صباپی؛ از فعال‌سازی دارایی تا خلق رفاه و پشتیبانی از تولید

صباپی؛ از فعال‌سازی دارایی تا خلق رفاه و پشتیبانی از تولید

علیرضا گچ‌پززاده، مدیرعامل گروه مالی صباتأمین
۱۳ دقیقه مدت مطالعه

علیرضا گچ‌پززاده، مدیرعامل گروه مالی صباتأمین / طراحی و توسعه صباپی، حاصل یک ایده مقطعی یا صرفاً پاسخی فناورانه به بازار اعتبار نیست؛ بلکه برآمده از مطالعات تطبیقی، بررسی تجربه کشورهای پیشرو در توسعه خدمات مالی دیجیتال و تحلیل تجربه پلتفرم‌هایی است که توانسته‌اند میان دارایی، داده، اعتبار، پرداخت و نیازهای واقعی زندگی افراد ارتباط برقرار کنند. این بررسی‌ها نشان می‌دهد که ارزش‌آفرینی در اقتصاد جدید، بیش از آنکه به مالکیت همه منابع وابسته باشد، از توان اتصال هوشمندانه منابع، بازیگران و زیرساخت‌های پراکنده پدید می‌آید.

در برخی کشورهای غربی، ابزارهایی با عنوان «خط اعتباری مبتنی بر اوراق بهادار» سال‌هاست به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد بدون فروش سهام، اوراق و سایر دارایی‌های واجد شرایط خود، از ارزش آن‌‌ها برای تأمین نقدینگی استفاده کنند. برای نمونه، چارلز شوآب از طریق خدمت Pledged Asset Line امکان دریافت اعتبار در برابر دارایی‌های غیربازنشستگی موجود در پرتفوی افراد را فراهم کرده است؛ به‌گونه‌ای که سرمایه‌گذار می‌تواند ضمن حفظ راهبرد سرمایه‌گذاری بلندمدت خود، منابع مورد نیاز برای آموزش، مسکن، مالیات، راه‌اندازی کسب‌و‌کار یا سایر هزینه‌ها را تأمین کند. پلتفرم Wealth front نیز با Portfolio line of Credit منطق مشابهی را به‌صورت دیجیتال و با اتکا به ارزش پورتفوی سرمایه‌گذاری مشتری اجرا کرده است. وجه مشترک این تجربه‌ها، تبدیل «دارایی نگهداری شده» به «قدرت مالی قابل استفاده» بدون الزام به فروش فوری آن است. البته نهاد ناظر صنعت مالی آمریکا نیز تاکید می‌کند که کاهش ارزش وثیقه می‌تواند به مطالبه وثیقه بیشتر یا فروش دارایی منجر شود؛ بنابراین چنین الگویی تنها در کنار نسبت‌های احتیاطی، پایش مستمر ارزش دارایی و مدیریت دقیق ریسک معنا پیدا می‌کند.

تجربه هند، بُعد دیگری از این تحول را نشان می‌دهد. بانک مرکزی هند از سال ۲۰۱۶ چارچوب Account Aggregator را ایجاد کرده است؛ معماری‌‌ای که به مشتری اجازه می‌دهد اطلاعات مالی پراکنده خود را با رضایت صریح و از طریق واسطه‌های مجاز، میان ارائه‌دهندگان و استفاده‌کنندگان اطلاعات مالی به جریان اندازد. دامنه این اکوسیستم به اطلاعات تحت نظارت نهادهای بانکی، بازار سرمایه، بیمه، صندوق‌های بازنشستگی و حتی شبکه مالیات بر کالا و خدمات گسترش یافته است. در این الگو، تجمیع‌گر مالک دارایی یا اطلاعات مشتری نمی‌شود، بلکه زیرساختی امن برای تجمیع، سازمان‌دهی و انتقال رضایت‌محور داده فراهم می‌کند. نتیجه آن است که نهاد مالی می‌تواند به‌جای ارزیابی فرد بر مبنای یک حساب یا یک سند منفرد، تصویر جامع‌تری از وضعیت مالی و توان اقتصادی او به دست آورد.

