بانک‌های منطقه‌ای آمریکا؛ گزینه‌ای ارزان‌تر برای بهره‌بردن از رونق هوش مصنوعی

بانک‌های منطقه‌ای آمریکا؛ گزینه‌ای ارزان‌تر برای بهره‌بردن از رونق هوش مصنوعی

حرکت بانک‌های منطقه‌ای به‌سمت خدماتی که غول‌های وال‌استریت را تقویت کرده است، می‌تواند به آنها کمک کند در برابر افزایش بازده اوراق و فشار بر درآمدهای بهره‌ای مقاومت کنند
تصویرسازی جوهری از ساختمان کی‌بانک و کلید قرمز متصل به شبکه خدمات مالی و هوش مصنوعی
۷ دقیقه مدت مطالعه

افزایش بازده اوراق قرضه معمولاً شرایط را برای بانک‌های وام‌دهنده دشوار می‌کند؛ اما بانک‌های منطقه‌ای آمریکا به‌تدریج در حال تغییرند و بیش از گذشته به رقبای بزرگ خود در وال‌استریت شباهت پیدا می‌کنند.

جهش بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا در هفته گذشته، نگرانی سرمایه‌گذاران درباره وضعیت بانک‌های متکی به وام‌دهی را افزایش داد. حتی پیش از این جهش نیز گزارش‌های مالی سه‌ماهه دوم تعدادی از بانک‌ها از تشدید فشار بر حاشیه سود حکایت داشت؛ سپرده‌گذاران نرخ‌های بالاتری مطالبه می‌کنند و هم‌زمان بانک‌ها بخشی از منابع خود را به وام‌هایی با بازده کمتر اختصاص می‌دهند.

با رسیدن بازده اوراق خزانه‌داری دوساله آمریکا به بالاترین سطح در بیش از یک سال گذشته، انگیزه مشتریان برای خارج‌کردن پول از حساب‌های بانکی و انتقال آن به دارایی‌های پربازده‌تر افزایش یافته است. این نگرانی به‌ویژه درباره بانک‌های منطقه‌ای جدی‌تر است؛ بانک‌هایی که برخلاف غول‌های وال‌استریت، میزهای معاملاتی بزرگ و متنوعی ندارند.

میزهای معاملاتی بانک‌های بزرگ در ماه‌های اخیر از نوسان انتظارات مربوط به نرخ بهره و افزایش فعالیت در بازارهای مالی سود برده‌اند و احتمال دارد این روند ادامه پیدا کند. در هفته گذشته، سهام بانک آو آمریکا، سیتی‌گروپ و جی‌پی مورگان چیس افزایش یافت، درحالی‌که سهام بیشتر بانک‌های منطقه‌ای بزرگ حاضر در شاخص بانکی نزدک KBW کاهش پیدا کرد.

بااین‌حال، مرز سنتی میان بانکداری «وال‌استریت» و «مین‌استریت» در حال کمرنگ‌شدن است و سهام بانک‌های منطقه‌ای ممکن است در ادامه بازار را غافلگیر کند.

بانک‌های منطقه‌ای هم از موج هوش مصنوعی سهم می‌برند

هرچند ممکن است حاشیه سود خالص بهره در بسیاری از بانک‌ها کاهش یابد، بانک‌های منطقه‌ای نیز از برخی نیروهایی بهره‌مند شده‌اند که درآمد غول‌های بانکی را افزایش داده است.

شرکت‌ها در اندازه‌ها و صنایع مختلف تلاش می‌کنند خود را با رونق هوش مصنوعی تطبیق دهند. این تحول به سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، خرید و ادغام شرکت‌ها و دریافت خدمات مشاوره‌ای نیاز دارد. بنابراین بازار ممکن است ظرفیت بانک‌های منطقه‌ای برای همراه‌شدن با رقبای بزرگ‌تر و پرزرق‌وبرق‌تر خود را دست‌کم گرفته باشد.

بسیاری از بانک‌های منطقه‌ای از افزایش درآمد کارمزدی خود در حوزه بانکداری سرمایه‌گذاری و خدمات مرتبط خبر داده‌اند. بزرگ‌ترین بانک‌های منطقه‌ای نیز با خرید بانک‌های سرمایه‌گذاری متوسط، مسیر توسعه فعالیت‌هایی شبیه به وال‌استریت را آغاز کرده‌اند.

