فرشاد اسماعیلیان، مدیرعامل هاستایران، معتقد است سازمانها نباید داشتن بکآپ، سایت پشتیبان یا چند مسیر تکرار داده را با برنامه تداوم کسبوکار اشتباه بگیرند. بکآپ فقط یکی از ابزارهای بازیابی است؛ درحالیکه BCP باید مشخص کند سازمان چگونه در کوتاهترین زمان ممکن خدمات حیاتی خود را به وضعیت عادی بازمیگرداند.
به گفته او، برنامه واقعی تداوم کسبوکار با تعریف فرایندها، نقشها و سناریوهای بحران آغاز میشود. سازمان باید بداند در ۲۴ ساعت نخست وقوع اختلال، هر فرد چه مسئولیتی دارد، چه تصمیمی باید بگیرد و کدام مسیر جایگزین را فعال کند. تفاوت یک سند تشریفاتی با BCP عملیاتی نیز در تمرین کردن همین سناریوهاست.
بسیاری از سازمانها تجهیزات پشتیبان یا چند سازوکار تکرار داده ایجاد کردهاند، اما مسیر واکنش به بحران را ننوشتهاند. گروهی دیگر نیز سناریو دارند، اما آن را آزمایش نمیکنند. نتیجه این است که ضعف واقعی معماری فقط هنگام قطعی برق، از دسترس خارج شدن دیتاسنتر یا نیاز به بازیابی داده آشکار میشود.
اسماعیلیان تأکید میکند که وجود فایل بکآپ کافی نیست. سازمان باید بهصورت مستمر بررسی کند که نسخه پشتیبان سالم است، قابلیت بازیابی دارد و در زمان مورد انتظار به سرویس عملیاتی تبدیل میشود. این آزمایشها باید زیرساخت دیتاسنتر، سرویس ابری و سامانههای نرمافزاری را نیز در بر بگیرند.
از نگاه او، کلاد در مقایسه با یک سرور فیزیکی منفرد، ظرفیت تابآوری بیشتری فراهم میکند؛ اما انتقال سرویس به ابر، تابآوری را کامل نمیکند و فقط بخشی از وابستگی را به ارائهدهنده ابری منتقل میکند. سازمان همچنان باید برای قطعی یک دیتاسنتر یا سرویسدهنده، مسیر جایگزین داشته باشد و تنوع در ارائهدهندگان، برق و ارتباطات را در معماری خود ببیند.
هوش مصنوعی نیز نیازهای این بازار را تغییر داده است. اجرای آن به پردازندههای گرافیکی، ذخیرهسازی سریع و حجیم، ارتباطات قدرتمند و دیتاسنترهایی نیاز دارد که توان پشتیبانی از این تجهیزات را داشته باشند. بنابراین ساخت زیرساخت هوش مصنوعی، خرید یک نرمافزار نیست؛ تکمیل یک زنجیره زیرساختی است.