در بریتانیا نیز «بانکداری باز» نشان داده است که استانداردهای مشترک و رابط‌های برنامه‌نویسی می‌توانند بانک‌ها، شرکت‌های فین‌تک و ارائه‌دهندگان خدمات فنی را در یک اکوسیستم به یکدیگر متصل کنند. از سال ۲۰۱۸، مشتریان و بنگاه‌های کوچک بریتانیایی توانسته‌اند اطلاعات حساب جاری خود را به‌صورت امن در اختیار ارائه‌دهندگان منتخب قرار دهند تا خدماتی متناسب‌تر با وضعیت مالی آنان، از مدیریت هزینه و جریان نقدی تا پرداخت و ارزیابی اعتباری، شکل گیرد. اهمیت این تجربه در آن است که نوآوری مالی الزاماً از ساخت یک نهاد بزرگ و مالک همه اجزا آغاز نمی‌شود؛ گاهی استانداردسازی ارتباط میان نهادهای موجود، خود به زیرساختی برای خلق خدمات جدید تبدیل می‌شود.

تجربه سنگاپور نیز از زاویه رفاه خانوار قابل توجه است. صندوق پس‌انداز مرکزی این کشور یا CPF، منابع مالی افراد را صرفاً به‌عنوان پس‌انداز بازنشستگی نمی‌بیند، بلکه حساب‌ها و سازوکارهای آن برای تأمین مجموعه‌ای از نیازهای چرخه زندگی، از مسکن و درمان تا بیمه و درآمد دوران بازنشستگی، سازمان یافته‌اند. در این معماری، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و رفاه از یکدیگر جدا نیستند. بلکه اجزای یک نظام منسجم مدیریت مالی در طول زندگی فرد به شمار می‌روند. البته CPF نمونه مستقیم اعتباردهی به پشتوانه پرتفوی نیست، اما یک درس مهم برای حوزه رفاه اجتماعی دارد و آن این است که رفاه مالی زمانی تقویت می‌شود که دارایی‌ها و جریان‌های درآمدی فرد در نسبت با نیازهای واقعی زندگی او مدیریت شوند، نه آنکه هر ابزار مالی در جزیره‌ای مستقل باقی بماند.

این تجربه‌ها دقیقاً مشابه یکدیگر نیستند و هیچ‌یک به‌‌تنهایی تمام معماری موردنظر صباپی را بازنمایی نمی‌کنند اما در کنار هم، چهار اصل مشترک را آشکار می‌سازند: دارایی می‌تواند بدون فروش به ظرفیت مالی تبدیل شود؛ اطلاعات مالی پراکنده می‌تواند با رضایت فرد در تصویری یکپارچه قرار گیرد؛ استانداردهای مشترک می‌توانند بازیگران متعدد را به یک اکوسیستم متصل کنند و منابع مالی باید در خدمت نیازهای واقعی چرخه زندگی و رفاه خانوار قرار گیرند.

شرکت‌های ایرانی نیز طی سال‌های گذشته بخش‌هایی از این زنجیره را در حوزه پرداخت، اعتباردهی دیجیتال، خرید اعتباری، سرمایه‌گذاری آنلاین، بیمه، کیف پول و تجارت الکترونیکی شکل داده‌اند. بااین‌حال، حلقه اتصال میان این ظرفیت‌ها هنوز کامل نشده است. دارایی فرد ممکن است نزد یک نهاد نگهداری شود، اطلاعات درآمدی او در نهادی دیگر قرار داشته باشد، اعتبار توسط بازیگری متفاوت تأمین شود و امکان مصرف آن نیز به شبکه‌ای محدود وابسته بماند. در نتیجه بخش مهمی از ظرفیت مالی خانوار همچنان پراکنده، کمتر دیده‌شده و غیرفعال باقی می‌ماند.

