سومین دوره المپیک فناوری با ۱۵ لیگ رقابتی در شش حوزه برنامهنویسی، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، اینترنت اشیا، پهپاد و نبرد رباتها برگزار میشود. تاکنون ۴ هزار نفر از ایران و ۲۰۰ نفر از ۱۴ کشور برای حضور در این دوره ثبتنام کردهاند و مجموع جوایز رقابتها نیز به ۳ میلیارد تومان رسیده است. مهدی صفارینیا، رئیس پارک فناوری پردیس، هدف المپیک را فراتر از برگزاری یک مسابقه میداند و از آن بهعنوان سازوکاری برای شناسایی استعدادها، افزایش توان حل مسئله و اتصال نیروی انسانی به صنعت یاد میکند. حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور نیز در این نشست از چهار شکاف اصلی زیستبوم فناوری ایران گفت و بخش قابل توجهی از صحبتهای خود را به نقش رسانه در تبدیل فناوری به «قدرت اجتماعی» اختصاص داد.
نشست خبری سومین دوره المپیک فناوری، شنبه ۱۷ مردادماه با حضور حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور و مهدی صفارینیا، رئیس پارک فناوری پردیس برگزار شد. در این نشست علاوه بر جزئیات سومین دوره المپیک فناوری، درباره سیاستهای جدید معاونت علمی، فاصله علم و صنعت، مسئله تجاریسازی فناوریهای نوظهور و جایگاه رسانه در اکوسیستم علم و فناوری صحبت شد.

المپیک فناوری؛ مسابقهای برای پیدا کردن نیروی انسانی
مهدی صفارینیا، رئیس پارک فناوری پردیس، مهمترین نقطه تمرکز المپیک فناوری را نیروی انسانی دانست و توضیح داد که طراحی این رویداد از ابتدا بر شناسایی استعدادهای فناورانه و قرار دادن آنها در موقعیتهای واقعی حل مسئله استوار بوده است.
او گفت: «باور داریم منابع انسانی مهمترین رکن توسعه و پیشرفت کشور است و در حوزه فناوری هم توجه به منابع انسانی همواره یکی از موضوعات اصلی بوده است. در المپیک فناوری تلاش میکنیم روی همین رکن تمرکز و سرمایهگذاری کنیم؛ استعدادهای فناوری را در موضوعات رقابتی شناسایی کنیم، توان فنی و قدرت حل مسئله آنها را بالا ببریم و در نهایت این استعدادها را به شکل مناسبی به صنعت متصل کنیم.»

به گفته صفارینیا، خودِ رقابت بخشی از فرایند آموزش است؛ زیرا شرکتکنندگان میتوانند سطح توانمندی خود را در مقایسه با دیگران بسنجند و با مسائل واقعی روبهرو شوند.
او توضیح داد: «رقابت باعث افزایش توان حل مسئله افراد میشود. افراد میتوانند توانمندی خودشان را بسنجند و تلاش کنند ظرفیتهای فردی و استدلالی خود را افزایش دهند. اما کار فقط به رقابت محدود نیست و آموزشهای مقدماتی نیز در کنار آن پیشبینی شده است.»
آموزشهای مقدماتی سومین دوره از خردادماه آغاز شده و تا پیش از رقابتهای نهایی ادامه پیدا میکند. بخش قابل توجهی از مراحل مقدماتی نیز بهصورت غیرحضوری برگزار میشود تا امکان حضور شرکتکنندگان از شهرهای مختلف ایران و سایر کشورها فراهم باشد.
صفارینیا گفت: «افرادی که ظرفیت اولیه دارند، اما لازم است قبل از ورود به رقابت با فضای مسابقه و چارچوب فنی آن آشنا شوند، میتوانند وارد دورههای آموزشی مقدماتی شوند. رقابتهای مقدماتی نیز در سطح ملی و بینالمللی برگزار میشود و برای افرادی که به مرحله نهایی میرسند، برنامههای آمادگی در نظر گرفته شده است.»
او در تعریف این رویداد تأکید کرد: «المپیک فناوری صرفاً یک مسابقه نیست؛ سازوکاری برای تشخیص استعدادها، ارزیابی توانمندی افراد، شبکهسازی و اتصال آنها به صنعت است.»
۴۲۰۰ ثبتنام؛ ۲۰۰ نفر از ۱۴ کشور
سومین دوره المپیک فناوری در شش حوزه برنامهنویسی، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، اینترنت اشیا، پهپاد و نبرد رباتها برگزار خواهد شد و در مجموع ۱۵ لیگ رقابتی برای این دوره پیشبینی شده است.