براساس داده‌های Visible Alpha، درآمدهای غیربهره‌ای بانک‌های منطقه‌ای حاضر در شاخص KBW در سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ در مقایسه با سه‌ماهه نخست ۱۲ درصد افزایش یافت. این رشد تقریباً هم‌سطح افزایش ۱۳درصدی درآمدهای غیربهره‌ای بانک‌های بزرگ بود.

در مجموع، درآمد غیربهره‌ای بانک‌های منطقه‌ای در سه‌ماهه دوم معادل تقریباً نیمی از درآمد خالص بهره آنها بود. این نسبت در ابتدای سال ۲۰۲۳ حدود ۴۰ درصد بود؛ تغییری که نشان می‌دهد درآمدهای کارمزدی به بخش مهم‌تری از مدل کسب‌وکار این بانک‌ها تبدیل شده است.

عبور از وام‌دهی صرف به رابطه مالی جامع

رقابت با بزرگ‌ترین بانک‌های آمریکا آسان نیست. متقاعدکردن شرکت‌های متوسط و حساس به هزینه برای خرید خدمات مالی بیشتر نیز چالش‌های خاص خود را دارد. بعضی بانک‌های منطقه‌ای برای تقویت این راهبرد، ترکیب پرتفوی تسهیلات خود را تغییر داده‌اند.

این بانک‌ها در حال کاهش سهم برخی وام‌های مصرفی پربازده اما پرریسک و بلندمدت هستند؛ وام‌هایی که معمولاً فرصت چندانی برای فروش خدمات دیگر به مشتری ایجاد نمی‌کنند. در مقابل، منابع بیشتری به تسهیلات تجاری با بازده کمتر اما کیفیت اعتباری بالاتر اختصاص می‌دهند.

هدف این است که رابطه با مشتری تجاری به یک وام محدود نماند و بانک بتواند خدمات دیگری مانند تأمین سرمایه، مشاوره ادغام و تملیک، پرداخت و مدیریت ثروت را نیز به همان مشتری ارائه کند.

اضافه‌شدن درآمدهای کارمزدی به درآمد بهره‌ای یک وام، به بانک‌ها اجازه می‌دهد بازده سرمایه‌ای را که برای پشتیبانی از آن وام به‌کار گرفته‌اند افزایش دهند. مقررات نیز در برخی موارد به بانک‌ها اجازه می‌دهد برای تسهیلات تجاری سرمایه کمتری کنار بگذارند؛ زیرا این تسهیلات اغلب با وثایق مالی تضمین شده‌اند.

کاهش حاشیه سود، افزایش بازده سرمایه

گزارش‌های سه‌ماهه دوم بسیاری از بانک‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد که کاهش حاشیه سود خالص بهره لزوماً به کاهش بازده کلی آنها منجر نشده است.

نمودار مقایسه نسبت قیمت به ارزش دفتری گلدمن ساکس، جی‌پی مورگان، کی‌کورپ و تراست فایننشال
نسبت قیمت به ارزش دفتری کی‌کورپ و تراست فایننشال همچنان به‌مراتب کمتر از گلدمن ساکس و جی‌پی مورگان است؛ موضوعی که از ارزش‌گذاری پایین‌تر بانک‌های منطقه‌ای حکایت دارد.

حاشیه سود خالص بهره تراست فایننشال (Truist Financial)، مستقر در شارلوت کارولینای شمالی، در سه‌ماهه دوم نسبت به مدت مشابه سال قبل ۰.۰۴ واحد درصد کاهش یافت. بااین‌حال، بازده حقوق صاحبان سهام عادی مشهود این بانک از ۱۲.۳ درصد به ۱۵.۴ درصد رسید.

یکی از عوامل مؤثر در این افزایش، رشد ۷۲درصدی درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری و معاملات تراست بود.

مایکل مگوایر (Michael Maguire)، مدیر مالی تراست، در گفت‌وگو با تحلیلگران گفت: «ما سرمایه را از وام‌های مصرفی پربازده به‌سمت تسهیلات تجاری باکیفیت‌تر اما کم‌بازده‌تر هدایت می‌کنیم؛ حوزه‌ای که انتظار داریم در طول زمان بازده جذابی از روابط با مشتریان ایجاد کند.»

بانک‌های دیگری نیز از روند مشابهی خبر داده‌اند. زکری واسرمن (Zachary Wasserman)، مدیر مالی هانتینگتون بنک‌شرز (Huntington Bancshares)، هفته گذشته به تحلیلگران گفت ممکن است درآمد خالص بهره بانک در محدوده پایین پیش‌بینی‌ها یا اندکی پایین‌تر از آن قرار گیرد؛ اما درآمدهای کارمزدی احتمالاً در محدوده بالای پیش‌بینی‌ها یا حتی فراتر از آن خواهد بود.