ضرورت تکمیل این حلقه در شرایط کنونی اقتصاد ایران اهمیتی دوچندان دارد. کاهش قدرت خرید، تورم مستمر، افزایش هزینه تأمین مالی، محدودیت دسترسی خانوارها به اعتبار و فشار فزاینده بر نظام رفاهی، ما را با این پرسش اساسی مواجه می‌سازد که چگونه می‌توان بدون تحمیل هزینه‌های بیشتر، منابع موجود را در سطح ملی و خرد کارآمدتر مدیریت کرد. پاسخ به این مسئله الزاماً در خلق منابع جدید خلاصه نمی‌شود؛ گاهی راه‌حل در آن است که دارایی‌ها و جریان‌های مالی موجود بهتر دیده شوند، هوشمندانه‌تر به یکدیگر متصل گردند و با رعایت اصول مدیریت ریسک، در خدمت رفاه خانواده و پشتیبانی از تولید قرار گیرند.

در اقتصاد، همواره میان «داشتن ثروت» و «توان استفاده از ثروت» رابطه‌ای مستقیم وجود ندارد. ممکن است فرد از حقوق یا مستمری مستمر برخوردار باشد، سهام یا واحدهای یک صندوق سرمایه‌گذاری را در اختیار داشته باشد و بخشی از حاصل سال‌های کار خود را به دارایی مالی تبدیل کرده باشد اما درست در لحظه‌ای که برای درمان، آموزش، خرید کالا یا پاسخ به یک نیاز ضروری به نقدینگی احتیاج دارد، خود را در برابر انتخابی دشوار ببیند: یا باید دارایی‌اش را بفروشد یا از تأمین نیاز خود صرف‌نظر کند.

این تناقض، یکی از شکاف‌های کمتر دیده‌شده نظام مالی ماست؛ شکافی میان «ثروت موجود» و «قدرت مالی قابل استفاده». در یک سوی این شکاف، دارایی‌ها و جریان‌های درآمدی قرار دارند و در سوی دیگر، نیازهای واقعی خانوارها و بنگاه‌ها. مسئله همیشه کمبود منابع نیست؛ گاهی منابع وجود دارند، اما معماری لازم برای اتصال آن‌ها به نیازها شکل نگرفته است.

در شرایط تورمی، این شکاف آثار عمیق‌تری بر زندگی خانوار برجای می‌گذارد. فروش یک دارایی ممکن است هزینه امروز را تأمین کند، اما بخشی از امنیت مالی فردا را نیز با خود ببرد. فرد برای پاسخ به نیازی کوتاه‌مدت، از یک دارایی مولد خارج می‌شود، امکان بهره‌مندی از بازده آینده آن را از دست می‌دهد و چه‌بسا دیگر نتواند همان موقعیت سرمایه‌گذاری را بازسازی کند. در چنین وضعیتی، مسئله نقدینگی امروز به تضعیف ثروت فردا منجر می‌شود.

به اعتقاد من، یکی از وظایف اساسی نظام مالی آن است که انسان را از این انتخاب ناگزیر رها کند. صباپی، پس از مطالعه این تجربه‌ها و با هدف پاسخ‌گویی به ضرورت‌های اقتصادی و رفاهی امروز کشور، از دل همین پرسش شکل گرفته است.

صباپی را نباید صرفاً یک درگاه خرید اقساطی، ابزار پرداخت یا محصول اعتباری جدید دانست. از منظر گروه مالی صباتأمین، نقش بنیادین صباپی «تجمیع‌گری ظرفیت مالی» است؛ زیرساختی که می‌تواند دارایی‌ها و جریان‌های درآمدی پراکنده فرد را در یک نمای مالی یکپارچه گرد هم آورد و از مجموع آن‌ها، تصویری واقعی‌تر از توان اقتصادی او ایجاد کند.