طبق اعلام رئیس پارک فناوری پردیس، تاکنون حدود ۴ هزار نفر از داخل ایران و ۲۰۰ نفر از ۱۴ کشور برای حضور در سومین دوره ثبتنام کردهاند.
ثبتنام این دوره تا پایان مردادماه ادامه دارد و متقاضیان میتوانند از طریق سامانه المپیک فناوری برای حضور در رقابتها اقدام کنند.
جوایز این دوره نیز نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. صفارینیا دراینباره گفت: «برای هر لیگ مجموعاً ۲۰۰ میلیون تومان جایزه در نظر گرفته شده است. این رقم در سال گذشته ۱۰۰ میلیون تومان بود. امسال ۱۵ لیگ داریم و در مجموع سه میلیارد تومان جایزه به برگزیدگان سومین دوره المپیک فناوری اهدا خواهد شد.»
به گفته او، هدف از افزایش جوایز تنها ایجاد انگیزه برای رقابت نیست و برگزارکنندگان بهدنبال آن هستند که المپیک به مسیری برای شناسایی و بهکارگیری استعدادهای فناور تبدیل شود.
زمان برگزاری مرحله نهایی نیز در این نشست ۱۱ تا ۱۴ آبانماه اعلام شد. این تاریخ با برخی اطلاعرسانیهای پیشین المپیک فناوری که ۲۷ تا ۳۰ مهرماه را برای فینال اعلام کرده بودند متفاوت است و به نظر میرسد زمان برگزاری مرحله نهایی نسبت به برنامه قبلی تغییر کرده باشد.
از مسابقه تا مصاحبه شغلی
یکی از مسائل دورههای قبلی المپیک فناوری این بود که شناسایی استعدادها بعد از پایان مسابقات به چه نتیجهای میرسد. صفارینیا در این نشست تأکید کرد که قرار است بخش ارتباط با بازار کار در دوره سوم جدیتر دنبال شود.
در کنار مسابقات، نمایشگاه و ایستگاه کار نیز برگزار خواهد شد تا شرکتهای فناور بتوانند مستقیماً با شرکتکنندگان ارتباط بگیرند.
او توضیح داد: «نمایشگاه کار را کنار المپیک داریم تا شرکتهایی که حضور پیدا میکنند بتوانند با افراد مصاحبه شغلی داشته باشند و ارتباط مستقیم شکل بگیرد. شرکتهای مختلف میتوانند از تیمهایی که توانمند هستند استفاده کنند و به این ترتیب بخشی از همان اتصال میان استعداد و صنعت اتفاق میافتد.»
بخش دیگری از برنامههای جانبی نیز به چالشهای فشرده حل مسئله اختصاص دارد؛ چالشهایی که بسته به نوع مسئله میتوانند ۲۴، ۴۸ یا ۷۲ ساعت ادامه پیدا کنند و در آنها تیمها باید برای مسئلهای مشخص راهحل ارائه دهند.
آفت علم و فناوری، بزرگنمایی آنچه نیست و نگفتن آن چیزی است که هست
بخش دوم نشست با صحبتهای حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور ادامه پیدا کرد. بخش قابل توجهی از صحبتهای او برخلاف انتظار صرفاً درباره المپیک فناوری نبود و به رابطه سیاستگذار، اکوسیستم فناوری و رسانه اختصاص داشت.
افشین در ابتدای صحبتهای خود از برخی گلایههای رسانهها درباره نحوه تعامل مدیران معاونت علمی سخن گفت و تأکید کرد که این رویه باید اصلاح شود. در عین حال از رسانهها خواست هنگام طرح پرسشها، حوزه مسئولیت مدیران را نیز در نظر بگیرند.

او گفت: «گاهی در یک شرایط بحرانی سؤالی از مدیری پرسیده میشود که اساساً در حوزه مسئولیت او نیست؛ اگر جواب ندهد گفته میشود نمیداند و اگر پاسخ بدهد از جاهای مختلف با او تماس میگیرند که چرا درباره این موضوع صحبت کرده است. برای شکل گرفتن ارتباط بهتر، باید این ملاحظات را هم در نظر گرفت.»
افشین در ادامه تأکید کرد که معاونت علمی نباید بهدنبال بزرگنمایی عملکرد خود باشد، اما سکوت درباره اتفاقاتی که واقعاً رخ داده نیز به همان اندازه آسیبزاست.
او گفت: «آفت علم و فناوری کشور این است که آنچه نیست، بزرگنمایی شود و آفت دیگر این است که آنچه هست، گفته نشود. باید یک نقطه میانی داشته باشیم. اتفاقی که واقعاً افتاده باید گفته شود، چون انگیزه ایجاد میکند و باعث میشود افراد اعتمادبهنفس پیدا کنند.»
