اما متاسفانه مفهوم صدور مجوز در ادبیات این صنعت به معنی قدرت است و نه شفافیت.


۵- با توجه به رشد روزافزون فناوری و لختی قانون‌گذاری در ایران آیا لزومی دارد تمام موارد فناوری در این طرح نوشته شود؟ و یا اینکه آیا این طرح را نافی نوآوری می‌دانید؟

انتظار من از این سند یک سند بالاسری است. قاعدتاً در یک سند بالادستی باید اصول به شکل مشخص و جامع و مانع مشخص شود. سایر قواعد باید در جای دیگری مشخص شود که مسلماً این سند نیست.


۶- به طور کلی اگر بخواهیم تحولی قانونی در صنعت بانکداری کشورمان ایجاد کنیم باید چه تدبیری اتخاذ کنیم؟ آیا قانون‌گذاری در این سطح کارگشاست و یا تحولات باید از بدنه و زیرساخت بانکداری کشور آغاز شود؟

باید از بانک مرکزی و قانون پولی و بانکی شروع شود ولی در جهتی دقیقاً عکس مسیری که این سند در پیش گرفته است. بانک مرکزی باید سازمانی کوچک، دانش محور و متعالی باشد و در گام بعد مستقل از دولت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.