آلیاکست؛ پادکست گفتوگومحوری است که مفهوم تداوم کسبوکار را واکاوی و ریشههای پایداری در بانکداری و اکوسیستم مالی را بررسی میکند. در هر قسمت، مدیران ارشد بانکی و مالی، متخصصان فناوری و فعالان فینتک با تکیه بر تجارب خود در این اکوسیستم، تصمیمات دیروز را تشریح و چشمانداز آینده را توصیف میکنند.
هشتمین قسمت برنامه آلیاکست، با حضور علیرضا بزرگمهری، عضو هیئتمدیره انجمن تحول دیجیتال ایران منتشر شد. او در این گفتوگو از بیش از سه دهه فعالیت حرفهای خود در حوزه فناوری اطلاعات، بانکداری و پرداخت گفت؛ مسیری که از راهاندازی نخستین شبکههای سازمانی کشور در دهه ۷۰ آغاز شد و از اوایل دهه ۸۰ با ورود به صنعت بانکداری و فناوریهای مالی ادامه یافت. بزرگمهری در این قسمت، ضمن مرور تحولات صنعت بانکداری الکترونیک و پرداخت در ایران، به تجربههای خود در پروژههای فناوری و نقش آنها در شکلگیری نگاهش به مفهوم تداوم کسبوکار پرداخت.
او همچنین به سابقه پرداختن به موضوع مدیریت تداوم کسبوکار (BCM) در صنعت مالی اشاره کرد و توضیح داد که چگونه این مفهوم از حدود دو دهه پیش به یکی از موضوعات مهم در زیرساختهای فناوری و بانکی تبدیل شده است. به گفته او، تداوم کسبوکار تنها به بازیابی خدمات پس از بحران محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از اقدامات پیشگیرانه، برنامههای حفظ سرویس در زمان بحران و فرآیندهای اصلاحی پس از وقوع حادثه را در بر میگیرد.
تداوم کسبوکار؛ فراتر از بازیابی پس از بحران
محور اصلی این قسمت از آلیاکست، بررسی مفهوم مدیریت تداوم کسبوکار و نقش آن در پایداری سازمانها بود. بزرگمهری در این گفتوگو توضیح داد که بسیاری از سازمانها هنوز تداوم کسبوکار را صرفاً معادل بازیابی سامانهها پس از وقوع حادثه میدانند، در حالی که این مفهوم ابعاد گستردهتری دارد و از مرحله پیشگیری آغاز میشود.
او با تشریح سه مرحله اصلی مدیریت تداوم کسبوکار شامل اقدامات پیشگیرانه، تداوم خدمات در زمان بحران و اقدامات اصلاحی پس از حادثه، تأکید کرد که هدف نهایی این رویکرد جلوگیری از توقف کسبوکار است. به باور او، فناوری باید به گونهای طراحی شود که حتی در شرایط بروز اختلال نیز ارائه خدمت متوقف نشود و سازمان بتواند فعالیتهای حیاتی خود را ادامه دهد.
وقتی یک فیبر قطع میشود
بزرگمهری در بخشی از این گفتوگو برای توضیح اهمیت تداوم کسبوکار به تجربهای از یک مجموعه بزرگ صنعتی اشاره کرد؛ جایی که قطع یک مسیر ارتباطی باعث توقف عملیات و ایجاد صف طولانی کامیونها شده بود. او این مثال را نمونهای از اهمیت طراحی زیرساختهای جایگزین، مسیرهای پشتیبان و قابلیت ادامه سرویس در شرایط اختلال دانست.
به گفته او، بسیاری از بحرانها نه به دلیل نبود فناوری، بلکه به دلیل پیشبینی نکردن سناریوهای جایگزین رخ میدهند. از همین رو، سازمانها باید از مرحله طراحی زیرساخت، تابآوری و تداوم خدمت را به عنوان یک اصل در نظر بگیرند؛ موضوعی که امروز در بانکداری، پرداخت و خدمات دیجیتال بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است.
هر هفته یک اپیزود جدید از پادکست آلیاکست با حضور مدیران و فعالان صنعت بانکداری، پرداخت و فناوری منتشر میشود. در قسمت هفتم این برنامه، مصطفی ثابتی، مدیرعامل هلدینگ توسعه فناوری اطلاعات گردشگری ایران (TIT)، درباره مفهوم تداوم کسبوکار، تجربه تحول دیجیتال در بانکها و الزامات پایداری در صنعت مالی صحبت کرده بود.
قسمت هشتم آلیاکست نیز اکنون منتشر شده است و علاقهمندان میتوانند این گفتوگو را از طریق لینک برنامه تماشا کنند.
یک پاسخ
همانطور که جناب آقای بزرگمهری در این گفتوگو بهدرستی اشاره کردند، تداوم کسبوکار را نمیتوان صرفاً به بازیابی سامانهها پس از وقوع بحران محدود کرد. در صنعت بانکداری و پرداخت، تداوم خدمت باید از مرحله طراحی و معماری زیرساخت آغاز شود و تا فرآیندهای عملیاتی، ارتباطات، نیروی انسانی و زنجیره تأمین ادامه پیدا کند.
نکته مهم این است که در یک اکوسیستم بههمپیوسته مانند بانکداری و پرداخت، اختلال در یک جزء میتواند به سرعت به سایر اجزا منتقل شود. بنابراین تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که وابستگیهای متقابل شناسایی شده و برای نقاط حساس، مسیرهای جایگزین و سناریوهای عملیاتی مشخصی وجود داشته باشد.
نکته دیگری که به نظر میرسد باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان داشتن برنامه تداوم کسبوکار و توانایی اجرای آن است. برنامهای که صرفاً در اسناد سازمان وجود داشته باشد، در زمان بحران ارزش محدودی دارد. این برنامهها باید به صورت دورهای آزموده شوند تا مشخص شود در شرایط واقعی، زیرساخت، نیروی انسانی و فرآیندهای جایگزین تا چه اندازه قابلیت اجرا دارند.
از این منظر، مثال مطرح شده درباره قطع یک مسیر ارتباطی، نمونه روشنی از این واقعیت است که بسیاری از بحرانهای بزرگ، از یک نقطه به ظاهر کوچک آغاز میشوند. آنچه اهمیت دارد، نه فقط رفع خرابی، بلکه توان سازمان برای ادامه ارائه خدمت در فاصله زمانی میان وقوع اختلال تا بازگشت شرایط عادی است.
به همین دلیل، نکات مطرح شده از سوی جناب آقای بزرگمهری درباره مدیریت تداوم کسبوکار، به ویژه برای صنعت بانکداری و پرداخت، اهمیت ویژهای دارد. در این صنعت، تداوم خدمت صرفاً یک موضوع فناوری نیست؛ بخشی از اعتماد عمومی و زیرساخت اقتصادی کشور است.
به اعتقاد من، مسیر بلوغ صنعت باید از مدیریت بحران به سمت طراحی برای تابآوری حرکت کند؛ یعنی سازمانها از ابتدا زیرساخت، فرآیند و معماری خدمات خود را به گونهای طراحی کنند که در برابر اختلال، امکان ادامه فعالیت داشته باشند، نه اینکه پس از وقوع بحران تازه به دنبال راهحل بگردند.