او همچنین تأکید کرد انتقاد رسانهای را بخشی طبیعی از این رابطه میداند: «اگر انتقاد شود ناراحت نمیشوم و اگر تعریف شود هم قرار نیست مبنای کار ما تغییر کند. انتقاد را قطعاً میپذیریم.»
چهار شکاف در مسیر تبدیل علم به ثروت
افشین در ادامه به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری معاونت علمی در دولت چهاردهم پرداخت؛ چهار شکافی که به گفته او مانع تبدیل ظرفیت علمی کشور به یک قدرت پایدار فناورانه شدهاند. نخستین شکاف، فاصله میان تولید علم و تبدیل پایدار آن به ثروت است. مسئله دوم، فاصله میان فناوری و صنعت و نبود سازوکاری است که فناوری را به شکل نظاممند وارد صنایع کند. شکاف سوم به بهرهوری مربوط میشود؛ یعنی فناوری در بسیاری از موارد به افزایش مستمر بهرهوری منجر نشده است. چهارمین شکاف نیز فاصله میان تولید دانش در فناوریهای نوظهور و تجاریسازی و کاربرد واقعی آنهاست.

افشین توضیح داد: «علم باید بتواند به محصول فناورانه و بعد به ثروت تبدیل شود. خود علم هم میتواند دارایی باشد؛ مثلاً یک اختراع یا دارایی فکری میتواند فروخته شود. اما ما در تبدیل پایدار این ظرفیتها به ثروت و همچنین در نفوذ فناوری به صنعت، آنطور که باید موفق نبودهایم.»
او یکی از مشکلات سیاستهای گذشته را پراکندگی حمایتها دانست؛ مدلی که در آن ممکن است تعداد زیادی شرکت یا پروژه رشد کنند اما حلقههای یک زنجیره ارزش به یکدیگر متصل نشوند. افشین گفت: «ما توسعه پراکنده داشتهایم، اما نتوانستهایم زنجیره ارزش ایجاد کنیم. مسئله این نیست که یک نقطه خوب کار کرده یا یک شرکت محصول خوبی ساخته است؛ سؤال این است که آیا یک زنجیره شکل گرفته که بتواند این موفقیت را تکرار کند یا نه.»
آموزش هوش مصنوعی نباید یکبار برگزار و تمام شود
یکی دیگر از محورهای صحبت افشین، آموزش در فناوریهای راهبردی مانند هوش مصنوعی و امنیت سایبری بود. او تأکید کرد که آموزش در این حوزهها نمیتواند به یک دوره یا پروژه مقطعی محدود شود: «آموزش هوش مصنوعی چیزی نیست که بگوییم یک میلیون یا دو میلیون نفر آموزش دیدند و تمام شد. آموزش در چنین حوزهای یک فرایند پیوسته است و اصلاً نباید قطع شود.»

به گفته او، رویکرد معاونت علمی این است که حمایت از آموزش، پروژههای دانشگاهی و پایاننامههای مرتبط با حوزههای راهبردی در امتداد یکدیگر قرار گیرند و سیاستگذاری از حمایتهای منفرد و نقطهای به سمت تمرکز عمیقتر روی چند حوزه مشخص حرکت کند.
رسانه باید جزئی از اکوسیستم دانشبنیان باشد
بخش مهمی از صحبتهای معاون علمی رئیسجمهور به تعریف متفاوتی از نقش رسانه اختصاص داشت. افشین گفت: «من رسانه در حوزه علم و فناوری را مثل رسانه در حوزههای دیگر نمیبینم. رسانه را جزئی از اکوسیستم دانشبنیان و جزئی از اکوسیستم علم و فناوری کشور میدانم.»
از نگاه او، یکی از مهمترین وظایف رسانه ترجمه دانش و فناوری برای جامعه است؛ زیرا تا زمانی که یک فناوری برای جامعه قابل فهم نباشد، پذیرش عمومی و در ادامه بازار آن نیز شکل نمیگیرد. او توضیح داد: «رسانه باید بتواند علم، دانش و فناوری را به زبان ساده ترجمه کند تا پذیرش اجتماعی ایجاد شود. اگر رسانه مسئلهای را که ما درباره آن صحبت میکنیم بفهمد، امکان این وجود دارد که جامعه هم آن را بفهمد. اگر این ترجمه اتفاق نیفتد، ارتباط با جامعه شکل نمیگیرد.»
