بانکهای ایرانی باید از الگوی مالکیت فیزیکی کامل داده و زیرساخت فاصله بگیرند و استفاده از پردازش ابری را جدیتر دنبال کنند. نیما امیرشکاری، معاون فناوری شرکت پیمایداین (PayMyDine)، معتقد است تصور اینکه داده فقط زمانی امن است که روی سرور و در ساختمان خود بانک نگهداری شود، به معماری دهههای گذشته تعلق دارد و با امکانات امنیتی امروز سازگار نیست.
امیرشکاری در گفتوگو با رضا قربانی، بنیانگذار راه پرداخت، تأکید میکند که آسیبپذیری بانکی را نمیتوان به یک سامانه یا تصمیم منفرد نسبت داد. معماری بانکداری از سختافزار تا نرمافزار، شبکه، داده و فرایندهای پشتیبانی یک زنجیره بههمپیوسته است. بنابراین یک تغییر بهتنهایی امنیت کامل ایجاد نمیکند، اما میتوان با چند تصمیم معماری، هزینه و پیچیدگی نفوذ را برای مهاجم افزایش داد.
نخستین پیشنهاد او تنوعبخشی به سختافزار است. امیرشکاری میگوید بانکها در طراحی زیرساخت معمولاً از ابتدا برند و مدل مشخصی را انتخاب میکنند و بخش بزرگی از تجهیزات را از همان مسیر تهیه میکنند. این یکنواختی ممکن است خرید، نگهداری و پشتیبانی را سادهتر کند، اما در شرایط تحریم و تهدید، یک نقطه آسیبپذیری مشترک نیز ایجاد میکند.
از نگاه او، بانکها نباید تمام سرورها، ذخیرهسازها و دیگر تجهیزات حیاتی را از یک برند یا یک کشور تأمین کنند. استفاده ترکیبی از تجهیزات آمریکایی، چینی، ژاپنی یا حتی نمونههای داخلی میتواند ریسک را توزیع کند. هدف این نیست که یک فناوری بهطور کامل کنار گذاشته شود؛ مسئله این است که خرابی یا نفوذ در یک خانواده سختافزاری، همه ظرفیت عملیاتی بانک را همزمان از کار نیندازد.
امیرشکاری درباره اختلالهای اخیر نیز میان لایه آسیبدیده و سامانه بانکداری متمرکز تفاوت میگذارد. به گفته او، براساس اطلاعاتی که از گفتوگو با افراد درگیر به دست آورده، در برخی موارد لایه سختافزار هدف قرار گرفته است. اگر ذخیرهساز یا دیسک از کار بیفتد، نوع نرمافزار قرارگرفته روی آن تفاوتی در نتیجه ایجاد نمیکند؛ بنابراین نمیتوان صرفاً سامانه بانکداری متمرکز را مقصر دانست.
راهکار دوم، حرکت به سمت معماریهای توزیعشده است. امیرشکاری میگوید سامانههای نسل جدید میتوانند داده و پردازش را میان چند دیتاسنتر تکثیر و توزیع کنند. در چنین مدلی، ازکارافتادن یک مرکز یا بخشی از تجهیزات لزوماً به توقف کامل سرویس منجر نمیشود. برای بانک، سختافزار و نرمافزار قابل جایگزینیاند؛ دارایی غیرقابل جایگزین، داده بانک و مشتریان است.
او تأکید میکند بانک باید حاکمیت، محرمانگی و امکان بازیابی داده را حفظ کند، اما این الزام به معنای مالکیت تمام تجهیزات نیست. سرویسدهندگان ابری میتوانند رمزنگاری، توزیع داده، پشتیبانگیری و کنترلهای امنیتیای ارائه کنند که ایجاد همه آنها در یک دیتاسنتر اختصاصی برای هر بانک دشوار و پرهزینه است. از این منظر، محل فیزیکی ذخیره داده از نحوه حفاظت، کنترل دسترسی و امکان مطالبه حقوقی اهمیت کمتری دارد.
امیرشکاری برای توضیح مدل بانکداری ابری به مفهوم «بانک در جعبه» اشاره میکند؛ مدلی که در آن زیرساخت، میانافزار و سامانه بانکداری متمرکز بهصورت سرویس ارائه میشوند و بانک متناسب با تعداد کاربران و خدمات موردنیاز، اشتراک میخرد. در این مدل، بانک بهجای ساخت و مالکیت تمام اجزای فنی، بر طراحی محصول، عملیات بانکی و تجربه مشتری متمرکز میشود.
بخش پایانی گفتوگو به انتخاب میان نوسازی زیرساخت فرسوده و توسعه سرویسهای جدید اختصاص دارد. امیرشکاری میگوید اگر ناچار به انتخاب باشد، توسعه و نوآوری را در اولویت قرار میدهد. استدلال او این است که فناوری جدید، نسل تازهای از استانداردها و قابلیتهای امنیتی را نیز با خود وارد میکند؛ درحالیکه نگهداری طولانیمدت از فناوری قدیمی، سازمان را در معماریهای آسیبپذیر گذشته نگه میدارد.
معنای این دیدگاه آن نیست که بانکها نگهداری و پایداری را کنار بگذارند. پیام اصلی این است که امنیت نباید به محافظت دائمی از معماری فرسوده محدود شود. تنوع سختافزاری، توزیع داده و پردازش، استفاده کنترلشده از خدمات ابری و توسعه سرویسهای جدید، اجزای یک مسیر واحدند؛ مسیری که هدفش حفظ مهمترین دارایی بانک، یعنی داده، در برابر خرابی، نفوذ و تحریم است.