کریستوفر گورمن (Christopher Gorman)، مدیرعامل کی‌کورپ (KeyCorp)، نیز اخیراً از ایجاد نوعی شکاف میان روند درآمدهای بانکداری سرمایه‌گذاری در بزرگ‌ترین بانک‌ها و بانک‌های متمرکز بر بازار شرکت‌های متوسط سخن گفته است.

به‌گفته او، مشتریان بزرگ بانک‌های بزرگ معمولاً زودتر از دیگران وارد بازار می‌شوند؛ اما این روند به‌تدریج به شرکت‌های متوسط نیز می‌رسد. گورمن اعلام کرده است که خط لوله معاملات ادغام و تملیک کی‌کورپ اکنون در بالاترین سطح تاریخی خود قرار دارد.

بانک‌های منطقه‌ای قرار نیست نسخه کوچک جی‌پی مورگان باشند

هیچ‌یک از این تحولات به این معنا نیست که بانک‌های منطقه‌ای به نسخه‌هایی از جی‌پی مورگان چیس تبدیل خواهند شد. افزایش نرخ‌ها می‌تواند فعالیت بازار سرمایه را کاهش دهد و این احتمال نیز وجود دارد که مشتریان، منابع مالی خود را از یک بانک دریافت کنند اما برای خدمات دیگر به سراغ رقبای آن بروند.

غول‌های بانکی وال‌استریت نیز در سال‌های اخیر ظرفیت خود را برای ارائه خدمات به مشتریان کوچک‌تر افزایش داده‌اند؛ موضوعی که رقابت را برای بانک‌های منطقه‌ای دشوارتر می‌کند. درعین‌حال، ورود بانک‌های بزرگ به این بخش نشان می‌دهد که شرکت‌های متوسط، مشتریانی ارزشمند و برخوردار از فرصت‌های درآمدی قابل‌توجه هستند.

بازار تاکنون برای تلاش بانک‌های منطقه‌ای در تغییر مدل کسب‌وکارشان اعتبار چندانی قائل نشده است. نسبت قیمت به ارزش دفتری بانک‌ها تا حدی منعکس‌کننده انتظارات سرمایه‌گذاران از بازده آتی حقوق صاحبان سهام است.

نسبت قیمت به ارزش دفتری بسیاری از بانک‌های منطقه‌ای بزرگ همچنان پایین‌تر از بانک‌های وال‌استریت مانند گلدمن ساکس و مورگان استنلی است. سهام این دو بانک در محدوده سه برابر ارزش دفتری معامله می‌شود و این نسبت برای جی‌پی مورگان به بیش از ۲.۵ برابر رسیده است.

این ارزش‌گذاری‌ها نشان می‌دهد بازار آینده بسیار مثبتی را برای بزرگ‌ترین مشتریان غول‌های بانکی پیش‌بینی کرده است.

در مقابل، سرمایه‌گذاری با این فرض که مشتریان بانک‌های متوسط ــ ازجمله شرکت‌های فعال در صنایع کمتر پرزرق‌وبرقی مانند ساخت‌وساز ــ نیز از رونق هوش مصنوعی بهره خواهند برد و به خدمات بانکداری سرمایه‌گذاری نیاز پیدا خواهند کرد، بسیار ارزان‌تر است.

بانک‌های منطقه‌ای مانند تراست، کی‌کورپ، هانتینگتون، ام‌اندتی بانک (M&T Bank) و زایانز بنکورپ (Zions Bancorp) همگی با نسبتی کمتر از ۱.۵ برابر ارزش دفتری معامله می‌شوند.

صرف‌نظرکردن از بخشی از بازده وام‌ها برای به‌دست‌آوردن مجموعه گسترده‌تری از خدمات مالی مشتریان، بدون تردید برای بانک‌های مین‌استریت یک قمار محسوب می‌شود؛ اما بازده احتمالی این قمار می‌تواند بزرگ باشد. برای دیدن نتیجه چنین مدلی، کافی است نگاهی به آن سوی خیابان، یعنی وال‌استریت، بیندازند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

راه پرداخت را به گوگل پیشنهاد دهید
تا تازه‌ترین مطالب تخصصی فین‌تک را آسان‌تر در گوگل پیدا کنید
پیشنهاد به گوگل