کشورها فقط بر سر فناوری رقابت نمیکنند؛ بر سر روایت آن هم رقابت دارند
افشین در ادامه میان «قدرت فناورانه»، «قدرت ارتباطی» و «قدرت روایی» ارتباط برقرار کرد و گفت تولید فناوری بدون شکل گرفتن دو ضلع دیگر الزاماً به قدرت پایدار منجر نمیشود.
او گفت: «اگر قدرت فناورانه با قدرت ارتباطی و قدرت روایی همراه نباشد، آن قدرت پایدار نمیشود. اگر ارتباط بین دانش، دانشگاه و جامعه اتفاق نیفتد، فناوری نمیتواند به قدرت اجتماعی تبدیل شود.» از نگاه او، یک محصول زمانی به نوآوری واقعی تبدیل میشود که بتواند اثر اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی ایجاد کند و این اثر نیز باید قابلیت تکرار داشته باشد.

افشین توضیح داد: «فناوری اگر به نوآوری تبدیل نشود یعنی اثر ایجاد نکرده است. نوآوری هم باید بتواند به یک موفقیت پایدار و تکرارپذیر تبدیل شود. اگر قابلیتها پراکنده باشند و دولت، جامعه و نظام حکمرانی نتوانند آنها را سازماندهی کنند، نمیتوان از آنها بهعنوان قدرت استفاده کرد.»
به اعتقاد معاون علمی رئیسجمهور، اعتماد عمومی نیز بخشی از همین زنجیره است: «شما هرچقدر فناوری خوب تولید کنید، اگر مردم به آن اعتماد نکنند، همچنان ممکن است بگویند مدل خارجی بهتر است. نمیتوان فناوری را به مردم تحمیل کرد.»
او افزود: «امروز کشورها فقط در خود فناوری با هم رقابت نمیکنند؛ در روایتها هم رقابت میکنند. اینکه چطور توانمندی خود را روایت کنند، اعتماد اجتماعی بسازند و آینده را تصویر کنند، بخشی از رقابت کشورهاست.»
رسانه فقط ناظر تحول فناوری نیست
افشین با همین استدلال، رسانه را از یک «ناظر بیرونی» به یکی از بازیگران اکوسیستم فناوری ارتقا داد. او گفت: «رسانه دیگر فقط ناظر تحول فناوری نیست. رسانه نهادی است که به فناوری معنا میدهد، آن را ترجمه میکند و برایش روایت میسازد. اگر نتوانیم اعتماد عمومی و پذیرش اجتماعی را شکل بدهیم، بسیاری از فناوریها موفق نمیشوند.»
از نگاه او، رسانه باید در کنار گزارش محصول و موفقیت یک شرکت، سؤال دیگری را نیز دنبال کند: آیا این موفقیت محصول یک سازوکار تکرارپذیر است یا نتیجه عملکرد استثنایی یک فرد یا یک شرکت؟
او توضیح داد: «ممکن است یک محصول دانشبنیان ارزآوری زیادی داشته باشد، اما سؤال مهمتر این است که آیا زنجیرهای ایجاد شده که بتواند دوباره چنین محصولی تولید کند؟ اگر فقط یک نقطه پراکنده و یک نبوغ فردی باشد، تکرارپذیر نیست. ما دنبال مکانیزمی هستیم که قابلیت ایجاد کند.»
آینده ایران باید قابل روایت باشد
یکی از تأکیدهای مکرر افشین در این نشست، نقش رسانه در «روایت آینده» بود. او گفت: «کشوری که روایت آینده نداشته باشد، هر کسی یک ایده و تصویر جداگانه از آینده دارد. یکی از بحثهایی که رسانه باید آغاز کند این است که آینده ایران چه شکلی است.»
به گفته او، پروژههای بزرگ فناورانه کشورها فارغ از میزان موفقیت نهایی، اغلب یک تصویر از آینده میسازند و همین تصویر میتواند در جهتدهی سرمایه، نیروی انسانی و افکار عمومی مؤثر باشد.
افشین گفت: «باید بتوانیم تصویر کنیم که ایران ۱۰ سال آینده چه شکلی است. آیا تصویری از کشوری داریم که با کمبود آب، برق و انرژی دستوپنجه نرم میکند یا کشوری که بخشی از این مسائل را با فناوری حل کرده است؟ اگر تصویر مشترکی از آینده وجود نداشته باشد، نوآوری هم جهت پیدا نمیکند.» او این وظیفه را بخشی از تغییر پارادایم رسانه از «اطلاعرسانی» به «معماری گفتوگو» دانست.
پنج وظیفه برای رسانه در پارادایم جدید
بر مبنای صحبتهای افشین، نقش رسانه فناوری را میتوان در پنج حوزه خلاصه کرد: روایت آینده، آموزش جامعه و ترجمه مفاهیم پیچیده، ساخت اعتماد اجتماعی، شبکهسازی میان بازیگران اکوسیستم و مطالبهگری برای بهبود کیفیت حکمرانی فناوری.