امروز ممکن است دارایی‌های یک فرد در جزایری جدا از یکدیگر قرار گرفته باشند: بخشی در سهام و صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بخشی در سپرده‌های بانکی، بخش در بیمه‌نامه‌های دارای ارزش بازخرید، بخشی در گواهی‌های سپرده کالایی یا دیگر اوراق بهادار و بخشی نیز در قالب حقوق، مستمری یا سایر جریان‌های درآمدی قابل اتکا. هریک از این دارایی‌ها به‌تنهایی واجد ارزش‌اند اما چون میان آن‌ها اتصال و زبان مشترکی وجود ندارد، ظرفیت مالی فرد به‌درستی دیده نمی‌شود.

در چنین وضعیتی، فرد ممکن است روی کاغذ صاحب ثروت باشد، اما در عمل به اعتبار دسترسی نداشته باشد. به عبارت دیگر، دارایی‌های او وجود دارند اما خاموش‌ هستند؛ ارزش دارند اما به قدرت مالی قابل استفاده تبدیل نشده‌اند. صباپی می‌تواند این دارایی‌های پراکنده را به یکدیگر متصل کند، ارزش و ریسک هرکدام را بسنجد و متناسب با کیفیت، نقد شوندگی، نوسان و قابلیت توثیق آن‌ها، ظرفیت اعتباری فرد را محاسبه کند.

در این معماری، اعتبار تنها بر پایه یک فیش حقوقی یا وثیقه‌ سنتی شکل نمی‌گیرد، بلکه حاصل شناختی جامع‌تر از وضعیت مالی فرد است. هر دارایی متناسب با ویژگی‌های خود سهمی در ایجاد ظرفیت اعتباری خواهد داشت. دارایی‌های نقد شونده‌تر و کم‌نوسان‌تر می‌توانند ضریب بالاتری دریافت کنند و دارایی‌های پر ریسک‌تر با ضرایب احتیاطی در محاسبه منظور شوند. جریان‌های درآمدی مانند حقوق و مستمری نیز می‌توانند در کنار دارایی‌ها قرار گیرند و تصویر کامل‌تری از توان بازپرداخت فرد بسازند.

به این ترتیب، صباپی از ارزیابی تک بُعدی مشتری عبور می‌کند و «ثروت موجود» و «درآمد آینده» را در یک تصویر مالی واحد قرار می‌دهد. البته تجمیع دارایی به‌معنای نادیده گرفتن ریسک نیست، بلکه به معنای تبدیل مجموعه‌ای از ارزش‌های پراکنده به ظرفیتی اعتباری، سنجش‌پذیر و مدیریت‌پذیر است.

پس از تجمیع و ارزیابی این ظرفیت‌ها، اعتبار متناسب با دارایی و توان بازپرداخت فرد خلق می‌شود. اما ماموریت صباپی در همین نقطه پایان نمی‌یابد. اگر اعتبار ایجادشده تنها در شبکه‌ای محدود و بسته قابل استفاده باشد، بخش مهمی از ارزش پلتفرمی آن محقق نخواهد شد. این اعتبار باید بتواند از طریق اتصال به بانک‌ها، موسسات مالی، شرکت‌های پرداخت، کیف پول‌ها، لندتک‌ها و شبکه‌های پذیرندگی، در اکوسیستم پولی و اعتباری کشور به جریان درآید و برای پاسخ به نیازهای واقعی مشتری مصرف شود.

صباپی در پی ساختن جزیره اعتباری تازه‌ای نیست، بلکه ماموریت خود را در ایجاد پل ارتباطی میان جزایر موجود می‌داند چراکه در صباپی، ممکن است دارایی فرد نزد یک نهاد مالی نگهداری شود، اعتبار توسط نهادی دیگر تأمین شود و مصرف آن در شبکه‌ای متفاوت صورت گیرد. صباپی با ایجاد استانداردهای فنی، مالی و مدیریت ریسک، میان صاحبان دارایی، اعتباردهندگان، ارائه دهندگان خدمات پولی و پذیرندگان ارتباط برقرار می‌کند.

