پیش از آنکه عطر قهوه از فنجانها بلند شود، از انبارهای دان سبز، دستگاههای رُست و بازار پرنوسان واردات عبور کرده است. این روزها قهوه در تهران فقط یک نوشیدنی محبوب نیست؛ کالایی است که ردپای آن را میتوان از فروشگاههای تخصصی قهوه و کارگاههای برشتهکاری تا منوی کافههای کوچک و بزرگ شهر دنبال کرد.
در دل همین مسیر اما، پشت هر فنجان قهوه داستان دیگری هم جریان دارد؛ بازاری که سالها با رشد کافهنشینی و تغییر الگوی مصرف شهروندان رونق گرفته بود، حالا آرامآرام زیر فشار مجموعهای از چالشها قرار گرفته است. افزایش نرخ ارز، رشد هزینههای حملونقل، محدودیتهای وارداتی و نوسان قیمت جهانی دانه قهوه، زنجیره تأمین این صنعت را تحت فشار گذاشته و هزینه رساندن هر دانه قهوه به فنجان مصرفکننده را بالا برده است؛ مسیری که در دو سال گذشته به گفته فعالان این حوزه، بیش از هر چیز تحت تأثیر همین متغیرهای اقتصادی تغییر کرده است.
روایت گرانی قهوه اما فقط در منوی کافهها دیده نمیشود؛ اعداد هم همین تصویر را تأیید میکنند. از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون، قیمت قهوه در ایران حدود ۴۶۲ درصد افزایش یافته؛ رقمی که از رشد نرخ ارز هم بیشتر است. در همین بازه، دلار بازار آزاد حدود ۱۷۹ درصد و دلار توافقی حدود ۲۶۳ درصد رشد کردهاند، در حالی که قیمت جهانی قهوه حدود ۴۰ درصد افزایش داشته است. فعالان بازار از کاهش واردات دانه سبز، افزایش هزینههای گمرکی، تغییر مسیرهای تأمین و جهش هزینه حملونقل میگویند؛ تا جایی که هزینه حمل برخی محمولهها از حدود هزار دلار به بیش از ۱۲ هزار دلار برای هر کانتینر رسیده است. در همین حال، واردات دانه سبز نیز از حدود ۵۳ هزار تن در سال ۱۴۰۳ به حدود ۴۰ هزار تن در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است؛ روندی که در کنار محدودیتهای ثبت سفارش و تغییر شیوه تأمین ارز، فشار بر واردکنندگان، رُسترها و کافهها را بیشتر کرده است.
به گزارش ایرنا، با این حال، زندگی در کافهها همچنان ادامه دارد. صدای آسیاب قهوه، بخار دستگاههای اسپرسوساز و رفتوآمد مشتریان هنوز بخشی از ریتم روزانه شهر است. پشت هر فنجان قهوه، زنجیرهای از فعالیت و اشتغال جریان دارد؛ از واردکنندگان و رُسترها گرفته تا باریستاها و صاحبان کافههایی که تلاش میکنند در میان فشار هزینهها، طعم آشنای قهوه را حفظ کنند.