او گفت: «رسانه فقط نباید خبر منتشر کند؛ باید آینده را روایت کند، جامعه را آموزش دهد، اعتماد اجتماعی ایجاد کند، بازیگران را به هم متصل کند و کیفیت حکمرانی فناوری را ارتقا دهد.»
به گفته او، زنجیره نوآوری زمانی شکل میگیرد که دانشگاه، پارک فناوری، صنعت، بازار و سرمایهگذار به یکدیگر متصل باشند؛ در حالی که بسیاری از این اجزا امروز مانند چرخدندههایی هستند که هرکدام بهتنهایی حرکت میکنند اما اتصال مؤثری میان آنها وجود ندارد.
افشین نقش رسانه را در نمایان کردن همین گسستها مهم دانست و تأکید کرد مطالبهگری رسانهای فقط ابزار ارزیابی عملکرد نیست، بلکه میتواند جهت سیاستگذاری را نیز تغییر دهد.
شکست شرکت فناور هم باید روایت شود
معاون علمی رئیسجمهور همچنین خواستار تغییر نگاه رسانهها به شکست در اکوسیستم نوآوری شد. او گفت: «سیستم نوآوری جایی است که افراد شکست میخورند و حسن آن این است که شکست تبدیل به تجربه میشود. آدمهایی که موفق شدهاند هم بدون شکست به آن نقطه نرسیدهاند. مهم این است که آن شکست به تجربه فناورانه تبدیل شود.»
از نگاه او، رسانه نباید فقط داستان شرکتهای موفق را روایت کند؛ شکست یک استارتاپ، شکست یک فناوری و حتی ورشکستگی یک شرکت نیز میتواند حاوی دانشی باشد که برای بازیگران بعدی اکوسیستم ارزش دارد.
او گفت: «باید با افراد موفق صحبت کنید که چطور موفق شدند و با کسانی که شکست خوردند هم صحبت کنید که چه تجربهای به دست آوردند. فرهنگ نوآوری فقط با نشان دادن موفقیت شکل نمیگیرد.»
علم نباید یک کالای لوکس تلقی شود
افشین در بخش دیگری از صحبتهایش به اهمیت سرمایهگذاری بلندمدت در پژوهش پرداخت و با اشاره به افزایش منابع بنیاد ملی علم، گفت حمایت پژوهشی باید بهعنوان یک سرمایهگذاری مستمر دیده شود، نه هزینهای که انتظار بازدهی فوری از آن وجود دارد.
او با اشاره به افزایش منابع حمایتی پژوهش به حدود یک همت تأکید کرد: «کشورهایی که در علم پیشرفت کردهاند سالها سرمایهگذاری کردهاند؛ چون میدانند بدون سرمایهگذاری در علم، خروجی پایدار ایجاد نمیشود.»
او همچنین برنامههایی مانند «شبهای علم» را نمونهای از تلاش برای نزدیک کردن دانشگاه و جامعه دانست؛ برنامههایی که در آنها مفاهیم علمی باید از ادبیات تخصصی خارج و برای عموم مردم قابل فهم شوند.
افشین گفت: «علم نباید در ذهن مردم یک چیز لوکس و لاکچری باشد. باید در جامعه نهادینه شود که کار خوب، کار علمی و کاری که پایه فناورانه دارد، میتواند مسئله حل کند.»
صحبتهای معاون علمی رئیسجمهور در نهایت به همان نقطهای بازگشت که بخش عمده این نشست حول آن شکل گرفته بود: مسئله فناوری فقط ساخت آزمایشگاه، تأمین سرمایه یا تولید محصول نیست. بدون اعتماد، روایت، ارتباط اجتماعی و تصویری مشترک از آینده، مجموعهای از دستاوردهای فناورانه میتواند همچنان بهصورت نقاط پراکنده باقی بماند.
از این منظر، المپیک فناوری نیز اگر قرار باشد از یک رقابت سالانه فراتر برود، نتیجه آن را نه فقط باید در تعداد شرکتکنندگان و برندگان، بلکه در تعداد استعدادهایی جستوجو کرد که وارد صنعت میشوند، تیمهایی که بعد از رقابت ادامه پیدا میکنند و زنجیرههایی که از دل این ارتباط شکل میگیرند؛ همان نقطهای که صفارینیا از آن با عنوان «اتصال استعداد به صنعت» یاد میکند و افشین آن را مسئله بزرگتر زیستبوم فناوری ایران میداند.