این همان منطق اقتصاد پلتفرمی است: پلتفرم الزاماً مالک همه منابع نیست، بلکه امکان اتصال منابع و بازیگران را فراهم می‌سازد و از این اتصال، ارزش تازه خلق می‌کند. صباپی هم زمان دو نوع پراکندگی را کاهش می‌دهد، در سمت مشتری، اجزای مختلف ثروت و درآمد را به یک ظرفیت مالی یکپارچه تبدیل می‌کند و در سمت بازار، بازیگران پراکنده نظام اعتباری را در قالب یک اکوسیستم به یکدیگر پیوند می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین نتایج این سازوکار آن است که فرد می‌تواند بدون فروش دارایی، از ارزش آن استفاده کند. دارایی در پرتفوی او باقی می‌ماند و متناسب با ماهیت و عملکردش، امکان کسب بازده همچنان وجود دارد. در همان حال، بخشی از ارزش آن به قدرت خرید یا نقدینگی تبدیل می‌شود. بدین ترتیب، فرد ناچار نیست میان حفظ سرمایه‌گذاری برای آینده و تأمین نیاز امروز یکی را انتخاب کند.

البته این راهکار زمانی به خلق ارزش منجر می‌شود که بر پایه اعتبارسنجی دقیق، نسبت مناسب اعتبار به ارزش وثیقه، مدیریت نوسان دارایی و توان واقعی بازپرداخت طراحی شود. مقایسه بازده مورد انتظار دارایی با هزینه اعتبار نیز اهمیت دارد. هدف، تشویق افراد به بدهکار شدن نیست. هدف آن است که اعتبار به‌جای تخریب ثروت، در خدمت حفظ و استفاده هوشمندانه‌تر از آن قرار گیرد.

این منطق برای گروه مالی صباتأمین اهمیتی راهبردی دارد. یک گروه مالی صرفاً با قرار گرفتن چند شرکت در کنار یکدیگر ساخته نمی‌شود. تعدد شرکت‌ها ممکن است اندازه گروه را افزایش دهد، اما الزاماً برای آن مزیت نمی‌آفریند. مزیت واقعی زمانی پدید می‌آید که ظرفیت‌های مدیریت دارایی، کارگزاری، بیمه، لیزینگ، تأمین مالی و فناوری در قالب تجربه‌ای، منسجم پیرامون نیاز مشتری سازمان یابند.

از این منظر، صباپی محصولی تازه در کنار سایر محصولات گروه نیست، بلکه حلقه‌ای برای تکمیل زنجیره خدمات آن است. شرکت‌های مدیریت دارایی به مشتری کمک می‌کنند ثروت خود را شکل دهد و توسعه بخشد، کارگزاری دسترسی او به ابزارهای بازار سرمایه را فراهم می‌کند، لیزینگ راهکارهای اعتباری را در اختیار زنجیره قرار می‌دهند، بیمه ریسک‌های فرد و تراکنش را پوشش می‌دهد و صباتک از طریق صباپی، زیرساخت اتصال این اجزا را فراهم می‌سازد.

بدین ترتیب، مدیریت ثروت و ارائه اعتبار دیگر دو فعالیت جداگانه نیستند. مدیریت ثروت به مشتری کمک می‌کند دارایی بسازد و صباپی امکان می‌دهد همان دارایی در زمان نیاز، بدون فروش اجباری به قدرت مالی تبدیل شود. این پیوند، رابطه گروه با مشتری را از فروش مقطعی یک محصول به همراهی در سراسر چرخه زندگی مالی او تغییر می‌دهد. چرخه‌ای که از تشکیل دارایی آغاز می‌شود، با حفظ و کسب بازده ادامه می‌یابد و در زمان نیاز، به نقدینگی و قدرت خرید تبدیل می‌شود.

این رویکرد در جامعه بازنشستگان و مستمری‌بگیران معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند چراکه نظام بازنشستگی کشور با فشارهای جمعیتی، محدودیت منابع و کاهش قدرت خرید مستمری‌ها مواجه است. حل این مسائل به اصلاحات ساختاری نیاز دارد، اما در کنار آن، می‌توان مفهوم «رفاه مالی بازنشسته» را نیز باز تعریف کرد. مستمری، پس‌انداز، دارایی مالی، بیمه و اعتبار می‌توانند در معماری منسجمی قرار گیرند و قدرت مالی بیشتری برای فرد ایجاد کنند.

زنجیره ارزش صباپی در سطح فرد و خانوار متوقف نمی‌ماند. اعتباری که در شبکه‌ای هدفمند مصرف می‌شود، فروش بنگاه را افزایش می‌دهد. افزایش فروش، سفارش جدید ایجاد می‌کند، سفارش جدید تولید بیشتر را ضروری می‌سازد و تولید بیشتر اشتغال را به همراه خواهد داشت و درست در اینجاست ظرفیت‌های تأمین مالی گروه در قالب تأمین مالی زنجیره تأمین وارد خواهد شد.

در چنین الگویی، اعتبار از یک رابطه دو طرفه میان اعتباردهنده و مشتری فراتر می‌رود و به جریانی مولد در اقتصاد تبدیل می‌شود. قدرت خرید خانوار، فروش بنگاه، تأمین مالی زنجیره‌ای و تولید، حلقه‌های جداگانه‌ای نیستند. اجزای یک جریان واحدند. هنر یک نظام مالی کارآمد نیز صرفاً خلق منابع جدید نیست، بلکه در آن است که منابع موجود را در چند حلقه اقتصاد به حرکت در آورد و از هر حلقه، ارزشی تازه بیافریند.

از همین رو، موفقیت صباپی را نباید فقط با تعداد کاربران، حجم اعتبار یا شمار تراکنش‌ها سنجید. پرسش بنیادی‌تر آن است که این زیرساخت تا چه اندازه توانسته دارایی‌های خاموش را فعال کند، از فروش اضطراری سرمایه‌گذاری‌ها جلوگیری نماید، امکان کسب بازده را در کنار تأمین نقدینگی حفظ کند و اعتبار را به سوی مصرف واقعی، فروش بنگاه و تولید هدایت سازد.

آغاز فعالیت صباتک را باید در امتداد همین نگاه فهمید. صباتک تنها یک شرکت جدید در ساختار گروه مالی صباتأمین نیست؛ بلکه نشانه آغاز حرکت منسجم گروه به سوی فناوری‌های مالی و اقتصاد پلتفرمی است. ماموریت صباتک، افزودن یک لایه فناوری بر فعالیت‌های گذشته نیست، بلکه پیوند زدن ظرفیت‌های گروه و تبدیل آن‌ها به خدماتی یکپارچه، داده محور و مقیاس‌پذیر است.

صباپی یکی از نخستین نمودهای عینی این حرکت است که آغاز به کار آن صرفاً رونمایی از یک هاب اعتباری نیست، بلکه اعلان ورود گروه مالی صباتأمین به مرحله‌ای تازه از تحول است. این مسیر با صباپی آغاز می‌شود، اما به آن محدود نخواهد ماند. افق پیش روی ما، ساخت اکوسیستمی است که در آن دارایی به اعتبار، اعتبار به قدرت خرید، قدرت خرید به فروش، فروش به تولید و تولید دوباره به سرمایه‌گذاری و خلق ثروت متصل شود.

اگر بتوانیم این حلقه را کامل کنیم، فناوری مالی دیگر صرفاً ابزاری برای جابه‌جایی پول نخواهد بود، بلکه به معماری تازه‌ای برای به حرکت درآوردن ثروت، تولید و رفاه تبدیل خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل